مارکوپولو با پدر و عموی خود در سال 669 هجری (1271 میلادی) هنگام سفر به کشور چین از ایران نیز بازدید نمود (در دوران سلطنت آباقاخان فرزند هولاکوخان) او از شهرهای ایران مانند تبریز، سلطانیه، ساوه، کاشان، یزد و کرمان گذشته و از طریق خلیج فارس به سوی چین مسافرت نمود. بیست سال بعد نیز مارکوپولو هنگام مراجعت به اروپا باز هم از کشور ما دیدن کرد.

دوشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۶ - ۰۶:۵۰
مارکوپولو در ایران
در همین ایام معروفترین سیّاح قرن هفتم هجری (قرن سیزدهم میلادی) یعنی مارکوپولو با پدر و عموی خود در سال 669 هجری (1271 میلادی) هنگام سفر به کشور چین از ایران نیز بازدید نمود (در دوران سلطنت آباقاخان فرزند هولاکوخان) او از شهرهای ایران مانند تبریز، سلطانیه، ساوه، کاشان، یزد و کرمان گذشته و از طریق خلیج فارس به سوی چین مسافرت نمود. بیست سال بعد نیز مارکوپولو هنگام مراجعت به اروپا باز هم از کشور ما دیدن کرد. از این جهانگرد سفرنامه ای نیز برجای مانده است که در آن گزارش هایی مربوط به ایران که حاصل مشاهدات عینی اوست دیده می شود. آن چه در این کتاب آورده شده تا آن موقع برای غرب کاملا بیگانه بود با این سفرنامه دانشمندان غرب از مردمان متمدنی در شرق اطلاع حاصل کردند که تمدن خیره کننده و بزرگی در قدیم داشته اند و از دوران رومی ها دیگر کسی خبری از آن ها در دست نداشت. در آن دوران مهمترین شهر ایران تبریز بود که شهرت آن از بغداد نیز فراتر رفته بود و مسافران و جهانگردان در دیدار از این شهر تاخیر را جایز نمی شمردند. مارکوپولو که مدتی در تبریز توقف داشته این شهر را در سال 669 هجری (1271 میلادی) چنین تعریف و توصیف می کند: «تبریز شهری است بسیار بزرگ و آباد، مجلل و باشکوه که در دامنه کوهستان در سرزمین عراق بنا شده است مردم تبریز بازرگان و تاجر و مردمان صناعت پیشه می باشند؛ منسوجات ابریشم و حریر و زربفت این شهر شهره آفاق است. تجارت جواهر و انواع احجار کریمه در تبریز رونقی به سزا دارد به طوری که قاطبه تجار و بازرگانان فرنگستان به خصوص ایتالیایی ها و از جمله ژنی ها برای انجام امور تجارتی و خرید کالاهای پرسود و کمیاب به بازارهای تبریز هجوم می آوردند و سنگ های گرانبها را از گوهر فروشان این شهر با شکوه ابتیاع می کنند. بازرگانان و تجار از معامله و تجارت در تبریز سودهای هنگفتی نصیبشان می شود» نقطه بعدی که پس از تبریز مارکوپولو از آن نام می برد ساوه است که توسط مغولان ویران گردیده بود. مارکوپولو در قسمتی دیگر پس از تعریف و توصیف آبادی و عظمت، قشنگی و نظافت یزد چنین می گوید: «منسوجات ابریشمی بسیار خوب و مرغوبی در این شهر تهیه می شود که مشهور به «یزدی» است در نتیجه مرغوبیت و لطافت این کالای نفیس، منسوجات یزد در اقطار و اکناف عالم توسط بازرگانان ممالک مختلف جهان به فروش می رسد» پس از عبور از یزد «مارکوپولو» پدر و عمویش دشت وسیع و عظیمی را که فقط دارای واحه های انگشت شماری بود، در پشت اسب در مدت هفت روز طی کردند. در سرتاسر راه قرقاول های زیبا در دشت و دمن در پرواز بودند، مارکوپولو با تیر و کمان خود تعداد زیادی از این پرندگان زیبا را که دارای گوشت بسیار مطبوعی بود شکار نمود. در پایان روز هفتم بعد از عزیمت از یزد سیّاحان ونیزی به کرمان که به تازگی توسط قشون مغول گشوده شده بود، وارد گشتند. در آن شهر کان های گرانبهای زمرد کرمان که شهرت جهانی داشت توجه مارکوپولو را به خود جلب کرد و همچنین صنایع دستی زنان کرمان مورد تقدیر او واقع شد. سیّاحان ونیزی در دنباله سفرشان مورد حمله دزدان واقع شدند و توانستند به دهکده ای پناه ببرند. فقط بیست نفر از همسفران آن ها نجات یافتند و بقیه به اسارت درآمده بعضی کشته و برخی دیگر به معرض فروش درآمدند. پس از عبور از قلمرو سارقین مسلح، جاده ها رو به پایین و پست بود، هوا بیش از پیش گرم می گشت، آب و هوای خشک و سرد کوهستان ها اینک، مرطوب و معتدل می شد. بوی دریا به مشام سیّاحان می رسید؛ پرندگان رنگارنگی که هویتشان برای سیّاحان ونیزی مجهول بود در اطراف و اکناف مشغول پرواز بودند. خلاصه پس از مدتی «پولوها» به شهر «هرمز» که یک بندر مشهور و مهم بود وارد شدند. بازرگانان در قایق ها و کشتی های خود که مملو از ادویه و عاج، پوست های گرانبها و احجار کریمه و نفیسه بود از هندوستان به این بندر وارد می شدند. مارکوپولو توصیفی دقیق از هرمز در اختیار قرار داده است: «حرارت این بندر بسیار شدید است، آب و هوایش ناسالم می باشد. ... قوانین هرمز بسیار نامناسب می نماید. زیرا به محض فوت یک بازرگان بیگانه اموال و دارایی متوفی را پادشاه محل، تصرف می کند. شراب خرمای هرمز خوبست و مثل یک مسهل عمل می کند سکنه اصلی شهر گوشت نمی خورند و نان را فقط هنگامی میل می کنند که مریض باشند. خوراک اهالی خرما و ماهی نمک سود و لیمو و پیاز است. بشره و پوستشان سیاهرنگ و مسلمان می باشند. در تابستان، مردم، شهر را ترک گفته به باغ ها و بساتین روی می آورند. هنگامی که بادهای صحرایی به اهتزاز درمی آید، اهالی به آب پناه می برند و در اواخر پاییز کشت و کار می کنند و در اوایل بهار درو می نمایند» منبع: کتاب جهانگردی در قرآن و تمدن اسلامی مجله ايرانگردي و گردشكري ديار آشنا

برچسب‌ها

پربازدیدها

پربحث‌ها