طلبه شهيد حميد شفرئي، سال 1339شمسي در خانواده مذهبي در اصفهان چشم به جهان گشود.پساز گذراندن مقطع ابتدايي و راهنمايي وارد دبيرستان شد.اواخر دوره دبيرستان او، مصادف با وقوع زلزله طبس شد و در اين حادثه او نيز بههمراه امدادرسانان به کمک زلزلهزدگان شتافت و با تمام وجود به مجروحين و صدمهديدگان کمک ميکرد.
طلبه شهيد حميد شفرئي، سال 1339شمسي در خانواده مذهبي در اصفهان چشم به جهان گشود.پساز گذراندن مقطع ابتدايي و راهنمايي وارد دبيرستان شد.اواخر دوره دبيرستان او، مصادف با وقوع زلزله طبس شد و در اين حادثه او نيز بههمراه امدادرسانان به کمک زلزلهزدگان شتافت و با تمام وجود به مجروحين و صدمهديدگان کمک ميکرد. شهيد شفرئي پساز پيروزي انقلاب اسلامي، در جهاد سازندگي شهرستان بروجن مشغول به فعاليت شد و در جهت رفاه حال محرومين قدم برداشت.او همچنين در رشته رياضي دانشگاه اصفهان پذيرفته و مشغول تحصيل شد.ظلمهايي که از طريق استکبار جهاني نسبت به شيعيان لبنان و افغانستان تحميل ميشد، او را مصمم ساخت تا به کمک آنان بشتابد، اما تقدير الهي اينگونه رقم خورده بود که ميبايست در جبهههاي نوراني ايران شربت شهادت را بنوشد و عند ربهم يرزقون شود.شهيد شفرئي در آموزش و پرورش اصفهان شروع به فعاليت کرد و با اينکه به تدريس رياضيات ميپرداخت، لکن در ارتقاي بينش سياسي و ديني دانشآموزان تلاش مينمود.در سنگر تدريس و حين ارتباط با نوجوانان متوجه اين نکته ميشود که براي فهم درست و عميق مباني توحيدي و اعتقادي و تبليغ آن، بايد به حوزه علميه بيايد و از اينرو عازم قم شد. به اذعان استادان و دوستانش، در مدتي که در قم درس ميخواند، درسش از اقران بهتر بود و بهسرعت پيش ميرفت.اين طلبه ساعي براي دفاع از ميهن اسلامي عازم مناطق عملياتي جبههها شد. و سرانجام در نيمه شب در حاليکه با محبوب خويش به نجواي شبانه مشغول بود، در تاريخ ششم مهرماه 1361 به مقام رفيع شهادت نايل شد. فرازي از وصيتنامه شهيد: جرقه آگاهي به جانم شعله زد، بتهاي ذهني با تبر دشمن خرد شدند؛ تا اينکه خود را يافتم.تصميم گرفتم به حوزه بيايم و اين بناي وجودم را از ريشه بازسازي کنم.به خود گفتم که شايد مدتي جبههرفتن مرا بيشتر از حوزه دگرگون کند؛ اگر چنين شد با روحي مهذّب به حوزه باز خواهم گشت...و اگر شهادت نصيبم شد که خود سعادت بسيار بزرگي است. منبع: وبسایت افق حوزه



