
تولي يعني دوستي با دوستان خدا و پذيرش ولايت امر و رهبري راهبران پاك خدا. بي شك براساس اين اصل انسان مي تواند خود را عضو يك پيكر(جامعه اسلامي)بداند با اين طرز فكر اجتماع بهم پيوسته و هماهنگ ميشود و در سايه آن ميتواند استقلال و عزت خود را هماره پاس دارد. قرآن كريم مي فرمايد: و المومنون بعضهم يامرون بالمعروف و ينهون عن المنكر. مردان و زنان مومن برخي ولي برخي ديگرند به معروف و از منكر نهي ميكند. يامرون بالمعروف و ينهون عن المنكر كه در پايان آيه آمده يادآور اصلي است كه بيان كرديم زيرا در اجتماعي كه افراد آن با دوستي بهم پيوسته باشند نمي توانند نسبت به يكديگر بي تفاوت بمانند و به سرنوشت هم علاقه مند نباشند پس هرگاه يك نفر معروفي را ترك مي كند ديگران به او گوشزد مي كنند و نيز هنگامي كه منكري مي بينند در صدد اصلاح آن بر مي آيند. همين آيه شاهد آن است كه محبت مسلمانان نسبت بهم منشا مسؤوليت و تعهد است چراكه اگر اين مسؤوليت احساس نميشد امر به معروف و نهي از منكر نميكردند. ضمنا افراد جامعه اسلامي در سايه ي دوستي ويژه اي كه به رهبر ديني خويش دارند به همه ي خوبيها رهنمون ميشوند. رهبر بزرگ اسلام: امام باقر(ع)فرموده اند: بني الاسلام علي خمسة اشياء علي الصلوة و الزكوة و الحج و العلوم و الولاية... .اسلام بر 5اساس بنا شده است: نماز- زكات- حج- روزه- ولايت. زراره يكي ا ز شاگردان برجسته امام(ع)ميپرسد: كدام يك برتر است؟ مي فرمايند: ولايت چون كليد همه ي آنهاست ونيز به خاطر اينكه ولي راهنما و دليل ديگران است.تبري حافظ موجوديت ها- تبري يعني بيزاري از دشمنان خدا و سرباز زدن از اطاعت و قبول
حوزه ي اسلام در صورتي مصون از آفات مي ماند كه با بيگانگان روابطي محدود داشته باشد وگرنه بيگانگان در ميان آنان نفوذ ميكنند و
هدف از تبري:
اسلام نمي گويد مسلمان بايد با غير مسلمان هيچ گونه ارتباطي نداشته باشد بلكه چون آييني جهاني و همگاني است به يك مكان يا زمان خاص اختصاص ندارد آغوش خود را براي پذيرش همه ي ملتها باز گذارده است و اين خود لازم مي دارد كه با ديگران بي ارتباط نباشد. پس تولي و تبري مفهوم خاصي دارد كه با اصل جهاني بودن اسلام سازگار است. بايد گفت: يكي از اهداف اسلام از تولي و تبري اين است بايد دستورهاي رهبر ديني و پيشرو خود را ايفا كند نه اينكه مجري طرح و نقشه ي بيگانگان باشد او بايد نسبت به بيگانگان الهام دهنده باشد نه الهام گيرنده و مقلد و دنباله رو او بايد از اينكه كافران را ولي و سرپرست خويش قرار دهد اكيدا بپرهيزيد. از اين رو قرآن در بسياري از آيات به مسلمانان هشدار داده است كه بيگانگان كافر را ولي و متصدي امور خود قرار ندهيد و از فرمانشان اطاعت نكنيد زيرا اينگونه آقا بال ي سرها اثر فكري و رواني دارد و سرانجام مسلمانان را تحت تاثير قرار مي دهد. پذيرش ولايت و سرپرستي آنان سبب مي شود كه الگو شوند و مسلمانان پيرو آنان باشند اين كار براي جامه ي اسلامي خطرهاي بسيار دارد. قرآن در اين باره مي فرمايد: اي مومنان كافران را به جاي مومنين اولياء خويش قرار نگيريد و هر كه چنين كند بهره اي از ولايت خدا ندارد و از اولياء و در حذب او نيست. پيوند با كافر پذيرش رهبري آنان بر مومنين خطر بزرگي است كه مسلمان بايد از آن بهراسد ملتي كه در سرنوشت خود نفوذ بيگانه را لمس مي كند و آن را در شريان هاي زندگي خويش جاري مي بيند كم كم بدان خو مي گيرد و روح مقاومت مبارزه ي با بيگانگان و استقلال طلبي در او مي ميرد پيوند با دشمنان دين در فكر و روان تاثير شگرفي دارد و موجب مي شود ايمان به خدا- پيامبر- معاد- قرآن و قوانين كامل اسلام به سستي خداي نكرده به نابودي بيانجامد و جامعه را به الحاد لا ابا ليگري در امور ديني و فساد و گناه مي كشاند و چون افراد چنين شدند براي يغماگران استعمارگر كه در كمين نشسته اند و نقشه طرح مي كنند همواره مي شود تا بر ذخاير و مادي و معنوي آنان دست يازند و چياول كنند و اين همان ضرر بزرگ يعني از كف دادن سيادت و عزت و پوشيدن جامه ي ننگ و ذلت دشمنان دشمنان هميشه مي كوشند براي نفوذ به جامه ي اسلامي طرح دوستي بريزند و آن را پلي براي آرمانهاي خويش قرار دهند و تا ما را پيرو نقشه هاي خود نكنند از پاي نمي شينند چنانكه قرآن ميفرمايد: يهود و نماري هرگز از تو خشنود نمي شوند مگر اينكه آيين آنان را متابعت كني.منبع : سراج نت


