اثار جهل و بي خردي در احاديث و قران چيست ؟

سه‌شنبه ۱۷ بهمن ۱۳۹۶ - ۰۰:۰۰
آثار جهل و بي خردي

 آثار جهل و بي خردي
ملاحظه آنچه اسلام در ابواب مختلف معرفت‌شناختى آورده، نشان مي‌دهد كه اين آيين الهى، براى ساختن جامعه ارزشىِ مورد نظر خود، پيش و بيش از هر چيز ديگر، به انديشه و شناخت و آگاهى، اهمّيت داده و انسان‌ها را از خطر «جهل» و ناداني و به كار نينداختن انديشه، بر حذر داشته است و هشدار مي‌دهد:
قرآن مي‌فرمايد: «قطعاً بدترين جنبندگان نزد خدا، كران و لالاني‌اند كه نمي‌انديشند». (1)
پيامبر خدا (صلى الله عليه و آله) مي‌فرمايد: «اى على! هيچ تنگ‌دستي‌اى، بدتر از نادانى نيست و هيچ سرمايه‌اى، سودمندتر از خردمندى نيست».(2) «دوست هر انسانى، خِرد اوست و دشمن او، ناداني‌اش». (3)
مفهوم عقل و جهل، از مفاهيم اساسى و بنيادى در آموزه‏هاى دينى است. در روايات به نقش مهم عقل و جهل در تأمين انرژى و بروز رفتار انگيزشى اشاره شده است. بر اساس آيات و روايات، رفتار انگيزشى، بر اساس ساز و كارهاى عقل و جهل ايجاد مي‌شود. ساز و كار عقل، تسهيل كننده فعّاليت‌هاى هدفدار و مثبت، و ساز و كارهاى جهل، ايجاد كننده رفتارهاى منفى است.
از منظر اسلام؛ جهل، داراي آثار بدي است كه آفت شكوفايى انسانيت و ريشه همه مفاسد فردى و اجتماعى است و تا اين آفت، ريشه‌كن نشود، ارزش‌ها شكوفا نمي‌گردند و جامعه انسانى تحقّق نمي‌يابد.
آثار جهل و ناداني
در اين‌جا براي نمونه؛ به تعدادي از آثار جهل و ناداني اشاره مي‌شود:
1. كفر
در قرآن مي‌خوانيم:
«مَثَل [تو در دعوت] كافران، بسان كسى است كه [گوسفندان و حيوانات را براى نجات از چنگال خطر،] صدا مي‌زند ولى آنها چيزى جز سر و صدا نمي‌شنوند [و حقيقت و مفهوم گفتار او را درك نمي‌كنند. اين كافران، در واقع] كر و لال و نابينا هستند از اين‌رو چيزى نمي‌فهمند». (4) در اين آيه به بيان اين مطلب مي‌پردازد كه چرا كافران در برابر دلائل روشن انعطافى نشان نمي‌دهند و هم‌چنان بر گمراهى و كفر اصرار مي‌ورزند؟ و علت آن‌را در اين مي‌داند كه چشم و گوش دل آنها بسته شده و همين موجب ناداني و بي‌عقلي مي‌شود؛ زيرا راه شناخت و دانايي را به جهت كفر از دست داده‌اند. (5)
در روايات نيز كفر به عنوان يك اثر جهل و ناداني معرفي شده است:

حاديث اسلامى مملوّ است از تعبيراتى كه نشان مي‌دهد رابطه تنگاتنگى در ميان علم و معرفت و آگاهى، با فضائل اخلاقى؛ و جهل و بي‌خبرى و ناآگاهى، با رذائل اخلاقى وجود دارد، و نشان مي‌دهند كه يكى از طرق مؤثّر تهذيب نفوس، بالا بردن سطح دانش و معرفت آنها و افزايش آگاهى، و شناخت مبدأ و معاد، و اطّلاع بر آثار و پيامدهاى فضايل و رذايل اخلاقى است. براي نمونه؛ روايات زير رابطه ميان جهل و رذائل اخلاقي را تبيين مي‌كند كه در واقع از آثار جهل و ناداني اخلاق زشت و ناپسند مي‌باشد:

پيامبر خدا (صلى الله عليه و آله) مي‌فرمايد: «تمامى خوبي‌ها با عقل [و دانايي] به دست آيد و كسى كه عاقل نيست، دين ندارد». ‏(6) چون شاخصه عقل سليم و دانايي آدمي، خوبي‌ها است. هر چقدر خوبي و نيكي انجام داد، دلالت بر اين است كه عقلمش سالم و دانا است. هر چقدر شرّ به وجود آورد و شرارت‌ كرد، دلالت بر اين است كه عقل ندارد و نادان است. تا اين‌كه اثر استمرار به ناداني و نقص عقل، بي‌ديني خواهد بود. در حقيقت آن كه به شرّ گرفتار مي‌شود، نشانه اين است كه عقل و علم ندارد در حالي كه دين هم توأم است با عقل و دانايي؛ چرا كه ميان عقل و دانايي رابطه عميق وجود دارد و تعقّل موجب دانايي است.
امام على (عليه السلام) مي‌فرمايد: «هيچ‌كس كافر نگشت، مگر آن‌كه جاهل بود».(7)
2. بالاترين بدي‌ها
پيامبر (صلى الله عليه و آله): «نادانى، بالاترين همه بدي‌ها است». (8)
امام على (عليه السلام): «نادانى، ريشه هر بدى است». (9)
3. دشمنى با دانش و دانشمند
امام على (عليه السلام):
«آنكه چيزى را نداند، با آن دشمنى ورزد». (10)
«آن‌كس كه چيزى را نداند، از آن عيبجويى كند». (11)
«هيچ‌كس مانند نادانان، با دانشمندانْ مخالفت نكرد». (12)
4. مرگ جان‏ و روح
امام على (عليه السلام):
«نادانى، زنده‌ها را بميراند و بدبختى را جاودانه سازد».(13)
«دانشمند، زنده‌اى ميان مردگان است و نادان، مرده‌اى ميان زندگان». (14)
5. اخلاق زشت‏
احاديث اسلامى مملوّ است از تعبيراتى كه نشان مي‌دهد رابطه تنگاتنگى در ميان علم و معرفت و آگاهى، با فضائل اخلاقى؛ و جهل و بي‌خبرى و ناآگاهى، با رذائل اخلاقى وجود دارد، و نشان مي‌دهند كه يكى از طرق مؤثّر تهذيب نفوس، بالا بردن سطح دانش و معرفت آنها و افزايش آگاهى، و شناخت مبدأ و معاد، و اطّلاع بر آثار و پيامدهاى فضايل و رذايل اخلاقى است. براي نمونه؛ روايات زير رابطه ميان جهل و رذائل اخلاقي را تبيين مي‌كند كه در واقع از آثار جهل و ناداني اخلاق زشت و ناپسند مي‌باشد:
امام على (عليه السلام): «حرص و طمع‏ و بخل، نتيجه نادانى است»؛(15) چرا كه شخص حريص و طمّاع، غالباً به سراغ چيزهايى مي‌رود كه بيش از نياز زندگى اوست؛ و در واقع، علاقه او به مال و ثروت و مواهب مادّى يك علاقه جاهلانه و از روي ناداني ‏است؛ و همچنين بخيل با بُخلش، چيزهايى را براى خود نگهدارى مي‌كند كه ‏هرگز در زندگى شخصى او قابل جذب نيست، بلكه آن‌را براى ديگران وا مي‌گذارد و مي‌رود!
امام على (عليه السلام): «بنياد نادانى، حماقت است». (16)
امام صادق (عليه السلام): «نادانى در سه چيز است: خودخواهى، جدل بسيار و نادانى به خداوند، و اينان‌اند زيانكاران». (17)
6. لغزش‏
امام على (عليه السلام):
«نادانى، پا را بلغزاند و پشيمانى به جاى گذارد». (18)
«نادانى، مركبى چموش است؛ آن‌كه بر آن سوار شود، بلغزد و هركه با آن همراه شود، گمراه گردد». (19)
7. ذلت و خوارى‏
امام على (عليه السلام):
«چه بسيار عزيزانى را كه نادانى خوار ساخت». (20)
«خوارى نادانى، بزرگ‌ترين خوارى است». (21)
8. بدى دنيا و آخرت‏
پيامبر خدا (صلى الله عليه و آله): «بدى دنيا و آخرت با نادانى است». (22)
امام على (عليه السلام): «نادانى، آخرت را تباه سازد». (23)
_________________________________

پی نوشت ها:
1 . «إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذِينَ لا يَعْقِلُونَ»؛ انفال، آيه 22.
2 . «يا عَلِيُّ، لا فَقرَ أشَدُّ مِنَ الجَهلِ، ولا مالَ أعوَدُ مِنَ العَقل‏»؛ برقي، ابو جعفر احمد بن محمد بن خالد، المحاسن، قم، دار الكتب الإسلامية، چاپ دوم، 1371ق، ج ‏1، ص 17.
3 . «صَديقُ كُلِّ امرِىً عَقلُهُ، وعَدُوُّهُ جَهلُهُ»؛ همان، ص 194.
4 . «وَ مَثَلُ الَّذِينَ كَفَرُوا كَمَثَلِ الَّذِي يَنْعِقُ بِما لا يَسْمَعُ إِلَّا دُعاءً وَ نِداءً صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لا يَعْقِلُونَ»؛ بقره، 171.
5 . ر. ك: مكارم شيرازي، ناصر، تفسير نمونه، تهران، دار الكتب الإسلامية، چاپ اول، 1374ش،ج ‏1، ص 577 – 579.
6 . «إنَّما يُدرَكُ الخَيرُ كُلُّهُ بِالعَقلِ، و لا دينَ لِمَن لا عَقلَ لَه‏»؛ ابن شعبه حراني، حسن بن علي، تحف العقول عن آل الرسول (صلي الله عليه و آله)، قم، دفتر انتشارات اسلامي، چاپ دوم، 1404ق، ص 54.
7. «ما كَفَرَ الكافِرُ حَتّى‏ جَهِل»؛ ‏ تميمي آمدي، عبد الواحد بن محمد، غرر الحكم و درر الكلم، قم، دار الكتاب الإسلامي، چاپ دوم، 1410ق، ص 688.
8 . «الجَهلُ رَأسُ الشَّرِّ كُلِّه‏»؛ مجلسي، محمد باقر، بحار الانوار، بيروت، دار إحياء التراث العربي، چاپ دوم، 1403ق، ج ‏74، ص 175.
9 . «الجَهلُ أصلُ كُلِّ شَر»؛ غرر الحكم و درر الكلم، ص 48.
10 . «مَن جَهِلَ شَيئًا عاداه‏»؛ كراجكي، محمد بن علي، كنز الفوائد، قم، دارالذخائر، چاپ اول، 1410ق، ج ‏2، ص 182.
11 . «مَن جَهِلَ شَيئًا عابَه‏»؛ ابن أبي الحديد، عبد الحميد بن هبه الله، شرح نهج البلاغة، قم، مكتبة آية الله المرعشي النجفي، چاپ اول، 1404ق، ج ‏20، ص 308.
12 . «ما ضادَّ العُلَماءَ كَالجُهّال»؛ ليثي واسطي، علي، عيون الحكم و المواعظ، قم، دار الحديث، چاپ اول، 1376ش، ‏ ص 480.
13 . «الجَهلُ مُميتُ الأَحياءِ ومُخَلِّدُ الشَّقاء»؛ غرر الحكم و درر الكلم، ص 78.
14 . «العالِمُ حَيٌّ بَينَ المَوتى‏، الجاهِلُ مَيِّتٌ بَينَ الأَحياءِ»؛ همان، ص 121.
15 . «الحِرصُ وَالشَّرَهُ وَالبُخلُ نَتيجَةُ الجَهل‏»؛ همان، ص 87.
16 . «رَأسُ الجَهلِ الخُرق‏»؛ همان، ص 376.
17 . «الجَهلُ في ثَلاثٍ: الكِبرِ، و شِدَّةِ المِراءِ، وَ الجَهلِ باللهِ، فَاولئِكَ هُمُ الخاسِرون‏»؛ بحار الأنوار، ج ‏1، ص 131.
18. «الجَهلُ يُزِلُّ القَدَمَ و يورِثُ النَّدَم‏»؛ غرر الحكم و درر الكلم، ص 72.
19. «الجَهلُ مَطِيَّةٌ شَموسٌ، مَن رَكِبَها زَلَّ و مَن صَحِبَها ضَل‏»؛ همان، 109.
20 . «كَم مِن عَزيزٍ أذَلَّهُ جَهلُهُ»؛ همان، ص 512.
21 . «ذِلَّةُ الجَهلِ أعظَمُ ذِلَّة»؛ همان، ص 427.
22 . «شَرُّ الدُّنيا وَ الآخِرَةِ مَعَ الجَهل»؛ ‏ فتال نيشابوري، محمد بن احمد، روضة الواعظين و بصيرة المتعظين، قم، انتشارات رضي، چاپ اول، 1375ش، ج ‏1، ص 12.
23. «الجَهلُ يُفسِدُ المَعاد»؛ غرر الحكم و درر الكلم، ص 39


منبع:پرسمان

پربازدیدها

پربحث‌ها