اوستا پنج گونه آتش را نام برده است و بر هر یک درود مخصوص فرستاده است.

دوشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۹۶ - ۰۰:۰۰
آتش در عقاید ایرانیان باستان (1) 

آتش در عقاید ایرانیان باستان (1)
واژه آتش در اوستا

واژه آتش در اوستا به صورت اتر، و در زبان پهلوی به صورت آتور و آتر و آتش، و در زبان پارسی به صورت آذر و آدر، و در گویش های گوناگون آن به صورت های آتیش، آدیش، تش و شکل های کم و بیش نزدیک به این صورت ها آمده و ثبت و ضبط شده است. ریشه این کلمه در زبان سانسکریت آدری بوده است و مفهوم آن زبانه و شعله آتش است و به عنوان صفت ایزد آتش که آگنی نامیده می شده، نیز به کار می رفته است. آتش، (یا آذر) در ایران پیش از اسلام عنصری مقدس بوده و در عقاید زردشتیان مظهر فروغ ایزدی و پسر اهورمزدا به شمار می آمده و جنبه، الوهیت داشته است (یسنا، 25: 7). همانند دیگر ایزدان زردشتی، آتش نیز دعایی ویژه دارد که «آتش نیایش» خوانده می شود. در منابع متأخرتر دورهساسانی، آتش هفتمین مخلوق از «مخلوقات هفتگانه گیتی» (مخلوق این جهانی) به شمار آمده است (بندهشن، 3: 7؛ زادسپرم، 1: 25). احتمال دارد که منظور از خورشید و روشنان در آغاز فروردین یشت، که از 6 مخلوق سخن رفته، آتش باشد. اورمزد همه آفریدگان «مینو» (آفریدگان در حالت غیر محسوس و روحانی) را پیش از درآمدن به صورت «گیتی» (به صورت محسوس و جسمانی)، نخست به شکل «اخگر آتشی» آفرید که این صورت خود برخاسته از روشنی بی آغاز (نور ازلی) اورمزد است (بندهشن،  روایات پهلوی، ). همچنین آمده است که اورمزد آت را از دل خویش آفرید و نور آن را از نور ازلی خلق کرد (روایات پهلوی، 44: 28). جنس آتش همچون آسمان و فلز و باد، نر به شمار آمده است (بندهشن، 15 الف: 1). گفته شده که آتش در همه آفریدگان وجود دارد: در آسمان به صورت نور خورشید و روشنان دیگر و نیز به صورت برق؛ در زمین نیز گرمی آتش است که ریشه های درختان و چشمه های آبها را زنده نگاه می دارد. بدن گیومرث (نمونه نخستین و مثالی بشر که اولین زوج بشر از او پدید آمده است) و گاو ایوداد (نمونه نخستین چارپایان) از زمین، ولی نطفه آنان از آتش بود (بندهشن، ).

انواع آتش در اوستا و در کتابهای پهلوی

اوستا پنج گونه آتش را نام برده است و بر هر یک درود مخصوص فرستاده است.
نخستین آتش، آتش بزرگ است که به آتش بهرام مشهور بوده است و در آتشکده ها نگاهداری می شده است.
دومین آتش در بدن جانوران و کالبد آدمی پنهان است و آتش درون نامیده شده است.
سومین آتش در روییدنی ها و بدنه چوبین گیاهان و درختان جاری است و مولد جیات نباتات و جانداران است.
چهارمین آتش در ابر ها نهفته است و به صورت برقش یا آذرخش از دل ابرها بیرون می جهد و این همان آتش جهنده ای است که از گرز تشتر زبانه می کشد و شراره می گیرد.
پنجمین آتش، آتش ایزدی است که در عرش جاودان و در برابر اهورامزدا قرار دارد.

آتش مقدس زندگی در نهاد تمام فرزندان طبیعت، به امانت گذشاته شده است و به همه موجودات جهان ارمغان داده شده است.


آتش مقدس زندگی در نهاد تمام فرزندان طبیعت، به امانت گذشاته شده است و به همه موجودات جهان ارمغان داده شده است. گوهر زندگی انسان و سایر موجودات زنده و جاندار همین آتش جاودانه درون است، آتشی که هرگز نمی میرد و مظهر دوام و بقای جان است. این همان آتش درون است که از آن تعبیر به آتش نامیرای عشق و آتش جاودان جان شده است و گوهر هستی موجودات زنده، به ویژه آدمیزاده است. ادبیات اساطیری و عرفانی ما سرشار است از روشنی و شعله این آتش نامیرا. آتش مینوی نگاهبان و نگه دارنده زدگی جانوران است، و آتش زمینی پاک سازنده و سوزنده پلیدی و پلشتی و گناه است. رسم برافروختن آتش در اغلب جشن های آیینی ایران باستان وجود داشته است. از جشن سده که جشن رسمی ستایش و گرامی داشت آتش بوده است تا جشن چهارشنبه سوری، از جشن شب یلدا تا جشن مهرگان و جشن آذرگان، و از همه مهم تر جشن نوروز. در خانه های ایرانیان باستان، در روز نخست فروردین، پس از آراستن اتاق برگزاری مراسم نوروز، روی میز مراسم، کوزه ای آب و صراحی شراب و گلدانی گل و بشقابی شیرینی و کاسه ای نقل و آتشدانی پر از آتش می گذاشتند و آتش را با چوب صندل و عود و سایر چوب های خوشبو نیرو می دادند و هر کس موظف بود که با دست خود چوب بر آتش بگذارد و نام درگذشتگان خود را بر شمارد، زیرا بر این باور بودند که روح آن ها که در گذشته اند در صورت یاد کردن از ایشان به خانه و کاشانه زمینی خود بر می گردد و از روشنایی آتش شاد دلگرم و روشن روان می شود و تطهیر می گردد. آتش نوروزی در تمام مدت جشن های نوروزی روشن نگاه داشته می شد و به طور مداوم با چوب های معطر عود و صندل جان تازه و فروغ نو می گرفت و زبانه می کشید. این آتش پاک کننده بدی ها و گناهان بود و برکت بخشنده و میمنت بار، و ارمغان آور بهروزی و تندرستی و شادکامی، در تمام طول سال آینده برای اهل خانه و خویشان آن ها بود و هر چه مشتعل تر می شد خیر و برکت و میمنت آن افزون تر و بخشندگی آن کریمانه تر می شد و سرچشمه خجستگی و بهروزی افزون تر می گشت. نگهبانی و پاسداری آتش در ایران باستان بر عهده اردیبهشت بوده است. اردیبهشت که از امشاسپندان بوده است در عالم روحانی نماینده راستی و پاکی و تقدس اهورامزدا است و در عالم مادی، نگهبان همه آتش های روی زمین. واژه آذردر زبان فارسی شکل دیگری از آتش و یکی از قدیمی ترین نام های آن در زبان های آریایی است. یسنای 62 در ستایش آذر می باشد و آتش نیایش که نماز ویژه آتش است، از این یسنا گرفته شده است. مطابق متن یشت ها، آذر ایزد نگهبان خاص آتش بوده است و از میان گیاهان آذرگون یا آذریون به ایزد آذر اختصاص داشته است. نهمین ماه سال و نهمین روز هر ماه به نام این ایزد و آذر روز از آذر ماه جشن آذرگان بوده است، که در این روز مردم در آتشکده ها، آتش نیایش می خوانده اند.

آتش درسروده هاى گاهانى

گاتها اصیل ترین پاره اوستاى موجوداند؛ سروده هایى که به باور عموم پژوهندگان از خود زرتشت به جامانده است. نیایش با آتش و احترام به آن در میان ایرانیان سابقه اى دیرینه و کهن تر از آیین زرتشت دارد. استاد زرین کوب این رسم و باور رابازمانده و یادگارى عصر پیش از جدایى اقوام هند و ایرانى مى داند و در باره خویشکارى آتش مى نویسد: نقش آتش در داورى بین پاک و ناپاک و درست و نادرست به ادوار قبل از جدایى اقوام هند و آریایى مى رسد. علاوه بر این با توجه به اساطیر ایران باستان مشاهده مى کنیم که باور به ایزد آذر بر تعالیم زرتشت مقدم است. پس مى توان به صراحت این ایده را مطرح کرد که آتش پرستارى و نیایش با آن جزیى از بدنه اصلى آیین زرتشت نیست. به هر حال آتش در سروده هاى گاهانى تقدس و نقش خود را حفظ کرده است و مظهر عدالت و داد خداوندى است. مزدا پرستان در نزد آن نماز به پا مى دارند و سوپرستى است. زردشت ادعا مى کند که در پرتو گرماى آذر، نیروى «منش نیک» به او روى آورد. در پرتو گرماى آذر تو - که نیرومندى اش از اشه است - نیروى «منش نیک» به من روى خواهد نمود. آذر در جهان پسین نشان دهنده و مشخص کننده جایگاه نیکوکاران و بدکاران است. اى مزدا اهوره! با آذر فروزان خویش، واپسین جایگاه هر دو گروه پیروان راستین و پیروان دروندرا آشکار کن. علاوه بر این خویشکارى آتش در آن سرا براى نیکان موجب خیر و خوشى و شادکامى است و براى بدکاران وسیله عذاب وکیفر است: اى مزدا! تو با آذر فروزان و آهن گدازان هر دو گروه را خواهى آزمود پاداش و پادافره خواهى داد. هر یک از آفریدگان جهان در حمایت یکی از ایزدان است و نگاهبان آتش، اردیبهشت امشاسپند است (بندهشن، 3: 15، 26: 41 به بعد). این پیوستگی آتش و اشه (اردیبهشت) را در کهن ترین بخش اوستا یعنی گاهان نیز می بینیم (یسنای 43، بند 4 و غیره). اهریمن همان گونه که در آغاز خلقت بر همه افریدگان تاخت و آنها را آلوده ساخت، بر آتش نیز حمله برد. دودی که همراه آتش است، اثری از آلودگی اهریمن است.
منبع:پرسمان

پربازدیدها

پربحث‌ها