سيره اصحاب، تبرّك جستن به ظرف غذاى پيامبرصلى الله عليه وآله، چاههايى كه آن حضرت از آنها آب نوشيده بود و... - چه در زمان حيات او و چه بعد از رحلت وى - بوده است
يوسف، آيه 93 تا 96 * توسل و تبرك «اذْهَبُوا بِقَمِيصِي هذا فَأَلْقُوهُ عَلى وَجْهِ أَبِي يَأْتِ بَصِيراً وَ أْتُونِي بِأَهْلِكُمْ أَجْمَعِينَ. وَ لَمَّا فَصَلَتِ الْعِيرُ قالَ أَبُوهُمْ إِنِّي لَأَجِدُ رِيحَ يُوسُفَ لَوْ لا أَنْ تُفَنِّدُونِ. قالُوا تَاللَّهِ إِنَّكَ لَفِي ضَلالِكَ الْقَدِيمِ. فَلَمَّا أَنْ جاءَ الْبَشِيرُ أَلْقاهُ عَلى وَجْهِهِ فَارْتَدَّ بَصِيراً» يوسف (12)، آيه 93-96.؛ «و چون كاروان رهسپار شد، پدرشان گفت: اگر مرا به كمخردى نسبت ندهيد، بوى يوسف را مىشنوم. گفتند: به خدا سوگند! تو سخت در گمراهىِ ديرين خود هستى؛ پس چون مژدهرسان آمد، آن (-(پيراهن)-) را بر چهره او انداخت؛ پس بينا گرديد. گفت: «آيا به شما نگفتم كه بىشك من از (-(عنايت)-) خدا چيزهايى مىدانم كه شما نمىدانيد»؟ «تبرك» به معنى مبارك شدن و بركت پيدا كردن است. در پاسخ به اين سؤال، چند مطلب را اگر در نظر بگيريم، به سهولت پاسخ آن را در مىيابيم. اين مطالب عبارتند از: 1. تبرك، منشأ و مبداء و ريشه قرآنى دارد. زمانى كه حضرت يعقوب نبىعليه السلام از فراق يوسف نابينا شد، به تصريح قرآن كريم، حضرت يعقوب، لباس يوسف را بر چشم خود نهاد و بينايى خود را باز يافت؛ «فَلَمَّا أَنْ جاءَ الْبَشِيرُ أَلْقاهُ عَلى وَجْهِهِ فَارْتَدَّ بَصِيراً قالَ أَ لَمْ أَقُلْ لَكُمْ إِنِّى أَعْلَمُ مِنَ اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ»؛ يوسف (12)، آيه 96.؛ «پس چون مژده رسان آمد، آن پيراهن را بر چهره او انداخت؛ پس بينا گرديد. گفت: آيا به شما نگفتم كه بىشك من از (-(عنايت)-) خدا چيزهايى مىدانم كه شما نمىدانيد»؟ تبرّك و استشفا به پيراهن يوسف، نمونهاى از تبرّك و استشفا به چيزى است كه به شكلى، منسوب به اولياى الهى است. نقل اين داستان توسط قرآن و عدم رد آن، نشان دهنده تأييد آن مىباشد. 2. در تاريخ نبى مكرم اسلامصلى الله عليه وآله نيز چنين چيزى اتفاق افتاده است. بر اساس روايات معتبر نزد شيعه و سنى، اصحاب پيامبر اكرمصلى الله عليه وآله هنگام وضو گرفتن وى، هجوم مىآوردند؛ تا هر كسى قطرهاى از آب وضوى او را به عنوان تبرّك، برگيرد؛ به گونهاى كه نمىگذاشتند قطرهاى از آب وضوى پيامبرصلى الله عليه وآله بر زمين بريزد و اگر به كسى چيزى نمىرسيد، از رطوبت دست ديگرى استفاده مىكرد. صحيح بخارى، ج 1، ص 33 و ج 7، ص 50؛ مسند احمد، ج 4، ص 329 و 330. مورد ديگر اين كه پيامبر قباى خود را كفن فاطمه بنت اسد قرارداد و در قبر او خوابيد؛ تا به بركت اين عمل، فاطمه بنت اسد از سختى شب اول قبر در امان باشد. سيره اصحاب، تبرّك جستن به ظرف غذاى پيامبرصلى الله عليه وآله، چاههايى كه آن حضرت از آنها آب نوشيده بود و... - چه در زمان حيات او و چه بعد از رحلت وى - بوده است. صحيح بخارى، ج 3، ص 35؛ المغازى؛ فضائل اصحاب النبى، باب مناقب على بن ابيطالب؛ صحيح مسلم، كتاب الجهاد السير، ح 132؛ صحيح مسلم، كتاب الحج، ح 323 و 326؛ مسند احمد، ج 5، ص 68. بنابراين، اصل تبرك، جايز است؛ ولى بايد توجه داشت كه اشياى متبرك شده، هيچ اختيارى از خود ندارند و هيچ مشكلى را به خودى خود نمىتوانند از انسان برطرف كنند و حتى حفظ خود آن پارچهها و پرده كعبه و ضريح امامعليه السلام با خداوند است. 3. اگر تبرّك جستن به قطرات آب ويا ظرف غذاى پيامبرصلى الله عليه وآله، شرك و حرام بود، وظيفه آن حضرت، نهى و بازداشتن اصحاب از اين عمل بود؛ چنان كه در مورد تصور مردم - هنگام فوت ابراهيم، فرزند آن حضرت - درباره ارتباط خورشيد گرفتگى با غم پيامبرصلى الله عليه وآله، وى بر فراز منبر، مردم را از اين خرافه نهى فرمود. اصولاً مبارزه با شرك و خرافهپرستى، جزء اصلىترين وظايف پيامبران بوده است. آيا تبرك جستن عامه مردم به بزرگان و يا اشيا، براى پرستيدن آنها شرك است؟ قطعاً چنين نيست؛ حتى اكنون كه هر ساله پرده كعبه تعويض مىشود، پرده سال قبل را قطعه قطعه مىكنند و با تشريفات خاص به عنوان احترام، به كشورها و سفراى آنان هديه مىدهند. سؤال ما اين است كه معناى اين عمل، آيا چيزى غير از تبرّك است كه خود وهابيون آن قدر از آن نهى مىكنند؟ حال پيامبران و امامان بدان جهت كه بندگان شايسته خداوند هستند، سزاوار احترام و محبتند و احترام و ابراز ارادت به آنان، بدان جهت نيست كه براى آنان در مقابل خدا، مقام و ارزشى مستقل قائل باشيم؛ بلكه آنان مستقل از خدا، هيچ چيزى ندارند و همه عظمت آنان و عشق و محبت ما به ايشان، ناشى از آن است كه آنان در اوج معرفت، بندگى و عبوديت حضرت حق قرار دارند و مورد عنايت خاص پروردگار مىباشند. بوسيدن ضريح امامانعليهم السلام و اولياى الهى، برخاسته از عشق و محبت نسبت به آنان است؛ همان گونه كه عاشق، هر چيزى را كه منتسب به معشوق است، مىبويد و مىبوسد و به سينه مىچسباند. براى زائر امام معصومعليه السلام، سنگ و چوب، ارزشى ندارد. بوسيدن ضريح و در و ديوار حرم، از آن جهت است كه منسوب به محبوبش، يعنى امام معصومعليه السلام است. بنابراين، بوسيدن و تبرك جستن، بدون اعتقاد به الوهيت يا ربوبيت (فاعليت استقلالى)، شرك نيست. براساس داورى وهابيان - كه صرف بوسيدن و تبرك جستن به آثار اولياى الهى شرك و حرام است - پيامبر اكرم و اصحابش و نيز يعقوب نبى و همه انسانها - حتى خود وهابيان كه فرزندان خود را مىبوسند - مرتكب شرك و حرام شدهاند و فرق گذاردن بين بوسيدن كسى كه زنده است و ضريح كسى كه از دنيا رفته، دليل قابل قبولى ندارد؛ اگر شرك است، بايد هر دو مورد، شرك باشد. منبع:پرسمان


