حضرت خضر تا قيامت زنده خواهند بود؟

شنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۶ - ۰۰:۰۰
 
حضرت خضر(ع)
در بسياري از رواياتي که شخصيت حضرت خضر عليه السلام را توصيف کرده اند، برمي آيد که ايشان پيامبري از پيامبران خدا بوده است، به نام تالى بن ملكان بن عابر بن ارفخشد بن سام بن نوح که حد اقل در زمان اهل بيت عليهم السلام زنده بوده است، زيرا مکررآ به ديدار اهل بيت عليهم السلام مي آمده است و برخي از اين ديدارها در روايات مذکور است. در مقابل اين روايات، روايات نادر ديگري هم وجود دارد که شخصيت ايشان را به گونه اي ديگر توصيف مي کنند؛ به عنوان مثال، در مقابل بسياري از روايات که ايشان را از نسل حضرت نوح عليه السلام مي دانند، روايات ضعيف ديگري هم وجود دارد که او را فرزند بلاواسطه حضرت آدم عليه السلام يا فرزند قابيل دانسته اند و نيز در برخي روايات آمده است که خضر و ذوالقرنين پيامبر نبودند، ولي عالم بودند.
در برخي روايات آمده است که حضرت خضر عليه السلام از آب حيات نوشيده است و بنابراين تا زمان نفخ صور زنده مي ماند، ولي اين روايات از نظر سندي قابل اعتماد نيستند.
مرحوم علامه مجلسي در جلد 13 بحار الانوار، باب 10- قصة موسى عليه السلام حين لقي الخضر و سائر قصص الخضر عليه السلام و أحواله، مجموع روايات مربوط به شخصيت حضرت خضر عليه السلام را جمع آوري کرده است که مي توانيد ملاحظه کنيد.
از آنجا که مرحوم علامه طباطبايي ره در جلد 13 تفسير الميزان، ذيل آيه 82 سوره کهف، بحث مفصلي درباره شخصيت حضرت خضر مطرح کرده است، قسمتي از ترجمه تفسير الميزان که روايات مربوط به حضرت خضر را به طور مفصل بررسي کرده است، در ذيل آورده مي شود:
ترجمه تفسير الميزان؛ ج 13 ؛ ص 487:
2- شخصيت خضر [(عليه السلام) در روايات‏]
در قرآن كريم درباره حضرت خضر، غير از همين داستان رفتن موسى به مجمع البحرين چيزى نيامده و از جوامع اوصافش چيزى ذكر نكرده، مگر همين كه فرموده:فَوَجَدا عَبْداً مِنْ عِبادِنا آتَيْناهُ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنا وَ عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْماً (سوره کهف، آيه 65)
از آنچه از روايات نبوى و يا روايات وارده از طرق ائمه اهل بيت (ع) در داستان خضر رسيده چه مى‏توان فهميد؟
از روايت محمد بن عماره - كه از امام صادق‏ (ع) نقل شده و در بحث روايتى آينده خواهد آمد - چنين برمى‏آيد كه آن جناب پيغمبرى مرسل بوده كه خدا به سوى قومش مبعوثش فرموده بود و او مردم خود را به سوى توحيد و اقرار به انبياء و فرستادگان خدا و كتاب هاى او دعوت مى‏كرده و معجزه‏اش اين بوده كه روى هيچ چوب خشكى نمى‏نشست، مگر آنكه سبز مى‏شد و بر هيچ زمين بى علفى نمى‏نشست، مگر آنكه سبز و خرم مى‏گشت و اگر او را خضر ناميدند، به همين جهت بوده است و اين كلمه با اختلاف مختصرى در حركاتش در عربى به معناى سبزى است و گرنه اسم اصلى‏اش تالى بن ملكان بن عابر بن ارفخشد بن سام بن نوح است... .
مؤيد اين حديث در وجه ناميدن او به خضر، مطلبى است كه در الدر المنثور از عده‏اى از ارباب جوامع حديث از ابن عباس و ابى هريره از رسول خدا (ص) نقل شده كه فرمود: خضر را بدين جهت خضر ناميدند كه وقتى روى پوستى سفيد رنگ نماز گزارد، همان پوست هم سبز شد (الدر المنثور، ج 4، ص 234).
و در بعضى از اخبار مانند روايت عياشى (تفسير عياشى، ج 2، ص 303) از بريد از يكى از دو امام باقر يا صادق (ع) آمده كه: خضر و ذو القرنين دو مرد عالم بودند نه پيغمبر.
و ليكن آيات نازله در داستان خضر و موسى خالى از اين ظهور نيست كه وى نبى بوده و چطور ممكن است بگوييم نبوده، در حالى كه در آن آيات آمده كه حكم بر او نازل شده است.
و از اخبار متفرقه‏اى - كه از امامان اهل بيت (ع) نقل شده - برمى‏آيد كه او تاكنون زنده است و هنوز از دنيا نرفته و از قدرت خداى سبحان هيچ دور نيست كه بعضى از بندگان خود را عمرى طولانى دهد و تا زمانى طولانى زنده نگهدارد. برهانى عقلى هم بر محال بودن آن نداريم و به همين جهت نمى‏توانيم انكارش كنيم؛ علاوه بر اينكه در بعضى روايات از طرق عامه سبب اين طول عمر هم ذكر شده:
در روايتى - كه الدر المنثور از دارقطنى و ابن عساكر از ابن عباس نقل كرده‏اند - چنين آمده كه: او فرزند بلا فصل آدم است و خدا بدين جهت زنده‏اش نگه داشته تا دجال را تكذيب كند (الدر المنثور، ج 4، ص 234).
و در بعضى ديگر - كه در الدر المنثور از ابن عساكر از ابن اسحاق روايت شده - نقل گرديده كه آدم براى بقاى او تا روز قيامت دعا كرده است (الدر المنثور، همان).
و در تعدادى از روايات - كه از طرق شيعه (تفسير برهان، ج 2، ص 480، ح 6) و سنى (الدر المنثور، ج 4، ص 239) رسيده - آمده كه خضر از آب حيات كه واقع در ظلمات است نوشيده، چون وى در پيشاپيش لشكر ذو القرنين - كه در طلب آب حيات بود - قرار داشت، خضر به آن رسيد و ذو القرنين نرسيد.
و اين روايات و امثال آن روايات آحادى است كه قطع به صدورش نداريم و از قرآن كريم و سنت قطعى و عقل هم دليلى بر توجيه و تصحيح آنها نداريم.
قصه‏ها و حكايات و همچنين روايات درباره حضرت خضر بسيار است و ليكن چيزهايى است كه هيچ خردمندى به آن اعتماد نمى‏كند، مانند اينكه در روايت الدر المنثور از ابن شاهين از خصيف آمده كه: چهار نفر از انبياء تاكنون زنده‏اند؛ دو نفر آنها يعنى عيسى و ادريس در آسمانند و دو نفر ديگر يعنى خضر و الياس در زمينند؛ خضر در دريا و الياس در خشكى است (الدر المنثور، همان).
و نيز مانند روايت الدر المنثور از عقيلى از كعب كه گفته: خضر در ميان درياى بالا و درياى پايين بر روى منبرى قرار دارد و جنبندگان دريا مأمورند كه از او شنوايى داشته باشند و اطاعتش كنند و همه روزه صبح و شام ارواح بر وى عرضه مى‏شوند (الدر المنثور، همان).
و مانند روايت الدر المنثور از ابى الشيخ در كتاب العظمة و ابى نعيم در حليه از كعب الاحبار كه گفته: خضر پسر عاميل با چند نفر از رفقاى خود سوار شده به درياى هند رسيد - و درياى هند همان درياى چين است - در آنجا به رفقايش گفت: مرا به دريا آويزان كنيد؛ چند روز و شب آويزان بوده، آنگاه صعود نمود؛ گفتند: اى خضر چه ديدى؟ خدا عجب اكرامى از تو كرد كه در اين مدت در لجه دريا محفوظ ماندى! گفت: يكى از ملائكه به استقبالم آمده گفت: اى آدمى زاده خطاكار! از كجا مى‏آيى و به كجا مى‏روى؟ گفتم:
مى‏خواهم ته اين دريا را ببينم؛ گفت: چگونه مى‏توانى به ته آن برسى، در حالى كه از زمان داود (ع) مردى به طرف قعر آن مى‏رود و تا به امروز نرسيده؛ با اينكه از آن روز تا امروز سيصد سال مى‏گذرد (الدر المنثور، ج 4، ص 239) و رواياتى ديگر از اين قبيل روايات كه مشتمل بر نوادر داستان ها است.
بنابراين همانطور که علامه طباطبايي ره فرمودند، گرچه در برخي روايات مطرح شده است که حضرت خضر عليه السلام از آب حيات نوشيده است و تا زمان نفخ صور زنده است، ولي اين روايات قابل اعتماد نيستند.
در پايان، يک روايات، که علت طول عمر حضرت خضر عليه السلام را ذکر کرده است، از کتاب کمال الدين شيخ صدوق نقل مي شود:
...و أما العبد الصالح أعني الخضر ع فإن الله تبارك و تعالى ما طول عمره لنبوة قدرها له و لا لكتاب ينزله عليه و لا لشريعة ينسخ بها شريعة من كان قبله من الأنبياء و لا لإمامة يلزم عباده الاقتداء بها و لا لطاعة يفرضها له بلى إن الله تبارك و تعالى لما كان في سابق علمه أن يقدر من عمر القائم ع في أيام غيبته ما يقدر و علم ما يكون من إنكار عباده بمقدار ذلك العمر في الطول طول عمر العبد الصالح في غير سبب يوجب ذلك إلا لعلة الاستدلال به على عمر القائم ع و ليقطع بذلك حجة المعاندين لئلا يكون للناس على الله حجة... .
(كمال‏الدين، ج 2، باب 33 ، ص 355)
اما [در مورد] بنده صالح، يعني خضر عليه السلام، خداي تبارک و تعالي به خاطر نبوتي که برايش مقدر کرده باشد يا به خاطر کتابي که قرار باشد بر او نازل شود يا شريعت يکي از انبياء گذشته که توسط او منسوخ شود يا به خاطر امامتي که بندگانش را ملزم به پيروي از او کند يا به خاطر طاعتي که او را ملزم به انجام آن کند، عمرش را طولاني نکرده است، بلکه خداوند تبارک و تعالي چون از قبل مي دانست که عمر قائم عليه السلام، در ايام غيبتش تا زمان مقدر طولاني خواهد شد و مي دانست که عده اي از بندگانش، چنان عمر طولاني اي را انکار خواهند کرد، عمر بنده صالح [خضر عليه السلام] را طولاني کرد، بدون اينکه علت خاصي چنين عمر طولاني را موجب گردد، فقط براي اينکه به عمر او استدلال شود بر [امکان] عمر قائم عليه السلام و بدين گونه استدلال مخالفين باطل شود و مردم دليلي بر استدلال در مقابل خدا نداشته باشند.
حاصل سخن آنکه زنده بودن حضرت خضر (ع) از قطعیّات است ؛ امّا اینکه حضرتش کجاست و تا کی زنده خواهد بود ؟ چندان معلوم نیست. همچنین از روایات بر می آید که حضرتش هنگام ظهور امام زمان (عج) در خدمت حضرتش خواهد بود ؛ کما اینکه حضرت عیسی (ع) نیز برای یاری حضرتش از آسمان چهارم نزول خواهد نمود. 

منبع :پرسمان/معارف

پربازدیدها

پربحث‌ها