لطفا علت ازدواج پيامبر(ص) را با هر يك از زنان خود به طور كامل شرح دهيد؟

شنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۶ - ۰۰:۰۰
 
وبگردی؛معارف،پیامبرواهل بیت،پرسمان علت ازدواج های پيامبر(ص)

لطفا علت ازدواج پيامبر(ص) را با هر يك از زنان خود به طور كامل شرح دهيد؟

پاسخ: علل ازدواج پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله با هر يك از همسرانش:
1-ازدواج با حضرت خديجه (س)
اولين همسر حضرت محمد(ص) حضرت خديجه(س) است . پيامبر اكرم(ص) در بيست و پنج سالگي با او ازدواج كرد و مدت بيست سال با هم زندگي كردند. تا حضرت خديجه(س) زنده بود، آن حضرت با هيچ زني ازدواج نكرد. كمالات اخلاقي پيامبر سبب شدكه پيشنهاد ازدواج از سوي خود حضرت خديجه داده شود و پيامبر هم به خاطر بزرگي و پاكي حضرت خديجه با آن حضرت ازدواج نمود.

2. ازدواج با زينب دختر جحش
پيامبر، زينب دختر جحش را به همسري پسر خوانده اش زيد بن حارثه در آورد. زيد بن حارثه و زينب نتوانستند با هم زندگي كنند. زيد بارها نزد پيامبر آمد و اجازه خواست تا زينب را طلاق بدهد و پيامبر راضي به طلاق نمي شد و آنان را به تفاهم توصيه مي كرد و لكن آنان نتوانستند با هم به زندگي مشترك ادامه بدهند و زيد زينب را طلاق داد. در آن زمان در ميان مردم رسم اين بود كه پدر نمي تواند با زن طلاق داده شده پسر خوانده اش ازدواج كند همان طوري كه نمي تواند با زن پسر خودش ازدواج كند. مردم عرب، زن پسر خوانده را مثل زن پسر واقعي به حساب مي آوردند. اگر پسر خوانده مي مرد، با زن او ازدواج نمي كردند همان طوري كه با زن پسر واقعي ازدواج نمي كردند. پس از آن كه زيد زينب را طلاق داد، خداوند به پيامبر دستور داد كه خودت با زينب ازدواج كن تا مردم بفهمند كه از نظر اسلام زن پسر خوانده مانند زن پسر واقعي نيست و پدر مي تواند با زن پسر خوانده اش پس از طلاق او، ازدواج كند و حكم پسرخوانده با پسر واقعي يكسان نيست. بنابراين، ازدواج پيامبر اسلام(ص) با زينب كه بيوه زيد بود براي اين بود كه خداوند مي خواست سنت و رسم باطل عرب را از بين ببرد (الميزان، ج 4، ص 195، س 13، چاپ بيروت، چاپ سومع 1394 هجري قمري - 1974 ميلادي)
3. ازدواج با ام سلمه
نام ام سلمه هند است و همسر عبدالله ابن ابي سلمه بود. شوهرش در گذشت و ام سلمه پير شده بود و چند يتيم هم داشت. ام سلمه بسيار زاهد و داراي فضل و كمال بود. پس از وفات شوهرش، پيامبر او را به همسري انتخاب كرد. (همان، ص 196) و هدف پيامبر از ازدواج با او، اين بود كه زندگي او را اداره كند و او را از درد و رنج نجات بدهد. (همان، ص 196، س 11)
4. ازدواج با سوده
پيامبر اسلام پس از وفات حضرت خديجه(س)، اول با سوده ازدواج كرد. پس از آن كه از هجرت حبشه برگشتند، شوهرش درگذشت و سوده از زنان بسيار مؤمن بود و او به حبشه هجرت كرده بود. اگر پس از درگذشت شوهرش به ميان قوم و قبيله خودش مي رفت، او را آزار و اذيت و شكنجه مي كردند چون قوم و قبيله آن كافر بودند. پيامبر اسلام، با او ازدواج كرد و به اين وسيله او را از شر كافران حفظ كرد.(همان، ص 196، س 18) پس فلسفه ازدواج پيامبر با سوده اين بود كه مي خواست او را از شر قوم و قبيله اش نجات بدهد.(همان، ص 196، س 11)
5. ازدواج با زينب دختر خزيمه
شوهر اين زينب عبدالله بن جحش بود و در جنگ احد كشته شد. اين زن از زنان بزرگوار به حساب مي آمد و در عصر جاهليت او را ام المساكين مي ناميدند (مادر مسكينان و فقراء) او نسبت به مساكين و فقراء، بسيار احسان مي كرد، پيامبر پس از كشته شدن شوهر او، با او ازدواج كرد و به اين وسيله آبروي او را حفظ كرد.(همان، ص 196، س 22)
6. ازدواج با جويريه
نام اين زن «برّه» بنت حارث است. حارث رئيس طائفه بني مصطلق بود. بني مصطلق با پيامبر(ص) و مسلمانان درگير شدند و مسلمانان آنان را شكست دادند. رئيس طايفه، جويريه و بسياري ديگر از اين طايفه اسير شدند. آنها را به مدينه آوردند. پيامبر با جويريه كه شوهرش در همين جنگ كشته شده بود ازدواج كرد و اين طايفه با پيامبر(ص) خويشاوند شدند. مسلمانان وقتي ديدند كه اين طايفه با پيامبر خويشاوند شدند همه اسيران را آزاد كردند و همه اين طايفه هم به خاطر اين عمل پيامبر و مسلمانان مسلمان شدند و مسلمان شدن اين طايفه، در مسلماني عرب آن زمان بسيار مؤثر واقع شد.
بر اين اساس، هدف پيامبر از اين ازدواج اين بود كه آن همه عرب مسلمان بشوند و آنها هم مسلمان شدند. (همان، ص 196ع س 11 و 6)
7. ازدواج با ام حبيبه
سرسخت ترين دشمن پيامبر اسلام ابوسفيان بود و همه عرب را بر ضد پيامبر اسلام(ص) بسيج مي كرد. دختر او ام حبيبه است. نام اصلي ام حبيبه، «رمله» است. شوهر ام حبيبه، عبيدالله بن جحش است. ام حبيبه و شوهرش مسلمان شدند با اين كه ابوسفيان دشمن شماره يك پيامبر بود. ام حبيبه و شوهرش به حبشه هجرت كردند تا از شر مردم مكه در امان بمانند. و بعد از شهادت شوهرش پيامبر اسلام با ام حبيبه ازدواج كرد و به اين ترتيب، او را از خطرات حفظ كرد. (همان، ص 197، س 14)
پيامبر(ص) با اين ازدواج با ابوسفيان فاميل شد و اين فاميل شدن بسيار آثار خوبي دارد. ابوسفيان اكنون مي بيند كه حضرت محمد(ص) داماد اوست و انسان به طور طبيعي نسبت به دامادش نظر خوبي دارد و به خاطر همين دامادي بود كه ابوسفيان پس از صلح حديبيه، به راحتي به مدينه آمد و با پيامبر(ص) و دخترش ديدار كرد و كسي متعرض حال او نشد.
8-ازدواج با حفصه دختر عمر
حفصه شوهرش در احد كشته شده بود و به علت بهره مند نبودن از زيبايي هيچ كس راضي به ازدواج با او نمي شد - از طرفي هم پدرش عمر به هر كس مي رسيد پيشنهاد ازدواج با حفصه را مي داد و آنها امتناع مي‌كردند چه بسا به ذهن مردم خطور مي‌كرد كه اگر كسي در جنگ كشته شود بازماندگانش بيچاره مي‌گردند و لذا وقتي عمر با اصرار از پيامبر خواست تا حفصه را بگيرد حضرت قبول فرمود.(( ذكر اين نكته تاريخي به عنوان كامل كننده بحث ضروري به نظر مي‌رسد كه: مسلمانان مكه پس از هجرت به مدينه در شرايط جديدي قرار گرفته بودند. آنجا براي آنان ديار غربت بود و هر كس كه در مدينه داراي خويشاوندي نبود و يا پولي نداشت كه با آن به تهيه منزل اقدام كند، در عسرت و تنگدستي زندگي مي‌كرد.
وضعيت مسلمانان در سال‌هاي اوليه ورود به مدينه تا حدي اسف‌بار بود كه حتي براي پوشاندن مقدار ساتر واجب بدن خود با مشكل مواجه بودند (تا چه رسد به تهيه نان و غذاي معمولي و محلي براي سكونت)، اين مشكل تا حدي ملموس بود كه به دستور پيامبر خدا (ص) مردان آنان در نماز جماعت موظف شدند كه زودتر از زنان از سجده بلند شوند تا عورتين آنان توسط زنان ديده نشود.
پيامبر خدا اين گروه را در مسجد مدينه بر سكويي كه سايباني داشت جاي داد، آنان شب و روز در آن جا بودند و به همين مناسبت هم به «اصحاب صُفّه» معروف گرديدند.
در ميان اين آوارگان زنان بي سرپرست و شوهر مرده و دختران بي كس‌وكاري وجود داشت كه غيرت اسلامي‌شان مانع از آن بود تا در جمع مردان بر صُفّه بنشينند يا بدون مجوزي شرعي و منطقي به خانه يكي از انصار قدم گذارند. در مورد زنان بايد اضافه كرد كه آنان علاوه بر رنج گرسنگي و بي‌كسي بايد غم و غصه گرسنگي فرزندان‌شان را هم متحمل مي‌شدند.
ازدواج پيامبر با حفصه: آري كار اين زنان تا حدي اسف‌بار بود كه حتي مرداني چون عمر دغدغه‌ي بي‌شوهري دختر بيوه‌اش حفصه ، او را مجبور كرد كه خود شخصا براي ازدواج دخترش پيشقدم شود. به دنبال اين فكر، نخست ياران رسول خدا را در نظر گرفت و ابتدا پيشنهاد خود را با عثمان كه از بني اميه و مردي ثروتمند بود در ميان گذاشت. با وجود آن‌كه رُقيّه همسر عثمان درگذشته بود ولي عثمان پيشنهاد عمر را داير بر ازدواج با حفصه نپذيرفت و به او جواب منفي داد. سپس عمر از ابوبكرخواست تا با حفصه ازدواج كند ليكن ابوبكر هم زير بار نرفت. (قرطبي مي‌نويسد: ابوبكر در پاسخ عمر سكوت اختيار كرد (وحتي حاضر نشد جواب عمر را بدهد). اين مسئله باعث ناراحتي و غضب عمر گرديد. (ابن عبد البر قرطبي، الاستيعاب في معرفة الاصحاب، ج4، ص373).
عمر كه از جواب رد اين دو تن آزرده خاطر شده بود شكايت آنان را به رسول خدا برد. پيامبر خدا(ص)، باب اين گله و شكايت را بست و حفصه را به همسري خود برگزيد))
9-ازدواج با عايشه دختر ابوبكر, صفيه و ميمونه
يكى از اهداف ازدواجهاى پيامبر(صلي الله عليه وآله وسلم) جهت سياسى - تبليغى بود ؛ يعنى با ازدواج موقعيتش در بين قبايل مستحكم گردد و بر نفوذ سياسى و اجتماعيش افزوده شود و از اين راه براى رشد و گسترش اسلام استفاده نمايد.
حضرت به خاطر دست يابى بر موقعيتهاى بهتر اجتماعى و سياسى ، در تبليغ دين خدا و استحكام آن و پيوند با قبايل بزرگ عرب و جلوگيرى از كارشكني هاى آنان و حفظ سياست داخلي و ايجاد زمينه مساعد براى مسلمان شدن قبايل عرب ، به برخى ازدواج ها رو آورد .
در راستاى اين اهداف پيامبر (صلي الله عليه وآله وسلم) با زنان ذيل ازدواج كردند :
عايشه دختر ابوبكر از قبيله «تيم».
حفصه دختر عمر از قبيله بزرگ «عدى».
ام حبيبه دختر ابوسفيان از قبيله نامدار بنى اميه.
ام سلمه از قبيله بنى مخزوم .
سوده از قبيله بنى اسد.
ميمونه از قبيله بنى هلال.
صفيه از بنى اسرائيل .
ازدواج مهمترين پيوند و ميثاق اجتماعى به ويژه در آن فرهنگ عرب آن زمان بود و تأثير بسيارى از خود به جا ميگذارد.
در آن محيطى كه جنگ و خونريزى و غارتگرى رواج داشت، بلكه به تعبير ابن خلدون جنگ و خونريزى و غارتگرى جزو خصلت ثانوى آنان شده بود، ( مقدمه ابن خلدون (ترجمه)، ج 1، ص 286) بهترين عامل بازدارنده از جنگها و عامل وحدت و اُلفت ، پيوند زناشويى بود.
البته دليل ديگر ازدواج با عايشه ايمن شدن پيامبر از فتنه هاي ابوبكر و نيز با خبر بودن از اقدامات خرابكارانه آنان و كنترل اعمال و رفتار آنان بوده است.


منبع:پرسمان دانشجویی

پربازدیدها

پربحث‌ها