
آيا پيامبرخدا ص در جنگ بدر آب را به روي سپاه دشمن بستند؟ لطفا راهنمايي فرماييد. با تشكر
پاسخ:
ابتدا بايد بررسي شود كه آيا پيامبرـ صلّي الله عليه و آله ـ در جنگ بدر چاههاي آب را تصاحب كردند يا نه؟! و در صورت دستيابي به آن چاهها، آيا آنها را پُر كردند و با اين كار مانع آب خوردن دشمنان خود شدند يا نه؟!
در بعضي از كتاب هاي تاريخي، روايتي نقل شده كه مضمونش اين است:
يكي از اصحاب پيامبرـ صلّي الله عليه و آله ـ به نام «حباب بن منذر» به وي پيشنهاد كرد كه لشكر اسلام را در كنار يكي از چاههاي بدر فرود آورد و بقيه چاهها را پر كند تا لشكر كفار قريش آبي براي مصرف نداشته باشند. پيامبرـ صلّي الله عليه و آله ـ رأي او را پذيرفت و عملي كرد.(ر.ك المغازي، بيروت، مؤسسة للاعلمي للمطبوعات، چاپ سوم، 1409، ج1، ص 53 ـ 54؛ و ر.ك. سيرة ابن هشام، دارالكتاب العربي، 1418، ج2، ص263)
اما اين نقل تاريخي، مورد اختلاف مورخان است. در همين كتاب در جاي ديگر پيرامون جنگ بدر ميگويد:
كفار قريش خواستند از چاههاي بدر آب بردارند كه مسلمين مانع شدند، در اين هنگام پيامبرـ صلّي الله عليه و آله ـ به مسلمين خطاب كرد و فرمود: مانع آب خوردن كفار نشويد و آنها را رها كنيد.(ر.ك. المغازي، ج1، ص 61)
اين دو نقل تاريخي با هم سازگاري ندارد؛ زيرا اگر پيامبرـ صلّي الله عليه و آله ـ راضي به پُر كردن چاههاي بدر بود، معني نداشت كه از مسلمين بخواهد، مانع آب خوردن كفّار قريش نشوند. مگر اين كه بگوئيم: (بنابر پذيرش هر دو نقل) از نقل دوم استفاده مي شود كه، آنچه در نقل اول آمده است (تصاحب كردن چاه يك و پر كردن بقيه چاهها)، بدين سبب بوده است. كه چاهها در اختيار مسلمين باشند. اگر كفار آبي خواستند، با اجازه مسلمين آب بخورند؛ يعني هدف پيامبر اين بود كه فقط چاهها در اختيار آنها باشد نه اين كه مانع آب خوردن كفار هم شوند.
تا اينجا بنابر پذيرش تصاحب و پر كردن چاهاي بدر، مطلب را بررسي كرديم؛ اما برخي از مورخين معاصر اصل قضيه را نپذيرفته اند. علامه سيد جعفر مرتضي عاملي دلايلي را بر ردّ اصل ماجرا اقامه ميكند و در آخر نتيجه گيري ميكند كه اساساً چاههاي بدر در اختيار مسلمين نبوده است.(ر.ك. مرتضي عاملي، سيد جعفر، الصحيح من سيره النبي الاعظم، دارالهادي، دارالسيره ، چاپ چهارم، 1415، ج5، ص 29 ـ 30)
يكي ديگر از محققان معاصر ميگويد:
اين قضيه با آيات قرآن منافات دارد چرا كه آيات الهي خبر ميدهند از اينكه آبي در دسترس مسلمين نبوده است لذا از خداوند طلب آب كردند و خداوند به عنوان امداد غيبي براي آنها باراني فرستاد كه از چند جهت نافع به حال مسلمين بود(ر.ك. جعفريان، رسول، تاريخ سياسي اسلام، سيرة رسول خدا، انتشارات دليل، چاپ اول،1380، ج1، ص 493 ـ 494)
تا اينجا از ديد محققان تاريخ، مسأله را بيان كرديم. مفسران قرآن هم در اين باره مطالبي گفتهاند، امين الاسلام طبرسي و علامه طباطبايي در ذيل آيه 11/ انفال، اتفاق نظر دارند كه چاههاي بدر در اختيار مشركان قريش بوده است. در آيه 11/ انفال ميخوانيم:
ياد آريد هنگامي را كه خواب سبكي كه مايه آرامش از سوي خدا بود، شما را فرا گرفت؛ و آبي از آسمان برايتان فرستاد، تا شما را به رحمت خود با آن پاك كند؛ و پليدي شيطان را از شما دور سازد؛ و دلهاي شما را محكم و گام ها را با آن استوار دارد.
اين دو بزرگوار در ذيل همين آيه شريفه ميگويند:
مشركان قبل از مسلمانان بر آب تسلط پيدا كردند، و مسلمانان گرفتار تشنگي شدند و شيطان وسوسهشان كرد كه شما خود را از اولياي خدا ميدانيد، در حالي كه مشركان بر آب مسلطاند؛ پس از آن باران به حد كافي آمد و علاوه بر تطهير آنان از حدث و خبث، زمين رملي و شن زار زير پايشان نيز مستحكم شد.(ر.ك. طبرسي، فضل بن حسن، مجمع البيان، دارالاحياء التراث العربي، مؤسسه التاريخ العربي، 1412، ج4، ص 250؛ و ر.ك. طباطبايي، سيد محمد حسين، تفسير الميزان، مؤسسه اسماعيليان، ج9، ص 22)
همچنين در تفسير كشاف نقل شده كه چاه هاي آب در منطقه بدر در اختيار كافران بود و آنان زودتر از مسلمانان آنجا را گرفته بودند و مسلمانان در جائي بودند كه آب نبود و بعد از ورود به منطقه بدر ناگهان با نيروهاي دشمن روبرو شدند..(كشاف، ج2، چاپ چهار جلدي، ص223 در ضمن آيه 42 سوره انفال) در تفسير صافي نيز آمده كه: مشركان بر آب مسلط شدند.(تفسير كشاف,ج1، چاپ دو جلدي، ص640 ,در تفسير آيه 12 سوره انفال)
با توجه به آن چه گفته شد، نتيجه ميگيريم كه؛ اولاً، در اصل قضيه ترديد وجود دارد؛ چون از ديدگاه تاريخي، مطلب خيلي واضح نيست و نقل هاي ديگري نيز وجود دارد كه دلالت ميكند بر اينكه سيرة نبوي در جنگ بدر بر اين بوده است كه مانع از آب خوردن كفار نشوند. دوما، بنا به نظر مفسّران (كه تمام توجه آنها به آيات الهي است، و قضيه را صرفا از نظر قرآن بررسي مي كنند) چاههاي بدر در اختيار كفار قريش بوده است. مسلمين اگر آبي در دست داشتهاند به واسطه همان باراني بوده كه خداوند براي آنها فرستاده است. سوما آنچه كه از بستن آب به وسيله پيامبر مشهور شده تنها يك قول است كه آن هم در جاي ديگر همان كتاب مخالفش نقل شده لذا هيچ مفيد فايده نبوده و اين قول باطل است.
منبع:پرسمان دانشجویی


