انسان در برابر خالق و آفريدگار خود مسئول است و در عالم پس از مرگ، مورد سؤال قرارمي‏گيرد. او عقلاً و شرعاً وظيفه دارد ولي نعمت خود را بشناسد.

پنجشنبه ۱۲ بهمن ۱۳۹۶ - ۰۰:۰۰
تكليف و مسئوليت‏

از منظر اسلام انسان هم مكلّف است و هم مسئول. مكلّف است يعني از جانب خداوند،تكاليف و وظايفي بر عهده‏اش گذاشته شده است. مسئول است به اين معنا كه در برابر آن‏تكاليف، بازخواست مي‏شود. از اين رو، تكليف و مسئوليت دو روي يك سكّه ‏اند.
تكليف از "كُلْفَتْ" به معناي زحمت و مشقت گرفته شده و در اصطلاح فقه عبارت است‏از الزام خداوند، بندگان را به انجام دادن و يا ترك عملي. اين بعث و الزام را "تكليف" گويند وآن را كه اين تكليف به او متوجه مي‏شود "مكلَّف" و آنچه را كه مورد امر و يا نهي قرار گرفته‏است "مكلّفٌ به" خوانند.


قرآن كريم، براي انسان شخصيتي مستقل و آزاد تعريف كرده، او را امانتدار خدا و داراي‏ رسالت و مسئوليت مي‏داند و مي‏فرمايد:
إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَي السَّماوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَيْنَ أَن يَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَاالْإِنسَانُ إِنَّهُ كَانَ ظَلُوماً جَهُول(احزاب: 72)
همانا امانت خويش را بر آسمان و زمين و كوهها عرضه كرديم، همه از پذيرش آن امتناع ‏ورزيدند و از قبول آن ترسيدند؛ اما انسان بار امانت را به دوش كشيد و آن را پذيرفت؛ همانا اوستمگر و نادان بود.

گستره مسئوليت انسان‏

اسلام، دامنه مسئوليت انسان را به خوبي تبيين كرده است و آيات قرآن كريم و روايات‏ معصومين(ع) بر اين گستردگي تصريح دارند. از جمله:
وَقِفُوهُمْ إِنَّهُم مَّسْؤُولُونَ(صافات: 24)
آنها را نگه داريد كه بايد باز پرسي شوند.
فَوَ رَبِّكَ لَنَسْأَلَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ عَمَّا كَانُوا يَعْمَلُونَ(حجر: 93 - 94)
به پروردگارت سوگند! )در قيامت( از همه آنها سؤال خواهيم كرد، از آنچه عمل مي‏كردند.
وَلاَ تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ الْسَّمْعَ وَالْبَصَرَ والفُؤادَ كُلُّ أُوْلئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْؤُول(اسراء: 36)
از آنچه بدان آگاهي نداري پيروي مكن؛ چرا كه گوش، چشم و دل، همه مسئول‏اند.
فَلَنَسْئَلَنَّ الَّذِينَ أُرْسِلَ إِلَيْهِمْ وَلَنَسْئَلَنَّ الْمُرْسَلِينَ(اعراف: 6)
بيقين(هم) از كساني كه پيامبران به سوي آنها فرستاده شدند سؤال خواهيم كرد و (هم) ازپيامبران سؤال مي‏كنيم.
پيغمبر اكرم(ص):
اَلا كُلُّكُم راعٍ وَ كُلُّكُم مَسؤول عَن رَعيَّتِهِ، فَالاَميرُ عَلَي الناسِ راعٍ وَ هُوَ مَسؤول عَن رَعِيَّتِهِ،وَالرَّجُل راعٍ عَلَي اَهلِ بَيتِهِ وَ هُوَ مَسؤول عَنْهُم، فالْمَرأَةُ راعِيَةٌ عَلَي اَهلِ بَيتِ بَعْلِها وَ وُلْدِهِ وَ هي‏مَسئُولَة عَنْهُم، وَالعَبدُ راعٍ عَلَي مالِ سَيِّده وَ هو مَسؤولٌ عَنه.
بدانيد كه همه شما نگهبان و مسئول يكديگريد؛ حكمران مردم، نگهبان ايشان و در برابر آنان‏مسئول است. مرد، نگهبان خانواده‏اش و در برابر آنان مسئول است. زن نيز نگهبان خانه همسرو فرزندان خويش و در برابر آنها مسئول است و خدمتكار، نگهبان اموال مولايش و در برابر آنهامسئول است.
امام علي(ع):
اِتّقوا اللَّهَ في عِبادِهِ وَ بِلادِهِ فَاِنَّكُم مَسؤولون حَتّي عَنِ البَقاع وَ البَهائِم.
از خدا بترسيد درباره بندگان خدا و شهرهاي او؛ زيرا شما حتي نسبت به سرزمينها و چارپايان‏ مسئوليد.
از مجموع آنچه در آموزه‏هاي ديني آمده است چنين به دست مي‏آيد كه انسان نه تنها دربرابر خود، خدا، پيامبران، امامان و آيين الهي مسئول است، بلكه در برابر جامعه، خانواده،زيردستان و حتي سرزمينها و چارپاياني كه در اختيار دارد نيز مسئول است و در پيشگاه عدل الهي درباره همه آنها از او مي‏پرسند. با اين توضيح گستره مسئوليت انسان را در محورهاي‏ زير، پي مي‏گيريم:

الف. مسئوليت انسان در برابر خود

موضوع "خود" دراسلام بسيار مورد توجه قرار گرفته است. قرآن كريم، قبل از اينكه به رابطه‏ انسان با ديگران بپردازد، رابطه انسان با خويشتن را طرح كرده است؛ زيرا در صورتي ديگري‏براي او مطرح خواهد بود كه "خود" انسان ساخته شود، و اگر اين "خود" ويران شود، ديگري‏براي او مفهومي نخواهد داشت.
در قرآن كريم ظلم به خود، خيانت به خود، فراموشي خود، خسران و زيانكاري خودمورد نكوهش قرار گرفته است و اين مطلب اهميت هر چه بيشتر خود انسان را روشن‏مي‏سازد.


با توجه به اين مقدمه برخي از مسئوليتهاي انسان درباره خود موارد زير خواهد بود:

1. خودشناسي: انسان وظيفه دارد خويشتن را به طور شايسته بشناسد و بداند كه ماهيت اوچيست؟ چه موقعيتي در جهان دارد؟ از كجا آمده و به كجا خواهد رفت و سرانجامش‏ چيست؟ و هدف از آفرينش او چيست؟
هر كس خويشتن را بشناسد و بداند كه حقيقت او را نفس و روح او تشكيل مي‏دهد و اوموجودي است ابدي، هرگز راه بدبختي را در پيش نخواهد گرفت و با امور فاني خويش را به‏پستي نمي‏كشاند.
امام علي(ع):
مَنْ عَرَفَ قَدْرَ نَفْسِهِ لَمْ يُهِنْها بِالْفانِياتِ.
هر كس قدر خويشتن را شناخت آن را به امور فاني شونده به پستي نمي‏كشاند.
همان حضرت:
مَنْ لَمْ يَعْرِفْ نَفْسَهُ بَعُدَ عَنْ سَبيلِ النَّجاةِ وَ خَبَطَ فِي الضَّلالِ وَ الجَهالاتِ.
كسي كه نفس خويش را نشناسد، از راه نجات دور مي‏شود و در گمراهي و نادانيها گرفتارمي‏گردد.
2. خودسازي: انسان مسئول ساختن و به كمال رساندن خويشتن است. قرآن كريم سعادت‏ او را در گرو تزكيه و پرورش نفس دانسته است:
قَدْ اَفْلَحَ مَنْ زَكّيها وَ قَدْ خابَ مَنْ دَسّيه
هر كس نفس خود را پاك و تزكيه كرد، رستگار شد و هر كه آن را با معصيت و گناه آلوده ساخته،نوميد و محروم گشت.!
انسان براي اصلاح خود موظف است برنامه زندگي خود را براساس، دستورهاي دين‏خدا تنظيم كند و تمام اعضا و جوارح خود را در مسير صراط مستقيم الهي به كار وا دارد وبدين وسيله جان خويش را تزكيه كند و به كمال برساند. اين سخن، برگرفته از كلام امام‏سجاد(ع) است:
حق نفس تو اين است كه او را در اطاعت خدا در آوري و به زبانت حقش را بپردازي و حق گوش،چشم، دست و پا، شكم و عورت را نيز اداكني و در اين‏باره از خدا استمدادجويي.
3. مراقبت و حسابرسي از خود: انسان بايد همواره مراقب و نظاره‏گر خويش باشد. تمام‏ حركات و سكنات خود را زير نظر بگيرد. او بايد از كرده‏هاي خود به دقت حسابرسي كند؛بينديشد كه براي خود چه كرده است و آينده و ابديت خويشتن را چگونه ساخته است.
يا اَيُّها الَّذينَ امَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَلْتَنْظُرْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَ اتَّقُوااللَّهَ اِنَّ اللَّهَ خَبيرٌ بِما تَعْمَلُونَ(حشر: 18)
اي كساني كه ايمان آورده‏ايد، از(مخالفت) خدا بپرهيزيد و هر كس بايد بنگرد تا براي فردايش ‏چه چيز از پيش فرستاده و از خدا بپرهيزيد كه خداوند از آنچه انجام مي‏دهيد آگاه است.
امام علي(ع) در اين باره مي‏فرمايد:
يَنْبغَي‏ اَنْ يَكُونَ الرَّجُلُ مُهَيْمِناً عَلي نَفْسِهِ، مُراقِباً قَلْبَهُ، حافِظاً لِسانَهُ.
سزاوار است كه انسان بر خويش اشراف داشته و هميشه مراقب قلب خود و نگهدار زبان‏ خويشتن باشد.
رسول خد(ص) در يكي از وصاياي خود به ابوذر غفاري فرمود:
يا اَباذَرّ لايَكُونُ الرَّجُلُ مِنَ المُتَّقينَ حَتَّي يُحاسِبَ نَفْسَهُ اَشَدَّ مِنْ مُحاسَبَةِ الشَّريكِ شَريكَهُ فَيَعْلَمَ مِنْ‏اَيْنَ مَطْعَمُهُ وَ مِنْ اَيْنَ مَشْرَبُهُ وَ مِنْ اَيْنَ مَلْبَسُهُ اَمِنْ حَلالٍ اَوْ مِنْ حَرامٍ... .
اي ابوذر! هيچ كس از پرهيزكاران محسوب نمي‏شود مگر اينكه نفس خود را محاسبه كند،سخت‏تر از حسابرسي شريك از شريك خود، تا درنتيجه اين محاسبه بداند كه خوردنيها،نوشيدنيها و پوشيدني هايش از كجاست. آيا از حلال به دست آورده است يا از حرام؟
4. حفظ كرامت نفس: انسان داراي كرامت و جودي است و پرتوي از صفات خداوندي دراو تجلّي كرده است. از اين رو، حق ندارد خويشتن را خوار و زبون سازد. به فرموده امام ‏صادق(ع):
اِنَّ اللَّهَ تَباركَ وَ تَعالي فَوَّضَ اِلَي المؤْمِنِ كُلَّ شَي‏ءِ اِلاَّ اِذْلالَ نَفْسِهِ.
همانا خداوند متعال اختيار هر كاري را به مومن داده است، مگر اختيار خوار كردن خويشتن را.
امام علي عليه‏ السلام درباره وجوب دوري مؤمن از تن دادن به پستي چنين ارزنده‏رهنمود مي‏دهد:
اَكرِمْ نَفْسَكَ عَنْ كُلِ‏ّ دَنِيَّةٍ وَاِنْ ساقَتْكَ اِلَي الرَّغائِبِ،فَاِنَّكَ لَنْ‏تَعْتاضَ بِماتَبْذُلُ مِنْ نَفْسِكَ عِوَضاً... .
بزرگوارتر از آن باش كه به پستي تن در دهي، هر چند تو را به مقصودت برساند، زيرا تونمي‏تواني در برابر آنچه از آبرو و شخصيتت در اين راه از دست مي‏دهي، بهايي ما بازايي‏در خور به دست آوري.
از جمله خواركننده‏ها عبارت‏ اند از: حرص و طمع، دست نياز به هر كس و ناكس درازكردن، پرده‏برداري از گرفتاري خود نزد هر كس، انجام دادن كاري كه موجب عذر خواهي‏شود، ظلم و ستم به افراد، اقدام كردن به كاري كه توانش را ندارد، زياده خواهي و بسنده‏نكردن به اندك، جُبن و ترس و ترك جهاد در راه خدا.
5 . حفظ نفس: انسان از نظر اسلام چنان اهميتي دارد كه كسي حق نابودي ‏اش را ندارد وحتي كسي مجاز نيست با انتحار و خودكشي و خودزني حيات "خود" را نابود سازد.
وَلاتَقتُلُوا اَنْفُسَكُمْ اِنَّ اللَّهَ كانَ بِكُمْ رَحيم(نساء: 29)
خودتان را نكشيد؛ چرا كه خداوند نسبت به شما مهربان است.
امام صادق(ع):
مَنْ قَتَلَ نَفْسَهُ مُتَعَمِّداً فَهُوَ في‏ نارِجَهَنَّمَ خالِداً فيها.
هر كه عمداً خودكشي كند، در آتش دوزخ جاودانه است.
6 . سرمايه‏ هاي الهي: انسان در برابر سرمايه ‏هايي كه خدا در اختيارش گذاشته نيزمسئوليت دارد.
رسول خد(ص) فرمود:
هيچ بنده‏اي در روز قيامت قدم از قدم بر نمي‏دارد تا درباره چهار چيز مورد بازجويي قرار گيرد.نخست از عمرش كه در چه راه آن را سپري كرده است؛ دوم جواني‏اش را چگونه و در چه راهي‏تمام كرده است؛ سوم از ثروتش، كه از كجا به دست آورده و درچه راهي آن را مصرف كرده‏است؛ چهارم از محبت ما اهل بيت.
امام علي(ع) در سخني بسيار حكيمانه، ارزش انسان را چنين بيان مي‏دارند:
براي جان شما بهايي جز بهشت نيست، بنابراين، آن را جز در برابر بهشت نفروشيد!


ب. مسئوليت انسان در برابر خدا

انسان در برابر خالق و آفريدگار خود مسئول است و در عالم پس از مرگ، مورد سؤال قرارمي‏گيرد. او عقلاً و شرعاً وظيفه دارد ولي نعمت خود را بشناسد.
خداشناسي، بالاترين شناختهاست: "مَعْرِفَةُ اللَّهِ سُبْحانَهُ اَعْلَي الْمَعارِف."
كم‏ترين مرتبه خداشناسي عبارت است از اقرار به اينكه خدايي جز او نيست؛ مانند وهمتا ندارد؛ ازلي و ابدي است؛ ثابت و تغييرناپذير است؛ موجود است و نيستي در او راه‏ندارد.
مهم‏ترين مسئوليتها و وظايف بنده در برابر خدا، افزون بر شناخت او در اين بحث بيان‏م ي‏گردند:
1. ايمان به خدا: محور اساسي ايمان، الله است و از همه انسانها خواسته شده كه به خداايمان آورند:
يا ايها الذين آمَنوا آمِنوا بالله و رسوله(نساء: 136)
اي كساني كه ايمان آورده‏ايد به خدا و رسول او ايمان آوريد.
ايمان واقعي ايماني است كه در قلبها نفوذ كند.
قالَتِ الاَعْرابُ امَنَّا قُلْ لَمْ تَؤْمِنُوا وَ لكِنْ قُولُوا اَسْلَمْنا وَ لَمَّا يَدْخُلِ اْلايمانُ في‏ قُلُوبِكُمْ... (حجرات: 14)
باديه‏نشينان گفتند: ايمان آورديم بگو: ايمان نياورده‏ايد، ولي بهتر است بگوييد اسلام‏آورده‏ايم، و ايمان هنوز به دلهاي شما راه نيافته است.
2. پذيرش ولايت خدا: انسان بايد ولايت و سرپرستي خدا را بپذيرد، زيرا خدا خالق، مالك‏و مربي او و مجموعه جهان آفرينش است. كساني كه تن به ولايت غير خدا مي‏دهند، از مسيرتوحيد خارج شده و راه كفر و شرك در پيش گرفته ‏اند:
اَمِ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ اَوْلِياءَ فَاللَّهُ هُوَ الْوَلِي وَ هُوَ يُحْي الْمَوْتَي وَ هُوَ عَلي‏ كُلِ شَي‏ءٍ قَديرٌ(شوري: 9)
آيا آنها غير از خدا را ولي خود برگزيدند؟! در حالي كه ولي فقط خداوند است و اوست كه مردگان‏را زنده مي‏كند و اوست كه بر هر چيزي تواناست.
3. پرستش: بر انسان واجب است كه سر بر آستان خداي يگانه نهد و تنها او را بپرستد وهيچ كس را شريك او قرار ندهد:
يا اَيُّهَا النَّاسُ اْعُبُدوا رَبَّكُمُ الَّذي‏ خَلَقَكُمْ وَالَّذينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ(بقره: 21)
اي مردم! پروردگار خود را پرستش كنيد؛ آن كس كه شما و كساني را كه پيش از شما بودندآفريد؛ تا پرهيزكار شويد.
امام سجاد (ع) مي‏فرمايد:
اَمَّا حَقُّ اللَّهِ الأكْبَرُ فَانَّكَ تَعْبُدُهُ لاتُشْرِكُ بِهِ شَيئاً....
اما حق بزرگ‏تر خداوند بر تو اين است كه او را عبادت كني و هيچ چيز را شريك او قرار ندهي.
4. اطاعت: پي‏ريزي زندگي انسان بايد براساس فرامين و دستورهاي الهي و در همه كار ازذات پاك خداوند اطاعت نمايد:
يا اَيُّهاَ الَّذينَ امَنُوا اَطيعُوا اللَّهَ... (نساء: 59 ؛ محمد: 33)
اي كساني كه ايمان آورده ‏ايد! اطاعت كنيد خدا را.
امام علي(ع) به حارث همداني نوشت:
اَطِعِ اللَّهَ في‏ جَميعِ اُمُورِكَ فِاِنَّ طاعَةَ اللَّهِ فاضِلَةٌ عَلي ماسِواها.
در همه كارهايت خدا را اطاعت كن كه اطاعت خدا از هر چيزي برتر است.
5 . تنزيه خداوند: انسان بايد خدا را وجودي يگانه و منزه از هرگونه عيب و نقص دانسته،هيچ‏كس و هيچ چيز را نه تنها در برابر ذاتش كه حتي در برابر نامش نيز شريك و همراه نسازد:
سَبّحِ اسْمَ رَبِّكَ الْاَعْلي‏(اعلي: 1)
منزه شمار نام پروردگار بلند مرتبه را.
6 . دعا و نيايش: از ديگر وظايف انسان در برابر خدا اين است كه با او به راز و نياز و نيايش‏ بپردازد:
وَقالَ رَبُّكُمُ ادْعُوني‏ اَسْتَجِبْ لَكُمْ... (مؤمن: 60)
پروردگار شما گفته است: مرا بخوانيد تا )دعاي( شما را بپذيرم.
7. ياد خدا: انسان بايد، هميشه به ياد خدا باشد و از ياد او در هيچ حالي غفلت نورزد.
وَاذْكُرْ رَبَّكَ في‏ نَفْسِكَ تَضَرُّعاً وَ خيفَةً وَدُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوّ وَالاصالِ وَ لا تَكُنْ مِنَ‏الْغافِلينَ(اعراف: 205)
پروردگارت را در دل خود، از روي تضّرع وخوف، آهسته وآرام، صبحگاهان و شامگاهان ياد كن‏و از غافلان مباش.
8 . توكل: انسان بايد در برابر مشكلات و حوادث زندگي، خدا را وكيل خود سازد و فقط به ‏او تكيه كند؛ مؤثر واقعي در عالم وجود، تنها خداست.
وَ عَلَي اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ المُؤْمِنُونَ(آل عمران: 160؛ ابراهيم: 11)
مؤمنان بايد، تنها بر خداوند توكل كنند.
9. شكر: انسان در برابر نعمتهاي الهي مسئوليت دارد و بايد شكرگزار همه نعمتهايي باشدكه خداوند به او ارزاني داشته است. شكر نعمت به اين معناست كه انسان آنچه را كه خدا به اوداده است در مسيرش به كار برد.
وَ اشْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ اِنْ كُنْتُمْ اِيَّاهُ تَعْبُدوُنَ(نحل: 114)
شكر نعمت خدا را به جا آوريد اگر او را مي‏پرستيد.
در روز قيامت از انسان درباره نعمتهاي الهي سؤال خواهد شد:
ثُمَّ لَتُسْألُنَّ يَؤمَئذٍ عَنِ النَّعيمِ(تكاثر: 8)
10. محبت و عشق‏ورزي: انسان مؤمن خدا را محبوب واقعي خود برمي‏گزيند و حريم قلب‏خويش را حرم او قرار مي‏دهد. خداوند در قرآن كريم مومنان را به عشق ورزي خود متصف‏ ساخته است:
وَالَّذينَ امَنُوا اَشَدُّ حُبّاً لِلَّهِ(بقره: 165)
آنان كه ايمان دارند عشقشان به خدا (از مشركان نسبت به معبودهاشان) شديدتر است.
در آيه ديگر به كساني كه سرمايه محبت خود را در راهي جز خدا صرف مي‏كنند هشدارمي‏دهد:
بگو اگر پدران و پسران و برادران و زنان و خويشان شما و اموالي كه به دست آورده ‏ايد و تجارتي ‏كه از كسادش بيم داريد و سراهايي كه به آن دلخوشيد، نزد شما از خدا و پيامبرش و جهاد درراه او محبوب‏تر است، پس منتظر باشيد تا خدا حكم خويش را صادر كند و خداوند قوم فاسق ‏را هدايت نمي‏كند.
امام صادق(ع) مي‏فرمايد:
لا يَمْحَضُ رَجُلٌ الايمانَ بِاللَّهِ حَتَّي يَكُونَ اللَّهُ اَحَبَّ اِلَيْهِ مِنْ نَفْسِهِ وَ اَبيهِ وَ اُمّهِ وَ وُلْدِهِ وَ مالِهِ وَ مِنَ‏النَّاسِ كُلّهِمْ.
ايمان كسي براي خدا خالص نمي‏شود، مگر آنكه خداوند در نزد او از خودش، پدر و مادر وفرزندانش، دارايي‏اش و همه مردم محبوب‏تر باشد.
11. استعانت: از آيه شريفه "اِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ اِيَّاكَ نَسْتَعينُ" استفاده مي‏شود كه انسان بايد فقط به‏خداوند استعانت جويد؛ همان‏گونه كه تنها بايد او را عبادت كند. از اين رو، مسلمان مكتبي‏ موظف است در همه كارهاي مهم و غير مهم به خدا روي آورد و تنها از او كمك بخواهد كه‏خداوند او را از هر مهمي كفايت مي‏كند.
أَلَيْسَ اللَّهُ بِكَافٍ عَبْدَهُ(زمر: 36)
امام علي(ع) مي‏فرمايد:
وَ اَكْثِرِ الْاِسْتِعانَةَ بِاللَّهِ يَكْفِكَ ما اَهَمَّكَ وَ يُعْنِكَ عَلي‏ ما يَنْزِلُ بِكَ.
از خدا بسيار ياري طلب كه مشكلاتت را حل خواهد كرد و در شدايدي كه بر تو نازل مي‏شودياري‏ ات مي‏كند.
در نصوص ديني وارد شده است كه خداوند سبحان را اين‏گونه بخوانيم:
يا مَنْ يَكْفي‏ مِنْ كُلِّ شَي‏ءٍ وَ لا يَكْفي‏ مِنْهُ شَي‏ءٌ، اِكْفِني‏ ما اَهَمَّني‏.
اي كسي كه از هر چيزي كفايت مي‏كند و هيچ چيزي از او كفايت نمي‏كند، مشكلات مرا حل كن.
راه آزمودن استعانت راستين اين است كه انسان همه شئون هستي خود را محاسبه كند؛اگر در هيچ يك از شئون خود به غير خدا تكيه نكرد، او در نماز نيز صادقانه و به حق مي‏گويد:"اَيَّاكَ نَعْبُدُ وَ اِيَّاكَ نَسْتَعينُ." اما اگر در هر پيشآمد و رخداد و حادثه‏اي ابتدا به غير خدا نظر داشته ‏باشد و پس از سرخوردگي و نا اميدي از همه راهها، به فكر دعا و نيايش بيفتد، معلوم مي‏شوداو در نماز و دعا نيز صادق نيست و اگر در بين دعا نيز عاملي او را فريب دهد، دست از نيايش ‏برمي‏دارد.


ج. مسئوليت انسان در برابر دين‏

دين، مجموعه عقايد، قوانين و آدابي است كه انسان در سايه آنها مي‏تواند از نظر فردي،اجتماعي، اخلاقي و تربيتي در مسير صحيح گام بردارد و به سعادت و خوشبختي برسد.

برخي از وظايف و مسئوليتهاي انسان در برابر دين به قرار زير است.

1. آموزش و فراگيري:
 رسول خد(ص):
اُفٍّ لِكُلِّ مُسْلِمٍ لايَجعَلُ في كُلّ جُمُعَةٍ يَوْماً يَتَفَقَّهُ فيهِ اَمْرَ دينِهِ وَ يَسْأَلُ عَنْ دينِهِ.
بدا بر هر مسلماني كه هفته‏اي يك روز را به كار آموختن امور ديني خود و پرسيدن مسايل‏ ديني‏ اش اختصاص ندهد!
2. پذيرش مجموعه دين: دين مجموعه‏اي به هم پيوسته است و هر مسلماني وظيفه دارداين مجموعه را بپذيرد و به آن ايمان بياورد. قرآن كريم پذيرش برخي از دين و احكام آن وانكار برخي ديگر را نكوهش كرده است:
اِنَّ الَّذينَ يَكْفُرُونَ بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ يُريدُونَ اَنْ يُفَرِّقُوا بَيْنَ اللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَيَقُولُونَ نُؤمِنُ بِبَعضٍ وَنَكْفُرُ بِبَعْضٍ وَ يُريدُونَ اَنْ يَتَّخِذُوا بَيْنَ ذلِكَ سَبيلاً اُولئِكَ هُمُ الْكافِرُونَ حَقّاً... (نساء: 151- 150)
كساني كه خدا و پيامبران او را انكار مي‏كنند و مي‏خواهند ميان خدا و پيامبرانش تبعيض قائل‏ شوند و مي‏گويند: "به بعضي ايمان مي‏آوريم و بعضي را انكار مي‏كنيم" و مي‏خواهند در ميان‏اين دو، راهي براي خود انتخاب كنند، آنها كافران حقيقي‏ اند.
3. التزام عملي به دين: مسلمانان وظيفه دارند نسبت به دين و بايد و نبايدهاي ديني التزام ‏عملي داشته باشند. دين‏داري بدون التزام عملي تحقق نمي‏يابد. ارتباط ميان اين دو به قدري‏شديد است كه در قرآن كريم هر جا سخن از ايمان برده شده عمل صالح نيز در كنارش ذكرشده است. در روايات نيز نقل شده"اَلاْيمانُ عَمَلٌ كُلُّهُ" ايمان، همه‏اش عمل است.
مردي از امير مؤمنان(ع) پرسيد: آيا كسي كه شهادتين بگويد مومن است؟ فرمود: پس‏تكليف فرايض خدا چه مي‏شود؟ اگر دين و ايمان فقط بر زبان آوردن شهادتين بود، لزومي‏نداشت كه خداوند نماز و روزه و حلال و حرامي را نازل كند!
تكاليف ديني به پنج نوع واجب، حرام، مستحب، مكروه و مباح تقسيم مي‏گردند. واجب،آن است كه انجام دادن آن مطلوب است و ترك آن معصيت و موجب عذاب خواهد شد مانندنماز، روزه، حج.
حرام، آن است كه ترك آن مطلوب است و انجام دادن آن معصيت و موجب عذاب خواهدبود مانند شرب خمر، زنا، دروغ.
مستحب آن است كه فعل آن مطلوب است، ولي ترك آن معصيت و موجب عذاب نيست‏مانند نمازهاي نافله.
مكروه آن است كه ترك آن مطلوب است، ولي فعل آن معصيت و موجب عذاب نمي ‏باشدمانند خوابيدن در مسجد. و مباح آن است كه فعل و ترك آن يكسان است، مانند قدم زدن،در صورتي كه از نظر سلامتي فعل و تركش يكسان باشد.
4. پاسداري از دين: نگهباني و محافظت از دين وظيفه ديگر مسلمانان در برابر دين است.رسول خد(ص) در ضمن توصيه ‏هايش به علي(ع) مي‏فرمايد:
... وَالْخامِسَةُ بَذْلُكَ مالَكَ وَ دَمَكَ دوُنَ دينِكَ
پنجمين توصيه آن است كه مال و خون خويش را در برابر دين فدا كني.
امام علي(ع) نيز مي‏فرمايد:
حَصِّنُوا الدّينَ بِالدُّنْيا وَ لا تُحَصِّنُوا الدُّنْيا بِالدّينِ.
دنيا را محافظ دين خود بشماريد؛ اما هرگز با دين از دنياي خود پاسداري نكنيد.
5 . استقامت در راه دين: خداوند متعال به رسول اكرم(ص) و مؤمنان دستور استقامت داده ‏است:
فَاسْتَقِمْ كَما اُمِرْتَ وَ مَنْ تابَ مَعَكَ وَ لا تَطْغَوْا... (هود: 112)
همان گونه كه فرمان يافته‏اي، استقامت كن و همچنين كساني كه با تو به سوي خدا آمده ‏اند(بايد استقامت كنند)؛ و طغيان نكنند.
و به آنان كه استقامت مي‏ورزند اين گونه بشارت داده است:
اِنَّ الَّذينَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيهِمُ الْمَلائِكَةُ اَلاَّ تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ اَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِالَّتي‏ كُنْتُمْ تُوعَدُونَ(فصلت: 30)
همانا كساني كه گفتند: "پروردگار ما خداي يگانه است". سپس استقامت كردند، فرشتگان‏برآنان نازل مي‏شوند كه: "نترسيد و غمگين مباشيد و بشارت باد بر شما به آن بهشتي كه به‏شما وعده داده شده است.


د. مسئوليت انسان در برابر انبيا و امامان‏ عليهم السلام‏

همان‏گونه كه پيامبران در برابر خداوند مسئول هستند، امتها نيز افزون بر مسئوليت در برابرخدا، در مقابل پيامبران الهي مسئول‏اند.
فَلَنَسْئَلَنَّ الَّذِينَ أُرْسِلَ إِلَيْهِمْ وَلَنَسْئَلَنَّ الْمُرْسَلِينَ(اعراف: 6)
به يقين (هم) از كساني كه پيامبران به سوي آنها فرستاده شدند سؤال خواهيم كرد و (هم) ازپيامبران سؤال مي‏كنيم.
از پيامبران درباره انجام وظيفه رسالت مي‏پرسند و از امت ها مي‏پرسند كه آيا وظيفه امت‏بودن را انجام داده ‏اند يا نه؟
يَوْمَ يَجْمَعُ اللّهُ الرُّسُلَ فَيَقُولُ مَاذَا أُجِبْتُمْ... (مائده: 109)
(از) روزي (بترسيد) كه خداوند، پيامبران را جمع مي‏كند و به آنان مي‏گويد: در برابر دعوت‏ شما چه پاسخي به شما داده شد؟
اين مسئوليت درباره امّت اسلامي نسبت به پيامبر اكرم(ص)، همچنين امامان معصوم(ع)وجود دارد. پس از مرگ هر مسلمان، درباره پيغمبر و امام مي‏پرسند كه پيامبرت چه كسي‏ بود؟ و رهبر و امام تو كيست؟
بعضي از مهم‏ترين مسئوليتها و وظايف انسان در برابر پيامبران و امامان(ع) به قرار زيراست.
1. شناخت پيامبر و امام: امت هر پيغمبري موظف به شناخت پيامبر خود است. امت‏اسلامي نيز موظف به شناخت پيغمبر اكرم(ص) مي‏باشد چنان كه وظيفه دارد امام زمان‏خويش را بشناسد وگرنه به مرگ جاهلي از دنيا مي‏رود.
امام صادق(ع):
لا يَكُونُ الْعَبْدُ مُؤْمِناً حَتّي‏ يَعْرِفَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَالْاَئِمَّةَ كُلَّهُمْ وَ اِمامَ زَمانِهِ وَ يَرُدَّ اِلَيْهِ وَ يُسَلِّمَ لَهُ.
بنده خدا مؤمن نيست تا آنكه خدا و رسولش و همه ائمه و امام زمانش را بشناسد و در امورش به ‏امام زمانش رجوع كند و تسليمش باشد.
2. ايمان: ايمان اسلامي، اعتقاد به همه پيامبران الهي از آدم(ع) تا خاتم(ص) رادربرمي‏گيرد و انسان وظيفه دارد افزون بر ايمان به اللَّه، به انبيا و رسولان، كتابهاي آسماني وملائكه نيز ايمان بياورد.
آمَنَ الرَّسُولُ بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِ مِن رَبِّهِ وَالْمُؤْمِنُونَ كَلٌّ آمَنَ بِاللّهِ وَمَلاَئِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ لاَ نُفَرِّقُ بَيْنَ‏أَحَدٍ مِن رُسُلِهِ... (بقره: 285)
پيامبر به آنچه از سوي پروردگارش بر او نازل شده، ايمان آورده است و همه مؤمنان نيز، به‏ خدا و فرشتگان او و كتابها و فرستادگانش، ايمان آورده‏ اند؛ و مي‏گويند: ما در ميان هيچ يك ازپيامبران او فرق نمي‏گذاريم (و به همه ايمان داريم).
مسلمانان موظف به ايمان به اين مجموعه هستند. چنان‏كه وظيفه دارند به امامان‏معصوم(ع) نيز ايمان بياورند. همان‏گونه كه تبعيض در ايمان به پيامبران جايز نيست. يك ‏مسلمان واقعي بايد علاوه بر ايمان به پيامبران الهي، به مجموعه امامان معصوم نيز به عنوان‏جانشينان آن حضرت ايمان داشته باشد.
3. تسليم و اطاعت: هر امتي در برابر پيامبر خود مأمور و موظف به تسليم و اطاعت بوده ‏است. مسلمانان نيز در برابر پيغمبر اكرم(ص) و امامان معصوم(ع) چنين مسئوليتي دارند وحق چون و چرا در برابر آنان و دستورهاي آنها ندارند.
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ... (نساء: 59)
اي كساني كه ايمان آورده‏ايد! اطاعت كنيد خدا را؛ و اطاعت كنيد پيامبر خدا و اولوالامر اوصياي پيامبر را.
وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلاَ مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَي اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْراً أَن يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ... (احزاب: 36)
هيچ مرد و زن مؤمني را نرسد كه چون خدا و پيامبرش امري را مقرر دارند، آنان را در كارشان‏اختيار و چون و چرايي‏ باشد.
4. اُسوه‏پذيري: پيامبران و امامان معصوم(ع) نمونه‏ها و الگوهاي روشن ايمان به خداوندهستند. انسان براي رسيدن به سعادت بايد آنها را اُسوه قرار دهد و از اعمال و رفتار واخلاق‏آنان الگو بگيرد.
لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ... (احزاب: 21)
مسلّماً براي شما در زندگي رسول خدا سرمشق نيكويي است.
رسول خد(ص):
اِنَّ شيعَتَنا مَنْ شَيَّعَنا وَ تَبِعَنا في‏ اَعْمالِنا.
همانا شيعه ما كسي است كه در اعمال و رفتارش از ما پيروي كند.
5 . محبت و دوستي: هر امتي موظف به محبت و دوستي پيامبرش بوده است. مسلمانان نيزموظف به محبت و دوستي پيغمبر اكرم(ص) و امامان معصوم(ع) هستند. رسول خد(ص) ازپيروانش دوستي اهل بيت عصمت و طهارت را خواسته و آن را مزد رسالت خويش قرار داده‏است:
قُل لاَ أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَي‏... (شوري: 23)
بگو به ازاي آن (رسالت) پاداشي از شما نمي‏خواهم مگر دوستي درباره خويشاوندان.
آن حضرت مي‏فرمايد:
اَحِبُّوني‏ لِحُبِّ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ وَ اَحِبُّوا اَهْلَ بَيْتي‏ لِحُبّي‏.
مرا به جهت دوستي با خدا و اهل بيت مرا به جهت دوستي من دوست بداريد.
از دوستي و محبت به خاندان پيامبر(ص)، پذيرش ولايت آنان و اطاعت و تسليم در برابرآنان به "تولّي" ياد مي‏شود كه يكي از اركان اسلام ناب محمدي(ص) است. نقطه مقابل آن"تبرّي" نام دارد كه عبارت است از برائت و بيزاري جستن از دشمنان.
قرآن كريم مي‏فرمايد:
لاَ تَجِدُ قَوْماً يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ كَانُوا آبَاءَهُمْ أَوْأَبْنَاءَهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ أُولئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمَانَ وَأَيَّدَهُم بِروحٍ مِنْهُ وَيُدْخِلُهُمْ‏جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ أُولئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلاَ إِنَ‏حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ(مجادله: 22)
هيچ قومي را كه ايمان به خدا و روز قيامت دارند نمي‏يابي كه با دشمنان خدا و رسولش دوستي‏ كنند، هر چند پدران يا فرزندان يا برادران يا خويشاوندانشان باشند؛ آنان كساني هستند كه‏ خدا ايمان را بر صفحه دلهايشان نوشته و با روحي از ناحيه خودش آنها را تقويت فرموده و آنهارا در باغهايي از بهشت وارد مي‏كند كه نهرها از زير درختانش جاري است، جاودانه در آن‏مي‏مانند، خدا از آنها خشنود است و آنان نيز از خدا خشنودند، آنها "حزب الله"اند؛ بدانيد"حزب الله" پيروز و رستگارند.
در زيارت جامعه كبيره كه امام هادي(ع) به موسي بن عبدالله نخعي تعليم داده است‏مي‏خوانيم:
اَلسَّلامَ عَلَي الْاَئِمَّةِ الدُّعاةِ وَالْقادَةِ الْهُداةِ وَالسَّادَةِ الْوُلاةِ وَالذَّادَةِ الْحُماةِ وَ اَهْلِ الذِّكْرِ وَ اُولِي‏الْاَمْرِ وَبَقِيَّةِ اللَّهِ وَ خِيَرَتِهِ وَ حِزْبِهِ وَ عَيْبَةِ عِلْمِهِ.
سلام بر پيشوايان و رهبران هدايت، سلام بر سروران و واليان و حاميان حق، سلام بر اهل ذكر وصاحبان ولايت و فرمان، سلام بر بهترين آفريده‏هاي هستي، سلام بر حزب الله و مخزن علم خدا.
در بخش ديگري مي‏فرمايند:
آمَنْتُ بِكُمْ وَ تَوَلَّيْتُ آخِرَكُمْ بِما تَوَلَّيْتُ بِهِ اَوَّلَكُمْ وَ بَرِئْتُ اِلَي اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ مِنْ اَعْدائِكُمْ وَ مِنَ‏الْجِبْتِ وَالطَّاغُوتِ وَالشَّياطينِ وَ حِزْبِهِمُ الظَّالِمينَ لَكُمْ وَالْجاهِدينَ لِحَقِّكُمْ وَالْمارِقينَ مِنْ وِلايَتِكُمْ.
به شما خاندان ايمان دارم و ولايت همگي شما را يكسان مي ‏پذيرم و از دشمنان شما، شياطين‏و طاغيان و طرفداران ستمگر آنان و از كساني كه حق مسلم شما را انكار كرده و از پوشش ‏ولايت الهي شما بيرون شدند، بيزاري مي‏جويم و به خدا پناه مي‏برم.


ه . مسئوليت انسان در برابر خانواده و خويشان‏

مسئوليت در برابر خانواده، يعني مسئوليت در برابر همسر، فرزندان و والدين. مسئوليت دربرابر خويشان نيز شامل بستگان نسبي مي‏شود.
1. مسئوليت متقابل زن و شوهر
زن و شوهر در برابر يكديگر مسئول‏اند و چنانچه در انجام وظيفه كوتاهي كنند مورد مؤاخذه ‏قرار گرفته، در شمار زيانكاران درخواهند آمد:
قُلْ اِنَّ الْخاسِرينَ الَّذينَ خَسِرُوا اَنْفُسَهُمْ وَ اَهليهِمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ(زمر: 15)
بگو زيانكاران واقعي آنان‏اند كه سرمايه وجود خود و خانواده‏شان را روز قيامت از دست داده‏اند.
يا اَيُّهاَ الَّذينَ امَنُوا قُوا اَنْفُسَكُمْ وَ اَهْليكُمْ ناراً وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الحِجارَةُ(تحريم: 6)
اي كساني كه ايمان آورده‏ايد! خود وخانواده خويش را از آتشي كه هيزم آن انسانها وسنگ ‏هاست نگه داريد.
پيامبر اكرم (ص):
اِنَّ اللَّهَ تَعالَي سائِلُ كُلِّ راعٍ عَمَّا اسْتَرْعاهُ: اَحَفِظَ ذلِكَ اَمْ ضَيَّعهُ حَتَّي يُسْأَلَ الرَّجُلُ عَنْ اَهْلِ بَيْتِهِ.
همانا خداوند تعالي‏ از هر سرپرستي نسبت به آنچه سرپرستي‏اش را به او واگذار كرده است‏ بازخواست مي‏كند كه آيا از آن به خوبي نگهداري كرده يا تباهش كرده است، حتي مرد درباره‏خانواده‏اش مورد سوال قرار مي‏گيرد.
همچنين فرمود:
اَلرَّجُلُ راعٍ عَلي‏ اَهْلِ بَيْتِهِ وَ هُوَ مَسْئُولٌ عَنْهُمْ، فَالْمَرْأَةُ راعِيَةٌ عَلي اَهْلِ بَيْتِ بَعْلِها وَ وُلْدِهِ وَ هِي‏مَسْئُولَةٌ عَنْهُمْ... .
مرد، نگهبان و سرپرست خانواده‏اش است و از آن بازخواست مي‏شود. زن نيز نگهبان خانواده‏و فرزندان شوهرش است و از آنان سؤال مي‏شود.
1 - 1. مسئوليت شوهر در برابر همسرش: براساس آيه شريفه "اَلرّجالُ قَوَّامُونَ عَلَي النِسَّاءِ..."مسئوليت سرپرستي زن بر عهده مرد نهاده شده است. مرد، وظيفه دارد نفقه همسرش رابپردازد، بر او سخت نگيرد، با او خوش رفتاري كند، گرامي‏اش بدارد، وسايل آسايش و رفاه ‏او را فراهم سازد، از لغزشهايش در گذرد و از اذيت و آزار او اجتناب ورزد، همواره با او مداراكند، در موارد لزوم او را امر به معروف و نهي از منكر نمايد و در حفظ و حمايتش بكوشد.
رسول خد(ص) حق زن بر شوهر را چنين برمي‏شمارد:
حَقُّ الْمَرْأَةِ عَلي زَوْجِها اَنْ يَسُدَّ جَوْعَتَها وَ اَنْ يَسْتُرَعَوْرَتَها وَ لايُقَبِّحَ لَها وَجْهاً، فَاِذا فَعَلَ ذلِكَ فَقَدْوَاللَّهِ اَدّي‏ حَقَّها.
حق زن بر شوهرش اين است كه گرسنگي اش را برطرف كند، بدن او را بپوشاند و چهره‏اش را براو درهم نكشد، هرگاه چنين كند به خدا قسم حقّ زن را ادا كرده است.
امام صادق(ع) نيز خصايل نيكوي مرد را چنين معرفي مي‏كند:
همانا مرد در ميان خانه و خانواده خويش به سه خصلت نيازمند است و اگر در سرشتش هم‏نباشد بايد خود را بدان مكلف سازد؛ معاشرت نيكو، گشاده دستي حساب شده و غيرت‏ ورزي‏در حفظ ناموس.
امام خميني(ره):
مرد، مجاز نيست همسرش را به گونه‏اي رها كند كه معلوم نباشد آيا شوهر دارد يا ندارد - زن رادر اين حالت "معلّقه" مي‏گويند - و ضرورت دارد مرد به قدر لازم به همسرش سركشي كند وشبهايي را نزد او بماند كه به حالت معلّقه درنيايد.
1 - 2. مسئوليت زن در برابر شوهر: پاسخ رسول خد(ص) به زني كه درباره حق شوهرش‏پرسيد، چنين است:
اَنْ تُطيعَهُ وَ لاْ تَعْصِيَهُ وَ لا تَتَصَدَّقَ مِنْ بَيْتِها بِشَي‏ءٍ اِلاَّ بِاذِْنِهِ وَ لاتَصُومَ تَطَوُّعاً اِلاَّ بِاذْنِهِ وَ لاتَمْنَعَهُ‏نَفْسَها... وَلا تَخْرُجَ مِنْ بَيْتِها اِلاَّ بِاذْنِهِ.
از او اطاعت كند، بدون اجازه او چيزي از خانه‏اش صدقه ندهد، بدون رضايتش روزه مستحبي ‏نگيرد، (در هيچ حالي بدون عذر شرعي) خود را از او منع نكند و بدون اجازه ‏اش از خانه بيرون ‏نرود.
امام صادق(ع) نيز در اين باره مي‏فرمايد:
زن در ارتباط با شوهر سازگار خود از داشتن سه خصلت بي‏نياز نيست و آنها عبارت‏اند از:
1. خويشتن را از هرگونه پليدي و آلودگي حفظ كند تا قلب شوهر در خوشي و ناخوشي‏به او اطمينان و اعتماد يابد؛
2. متعهد شود آبروي شوهر را حفظ كند تا هنگام لغزش شوهر به او مهربان باشد؛
3. عشق خود را با آراستن و دلبري كردن در برابراو ابراز كند.
نيز فرمود:
ملعون است، ملعون است زني كه شوهرش را بيازارد و او را غمگين سازد! خوشبخت است،خوشبخت است زني كه به شوهرش احترام بگذارد، او را نيازارد و همواره اطاعتش كند!
2. مسئوليت والدين در برابر فرزندان‏
پدر و مادر در برابر فرزندان خود مسئول‏اند و شايسته است كه با همكاري و همفكری يكديگر به اين مهم بپردازند. برخي اين تكاليف و مسئوليتها عبارتنداز:
انتخاب نام نيك، علم‏آموزي، تربيت ديني و اخلاقي، غذاي پاكيزه و حلال دادن به آنها،آموزش مهارتهايي كه در زندگي به آن نياز دارند از قبيل شنا، تيراندازي و... ؛ فراهم كردن‏وسايل ازدواج آنان؛ هدايت و ارشاد و امر به معروف و نهي از منكر در موارد لازم و... .
رسول خد(ص):
مِنْ حَقِّ الْوَلَدِ عَلي والِدِه ثَلاثَةٌ: يُحَسِّنُ اسْمَهُ وَ يُعَلِّمُهُ الْكِتابَةَ وَ يُزَوِّجُهُ اِذا بَلَغَ.
حق فرزند بر پدرش سه چيز است: او را نام نيكو نهد، به او نوشتن بياموزد و به هنگام بلوغ ‏برايش زمينه ازدواج را فراهم آورد.
همان حضرت:
حَقُّ الْوَلَدِ عَلي والِدِهِ اَنْ يُعَلِّمَهُ الْكِتابَةَ وَالسِّباحَةَ وَالرِّمايَةَ وَ اَنْ لايَرْزُقَهُ اِلاَّ طَيِّباً.
حق فرزند بر پدر اين است كه او را نوشتن، شنا كردن و تيراندازي بياموزد و جز غذاي حلال وپاكيزه به او ندهد.
امام علي (ع):
وَ حَقُّ الْوَلَدِ عَلَي الْوالِدِ اَنْ يُحسِّنَ اسْمَهُ وَ يُحَسِّنَ اَدَبَهُ وَ يُعَلِّمَهُ الْقُرآنُ.
حق فرزند بر پدر اين است كه بر او نام نيكو گذارد، نيك ادبش كند و به او قرآن بياموزد.
امام سجاد (ع):
وَ اَمَّا حَقُّ وَلَدِكَ: ... وَ اَنَّكَ مَسْئُول عَمَّا وليتَهُ بِهِ مِنْ حُسْنِ الْاَدَبِ وَ الدَّلالَةِ عَلي‏ رَبّهِ عَزَّوَجَلَّ وَالْمَعُونَةِ لَهُ عَلي‏ طاعَتِهِ... .
حق فرزندت اين است كه... تو در برابر سرپرستي وي مسئول هستي كه او را نيكو تربيت كني وبه خداوند راهنمايي اش كني و در اطاعت خدا ياري‏ اش نمايي.
3. مسئوليت فرزندان در برابر پدر و مادر
والدين و به ويژه مادر مقامي بس بزرگ در پيشگاه خداوند دارند. پروردگار متعال در آيات‏ متعددي پس از دستور پرستش و بندگي خود نيكي به والدين را سفارش كرده است"وَ بِالْوالِدَيْنِ اِحسان"؛ نيكي به والدين به اين است كه انسان با آنان خوش رفتاري كند، نياز آنهارا پيش از آنكه بر زبان آورند، برطرف سازد. به آنها احترام بگذارد، در برابر آنان متواضع ‏باشد، نگاهش به آنان از روي محبت باشد. آنها را اندوهگين نسازد، صداي خود را از صداي‏ آنها بالاتر نبرد، روي آنها دست بلند نكند، در راه رفتن از آنها جلو نيفتد، اگر آزرده‏ اش كردندبه آنان "اُف" نگويد، اگر كتكش زدند پرخاش نكند، از فرمانشان - در غير معصيت الهي -اطاعت كند و زحماتشان را سپاس گزارد "اَنِ اشْكُرْلي‏ وَلِوالِدَيْكَ" و... .
4. در برابر خويشان‏
خويشاوندي بر دو گونه است: نَسَبي و سببي. خويشاوندي نسبي پيوندي است كه از طريق ‏وحدت خون و رحم پيدا مي‏شود، مانند پدر و مادر، برادر و خواهر، عمو و عمه، دايي و خاله،جدّ و جدّه و فرزندان آنها و خويشاوندي سببي از طريق ازدواج و زناشويي به وجود مي‏آيد،مانند خويشاوندي ميان زن و شوهر و خويشان دو طرف.
منظور از ارحام و خويشان در فقه، خويشان نسبي است؛ از اين رو، انسان موظف است باآنها پيوند عاطفي مستمر داشته باشد و هيچ گاه ارتباط و علاقه‏اش را با آنها قطع نكند.
رسول خد(ص):
صِلْ رَحِمَكَ وَ لَوْ بِشَرْبَةٍ مِنْ ماءٍ وَ اَفْضَلُ ما يُوصَلُ بِهِ الرَّحِمُ كَفُّ الاذي عَنْهُ.
صله رحم كن گرچه با جرعه‏اي آب باشد و بهترين چيزي كه با آن صله رحم مي‏شود اين است‏ كه آنان را اذيت و آزار نكني.
علي(ع):
صِلُوا اَرْحامَكُمْ وَ لَوْ بِالتَّسْليمِ.
صله ارحام كنيد )و با ارحام خود بپيونديد( گرچه با سلام كردن باشد.
اما در مورد خويشان سببي بايد گفت كه دلايل عام معاشرت نيكو با مؤمنان شامل حال‏آنان نيز مي‏شود و انسان موظف است كه آداب معاشرت اسلامي را در ارتباط با آنان مراعات‏نمايد.


و. مسئوليت انسان در برابر جامعه‏

انسان، در برابر جامعه‏اي كه در آن زندگي مي‏كند و بسياري از ابعاد وجودي‏ اش در آن شكل‏ مي‏گيرد، مسئول است. اين مسئوليت در محورهاي زير قابل پي‏گيري است.
1. در برابر شهروندان‏
منظور از شهروندان، همه افراد امت اسلامي‏ اند كه زير پرچم اسلام زندگي مي‏كنند. برخي ازمسئوليتهاي شهروندان در جامعه اسلامي به قرار زير است.
1 - 1. احترام به مال، جان و ناموس يكديگر: مال، جان و آبروي مسلمانان احترام دارد و حفظ احترام آنها بر همگان واجب است. از اين رو، كسي حق ندارد به ناحق خون كسي را بريزد،دراموالش تصرف عدواني كند و آبروي او را ببرد. رسول اكرم (ص) در اجتماع بزرگ عيدقربان ابلاغ كرد:
همانا احترام خونها و اموالتان بر يكديگر مانند احترامي است كه امروزتان در اين ماه و اين‏ سرزمين دارد، تا روزي كه خدا را ملاقات كنيد و از اعمالتان پرس و جو كند.
1 - 2. تعاون و همكاري: قرآن كريم پيروان خويش را موظف كرده است كه همواره يكديگررا در كارهاي خوب ياري دهند، ولي از همكاري در كارهاي ناپسند خودداري ورزند.
وَتَعاوَنُواعَلَي الْبِرِّ وَالتَّقْوي‏ وَ لا تَعاوَنُوا عَلَي اْلاِثْمِ وَ الْعُدْوانِ(مائده: 2)
همديگر را در نيكي و تقوا ياري دهيد واز همياري برگناه و تجاوز دوري گزينيد.
پيامبر اكرم(ص):
مسلمان دست كم سي حق برگردن برادر مسلمانش دارد..(يكي اينكه) بايد او را - مظلوم‏باشد يا ظالم - ياري رساند؛ به اين صورت كه اگر ظالم است، او را از ستم باز دارد و اگر مظلوم‏است، برگرفتن حقش كمك كند.
1 - 3. فريادرسي و رفع گرفتاري: هر كس در جامعه اسلامي بايد براي اصلاح امور و رفع‏گرفتاري برادران ديني خود بكوشد؛ اگر كسي مورد ستم واقع شده، يا از حل مشكلات خودناتوان است و از برادران ديني خود ياري مي‏جويد، بايد به ياري او برخيزد. رسول خد(ص)مي‏فرمايد:
مَنْ اَصْبَحَ لا يَهْتَمُّ بِاُموُرِ الْمُسلِمينَ فَلَيْسَ مِنْهُمْ وَ مَنْ سَمِعَ رَجُلاً يُنادي يا لَلْمُسْلِمينَ فَلَمْ يُجِبْهُ‏فَلَيْسَ بِمُسْلِمٍ.
كسي كه شبي صبح كند و به امور مسلمانان اهميت ندهد، از آنان نيست و كسي كه ناله كمك‏ خواهي مردي مظلوم را از مسلمانان بشنود و اجابتش نكند، مسلمانان نيست.
1 - 4. امر به معروف و نهي از منكر: آحاد جامعه اسلامي در برابر سرنوشت يكديگرمسئول‏اند. از اين رو. هر كس وظيفه دارد به اندازه توان خود ديگران را هدايت و به خوبيهاتشويق كند و آنها را از بديها باز دارد.
وَالْمُؤمِنُونَ وَالْمُؤمِناتُ بَعْضُهُمْ اَؤلِياءُ بَعْضٍ يَأْمُروُنَ بِالْمَعْرُوفِ و يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ... (توبه: 71)
مردان و زنان با ايمان، ولي و يار و ياور يكديگرند؛ امر به معروف و نهي از منكر مي‏كنند.
1 - 5. خدمت‏رساني: رسول خد(ص):
اَلخَلْقُ عِيالُ اللَّهِ فَاَحَبُّ الْخَلْقِ اِلَي اللَّهِ مَنْ نَفَعَ عِيالَ اللَّهِ وَ اَدْخَلَ عَلي اَهْلِ بَيْتٍ سُرُوراً.
بندگان، عيال خدا هستند، پس بهترين مردم نزد خدا كسي است كه بيشتر به عيال خدا سودبرساند و خانواده‏اي را خوشحال كند.
2. در برابر همسايگان‏
امام علي (ع) هنگام وفاتش فرمود:
اَللَّهَ اَللَّهَ! في‏ جيرانِكُمْ فَاِنَّهُ وَصِيَّةُ نَبِيِّكُمْ، مازالَ يُوصي‏ بِهِمْ حَتَّي ظَنَنَّا اَنَّهُ سَيُوَرِّثُهُمْ.
از خدا بترسيد! از خدا بترسيد! درباره همسايگانتان، كه آنان سفارش شده پيامبر شمايند. آن‏ حضرت پيوسته درباره همسايگان سفارش مي‏كرد، چندان كه گمان كرديم آنها را وارث قرارمي‏دهد.
حضرت زهر(ع) شب جمعه‏اي را به دعا درباره ديگران گذراند و امام حسن(ع)، حتي‏يك كلمه نشنيد كه مادرش براي خود دعا كند. صبح به مادر گفت: مادر جان! چرا من هرچه‏گوش كردم، تو درباره ديگران دعاي خير كردي و درباره خودت يك كلمه دعا نكردي؟
مادر مهربان جواب داد:
يا بُنَي اَلْجارُ ثُمَّ الدَّارُ.
پسرك عزيزم! اول همسايه، بعد خانه خود.
خوب همسايه داري كردن وظيفه ‏اي است كه اسلام برعهده شهروندان جامعه اسلامي‏قرار داده است. براساس آموزه‏هاي ديني "اذيت نكردن"، "جويا شدن از احوال همسايه"،"صبوري در برابر آزار و اذيت او"، "دريغ نكردن كالايي از همسايه"، "احترام كردن به او درحضور و حفظ آبروي او در غياب"، "كمك رساني به او" ، "برآوردن نياز او"، "دلداري او درهنگام مصيبت"، "عيادت در هنگام بيماري"، و "تبريك و شادباش گويي در وقتي كه خير وخوبي به او رسيد" برخي از مصاديق خوب همسايه‏ داري كردن هستند.
3. در برابر قوانين و مقررات‏
كليه شهروندان جامعه اسلامي وظيفه دارند به قوانين و مقرراتي كه در دولت اسلامي‏تصويب شده و از نظر شوراي محترم نگهبان گذشته است، با ديده احترام نگريسته، آنها رامراعات كنند. تخلف از اين مقررات، علاوه بر جرم و قابليت پيگيري، گناه شمرده مي‏شودو متخلف در برابر خدا مسئول خواهد بود.
امام خميني (ره):
مراعات مقررات دولت اسلامي واجب شرعي است و تخلف از آن گناه است.
مقام معظم رهبري:
مخالفت با قوانين و مقررات و دستورات دولت اسلامي كه به طور مستقيم توسط مجلس‏ شوراي اسلامي وضع شده و مورد تأييد شوراي نگهبان قرار گرفته‏اند و يا با استناد به اجازه‏قانوني نهادهاي مربوط وضع شده‏اند، براي هيچ كسي جايز نيست و در صورت تحقق مخالفت‏ توسط فردي در اين خصوص، ديگران حق تذكر و راهنمايي و نهي از منكر دارند.


ز. مسئوليت انسان در برابر طبيعت‏

انسان نسبت به طبيعت و مظاهر آن از قبيل حيوانات، نباتات، درياها و محيط زيست، آب وهوا، زمين و معادن و جنگلها نيز مسئوليت دارد؛ چرا كه مظاهر طبيعت از نمعتهاي الهي‏هستند و انسانها درباره چگونگي استفاده از اين نعمتها در قيامت بازخواست مي‏شوند:
ثُمَّ لَتُسْأَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ(تكاثر: 8)
سپس در آن روز )همه شما( از نعمتهايي كه داشته ايد بازپرسي خواهيد شد.
امام علي(ع) در آغاز زمامداري خود، خطاب به مسلمانان فرمود:
اِتَّقُوا اللَّهَ في‏ عِبادِهِ وَ بِلادِهِ فَاِنَّكُمْ مَسْؤُولُونَ حَتَّي عَنِ الْبِقاعِ وَالْبَهائِمِ.
از خدا بترسيد درباره بندگان خدا و شهرهاي او؛ زيرا شما حتي نسبت به سرزمينها و چارپايان‏ مسئوليد.
برخي از مسئوليت‏هاي انسان در برابر طبيعت عبارت است از:
1. عمران و آبادي: قرآن كريم، مردم را به ساختن و آباد كردن زمين فراخوانده، مي‏فرمايد:
... هُوَ أَنشَأَكُم مِنَ الْأَرْضِ وَاسْتَعْمَرَكُمْ فِيَها... (هود: 61)
اوست كه شما را از زمين آفريد و آبادي آن را به شما واگذاشت.
از اين آيه استفاده مي‏شود كه خدا وظيفه عمران و آبادي زمين را به انسان واگذارده ووسايل آن را از هر نظر برايش فراهم كرده است؛ اما او بايد با كار و كوشش زمين را آباد سازد ومنابع آن را به دست آورد و بدون كار و كوشش سهمي نخواهد داشت.
2. استفاده بهينه از منابع طبيعت: خداوند طبيعت را با تمام امكانات و سرمايه‏ هاي موجوددر اختيار بشر قرار داده و از او خواسته مدبّرانه در آن تصرف كند و براي بقاي خويش از آن‏بهره گيرد. استفاده بهينه در فرهنگ اسلام عبارت است از: تدبير در درست استفاده كردن‏امكانات، بهره‏وري مناسب، مصرب بجا و مانند آن. براي مثال استفاده بهينه از آبها و زمينهاي‏ مرغوب و احياي زمينهاي موات مي‏تواند محصولات كشاورزي و فراورده‏هاي غذايي راچندبرابر سازد و حيات اقتصادي جامعه را تأمين كند. امام علي(ع) مي‏فرمود:
مَنْ وَجَدَ ماءً وَ تُراباً ثُمَّ افْتَقَرَ فَاَبْعَدَهُ اللَّهُ.
فرد و جامعه‏اي كه آب و خاك كافي دارد و (نتواند اقتصاد خود را سامان دهد و) فقير گردد،خداوند از رحمت خود دورش مي‏كند.
3. حفاظت از محيط زيست: در اسلام توجه فراواني به محيط زيست و حفاظت از آن شده‏است. ضرورت و اهميت حفظ محيط زيست را از آموزه‏هايي كه در زمينه آبادسازي‏ زمينهاي باير، درختكاري، پاكيزه نگه داشتن نهرها و آلوده نكردن آبها و مانند آن وارد شده،به خوبي مي‏توان دريافت. رسول خد(ص) به لشكريان اسلام سفارش مي‏فرمود:
لا تَقْطَعُوا شَجَرَةً اِلّا اَنْ تُضْطَرُّوا اِلَيْها.
هيچ درختي را - جز در صورت اضطرار - قطع نكنيد.
امام صادق(ع) مي‏فرمود:
شش خصلت است كه مؤمن پس از مرگش از آنها بهره‏مند مي‏شود: حفر چاه آب و كاشتن‏درخت از آن جمله ‏اند.


جمع‏بندي و نتيجه‏ گيري‏

از منظر اسلام، انسان هم مكلّف است و هم مسئول.
تكليف به واجب، حرام، مستحب، مكروه و مباح تقسيم مي‏شود.
انسان نه‏تنها در برابر خدا، پيامبر و امامان(ع)، بلكه در برابر جامعه، خانواده، زيردست وحتي سرزمينها و چارپاياني كه در اختيار دارد نيز مسئول است و در پيشگاه عدل الهي درباره‏همه آنها از او خواهند پرسيد.
برخي از مهم‏ترين مسئوليت‏هاي انسان در برابر خويشتن عبارت است از: خودشناسي،خودسازي، مراقبت و حسابرسي، حفظ نفس و كرامت آن، نعمتها و سرمايه‏هاي خدادادي.
مهم‏ترين مسئوليتهاي انسان در برابر خداوند سبحان عبارت است از: شناخت خدا،ايمان به او، پذيرش ولايت او، عبادت و پرستش، اطاعت، منزّه دانستن او از هرگونه عيب ونقص، دعا و نيايش، ياد او، توكل، شكرگزاري، محبت و عشق ‏ورزي و استعانت از او در هرامر مهم و غير مهم.
برخي از مسئوليتهاي انسان در برابر دين عبارت است از: آموزش و فراگيري، پذيرش ‏مجموعه دين، التزام عملي به دين، پاسداري و استقامت در راه دين.
مهم‏ترين وظايف و مسئوليتهاي مسلمان مكتبي در برابر پيامبر(ص) و امامان معصوم(ع)عبارت است از: شناخت آنها، ايمان و اعتقاد به مجموعه آنان، تسليم و اطاعت، اسوه‏پذيري ازآنان، محبت و دوستي و پذيرش ولايت آنان و برائت از دشمنان آنها.
زن و شوهر در برابر يكديگر مسئول‏اند و چنانچه در انجام وظيفه كوتاهي كنند اززيانكاران خواهند بود. مرد، مدير و سرپرست خانواده است و مسئوليت نفقه، حفظ وحمايت و ارشاد و راهنمايي خانواده برعهده اوست. زن نيز بايد در امور زناشويي واستمتاعات از شوهرش اطاعت كند، بدون اجازه او از منزل خارج نشود، خويشتن را درغياب او حفظ كند و در حفظ اموال او بكوشد.
والدين در تربيت ديني و اخلاقي، ادب ‏آموزي، سوادآموزي، آموزش مهارتهاي زندگي،هدايت و حمايت فرزندان خود و آوردن غذاي حلال براي آنان مسئوليت دارند، چنانكه‏فرزندان نيز به احسان به والدين خود مأمور شده‏اند.
انسان وظيفه دارد با خويشان و بستگان خود پيوند عاطفي داشته باشد، صله رحم و ازقطع رحم به شدّت بپرهيزد.
انسان در برابر جامعه مسئوليت دارد؛ بدين معنا كه هم در برابر حكومت و حاكميت ديني ‏وظيفه دارد، هم در برابر شهروندان جامعه و هم در برابر همسايگان. او بايد قوانين و مقررات ‏دولت اسلامي را رعايت كند و از نافرماني و تخلف در برابر آنها بپرهيزد. چنانكه در برابرشهروندان نيز موظف است، به جان، مال و ناموس آنها احترام بگذارد، با آنها در امور خيرهمكاري كند، در رفع گرفتاري آنان بكوشد، خود را در برابر سرنوشت آنان مسئول بداند،امر به معروف و نهي از منكر نمايد و... با همسايگان خود حسن هم جواري داشته باشد، حال‏آنها را جويا شود، آنها را مورد اذيت و آزار قرار ندهد، به هنگام مصيبت آنها را تسلّي دهد،بيماران را عيادت كند و... .
برخي از مهم‏ترين وظايف انسان در برابر طبيعت نيز عبارت است از: عمران و آبادي،استفاده بهينه از منابع طبيعت و حفاظت از محيط زيست.
منبع:سراج نت

پربازدیدها

پربحث‌ها