يكي از سنن الهي اين است كه خداوند متعال در ميان هر امّتی رسول و پيامبري‏ بر مي‏ انگيزد تا آنان را به راه راست و دين حق هدايت كند و از ضلالت و گمراهي برهاند.

پنجشنبه ۱۲ بهمن ۱۳۹۶ - ۰۰:۰۰

 


سنّت‏هاي الهي
سنّت به معناي سيره و روش، طريقه و عادت مستمر است و سنت های الهي عبارتند از: ضوابطي كه در افعال الهي وجود دارد، يا روش ‏هايي كه خداوند متعال، امور عالم و آدم را بر پايه آنها تدبير و اداره مي‏ كند. قرآن كريم از ضوابط و قوانين حاكم بر زندگي بشر به سنّت تعبير كرده و اين كلمه گاه به‏ صورت مفرد و گاه جمع  بکار رفته و در مجموع شانزده بار در قرآن آمده است؛ تعابيري مانند: «سُنَّةَاللَّه، سُنَّةُ الاَوَّلين، سُنَّةَ مَنْ قَدْ اَرْسَلْنا، سُنَنُ الَّذينَ مِنْ قَبْلِكُمْ». آيات بسياري از قرآن كريم بر حاكميت سنت های الهي بر زندگي بشر دلالت دارند. آيات ‏زير از آن جمله ‏اند:«قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِكُمْ سُنَنٌ فَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانْظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ؛ پيش از شما سنت‏ هايي وجود داشت و هر قوم، طبق اعمال و صفات خود سرنوشت ‏هايي ‏داشتند، كه شما نيز همانند آن را داريد،  پس در روي زمين گردش كنيد و ببينيد سرانجام‏ تكذيب‏كنندگان (آيات خدا) چگونه بود؟!» (آل عمران،آیه137)،«قُل سِيرُوا فِي الْأَرْضِ ثُمَّ انظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُكَذِّبِين؛بگو: روي زمين گردش كنيد، سپس بنگريد سرانجام تكذيب‏ كنندگان آيات الهي چه شد؟!» (انعام،آیه11)  و «سُنَّةَ اللَّهِ فِي الَّذِينَ خَلَوْا مِن قَبْلُ...؛ اين سنت خداوند در اقوام پيشين است.» (احزاب،آیه62)

1. ويژگي‏ هاي سنّت الهي‏

سنّت‏ هاي الهي دو ويژگي بسيار مهم دارند: فراگيري و ثبات.
1 - 1. عموميت و فراگيري‏
اين ويژگي در حقيقت مقوّم سنّت الهي است؛ به گونه‏ اي كه اگر يك سنّت از آن برخوردار نباشد،سنّت ناميده نخواهد شد. مفهوم عموميت سنتّ آن است كه امكان استثناي بعضي از افراد و اقوام از سنتّ امكان ندارد و در زمان فراهم آمدن شرايط يك سنتّ - براي سنتّی كه درشرايط خاصي جاري مي ‏شوند - اجراي آن حتمي است. براي نمونه مي‏ توان از سنّت امتحان الهي ياد كرد كه همه انسان‏ ها و جوامع بشري را در برمي‏ گيرد. قرآن كريم به كساني كه با انديشه‏ اي واهي خود را از اين سنّت الهي مستثنا مي‏ دانند، مي‏ فرمايد:«أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَلَمَّا يَأْتِكُمْ مَثَلُ الَّذِينَ خَلَوْا مِن قَبْلِكُمْ...؛ آيا گمان كرديد داخل بهشت مي‏ شويد، بي‏ آنكه حوادثي هم چون حوادث گذشتگان به شما برسد؟!»(بقره،آیه214)
1 - 2. ثبات و تغييرناپذيري‏
در مقابل حتمي بودن اجراي سنت‏ هاي الهي دو احتمال وجود دارد؛ نخست آنكه سنّتي به ‏سنّت ديگر تبديل گردد و دوم آنكه خداوند آن سنّت را از قومي به قوم ديگر برگرداند، براي‏ مثال عذابي را كه براي عدّه‏ اي مقرّر شده به گروهي ديگر فرود آورد. قرآن كريم هر دو احتمال را نفي كرده، ومي ‏فرمايد: «فَلَن تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِيلاً وَلَن تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَحْوِيل؛ هرگز براي سنت الهي تبديل و تحويلي نخواهي يافت».(فاطر،آیه43)  علامه طباطبايي(ره) درباره تفاوت تبديل و تحويل مي‏ نويسد: تبديل سنّت خدا به اين است كه عذاب خدا را بردارند و به جايش عافيت و نعمت بگذارند و تحويل سنّت عبارت از اين است كه عذاب فلان قوم را - كه مستحق آن مي ‏باشند - به سوي‏ قومي ديگر برگردانند و سنّت خدا نه تبديل مي‏ پذيرد و نه تحويل؛ براي اينكه خداي تعالي برصراط مستقيم است، حكم او نه تبعيض دارد و نه استثنا.(36)


2. سنّت‏ هاي الهي‏

برخي از سنّت‏ هاي الهي حاكم بر زندگي بشر به قرار زير هستند:
2 - 1. سنت ارسال رُسُل‏
يكي از سنن الهي اين است كه خداوند متعال در ميان هر امّتی رسول و پيامبري‏ بر مي‏ انگيزد تا آنان را به راه راست و دين حق هدايت كند و از ضلالت و گمراهي برهاند. خداوند از اين طريق،حجّت خويش را بر مردم تمام كرده تا اگر نافرماني و ناسپاسي كردند و دچار عقوبتي شدند، ظلمي از طرف خداوند نسبت به آنها نشده باشد. بر مبناي همين سنّت است كه گفته مي ‏شود زمين هيچ‏ گاه از حجّت خالي نيست، همواره ‏پيغمبر و يا هادي ديگري وجود دارد كه به امر خدا مردم را به سوي حق هدايت كند و آنان را از گمراهي برهاند. آيات متعددي در قرآن كريم بر اين سنت دلالت دارند، مانند:«وَلِكُلِّ أُمَّةٍ رَسُولٌ...؛ براي هر امّتي، رسولي است»(يونس،آیه47)، «وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولاً...؛ ما در هر امتي رسولي را برانگيختيم.» (نحل،آیه36) و  «... وَلِكُلِّ قَوْمٍ هَادٍ؛ براي هر گروهي هدايت‏ كننده‏ اي است» (رعد،آیه 7)
2 - 2. سنّت هدايت و اضلال‏
هدايت و اضلال از ديگر سنّت‏ هاي الهي هستند؛ به اين معنا كه اگر انسان ‏ها در مسير خدا قرار گرفته و هدايت او را بپذيرند، خداوند بر هدايت آنان خواهد افزود، ولي اگر انساني ازهدايت الهي سر باز زند و خود را در مسيري ضد رشد و تعالي قرار دهد، خداوند او را گمراه‏ خواهد ساخت و كسي را نيز كه خداوند گمراه سازد هيچ نيرويي نمي ‏تواند او را هدايت كند. برخي از آياتي كه بر حاكميت اين سنّت در زندگي بشر دلالت دارند، اين آيات هستند: «وَالَّذِينَ اهْتَدَوْا زَادَهُمْ هُدي وَآتَاهُمْ تَقْوَاهُم؛ كساني كه هدايت يافتند (خداوند) بر هدايت آنها افزود و پاداش تقوايشان را به آنها داد» (محمد،آیه17)، «وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ؛ كساني را كه در مسير ما مجاهده كنند، ما آنها را به راه‏ هاي خاص خويش رهنمون مي سازيم وبي‏ گمان خداوند با نيكوكاران است»(عنكبوت،آیه69) و «مَن يُضْلِلِ اللّهُ فَلاَ هَادِيَ لَهُ وَيَذَرُهُمْ فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُون؛ كساني كه خداوند در گمراهي گذارده باشد، راهنمايي ندارند و آنان را در طغيانشان سرگشته ‏وا مي ‏گذارد»(اعراف،آیه186)
روشن است كه مراد از اضلال الهي، اضلال تكويني است نه تشريعي؛ زيرا اعمال و رفتار چنين افرادي سبب گمراهي آنان شده است، نه آنكه خداوند برنامه‏ هاي رشد و تكامل را ازآنها دريغ كرده و يا برنامه ‏هايي گمراه‏ كننده در اختيارشان گذاشته باشد. در آيات بسياري به‏ اين واقعيت اشاره شده است كه اعمال و رفتار انسان‏ ها موجب گمراهي آنان مي ‏شود.(37)
2 - 3. سنت امتحان و ابتلا
سنت امتحان، سنتي عمومي است كه شامل همه انسان‏ ها مي‏ شود. قرآن كريم مي‏ فرمايد:«أَحَسِبَ النَّاسُ أَن يُتْرَكُوا أَن يَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لاَيُفْتَنُون؛ آيا مردم گمان مي‏ برند كه رهايشان كنند ‏[همين] كه ‏[به زبان] بگويند ايمان آورده‏ ايم و ايشان‏ را نمي‏ آزمايند؟» (عنكبوت،آیه2) براساس اين سنت الهي همه انسان‏ ها در طول حيات خويش با وسايل مختلفي مورد آزمايش قرار مي‏ گيرند. اموري چون: ترس، گرسنگي، زيان ‏هاي مالي و جاني، فرزندان، زينت‏ هاي دنيوي و حتي خويشاوندان وسايلي هستند كه انسان‏ها از طريق آنها مورد آزمايش قرار مي‏ گيرند. در آيات قرآن كريم مي‏ خوانيم: «وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْ‏ءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالَّثمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ؛ و همواره شما را به نوعي از ترس و گرسنگي و زيان مالي و جاني و كمبود محصول مي‏ آزماييم و صابران را نويد بده»(بقره،آیه 155)، «إِنَّمَا أَمْوَالُكُمْ وَأَوْلاَدُكُمْ فِتْنَةٌ؛ همانا اموال و اولادتان وسيله آزمايش شما هستند»(تغابن،آیه15) و «وَنَبْلُوكُم بِالشَّرِّ وَالْخَيْر؛ شما را به وسيله ناگواري‏ ها و خوشي‏ ها مي ‏آزماييم».(انبياء،آیه35) سنت آزمايش براي از قوه به فعل درآوردن استعدادهاي نهفته انسان‏ ها و يا خالص ‏سازي‏ شخصيت رو به رشد افراد انساني مي‏ باشد. هر بار كه انسان مورد آزمون الهي قرار مي‏ گيرد، از سويي با اين آزمايش به نقاط قوت و ضعف شخصيت خويش پي مي‏برد و مي‏ تواند با اصلاح ‏نقاط ضعف و يا تقويت نقاط قوت خود، به سوي هدف اعلاي حيات خويش گام بردارد و ازسوي ديگر با آزمايش‏ هاي مكرر كه پيش مي‏ آيد چهره زشت و يا زيباي انسان براي ديگران ‏مشخص مي ‏شود و افراد از شخصيت حقيقي يكديگر كه گاهي در زير پرده ‏هاي ضخيمي ازخدعه ‏ها و نيرنگ ‏ها پنهان شده آگاه مي ‏شوند.(38)
2 - 4. سنت پيروزي حق بر باطل‏
اراده خداوند بر پيروزي حق و شكست و نابودي باطل تعلق گرفته و اين اراده الهي، يكي ‏از سنت‏هاي اوست، از نگاه قرآن كريم حق هر اندازه هم كه مورد بي‏ توجهي و بي‏ اعتنايي قرار گيرد و يا با آن مبارزه شود، هيچ‏ گاه نيست و نابود نخواهد شد. امّا باطل هر اندازه كه مورد توجه قرار گرفته و يا تبليغ و ترويج شود، سرانجام محو و نابود مي‏ گردد. ممكن است حق‏ براي مدتي محدود،ناديده گرفته شود و به ظاهر اثري از آن نباشد و در عوض باطل جلوه‏ گري‏ كرده و افرادي را به سمت خود بكشاند، ولي سرانجام حق بر باطل پيروز خواهد شد. طبق‏ آموزه‏ هاي قرآن كريم:«وَيُرِيدُ اللّهُ أَن يُحِقَّ الْحَقَّ بِكَلِمَاتِهِ؛ خدا مي‏ خواهد كه حق را با كلماتش پايدار سازد.» (انفال،آیه 7)، «وَيُحِقُّ اللَّهُ الْحَقَّ بِكَلِمَاتِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُجْرِمُونَ؛ خداوند حق را با كلمات خود پايدار مي‏ سازد، هر چند مجرمان اكراه داشته باشند.»(يونس،آیه82) و «وَيَمْحُ اللَّهُ الْبَاطِلَ وَيُحِقُّ الْحَقَّ بِكَلِمَاتِه؛ خداوند باطل را محو مي‏ سازد و حق را با كلماتش پايدار مي ‏سازد»(شوري،آیه24) از آيات قرآن كريم فهميده مي‏ شود كه پيروزي حق بر باطل از سنّت‏ هاي قطعي الهي است‏ و مؤمنان مادامي كه در ايمان خود، صادق و در نيّت خود خالص باشند، پيروز خواهند شد.قرآن كريم مي‏ فرمايد:«كَتَبَ اللَّهُ لَأَغْلِبَنَّ أَنَا وَرُسُلِي؛ خداوند مقرر كرده است كه حتماً من و فرستادگانم پيروز خواهيم گرديد.»(مجادله،آیه21)
2 - 5. سنت نصرت الهي‏
منظور از اين سنت، آن است كه هر كس خدا را ياري كند، خدا نيز او را ياري خواهد كرد. قرآن كريم مي‏ فرمايد:«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِن تَنصُرُوا اللَّهَ يَنصُرْكُمْ وَيُثَبِّتْ أَقْدَامَكُم؛ اي كساني كه ايمان آورده‏ ايد، اگر خدا را ياري كنيد خدا هم شما را ياري مي‏ كند و گام‏ هايتان راثابت و استوار مي‏ سازد»(محمد،آیه 7) ياري كردن خدا به اين است كه انسان در راه خدا به مبارزه و جهاد با دشمنان خدا بپردازد و هدفش تنها برپايي پرچم توحيد باشد، نه به دست آوردن غنايم جنگي و يا مباهات و فخرفروشي و انگيزه‏ هاي ديگر. ياري خداوند نيز به اين معناست كه اسباب غلبه بر دشمنان‏ را براي مؤمنان فراهم ساخته و آنها را به روش‏ هاي گوناگون بر دشمنان خود پيروزمي‏ گرداند. خداوند به اين جهت مؤمنان را نصرت مي‏ بخشد و آنان را بر كفار پيروز مي‏ گرداند كه‏ ولايت و سرپرستي آنها را بر عهده داشته و مؤمنان نيز ولايت الهي را به جان و دل پذيرفته‏ اند؛ اما كفار چون از پذيرش ولايت الهي سر باز زده‏اند، سرپرستي براي آنان نيست تا به ياري آنها برخيزد:«ذلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ مَوْلَي الَّذِينَ آمَنُوا وَأَنَّ الْكَافِرِينَ لاَ مَوْلَي‏ لَهُمْ؛ اين بدان جهت است كه خداوند سرپرست افراد با ايمان است و كافران هيچ سرپرستي ندارند.» (محمد،آیه11) بر پايه همين سنت الهي، نهضت‏ ها و مبارزاتي كه در مسير خدا و براي اعتلاي كلمه ‏توحيد باشد و مبارزه‏ كنندگان آن در مسير مبارزه خويش خالصانه عمل نمايند، به‏ طور قطع ‏پيروز خواهند شد؛ اما اگر هدف آنها برافراشتن پرچم توحيد نباشد و يا در نبرد خويش‏ انگيزه‏ هاي غيرالهي داشته باشند، شكست خواهند خورد.(39)
2 - 6. سنت امداد
بر پايه اين سنت، خداوند به همه انسان‏ ها مدد مي‏ رساند تا راه رشد و كمال را طي كنند. ازقرآن كريم برمي ‏آيد كه سنت امداد بر دو نوع عام و خاص تقسيم مي‏ شود.

الف. امداد عام‏

اين نوع امداد، افراد مؤمن و غيرمؤمن را در برمي‏ گيرد، چنان كه خداوند در قرآن‏ مي ‏فرمايد:«كُلّاً نُّمِدُّ هؤُلاَءِ وَهؤُلاَءِ مِنْ عَطَاءِ رَبِّكَ وَمَا كَانَ عَطَاءُ رَبِّكَ مَحْظُور؛ هر يك از آنان [گروه دنيا طلب]‏ و اينان ‏[ گروه آخرت‏ طلب] را از عطاي پروردگارت بهره‏ مي‏ رسانيم و عطاي پروردگارت هرگز از كسي منع نشده است.» (اسراء،آیه20) هم چنين مي ‏فرمايد:«مَن كَانَ يُرِيدُ حَرْثَ الْآخِرَةِ نَزِدْ لَهُ فِي حَرْثِهِ وَمَن كَانَ يُرِيدُ حَرْثَ الدُّنْيَا نُوْتِهِ مِنْهَا وَمَا لَهُ فِي‏الْآخِرَةِ مِن نَصِيبٍ؛ هر كس كه ‏[بهره] كشتِ اخروي را خواسته باشد، براي او در كشت او مي‏ افزاييم و هر كس[بهره‏‏] كشتِ دنيوي را خواسته باشد، از آن به او مي‏ بخشيم و براي او در آخرت بهره ‏اي نيست»(شوري،آیه20)


ب. امداد خاص‏

اين نوع امداد كه گاهي از آن به امدادهاي غيبي ياد مي‏ شود، تنها به مؤمنان اختصاص ‏دارد. امداد خاص به صورت‏ هاي مختلفي انجام مي‏ گيرد. برخي از آنها به شرح زير هستند:


1. آرامش دادن به مؤمنان:

خداوند در سختي‏ ها و گرفتاري‏ ها - و از جمله در مصاف با كافران - آرامش را بر قلوب مؤمنان جاري مي‏ سازد تا مصيبت آنها را از پاي در نياورد در قرآن‏ كريم پنج بار از« انزال سكينه » سخن رفته است. دو مورد آن درباره ياري مؤمنان در جنگ‏ حنین،  ماجراي بيعت رضوان و مقدمه فتح مكه؛ به ترتيب از اين قرار است:«ثُمَّ أَنْزَلَ اللّهُ سَكِينَتَهُ عَلَي‏ رَسُولِهِ وَعَلَي الْمُؤْمِنِينَ...؛ آنگاه خدا آرامش خود را بر فرستاده خود و بر مؤمنان فرود آورد...»(توبه،آیه 26) و «لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبَايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ فَعَلِمَ مَا فِي قُلُوبِهِمْ فَأَنزَلَ السَّكِينَةَ عَلَيْهِمْ‏وَأَثَابَهُمْ فَتْحاً قَرِيب؛ به راستي خدا هنگامي كه مؤمنان در زير آن درخت با تو بيعت مي‏ كردند از آنان خشنود شد، وآنچه در دل هايشان بود باز شناخت و بر آنان آرامش فرو فرستاد و پيروزي نزديكي به آنها پاداش ‏داد»(فتح،آیه18)


2. فرو فرستادن فرشتگان (سپاهيان نامرئي):

 از امدادهاي غيبي ياد شده در قرآن كريم، ياري كردن مؤمنان مجاهد با فرو فرستادن فرشتگان در غزوه‏ هاي بدر، احزاب و حنين است. آيه ذيل نمونه ‏اي از اين امداد است:«وَلَقَدْ نَصَرَكُمُ اللّهُ بِبَدْرٍ وَأَنْتُمْ أَذِلَّةٌ فَاتَّقُوا اللّهَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ * إِذْ تَقُولُ لِلْمُؤْمِنِينَ أَلَن يَكْفِيَكُمْ‏أَن يُمِدَّكُمْ رَبُّكُمْ بِثَلاَثَةِ آلاَفٍ مِنَ الْمَلاَئِكَةٍ مُنزَلِين؛ و يقيناً خدا شما را در [جنگِ‏] بَدر - با آنكه ناتوان بوديد - ياري كرد. پس از خدا پروا كنيد، باشد كه سپاس گزاري نماييد. آنگاه كه به مؤمنان مي‏ گفتي: آيا شما را بس نيست كه پروردگارتان شما را با سه هزار فرشته فرود آمده ياري كند؟» (آل عمران،آیه123 و 124)


3. زياد نشان دادن مؤمنان و كم نشان دادن كافران:

 از جمله امدادهاي غيبي، زياد نشان‏ دادن مؤمنان مجاهد در چشم كافران و كم نشان دادن كافران در ديدگان مؤمنان است. اين‏ امداد مؤمنان را در جنگ بدر ياري كرد كه در آيات ذيل بازتاب يافته است:«قَدْ كَانَ لَكُمْ آيَةٌ فِي فِئَتَيْنِ الْتَقَتَا فِئَةٌ تُقَاتِلُ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَأُخْرَي‏ كَافِرَةٌ يَرَوْنَهُم مِثْلَيْهِمْ رَأْيَ الْعَيْنِ‏وَاللّهُ يُؤَيِّدُ بِنَصْرِهِ مَن يَشَاءُ...؛ قطعاً در برخورد ميان دو گروه، براي شما نشانه‏ اي [و درس عبرتي‏] بود.گروهي در راه خدامي‏ جنگيدند، و ديگر[گروه] كافر بودند كه آنان‏[مؤمنان] را به چشم دو برابر خود مي ‏ديدند و خدا هر كه را بخواهد به ياري خود تأييد مي‏كند...»(آل عمران،آیه13) و «وَإِذْ يُرِيكُمُوهُمْ إِذِ الْتَقَيْتُمْ فِي أَعْيُنِكُمْ قَلِيلاً وَيُقَلِّلُكُمْ فِي أَعْيُنِهِمْ لِيَقْضِيَ اللّهُ أَمْراً كَانَ مَفْعُولاً...؛ و آن گاه كه چون با هم برخورد كرديد، آنان را در ديدگان شما اندك جلوه داد و شما را[نيز] در ديدگان آنان كم نمودار ساخت تا خداوند كاري را كه انجام شدني بود تحقق بخشد...»(انفال،آیه44)

4. ايجاد رعب در دل دشمن:

واژه رُعب پنج بار در قرآن كريم آمده؛ كه چهار مورد آن درآيات مدني درباره ياري مجاهدان مؤمن در غزوه‏ هاي بدر و احد، بني‏ نضير و بني ‏قريظه است. در اينجا براي نمونه به دو آيه اشاره مي‏شود: «سَنُلْقِي فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُوا الرُّعْبَ بِمَا أَشْرَكُوا بِاللّهِ...؛ به زودي در دل‏ هاي كساني كه كفر ورزيده‏ اند، بيم خواهيم افكند، زيرا چيزي را با خدا شريك‏ گردانيده‏ اند...»(آل عمران،آیه151) و «وَأَنزَلَ الَّذِينَ ظَاهَرُوهُم مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ مِن صَيَاصِيهِمْ وَقَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ الْرُّعْبَ...؛ و كساني از اهل كتاب را كه با[مشركان]‏ هم پشتي كرده بودند، از دژهايشان به زير آورد و دردل‏ هايشان هراس افكند...»(احزاب،آیه26)
2 - 7. سنّت استخلاف‏
از ديگر سنت‏ هاي الهي حاكم بر حيات انسان‏ ها، سنت حاكميت صالحان بر زمين است.بر پايه اين سنت پيروزي نهايي از آن صالحان بوده و تنها آنان حاكم بر زمين خواهند شد.قرآن كريم مي‏فرمايد:«وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ؛ و به راستي در زيور، پس از تورات نوشته ‏ايم كه زمين را بندگان شايسته من به ارث مي‏ برند» (انبياء،آیه105) در آيه ‏اي ديگر مي‏ فرمايد:«وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِن‏قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَي‏ لَهُمْ...؛ خداوند به كساني از شما كه ايمان آورده ‏اند و كارهاي شايسته كرده‏ اند، وعده داده است كه آنان‏ را در اين سرزمين جانشين گرداند، هم چنان كه كساني را كه پيش از آنان بودند نيز ‏[جانشين‏] پيشينيان گرداند و دينشان را بر آنان مي‏ پسندد و استقرار مي‏ دهد.» (نور،آیه55) براساس اين آيات بندگان صالح خدا سرانجام پيروز شده و حاكميت الهي را در جامعه ‏تحقق خواهند بخشيد؛ جامعه ‏اي كه همه چيز آن براساس حق بوده و باطل در آن راه پيدا نخواهد كرد. صالحان آن احكام الهي را در جامعه اجرا كرده و در اجراي حدود الهي تزلزلي به‏خود راه نخواهند داد.(40)
2 - 8. سنت استدراج‏
منظور از سنت استدراج اين است كه خداوند درجه و مرتبه برخي از افراد را به تدريج ‏پايين مي‏آورد تا جايي كه به نهايت درجه بدبختي و هلاكت مي‏ رسند و دچار عذاب اخروي‏ مي ‏شوند. اين سنت، دامن گير افرادي مي‏ شود كه آيات الهي را تكذيب كرده، اوامر الهي رااطاعت نمي‏ كنند و به غفلت و بي‏ خبري از پروردگار خويش ادامه مي ‏دهند. قرآن كريم درباره‏ اينان مي‏ فرمايد:«وَالَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا سَنَسْتَدْرِجُهُم مِنْ حَيْثُ لاَيَعْلَمُونَ * وَأُمْلِي لَهُمْ إِنَّ كَيْدِي مَتِينٌ؛ كساني را كه آيات ما را تكذيب كردند از راهي كه نمي ‏دانند فرو مي‏ گيريم و به آنها مهلت‏ مي‏ دهيم؛ چرا كه چاره‏ جويي من قوي است» (اعراف،آیه183-182) هم چنين مي ‏فرمايد:«فَنَذَرُ الَّذِينَ لاَيَرْجُونَ لِقَاءَنَا فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُون؛ آنهايي را كه اميدي به لقاي ما ندارند رها مي ‏سازيم تا در طغيانشان سرگردان شوند»(يونس،آیه11)
2 - 9. سنت مهلت‏
بر پايه اين سنّت، خداوند به همه انسان‏ ها مهلت مي ‏دهد تا چنانچه در مسير باطلي قراردارند، از آن دوري جسته و به سوي حق و حقيقت گام بردارند. اين چنين نيست كه اگر انساني‏ ظلم و ستم كرد، حق و باطل را درهم آميخت، قوانين الهي را ناديده گرفت، دست به افساد و طغيان زد و يا با حيات انسان‏ ها بازي كرد به سرعت خداوند او را مجازات نمايد، بلكه‏ خداوند بر اساس اين سنّت به او فرصت تجديد نظر در اعمال و رفتارش را مي ‏دهد تا به سوي‏ خدا بازگردد و از فرامين او اطاعت نمايد. قرآن كريم مي‏ فرمايد:
«وَلَوْ يُؤَاخِذُ اللَّهُ النَّاسَ بِمَا كَسَبُوا مَا تَرَكَ عَلَي‏ ظَهْرِهَا مِن دَابَّةٍ وَلكِن يُؤَخِّرُهُمْ إِلَي‏ أَجَلٍ مُّسَمّي‏فَإِذَا جاءَ أَجَلُهُمْ فَإِنَّ اللَّهَ كَانَ بِعِبَادِهِ بَصِير؛ اگر خدا مي‏ خواست مردم را به خاطر آنچه كه كسب كرده‏ اند مؤاخذه كند هيچ جنبنده‏ اي برزمين باقي نمي‏ ماند. ليكن آنها را تا زمان معيني به تأخير مي‏ اندازد. پس چون اجلشان فرا رسد (مجازات خواهند شد) و خداوند از اعمال بندگانش آگاه است.»(فاطر،آیه45) قرآن كريم، مهلت در عذاب را به صفت رحمت و مغفرت الهي منسوب كرده، مي‏ فرمايد:«وَرَبُّكَ الْغَفُورُ ذُو الرَّحْمَةِ لَوْ يُؤَاخِذُهُم بِمَا كَسَبُوا لَعَجَّلَ لَهُمُ الْعَذَابَ بَل لَهُم مَوْعِدٌ لَّن يَجِدُوا مِن‏دُونِهِ مَوْئِلاً * وَتِلْكَ الْقُرَي‏ أَهْلَكْنَاهُمْ لَمَّا ظَلَمُوا وَجَعَلْنَا لِمَهْلِكِهِم مَوْعِد؛ پروردگارت، آمرزنده و صاحب رحمت است، اگر مي‏ خواست آنان را به خاطر اعمالشان مجازات ‏كند، عذاب را هر چه زودتر براي آنها مي‏ فرستاد، ولي براي آنان موعدي است كه هرگز از آن راه ‏فراري نخواهد داشت و اين‏ها آبادي‏ هايي است (كه ويرانه‏ هايش در برابر شماست) و ما آنها راهنگامي كه ستم كردند هلاك نموديم ولي (در عين حال) بر نابودي آنها موعدي قرار داديم.»(كهف،آیه 59 - 58) از اين آيات استفاده مي ‏شود اگر خداوند به افراد و حتي اقوام ستم كار مهلت داده و آنها را فوري مجازات نمي‏ نمايد به اين جهت است كه داراي صفت مغفرت و رحمت است ومي‏ خواهد تا آنها در فرصتي كه قبل از اجلشان دارند به خود آمده و دست از ظلم و ستم وفسق و فجور خود بردارند و با انجام اعمال صالح خود، توبه نمايند.(41)
2 - 10. سنت مكر
بر پايه اين سنت، هر كس براي ضرر و زيان به ديگران از خود حيله‏ گري نشان دهد و براي‏ صدمه زدن به ديگران نقشه‏ هايي شيطاني تدارك ببيند، بايد اطمينان داشته باشد كه نتيجه عمل‏ا و روزي گريبان وي را خواهد گرفت و همان‏ گونه كه او به هم‏نوع خود آسيب رسانده، اثر زشت عمل او در دنيا و آخرت نصيب او خواهد شد. در آيات زير مي‏ خوانيم:
«وَمَكْرَ السَّيِّئِ وَلاَ يَحِيقُ الْمَكْرُ السَّيِّئُ إِلَّا بِأَهْلِه ؛ و مكر بد كردند و مكر بد جز به اهل آن باز نمي‏ گردد». (فاطر،آیه43) و «وَكَذلِكَ جَعَلْنَا فِي كُلِّ قَرْيَةٍ أَكَابِرَ مُجْرِمِيهَا لِيَمْكُرُوا فِيهَا وَمَا يَمْكُرُونَ إِلَّا بِأَنْفُسِهِمْ وَمَا يَشْعُرُونَ؛ و بدين سان در هر شهري گناه كاران بزرگش را مي‏ گماريم تا (سرانجام‏) در آن مكر ورزند (وفسق و فساد كنند)؛ و جز در حق خويش مكر نمي‏ ورزند و نمي‏ دانند.» (انعام،آیه 123) در برخي آيات از اين سنت با واژه  كيد  ياد شده است.(42)


جمع ‏بندي و نتيجه ‏گيري‏

- سنت‏ هاي الهي عبارتند از: ضوابط و قوانين الهي كه بر زندگي عالم و آدم حاكميت‏ دارند. آيات فراواني حاكميت سنن الهي بر زندگي بشر را اثبات مي‏ كنند.
- سنت‏ هاي الهي دو ويژگي مهم دارند كه عبارتند از: عموميت و تغييرناپذيري.
- برخي از سنت‏ هاي الهي حاكم بر زندگي انسان بدين قرارند: سنّت ارسال رسل، سنّت ‏هدايت و اضلال، سنّت امتحان و ابتلا، سنّت پيروزي حق بر باطل، سنّت نصرت الهي، سنّت امداد، سنّت استخلاف، سنّت استدراج، سنّت مهلت و سنّت مكر.
_________________________________________
پی نوشت ها:
36. ترجمه تفسير الميزان، ج 17، ص 83.
37. ر.ك: سوره بقره(2)، آيه 264؛سوره انعام(6)، آيه 144؛ سوره توبه(9)، آيه 80.
38. ر.ك: مباني انسان‏ شناسي در قرآن، دكتر عبداللَّه نصري، ص 394 - 392.
39. ر.ك: مباني انسان‏ شناسي در قرآن، ص 405 - 404.
40. ر.ك: مباني انسان‏ شناسي در قرآن، ص 407 - 406.
41. ر.ك: مباني انسان‏ شناسي در قرآن، ص 413 - 411.
42. ر.ك: سوره انفال(8)، آيه 18؛ سوره مؤمن(40)، آيه 25؛ سوره طارق(86)، آيات 16 - 15.
منبع:سراج نت

پربازدیدها

پربحث‌ها