در مورد معنا، چيستي و چگونگي طي الارض لطفا توضيحاتي ارائه بفرماييد.

پنجشنبه ۱۲ بهمن ۱۳۹۶ - ۰۰:۰۰
 
طي‏ الارض
مدعيان عمده طي الارض دو گروهند ؛ عرفاي اسلامي و مرتاضان هندي . ما هيچ دليلي براي نفي طي الارض نداريم ؛ لذا امکان اينکه اين امر واقعيت داشته باشد وجود دارد ؛ و چون بسياري از مدّعيان واقعيت داشتن طي الارض در ميان عرفاي اسلامي ، افرادي راستگو و متّقي هستند، لذا با اتکا به قول آنها واقعيت داشتن آن را اجمالا مي پذيريم . همچنين از برخي نقلها به دست مي آيد که برخي از عرفاي صاحب نام ، واقعيت داشتن طي الارض در ميان برخي مرتاضان را هم پذيرفته اند .
نظرات در مورد طي الارض.
در فلسفه ملاصدرا اثبات شده که عالم خلقت به طور کلي داراي سه مرتبه است ؛ بالاترين مرتبه آن ،عالم عقول است ؛ که عالمي است مجرد از ماده و آثار ماده ؛ و موطن ملائک عظام است ؛ و پايين تر از آن ، عالم مثال است ؛ که آن هم عالمي است مجرد (غير ماده) ولي برخي از آثار ماده نظير رنگ و شکل و مقدار در آن موجود است ؛ و پايين تر از عالم مثال ، عالم ماده است که حرکت و زمان از بارزترين خصوصيات آن است ؛ ــــ البته توجه شود که اين عوالم به صورت مراتب يک ساختمان يا به صورت کره هاي تودرتو نيستند؛ بلکه نسبت آنها مثل نسبت صور ذهني به ذهن و نسبت ذهن به روح است ؛ يعني همانطور که روح احاطه وجودي بر ذهن دارد و ذهن احاطه وجودي بر صور ذهني دارد ، عالم عقول هم بر عالم مثال و عالم مثال بر عالم ماده محيط است . ــــ با اين مبنا مي توان ادعا نمود که طي الارض از طريق سلطه عالم مثال بر عالم ماده ممکن مي شود ؛ يعني همانطور که ذهن ما مي تواند در صور ذهني ما تصرف کند و آنها را در يک لحظه از يک نقطه به نقطه ديگر منتقل کند ، از راه سلطه بر عالم مثال نيز مي توان در عالم ماده تصرّف نمود و اشياء مادي را به صورت خارق العاده جابجا نمود ؛ چرا که موجودات مثالي علت موجودات مادّيند ؛ و با سلطه بر علّت ، سلطه بر معلول نيز حاصل مي شود ؛ امّا اينکه چگونه مي توان بر بخشي از عالم مثال سلطه پيدا کرد ، سوالي است که بايد از کساني پرسيد که خود اهل طي الارضند ؛ و ظاهراً دو راه براي اين امر وجود دارد ؛ يکي رياضتهاي خاصّي است که مرتاضان انجام مي دهند ؛ و ديگري راه عبوديت و بندگي خداست که عارفان واقعي اتخاذ کرده اند ؛ اما بايد توجه داشت که هر عارفي صاحب طي الارض نمي شود ؛ اساسا اگر عارفي در پي طي الارض باشد عارف نخواهد بود ؛ عارف تنها به دنبال عبوديت حق تعالي است ؛ که در اين راه ممکن است قدرت طي الارض نيز به او عطا شود ؛ حتي به برخي قدرت طي السماء نيز عطا مي شود ؛ ولي اينها براي عارف حقيقي ، مهم نيست ؛ و آنها را براي خود کرامت نمي داند ؛ آقا سيد علي قاضي که خود صاحب طي الارض بود مي فرمود: مرتاضان از رياضت سخت به رياضت آسان پناه برده اند ؛ پرسيدند رياضت سخت چيست؟ فرمودند: رياضت سخت آن است که انسان يک شبانه روز گناه نکند. اين سخن آقا سيد علي قاضي به ظاهر ساده مي نمايد ؛ ولي اگر بدانيم که اسراف از گناهان کبيره است ؛ و بزرگترين نعمت انسان عمر اوست ؛ و مصرف درست عمر ، مصرف آن در راه خداست ؛ آنگاه معلوم مي شود که ما دائما در بطن بزرگترين گناه يعني اتلاف عمر زندگي مي کنيم ؛ اگر کسي دست از اتلاف عمر بر دارد آنگاه به چيزي فراتر از طي الارض مي رسد. يک مرتاض هندي به آية الله انصاري همداني گفته بود که مي خواهم طي الارض را به شما بياموزم ؛ ايشان فرموده بود : ما طي الارض لازم نداريم؛ ما بهترش را داريم ؛ ما توحيد داريم . يعني همه عالم زير پاي اهل توحيد است .
تصرف مثال در ماده چگونه است؟
درباره اين باره، ، نظرات گوناگونى ارائه شده است. يكى از آن نظريه‏ها، نظريه اعدام و ايجاد است كه از ناحيه محى‏الدين بن عربى ابراز شده و بزرگانى نيز آن را پذيرفته‏اند. طبق اين نظريه، شخص ، خود را در مكان مبدأ «اعدام» و در مكان دلخواه «ايجاد» مى‏كند. توضيح فلسفي اين نظريه اين است که طبق نظريه حرکت جوهري ، ماده ،آن به آن ، صوري را از فاعل حرکت که موجودي مثالي است ، دريافت مي کند ؛ صاحب طي الارض که بر عالم مثال تسلط دارد ، و صور وجود خود را در اختيار دارد ، در يک آن ماده بدن خود را نابود کرده و در آن بعدي در مکاني ديگر صورت جديد را به ماده اي ديگر افاضه مي کند ؛ و چون شيئيت هر چيزي به صورت آن است نه به ماده آن ، لذا آن موجود جديد نيز خود او خواهد بود .
نظر ديگر در اين باره اين است که صاحب طي الارض با قدرتي که از راه ارتباط با عالم مثال به دست آورده است مي تواند با سرعت زيادي جسم خود را حرکت دهد ؛ و در عرض چند ثانيه از مکاني به مکان ديگر منتقل شود؛
نظر سوم اين است که عالم ماده سه بعدي يا چهار بعدي نيست بلکه ابعاد بيشتري دارد ؛ مثلا پنج بعدي يا شش بعدي است ؛ و عارف يا مرتاض با رياضتهاي خاصي که تحمّل نموده ، قادر است اين ابعاد پنهان از حواس عادي بشري را مشاهده نمايد ؛ لذا مي تواند با استفاده از قابليتهاي اين ابعاد و با تغييراتي در بدن مادي خود راههاي دور را نزديک نمايد؛ اين نظريه گرچه از همه نظريه ها غريبتر به نظر مي رسد، ولي از يک طرف با نظريات فيزيکدانها که مدّعي اند عالم مادّه ، ده بعدي يا يازده بعدي است ، مطابق است ، و از طرف ديگر با ادعاي برخي عرفا که فرموده اند طي الارض پيچيده شدن زمين در زير پاي شخص است ، مطابقت دارد ؛ لذا اگر ثابت شود که عالم ماده بيش از چهار بعد (فضا ـ زمان) دارد؛ مي توان گفت که عارف يا مرتاض در اثر ارتباط با عالم مثال مي تواند از اين ابعاد پنهان از حواس ما استفاده کند و مسيرهاي ميانبري را طي نمايد.
برخی نیز ادِّعا کرده اند که در طیّ الارض شخص با بدنی غیر مادّی در مکانی دیگر حاضر می شود .
حال سوال این است که کدام قول درست است؟
با توجه به این که اکثر این اقوال از کسانی است که خود ، اهل طیّ الارض هستند شاید بتوان گفت که همه یا اکثر این اقوال می تواند درست باشد ؛ یعنی برای طیّ الارض راههای متعدّدی وجود دارد ؛ و هر کدام از دارندگان طیّ الارض روش طیّ الارض خود را توضیح داده اند. 

منبع :پرسمان/معارف

پربازدیدها

پربحث‌ها