آيا حديث «لولاك لما خلقت الافلاك» ؛ «اى پيامبر اگر تو نبودى جهان را نمى‏آفريديم» داراى سند معتبر است؟ چگونه اين حديث قابل قبول است؟ يعنى ديگران ارزش ندارند؟

پنجشنبه ۱۲ بهمن ۱۳۹۶ - ۰۰:۰۰
حديث لولاك
 حديث «لولاك لما خلقت الافلاك» از احاديث قدسى است. در اين زمينه توجه به مطالب زير بايسته است:<BR/> يكم. مراد از اينكه «اگر تو نبودى اين جهان را نمى‏آفريدم»، ممكن است؛ يكى از معانى زير باشد:<BR/> 1. هدف از آفرينش جهان، چيزى است كه جز با وجود پيامبر(صلى الله عليه وآله) تحقق نمى‏يابد. از ديدگاه قرآن، همه جهان براى انسان آفريده شده است: «خَلَقَ لَكُمْ ما فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً»1؛ انسان نيز براى بندگى آفريده شده است: «وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُونِ»2. حقيقيت عبادت خداوند در ميان انسان‏ها محقق نمى‏شود؛ جز با هدايت پيامبران و نبى‏اكرم كه خاتم انبيا و پيام آور دين كامل الهى است. پس صحيح است كه گفته شود، عبادت خداوند، جز با وجود پيامبر اكرم‏(صلى الله عليه وآله) در ميان بندگان محقق نمى‏شود.<BR/> 2. پيامبر(صلى الله عليه وآله) مى‏تواند تمام هدف از آفرينش جهان را در خود جلوه‏گر كند و آن هدف را به صورت كامل در خود محقق سازد. هدف آفرينش جهان، بندگى انسان است و پيامبر اكرم‏(صلى الله عليه وآله) به دليل اينكه كامل‏ترين انسان‏ها است، كامل‏ترين بنده نيز مى‏باشد. از اين رو، آن حضرت، هدف از خلقت جهان را به معناى تمام و كمال در وجود خود محقق ساخته است و ديگر انسان‏ها هر يك به اندازه مرتبه كمالشان، آن هدف را محقّق كرده‏اند.<BR/> به عبارت ديگر پيامبر(صلى الله عليه وآله) غرض اصلى خدا از آفرينش جهان بوده است و ديگران را از طفيلى پيامبر(صلى الله عليه وآله) خلق كرده است.<BR/> دوم. بنا بر برخى نسخه‏ها در ادامه روايت آمده است: «... و لولا على لما خلقتك و لولا فاطمه لما خلقتكما»3؛ و نيز: «فلولاكم ما خلقت الدنيا و الأخره و لا الجنه و النار»4؛ و نيز «و لولاكما لما خلقت الافلاك»5 در اين باره چند معنا احتمال دارد؛<BR/> 1. بندگى انسان‏ها جز با پيروى از دين ممكن نيست و پيامبر اكرم‏(صلى الله عليه وآله)، اين دين را آورده است. گفتنى است كه امامان حافظ دين هستند و اگر پس از وفات پيامبر(صلى الله عليه وآله)، امامت نبود، دين آن حضرت به انحراف كشيده مى‏شد. به عبارت ديگر خداوند، دين خاتم را از طريق «امامت» حفظ مى‏كند، لذا نخست از امام على‏(عليه السلام) ياد شده است و سپس از حضرت فاطمه‏(عليها السلام) ياد شده است، زيرا امامان به جز حضرت على‏(عليه السلام)، همگى از فرزندان حضرت فاطمه(عليها السلام) هستند. پس صحيح است كه گفته شود: «اگر فاطمه نبود، امامت ادامه نمى‏يافت و دين باقى نمى‏ماند و در نهايت هدف از آفرينش انسان (بندگى) نيز محقق نمى‏شد».<BR/> 2. پيامبر اكرم‏(صلى الله عليه وآله)، فاطمه زهرا(عليها السلام)، و امامان معصوم‏(عليه السلام) همه يك نوراند و كمال آنان هيچ تفاوتى با هم ندارد. پس اين چهارده تن، همه با هم هستند و دوگانگى از حيث كمال بين آنان نيست و همان گونه كه پيامبر(صلى الله عليه وآله) تحقق‏بخش هدف آفرينش جهان است، فاطمه‏(عليها السلام) و امامان‏(عليه السلام) نيز، همان گونه‏اند و فرقى از اين جهت ميان آنان نيست.<BR/><BR/><BR/> 1 بقره (2)، آيه 29.<BR/> 2 ذاريات (51)، آيه 56.<BR/> 3 شيخ على نمازى، مستدرك سفينة البحار، ج 3، ص 168 و 169.<BR/> 4 همان، 167.<BR/> 5 بحارالانوار، ج 74، ص 611. 

منبع :پرسمان/معارف

پربازدیدها

پربحث‌ها