
اگر مذهب شيعه برتر از مذهب اهل سنت است چرا عالمان ديني اهل سنت شيعه نمي شوند و بيشتر كساني كه مسلمان ميشوند سني مي شوند؟
علت اینکه عالمان دینی اهل سنت و جماعت به شیعه گرایش پیدا نمی کنند وجود برخی افکار و عقاید متعصبانه و گج فهمی و درک اشتباه مطالب از پیشینه و تاریخ اسلام می باشد. این عده با باور غلط خود کارهای پژوهشی و تحقیقی بدون تعصب را باید در دستور کار پژوهشگران خود قرار دهند تا با رمز گشایی این گزاره های تاریخی و عقایدی بتوانند به حقیقت دست پیدا کنند. در این بین ممکن است برخی هوس ها و دشمنی های در بین باشد که به علت اینکه جایگاه و جمعیت شان را از دست ندهند سعی می کنند سرپوشی بر عقاید و باورها گذاشته و سعی پیروان را در راه کشف حقیقت ناکام بگذارند. شاید بتوان گفت علت اینکه بیشتر مسلمانان از اهل سنت هستند این است که از همان ابتدا که خلفا ایجاد شد شیعه و فرهنگ عقایدی شیعیان در یک محجوریت و بن بست تبلیغاتی روبرو شد. این روند تا سالیان متوالی بر جهان اسلام حکم فرما بود که در دوران های مختلف ادامه یافت و رشد نمود و این بنای غلط و کج ادامه داشت تا امروز که اهل سنت در سرتاسر کشورها گسترش پیدا کرده است و ما می دانیم که از نظر منطقی گستردگی و کثرت دلیل بر حقانیت نیست بلکه این منطق بیان و باورها است که می تواند گویای حقیقت و حقانیت باشد.شیعه و سنی به عنوان دو فرقه مهم اسلامی با صرف نظر از انشعاباتی که در درون خود دارند، در بسیاری از اعتقادات و مسائل دینی خود اشتراک نظر دارند و برای روشن ترشدن فرق بین شیعه و سنی ابتدا لازم است ببینیم این دو فرقه دارای چه مشترکاتی هستند.
الف) مشترکات در اصول اعتقادی
اعتقاد به وجود خداوند تبارک و تعالی و وحدانیت و یگانگی اواعتقاد به نبوت و رسالت که خداوند برای هدایت انسان ها افرادی را بنام رسول و پیامبر بسوی خلق فرستاده است و آخرین آنها حضرت محمد بن عبدالله می باشد.
اعتقاد به معاد و زندگی جاوید پس ازمرگ و سنجش اعمال انسان و ثواب و عقاب اخروی
اعتقاد به اینکه قرآن کتاب آسمانی است و از جانب خداوند بر پیامبر اسلام حضرت محمد بن عبدالله (ص) نازل شده است.
ب) مشترکات در مسائل احکامی و فروعات فقهی
الف- در واجباتنماز
حج
روزه
زکات
امربه معروف و نهی از منکر
ب- در محرمات
دروغ
غیبت
شرب خمر
حرمت غنا
دزدی
زنا و ...در بسیاری از مسائل حلال وحرام، هرچند در جزئیات و شرائط این اصول کلیه با هم اختلاف دارند.
اما فرق عمده بین شیعه وسنی در مسئله جانشینی پیامبراکرم حضرت محمد بن عبدالله (ص) است.که شیعه برای جانشینی آن حضرت شرائطی از قبیل: عصمت،علم لدنی و آگاهی کامل از جهان هستی وانسان و تربیت ما را لازم میداند. لذا تعیین جانشین به انتصاب از طرف خداوند است نه انتخاب مردم، چون مردم آگاهی از وجود این شرائط در یک فرد ندارند. برخلاف اهل سنت که چنین شرائطی را لازم نمی دانند و ریشه این اختلاف را می توان در برداشت از معنا ومفهوم رسالت و نبوت دانست که:
1- آیا رسالت و نبوت یک مقام اعتباری است؟ یعنی همانطوریکه انسان ها برای ایجاد نظم در زندگی و جلوگیری از هرج و مرج یک فردی را به عنوان رئیس انتخاب می کنند تا مانند بند تسبیح دانه های تسبیح را نگاه دارد پیامبر و نبی نیز چنین است، هر چند ممکن است از نظر کمالات نفسانی با سایرین برابر و یا حتی پائین تراز آنان باشد.
2- یا اینکه رسالت و نبوت یک مقام واقعی است که فقط شخصی که دارای کمالات نفسانی و ذاتی است می تواند به چنین مقامی برسد و به عبارت دیگر چینش جهان هستی چنین اقتضائی را به صورت ضرورت لازم دارد، یعنی باید کسی که واسطه بین خلق و خالق است وجود داشته باشد و وجود چنین رتبه ایی در جهان هستی ضرورت دارد و این مقام تکوینی و واقعی است نه صرف اعتبار و خالی از واقعیت، گر چه بدست آوردن همه این مقامات به عنایات الهی است، چون ما سوی الله همه در وجود و کمالات وجودی خود، محتاج خداوند هستند.
آنچه فکر شیعی را از اهل سنت در این مورد جدا می کند این برداشت دوم از مفهوم رسالت و نبوت است، لذا در رسول و پیامبر، عصمت مطلقه و علم لدنی را شرط می دانند و بهمان دلیلی که وجود پیامبر را ضروری می دانند، استمرار این مقام را هم ضروی می دانند، هر چند مقام تشریع و وحی بجهت تکمیل شدن شریعت و خاتم بودن پیامبر اسلام حضرت محمد بن عبدالله (ص) استمرار ندارد ولی سایر مقامات او که ولایت ظاهری و باطنی و تبیینی شریعت و واسطه بودن بین خداوند و خلق و حجت الهی بودن، قابل برداشته شدن نیست و استمرار دارد. به عبارت دیگر اهل تسنن معتقد هستند که بعد از رحلت رسول اکرم(ص) همان طوریکه وحی قطع شد و ارتباطی با خدای متعال وجود ندارد، در کلیه امور نیز فقط آنچه که از طریق رسول الله(ص) بدست ما رسیده است کافی می باشد و بقیه مسائل با استنباط خودمان است، اما شیعه معتقد است که اگر چه قطع وحی صورت گرفته اما برای توضیح آیات الهی و احکام نیاز به معصوم داریم که آنها را بطور صد در صد درست برای ما تبیین کند و آنچه که حکم واقعی الهی است بیان نمایند نه آنچه که استنباط فرد باشد.
برای اطلاعات بیشتر می توانید به کتاب شیعه در اسلام نوشته علامه طباطبایی مراجعه فرمائید.
منبع:پرسمان



