
دولت فرانسه از ابتدا چندان تمايلي براي اقامت حضرت امام در فرانسه را نداشته و از همان ابتداي ورود امام به فرانسه قصد اخراج امام خميني را داشتند كه به دليل رعايت مصلحت شاه ، مجبور به پذيرفتن اقامت ايشان در فرانسه شدند . اما در ماههاي منتهي به پيروزي انقلاب اسلامي ، دولت فرانسه سياست جديدي را در قبال حضرت امام اتخاذ كرد . به عبارتي بر خلاف ديدگاه مثبت انگارانه دولت فرانسه نسبت به بازگشت امام خميني و نيز برخلاف سياست هاي چند ماهه اين دولت مبني بر تصميم براي اخراج ايشان از اين كشور ، به ناگاه با تلاشهاي دولت اين كشور براي باقي ماندن امام خميني در فرانسه مواجه مي شويم. علت اين امر نيز اين بود كه در دي ماه سال 57 (17-11 دي 57) ، كنفرانسي به نام گوادلوپ با حضور سران چهار كشور فرانسه ، انگليس ، آمريكا و آلمان برگزار شد كه در آن موضوعات مختلفي از جمله وضعيت ايران مطرح شده و با توجه به افزايش يافتن شعله هاي انقلاب در آن جلسه مقرر شد تا شاه از ايران برود و زمام امور را به بختيار بسپارد تا ايشان امور را سامان ببخشد . به دنبال اين تصميم گيري مقرر شد تا دولت فرانسه به نمايندگي از آمريكا پيامي را به امام خميني بفرستد تا ضمن دعوت حضرت امام به حمايت از دولت بختيار ، ايشان اقداماتي را به منظور جلوگيري از بروز هر گونه كودتا در ارتش شاهنشاهي انجام دهند . اين پيشنهادات كه ظاهري معقول داشت در واقع فريبي بود كه از آن طريق آمريكا تلاش داشت تا برنامه احتمالي كودتا را به ارتش شاهنشاهي و بدون دخالت خود معرفي نموده و با ايجاد ترس ، امام را از پيگيري اهداف انقلابي خود منصرف سازد . اما امام خميني ره با درايتي بي نظير در پاسخ به دولت فرانسه كه واسطه ابلاغ پيام كارتر بود چنين فرمودند : «پيام آقاى كارتر، دو جهت در آن بود؛ يكى راجع به موافقت كردن با حكومت فعلى، كه دولت بختيار باشد؛ يا حداقل سكوت در اين شرايط، و حفظ آرامش در اين فترت؛ و يكى هم راجع به احتمال كودتاى نظامى و يا پيش بينى كودتاى نظامى، پيش بينى كشتار وسيع مردم، كه ما را از آن مىترسانيد. اما راجع به دولت بختيار؛ شما سفارش مىكنيد كه ما برخلاف قوانين خود عمل كنيم. بر فرض آنكه من چنين خطايى بكنم، ملت ما حاضر نخواهد بود. ملت ما اين همه مصيبت كشيد و اين همه خون داد، براى آن است كه از زير بار رژيم سلطنتى و سلسله پهلوى خارج بشود. ملت ما حاضر نيست كه تمام خونها هدر برود و شاه به سلطنت باقى باشد، يا برود و بدتر از اول برگردد؛ و نه حاضر است كه شوراى سلطنت را قبول كند؛ و آن هم برخلاف قانون اساسى است، كه من مكرر تشريح كردهام. ...و اما قضيه كودتا. ... من كودتا را نه به صلاح ملت مىدانم،و نه به صلاح امريكا؛ اگر (كودتا) بشود از چشم شما مىدانيم. من نمىدانم ملت امريكا بعدها چه خواهد كرد؛ و من به حكم اينكه يك شخص روحانى هستم، و مصلحت بشر را هميشه در نظر دارم و مصلحت ملت خودم را در نظر دارم، به شما توصيه مىكنم كه جلوى اين خونريزيها را بگيريد و نگذاريد اين خونريزيها تحقق پيدا كند؛ و ايران را به حال خود واگذاريد؛ كه اگر بكنيد، نه گرايش كمونيستى خواهد داشت و نه ساير مكاتب انحرافى؛ نه تسليم شرق و نه تسليم غرب خواهد شد. تأكيد مىكنم كه اگر بخواهيد آرامش در ايران حاصل شود راهى جز اين نيست كه نظام شاهنشاهى- كه قانونى نيست- كنار برود، و ملت را به حال خود باقى بگذارند، تا من يك شوراى انقلاب تأسيس كنم از اشخاص پاكدامن، براى نقل قدرت؛ تا امكانات مناسب جهت حكومت مبعوث ملت انجام گيرد. و در غير اين صورت اميد آرامش نيست؛ و خوف آن دارم كه اگر كودتاى نظامى بشود، انفجارى بشود در ايران، كه كسى نتواند جلوى آن را بگيرد. و ملت ايران از كودتاى نظامى نمىترسد؛ براى آنكه ماههاست كه با قدرت نظامى- هر چه سخت تر- با مردم معامله شده است و نتوانستهاند آرامش برقرار سازند. و الآن نظام و ارتش كه از چند ماه قبل، سست تر و ضعيف تر است، براى آنكه در باطن ارتش اختلافات ايجاد شده است و بسيارى به ما مىپيوندند و كودتا را خفه مىكنند؛ لكن با كشتارى، كه من ميل ندارم واقع شود. من به شما توصيه مىكنم، از كودتا جلوگيرى كنيد كه اگر بشود ملت ايران از شما مىدانند، و براى شما ضرر دارد. اين تمام پيغام من است به كارتر.»( صحيفه امام، ج5، ص: 377) در اين بيانات نكته ظريفي وجود دارد و آن اينكه در شرايطي كه آمريكا با پيام هاي خود تلاش دارد تا امام خميني را از كودتاي احتمالي نظاميان ارتش بترساند امام با درايتي عجيب منشا اين كودتا را خود آمريكا مي داند و حال آنكه سفر هايزر فرمانده ارشد آمريكايي به ايران جهت انجام كودتا كه از 14 دي ماه آغاز شده بود امري كاملا محرمانه بود و آمريكا تلاش داشت تا با متقاعد كردن امام براي حمايت از بختيار زمينه لازم براي انجام كودتاي نظامي و به دست گرفتن زمام امور را فراهم كند . اما پس از به سنگ خوردن تير آنان و اعلام نظر امام مبني بر تصميمشان براي ايجاد يك شوراي انقلاب كه در واقع به منزله نابودي نظام وابسته شاهنشاهي تلقي مي شد تلاش هاي جديدي براي باقي ماندن حضرت امام در فرانسه و جلوگيري از ورود ايشان به ايران آغاز شد و هدف اصلي و عمده نيز اين بود كه تا پيش از ورود امام به ايران ، ارتش كودتاي نظامي را انجام داده و انقلاب اسلامي مردم ايران با ايجاد فضاي رعب و وحشت نظامي خفه شود . در حالي كه ورود حضرت امام خميني به ايران همه اين برنامه ها را مي توانست بر هم بريزد . ژنرال هايزر مجري كودتا نيز در كتاب خاطرات خود به اين مساله اشاره كرده و بر لزوم جلوگيري از ورود امام تا زمان تكميل آمادگي براي كودتا كه نيازمند زماني حدودا 10 الي 20 روز پس از خروج از شاه از كشور بود تاكيد دارد . وي در كتاب خاطرات خود چنين مي نويسد : «اگر چه هنوز كار خود را كامل نكرده ايم اما فكر مي كنم ظرف چند روز به آنجايي كه مي خواهيم مي رسيم . به همين دليل است كه اگر بتوانيم چند روز مراجعت [آيت الله] خميني را به تاخير اندازيم براي ما واقعا فرق مي كند . اگر شاه فردا برود و [آيت الله] خميني روز بعد بيايد همه برنامه هاي ما نقش بر آب مي شود»(خاطرات ژنرال هايزر ، ص 208 به نقل از خاطرات سياسي اجتماعي دكتر صادق طباطبايي ، ج3 ، ص 166) به دنبال اين توطئه ها ، امام خميني نيز ساكت ننشسته و اقدامات انقلابي خود را تشديد كردند . ايشان در 22 دي ماه 57 ودر شرايطي كه از سويي هايزر در تدارك آماده سازي براي كودتا بود و از سويي ديگر هنوز شاه كشور راترك نكرده بود با صدور بيانيه اي رسما شوراي انقلاب را تشكيل داد و بلافاصله پس از فرار شاه از ايران ، اعلام كرد كه به زودي به ايران بازخواهد گشت كه اين امر باعث تشديد فعاليتها براي ممانعت از ورود امام به ايران شد كه در اين ميان دولت هاي آمريكا و فرانسه تلاشهاي زيادي براي اين كار نمود . در اين زمينه دكتر صادق طباطبايي از همراهان حضرت امام در فرانسه كه از نزديك شاهد اين تلاش ها بودچنين مي نويسد : «با اعلام بازگشت امام به ايران پيغامها و توصيه هاي فراواني به ايشان مي شد كه حالا به ايران نرويد يا سفر را به تعويق بياندازيد و اين دلسوزي ها هم از جانب دوستان و هم از طرف دشمنان صورت مي گرفت . جالب اينكه كارتر هم پيام دادكه براي حفظ جان خودتان بهتر است سفر را به مدتي بعد موكول كنيد . مقامات فرانسوي از طريق دوستان و آشنايان همين پيغام را مي دادند . بعدها معلوم شد كه ژنرال هايزر و نيز شاپور بختيار از طريق سفير فرانسه در تهران درخواست كرده بودند كه مقامات فرانسوي به هر نحو ممكن بازگشت امام را به تعويق بياندازد .»(خاطرات سياسي اجتماعي دكتر صادق طباطبايي ، ج3 ، ص 203) بختيار نيز در اظهارات خود به تلاشهايي كه براي جلوگيري از ورود حضرت امام به ايران و اقداماتي كه در اين راستا به واسطه دولت فرانسه انجام دادند اشاره كرده و چنين مي گويد : «من مي خواستم يك كاري بكنم كه آيت الله خميني نيايد مانور مي دادم . اينها در تاريخ ضبط است . گاهي مي گفتم تامين جانش را نمي توانم بكنم و گاهي مي گفتم اگر كشته بشود چنين و چنان مي شود ... روي اين مبنا بود كه سعي كردم كه آمدنشان را به تعويق بياندازم . يك روز سفير فرانسه را هم خواستم . به او گفتم شما مي توانيد اين پيغام مرا به پرزيدنت ژيسكاردستن ، همين امروز برسانيد ... مستقيما شما به او (ژيسكاردستن) بگوييد كه بختيار از شما خواهش مي كند كه به هر تقدير و وسيله اي كه ميدانيد آمدن آيت الله خميني را به ايران به تعويق بياندازيد . ديگر چگونگي اش را من از اينجا نمي توانم بگويم . مي دانم شما در يك مملكتي هستيد كه قانوني نمي توانيد او را حبس كنيد و چه بكنيد ولي اگر بتوانيد من خيلي خوشحال مي شوم . من مي دانم كه اين سفير اين اقدام را كرد و فرداي آن روز آمد و به من گفت كه ما اقدام كرديم . او گفت كه ايشان (آيت الله خميني) مي گويد كه من قانع نشدم كه به ايران نروم .... »(لاجوردي ، شاپور بختيار نخست وزير ايران ، دانشگاه هاروارد ، تهران ، زيبا 1380 ، صص 129 و 130 به نقل از هاشمي رفسنجاني ، انقلاب و پيروزي ، كارنامه و خاطرات سالهاي 1358و 1357 ، دفتر نشر معارف انقلاب ، ص 159) بنابر اين در يك كلام مي توان گفت كه دولت فرانسه از بدو ورود حضرت امام خميني به فرانسه از هيچ اقدامي در راستاي جلوگيري از اقدامات انقلابي حضرت امام خميني ره فروگذاري نكرد و در واپسين روزهاي حضور ايشان در فرانسه و صرفا با هدف مصلحت رژيم شاهنشاهي و ايجاد فرصت براي ايجاد كودتا تلاشهاي فراواني براي ممانعت از ورود امام خميني به ايران انجام داد كه باشكست مواجه شد و چون قانونا نمي توانست هيچ اقدام ديگري در ممانعت از حضرت امام انجام دهد لذا مجبور شد اجازه بازگشت حضرت امام خميني به ايران را صادر نمايد . ضمن اينكه دو نكته را نيز نبايد فراموش كرد . نخست اينكه دولت فرانسه عليرغم اجازه دادن به هواپيماي حضرت امام براي بازگشت به ايران ، همزمان برخي اقدامات از جمله اخلال در صدور گذرنامه هاي همراهان حضرت امام و يا بيمه نكردن هواپيماي حامل ايشان و ... را نيز انجام داد . همچنين در اين زمان به منظور سرنگوني انقلاب اسلامي ايران طرح هاي خطرناكي در ايران پي ريزي شده بود كه قطعا مقامات فرانسوي نيز از آن آگاه بوده و شايد بتوان اجازه دادن براي پرواز هواپيماي حامل امام را با دلخوش بودن آنان به اجراي اين طرح ها نيز مرتبط دانست . چنانكه فردوست دركتاب خاطراتش از طرح انفجار هواپيماي امام توسط كميسيوني نام مي برد كه متشكل از بختيار ، نماينده ساواك ، سران نيروهاي نظامي و انتظامي و ... بود .(رك : حسين فردوست ، ظهور و سقوط سلطنت پهلوي ، اطلاعات ، تهران ، 1381 ، صفحه 607 و 608) و يا توطئه ربودن و انتقال هواپيماي حامل امام به يكي از جزاير خليج فارس به منظور ممانعت از ورود حضرت امام تا زماني كه بتوانند توطئه هاي خود را عملي نمايند . (رك : دكتر صادق طباطبايي ، همان ، ص 178) و يا حداقل اجراي زود هنگام كودتاي آمريكايي ارتش به فرماندهي ژنرال هايزر كه همه اين اقدامات خوشبختانه ناكام ماند و انقلاب اسلامي ايران به لطف خداوند به پيروزي رسيد . در پايان به منظور آشنايي بيشتر شما در مورد روزهاي حضور امام خميني ره در فرانسه و اقدامات شاه و دولت اين كشور شما را به مطالعه مقاله اي مرتبط با اين موضوع به نقل از سايت موسسه مطالعات و پژوهشهاي سياسي جلب نموده و در پايان سند مرتبط با تلاش دولت فرانسه براي ترور حضرت امام را به نقل از همين سايت ذكر مي نماييم : از 14 مهر 1357 كه امام خميني(ره) با ورود به پاريس مرحله تازهاي از هجرت 14 ساله خود را آغاز كرد، دائماً تحت فشار ساواك بوده و تيمسار مقدم آخرين رئيس ساواك نهايت كوشش خود را براي محدود كردن امام در فرانسه به كاربست. اين كوشش از طريق فشار ساواك بر سازمان اطلاعاتي فرانسه صورت گرفت. در آن زمان ساواك به دستور شاه ماهانه كمكهاي مالي قابل توجهي را دراختيار سرويس اطلاعاتي فرانسه قرار ميداد. فرانسويها بر روي اين كمكها خيلي حساب باز كرده بودند به طوري كه وقتي در 29 شهريور 1357 شاه به منظور واداشتن دولت فرانسه به فشار بر مطبوعات آن كشور براي سانسور رويدادهاي انقلاب، دستور قطع كمكها را صادر كرد، بلافاصله «كنت دومرانش» رئيس سازمان اطلاعاتي فرانسه در 31 شهريور به تهران آمد و توانست شاه را از اجراي اين تصميم منصرف سازد. كمكهاي نقدي ساواك به سازمان اطلاعاتي فرانسه از نظر رژيم شاه اهرم مناسبي براي واداشتن فرانسويها به تمكين از منويات حكومت پهلوي بود. امام خميني روز چهاردهم مهر وارد پاريس شدند و دو روز بعد در منزل يكي از ايرانيان در نوفللوشاتو (حومه پاريس) مستقر شدند. مأمورين كاخ اليزه نظر رئيسجمهور فرانسه را مبني بر اجتناب از هرگونه فعاليت سياسي به امام ابلاغ كردند. ايشان نيز در واكنشي تند تصريح كرده بود كه اينگونه محدوديتها خلاف ادعاي دمكراسي است و اگر او ناگزير شود تا از اين فرودگاه به آن فرودگاه و از اين كشور به آن كشور برود باز دست از هدفهايش نخواهد كشيد. دو روز پس از ورود امام خميني به پاريس يعني در 16 مهر اداره كل سوم ساواك (اداره امنيت داخلي) نيازهاي اطلاعاتي خود را در 9 بند به اطلاع سرويس اطلاعاتي فرانسه رساند. اين 9 بند عبارت بود از: 1ـ مرتبطين و كساني كه با امام خميني ديدار و گفت و گوهاي دائم و هميشگي دارند و به نفع ايشان فعاليت ميكنند، چه كساني هستند. 2ـ چه كساني تاكنون با ايشان ملاقات كرده و يا بعداً به ملاقات ايشان خواهند رفت. 3ـ غير ايرانياني كه با ايشان ملاقات ميكنند چه كساني هستند. 4ـ از مقامات سياسي و رسمي چه كساني به ملاقات ايشان ميروند و كداميك از نشريات و خبرنگاران خارجي با ايشان ملاقات و مصاحبه ميكنند. 5ـ علاوه بر ايشان و فرزندشان سيداحمد خميني، چه كسان ديگري نزد ايشان در نوفللوشاتو سكونت دارند. 6ـ چه ارتباطي ميتواند ميان ربوده شدن امام موسي صدر و مسكن گزيدن امام خميني در پاريس وجود داشته باشد. 7ـ شماره تلفنهايي كه اطرافيان ايشان با آن تماس ميگيرند، تحت كنترل قرار گرفته و محتواي آن ثبت و ضبط شود. 8ـ آيتالله امام خميني و همراهانشان تا چه مدت در فرانسه باقي خواهند ماند، و نهايتاً اينكه 9ـ تاريخ دقيق حركت ايشان از فرانسه و مقصد بعدي ايشان به كجا خواهد بود. فرانسويها نيز در چهارچوب همكاريهاي خود با ساواك از روز دوشنبه 17 مهر 1357 شنود تلفني برخي از فعالين سياسي ايران مقيم فرانسه را آغاز كرد. روز پنجشنبه 20 مهر تيمسار كاوه معاون اطلاعات خارجي ساواك و دو تن از همكارانش وارد پاريس شدند. آنان در فرودگاه از جانب سرهنگ L.Lon رئيس واحد عملياتي سرويس اطلاعاتي فرانسه و دو نفر از همكارانش مورد استقبال قرار گرفتند. تيمسار كاوه طي سه روز اقامت با همتاي فرانسوي خود راجع به راههاي كنترل هر چه بيشتر رفت و آمد امام، شناسائي ملاقاتكنندگان وي و نشاني خانهها و محلهاي اقامت آنها تلفنهاي آنان، موضوع حركت امام به طرف الجزاير، سوريه، ليبي و ... بحث و مذاكره به عمل آورد. روز جمعه 21 مهر كنت دومرانش رئيس سازمان اطلاعاتي فرانسه به تيمسار كاوه كه به ملاقاتش رفته بود گفت «تصميم به اخراج امام خميني از پاريس گرفته بود». وي گفت: «اين تصميم قرار بود در 17 مهر عملي شود اما با مخالفت سفير شاه در فرانسه روبرو شد» وي افزود «تصور سفير اين بود كه اقامت امام در فرانسه به علت تسهيلاتي كه اين كشور فراهم ساخته، مفيدتر است تا عزيمت ايشان به كشوري كه اين امكانات در آن موجود نباشد.» (ژيسكاردستن رئيسجمهور فرانسه در خاطرات خود نوشته است كه دستور اخراج امام از فرانسه را صادر كرده بود. ولي در آخرين لحظهها نمايندگان سياسي شاه كه در آن روزها در نهايت درماندگي قرار داشتنند خطرواكنش تند و غيرقابل كنترل مردم را گوشزد كرده و در مورد عواقب آن در ايران و اروپا از خود سلب مسئوليت كرده بودند). «مرانش» سپس با طرح اين ادعا كه «خميني با تروريستهاي فرانسه و ايتاليا ارتباط دارد» (عناصر اطلاعاتي فرانسه نيز چون همتايان ايراني خود هر مخالفي را كمونيست ميناميدند) طرح ترور امام خميني را پيشنهاد كرد. استدلال تيمسار كاوه جالب بود: او با اشاره به واكنش افكار عمومي در قبال قتل شيخاحمد كافي در يك سانحه اتومبيل، واهمه خود را از اينكه ترور امام اوضاع را به مراتب آشفتهتر خواهد كرد، بيان داشت. گزارش سفر تيمسار كاوه در 30 مهر ماه به اطلاع شاه رسيد. در اين گزارش پس از رؤيت شاه فقط ذكر شده بود « به شرفعرض ملوكانه رسيد. ملاحظه فرمودند» به عبارت ديگر شاه دستور خاصي صادر نكرد و با استدلال كاوه موافق بود. روز 17 آبان 1357 «مرانش» به تهران آمد و با شاه ملاقات كرد. وي در اين ملاقات تلگرام مخصوص والري ژيسكاردستن رئيسجمهور فرانسه را به اطلاع شاه رساند. «مرانش» به شاه گفت: «رئيس سرويس فرانسه افتخار دارد به شرفعرض پيشگاه مبارك شاهانه برساند كه رئيسجمهور فرانسه همانطور كه خواسته شده بود موافقت نموده كه فشارهاي لازم بر خميني اعمال گردد. به موازات محدوديتهائي كه دولت فرانسه تحت فشار رژيم شاه براي امام خميني ايجاد كرده بود، ساواك به طور جداگانه خود گامهائي را در اين راستا برداشته بود. از جمله براي تقويت موقعيت رو به ضعف رژيم پهلوي، در مطبوعات و رسانههاي گروهي فرانسه، مبالغ قابل توجهي در اختيار مديران، سردبيران و نويسندگان اين نشريات و روزنامهها قرار داد. مأموران ساواك در ميان كساني كه به ملاقات امام خميني در نوفللوشاتو ميرفتند نفوذ كرده و گزارشات، اخبار و اطلاعاتي درباره موقعيت ايشان و فعاليتهائي كه انجام ميدادند، براي ساواك تهران ارسال ميكردند. ساواك براي بدنام كردن امام خميني شايع كرده بود كه وي به سرزمين كفر پناهنده شده است و گويا برخي از روحانيون و علماي ميانهرو و متمايل به حكومت هم از اين توطئه ساواك براي بدنام كردن ايشان استقبال كردند. اخباري هم وجود داشت كه نشان ميداد ساواك براي جلوگيري از انتشار تصويرو صداي امام خميني از طريق راديو و تلويزيونهاي فرانسه و ديگر كشورهاي جهان، در دستگاههاي گيرنده و فرستنده محل اقامت ايشان در نوفللوشاتو خرابكاريهايي ميكرد. ساواك از نخستين روزهاي حضور امام خميني در پاريس، به مأموران خود در فرانسه دستور داده بود اسناد و مدارك موجود و قابل دسترس را (براي پيشگيري از حمله احتمالي مخالفان به سفارت و نمايندگي ساواك در فرانسه) معدوم كنند. در آذر 1357، سپهبد ناصر مقدم طي ملاقاتي با شاه، پيشنهاد كرد توسط پزشكي از نيروهاي ساواك كه در فرانسه اقامت دارد، امام خميني با تزريق مواد سمي به قتل برسد، اما حاضران در جلسه، عواقب چنين اقدامي را براي رژيم پهلوي سخت خطرناك ارزيابي كردند و بدين ترتيب طرح مقدم مسكوت ماند. ساواك به مراقبتهاي خود از محل اقامت و فعاليتهاي امام خميني و اطرافيانش در نوفل لوشاتو ادامه داد و نيروهايي از آن درنزديكي منزل ايشان در فرانسه خانهاي اجاره كرده و به طور دائم آمد و شدهاي اين منطقه را تحت كنترل داشتند. ساواك درباره روابط، ارتباطات و آمد و شدهاي اطرافيان امام خميني با مخالفان حكومت در داخل كشور نيز اطلاعات قابل توجهي در اختيار داشت و از طريق منابع نفوذي خود در ميان مخالفان، به اطلاعات و اخبار فراواني درباره مذاكرات، خواستها و محمولات و مراسلههاي پستي و نظاير آن دست مييافت. مراقبتهاي ساواك بر ضد امام خميني و اطرافيان ايشان در فرانسه تا هنگام حضورشان در اين كشور ادامه داشت. هنگامي كه به دنبال خروج شاه از كشور، امام براي بازگشت به ايران اعلام آمادگي كرد، مأموران ساواك در فرانسه درباره اين موضوع گزارشات لحظه به لحظهاي به تهران مخابره كردند. مقدم براي چگونگي برخورد با اين موضوع، مذاكرات و گفت و گوهاي مفصلي با دولت بختيار، فرماندهي نظامي، ژنرال هايزر، سفارت امريكا و نيز مأموران سيا در تهران و بعضي افراد و گروهها در داخل كشور انجام داد. راهكارهاي مختلفي براي جلوگيري از ورود ايشان به ايران و يا برخورد با ايشان پس از ورود به ايران انديشيده شد. نهايتاً چنين تصميم گرفته شد كه چارهاي جز فراهم آوردن تمهيدات لازم براي ورود مسالمتآميز ايشان به كشور پيش روي مسئولان امرو مذاكره كنندگان وجود ندارد. با اين احوال شايعه ترور امام خميني و گروه قابل توجهي از طرفداران ايشان پس از ورود به كشور، تا مدتها در ميان افكار عمومي دهان به دهان ميگشت و اين نگراني وجود داشت كه به شهادت ايشان رژيم پهلوي حركت انقلابي مردم را سركوب كند. اما امام خميني به رغم نگرانيهاي فراواني كه وجود داشت، روز 12 بهمن 1357 وارد تهران شد و ساواك نتوانست هيچ اقدامي انجام دهد. منابع: ـ كوثر، شرح وقايع انقلاب اسلامي، ج 1، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني (ره). ـ حديث بيداري، حميد انصاري، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني (ره). ـ مطالعات سياسي، مؤسسه مطالعات و پژوهشهاي سياسي، كتاب دوم،پائيز 1372. ـ قدرت و زندگي، خاطرات رئيسجمهور فرانسه، ترجمه: محمود طلوعي. ـ ساواك، مؤسسه مطالعات و پژوهشهاي سياسي، مظفر شاهدي. (www.ir-psri.com/Show.php?Page=ViewArticle&ArticleID=421&SP=Farsi ) سند اولين طراحي ترور حضرت امام خميني توسط دولت فرانسه : توضيحات : طي 4 ماهي كه امام خميني(ره) در سال 1357 در فرانسه حضور داشتند (13 مهر تا 12 بهمن) سازمان اطلاعاتي فرانسه با همكاري ساواك تلاشهاي فراواني براي مقابله با فعاليتهاي ايشان عليه رژيم شاه به عمل آورد. اين تلاشها شامل اعمال فشار به حضرت امام براي توقف مبارزات مشاراليه، كنترل تلفنهاي نزديكان امام، ارائه نشاني طرفداران امام به ساواك و تلاشهايي براي اخراج امام از فرانسه بود. اما يكي از اسناد كشف شده ساواك حاكي از پيشنهاد رئيس سازمان اطلاعاتي فرانسه براي ترور امام خميني بود. طبق اين پيشنهاد كه از سوي «كنت دومرانش» رئيس سازمان اطلاعاتي فرانسه به تيمسار كاوه، فرستادة ساواك ارائه شد، ميبايست زمينه انتقال امام به ايتاليا فراهم شود. سپس در آنجا با استفاده از هرج و مرج سياسي موجود در آن كشور، اقدام به ترور مشاراليه گردد. گزارش اين پيشنهاد همراه با ساير فعاليتهاي مشترك ساواك و سازمان اطلاعاتي فرانسه عليه امام را در نامه سپهبد ناصر مقدم به شاه ميخوانيم: پيشگاه مبارك اعليحضرت همايون شاهنشاه آريامهر مفتخراً بشرف عرض ميرساند: به منظور تسريع و پيگيري اقدامات مربوط به جمعآوري اطلاعات پيرامون فعاليتهاي خميني در پاريس معاون اطلاعات خارجي ساواك از تاريخ پنجشنبه 20/7/57 تا يكشنبه 23/7/1357 به پاريس مسافرت و طي آن ملاقاتهايي با مقامات سرويس اطلاعاتي فرانسه و برخي از منابع اطلاعاتي به عمل آورد. اهم مطالب مطروحه در اين ملاقاتها و اطلاعات مكتسبه در مورد خميني ذيلاً از شرف عرض پيشگاه مبارك ملوكانه ميگذرد. بنا به اظهار مقامات فرانسوي خميني از بدو ورود به پاريس تاكنون سه بار محل اقامت خود را تغيير داده است و طي اين مدت با ابوالحسن بنيصدر ـ صادق قطبزاده ـ مظفر فيروز ـ غضنفرپور ـ سيدشمسالدين مجابي و تعداد كثير ديگري از ايرانيان مقيم فرانسه و ساير كشورهاي اروپا بويژه ايتاليا و آلمان تماس داشته است. ضمناً صادق قطبزاده شخصاً به عراق رفته و خميني را با خود به فرانسه برده است. مراقبت از محل اقامت كنوني خميني از نقطهنظر تعيين هويت اشخاصي كه با او ملاقات ميكنند به دليل وضع خاص خانه محل اقامت او باغ بزرگ با دو ديوار و درهاي متعدد براي پليس امنيتي فرانسه مشكل است. تحقيقات پيرامون مراجعين به محل اقامت خميني با توجه به شماره پلاك اتومبيل آنها از طرف پليس فرانسه ادامه دارد و قرار است متعاقباً نتيجه به اطلاع مقامات ايراني برسد. مقامات سرويس فرانسه همچنين اظهار داشتند كه قرار بود ظرف روز 23/7/57 خميني براي مصاحبه به محلي در داخل شهر پاريس برود اما نماينده پليس امنيتي فرانسه به منزل او رفت و به خميني اظهار داشت كه اگر به محل ملاقات برود پليس مجبور است همه كساني را كه به آنجا رفتهاند از آن محل اخراج كند. نماينده پليس خطاب به خميني تأكيد كرد كه دولت فرانسه از بدو ورود به وي (خميني) ابلاغ نموده است كه حق هيچگونه فعاليت سياسي عليه ايران را ندارد. مقامات سرويس فرانسه خاطرنشان ساختند كه پس از اين مذاكرات خميني در آخرين لحظه رفتن خود را به محل اجتماع افراد منظور و انجام مصاحبه لغو كرد. كنت دومرانش رئيس سرويس فرانسه اظهار داشت كه زمينهسازي دولت عراق براي خارج كردن خميني از آن كشور احتمالاً بنا به توصيه وي (كنت) به صدام حسين در اين مورد انجام گفته است. كنت دومرانش اضافه نمود كه بنا بر توصيه وي چهار روز قبل دولت فرانسه تصميم گرفته خميني را از آن كشور اخراج كند ولي با كمال تعجب ملاحظه شد كه سفير شاهنشاه آريامهر مصراً از وزارت امور خارجه فرانسه درخواست كرده كه از اخراج خميني صرفنظر شود. كنت علت اين اقدام را جويا شد. در اين مورد به كنت دومرانش پاسخ داده شد كه احتمالاً علت اين كار اين است كه سفير ايران عقيده دارد كه خميني در پاريس تحت كنترل دوستان فرانسوي ايران است در حاليكه معلوم نيست كشور مقصد بعدي او تا چه حد ميتواند يا بخواهد فعاليتهاي او را كنترل كند. كنت دومرانش خاطرنشان ساخت دلايل قاطعي در اختيار دارد كه خميني با كمونيستهاي فرانسه و ايتاليا ارتباط دارد و اين عناصر كمونيست براي رفتن او به ايتاليا تلاش ميكنند. رئيس سرويس فرانسه اظهار عقيده كرد كه خوب است وسايل عزيمت خميني به ايتاليا فراهم شود و با استفاده از هرج و مرجي كه در ايتاليا وجود دارد عوامل ايران به آساني او را از بين ببرند. در اين مورد به كنت دومرانش توضيح داده شد كه اگر چنين كاري بشود خميني تبديل به يك «شهيد» خواهد شد و حربه جديدي به دست كمونيستها ميافتد تا بيش از گذشته دولت ايران را مورد حمله قرار دهند. كنت اين نظر را تأييد نمود. در مورد تصميم خميني داير بر عزيمت به آمريكا اگر چه تا اين تاريخ مقامات اطلاعاتي آمريكا خبر درخواست ويزاي ورود به آمريكا وسيله وي را تأييد نكردهاند ولي رئيس سرويس فرانسه اظهار داشت كه خميني درخواست صدور رواديد آمريكا را از سفارت آمريكا در پاريس به عمل آورده است. به رئيس سرويس فرانسه تأكيد گرديد كه عزيمت خميني به آمريكا مورد تقاضاي ساواك بوده و درخواست ميشود كه وي از امكانات خود براي تشويق خميني به رفتن به آمريكا حداكثر استفاده را بكند. كنت دومرانش قول داد در اين زمينه هر كاري از او ساخته باشد انجام خواهد داد و اضافه نمود كه اقدامات لازم را جهت تسريع در جمعآوري اطلاعات پيرامون فعاليتهاي خميني در پاريس و كنترل تماسها و ملاقاتهاي وي معمول و نتايج حاصله را سريعاً در اختيار ساواك خواهد گذاشت. به طور كلي در ملاقات با مقامات فرانسوي چنين استنباط شد كه آنان علاقه محسوسي در مورد همكاري با دولت ايران درباره كسب اطلاع از وضعيت خميني در مدت اقامت در آن كشور دارند. طي ملاقاتي با اسماعيل رائين در پاريس به وي توصيه شد كه از طريق صادق قطبزاده خميني را تشويق نمايد كه به آمريكا عزيمت كند و اسماعيل رائين قول داد كه با نماينده ساواك در پاريس همكاري خواهد كرد. به پيوست اصل و ترجمه گزارش سرويس اطلاعاتي فرانسه به رياست جمهوري آن كشور به مناسبت ورود خميني به پاريس تقديم ميگردد. مراتب جهت استحضار خاطر خطير ملوكانه معروض ميگردد. جاننثار ـ سپهبد ناصر مقدم
نام سایت:پرسمان/اندیشه سیاسی


