آيا هدف وسيله را توجيه مي کند؟ اگر آري چرا حضرت علي(ع) در جنگ صفين آب را بر روي ياران معاويه نبستند در حالي که هدف مقدسي داشتند و مثالهاي ديگر ... اگر خير هنگامي که مثلا شخص کافري به دنبال فرد بي گناهي باشد آيا بايد محل آن را گفت يا دروغ گفت و مثال هايي ديگر ... اگر قاعده فوق کلي نيست شرايط آن چيست؟

دوشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۶ - ۰۰:۰۰
 
توجیه وسيله بواسطه هدف
كساني كه معتقدند؛ هدف وسيله را توجيه مي كند، صرف نظر از اين كه اهداف مادي و دنيوي خود را دنبال مي كنند، اين را به صورت يك قاعده كلي تلقي مي كنند و معتقدند كه براي تحقق اهداف فردي يا گروهي و يا سياسي، مي توان هر نوع كار ضد اخلاقي را مرتكب شد؛ اما در اسلام چنين قاعده كلي اي نداريم. در اسلام هيچ فعلي و هيچ حركت يا سكوني نيست كه بر اساس مصلحت و مفسده واقعي موجود در آن، حكمي نداشته باشد.
اولين شرط رساندن يك پيام الهي اين است كه از هرگونه وسيله‎اي نمي‎توان استفاده كرد؛ يعني براي اينكه پيام الهي رسانده بشود و براي اينكه هدف مقدس است، نبايد انسان اين جور خيال كند كه از هر وسيله كه شد براي رسيدن به اين هدف بايد استفاده كنيم، مي‎خواهد اين وسيله مشروع باشد و يا نامشروع. مي‎گويند: «اَلْغاياتُ تُبَرِرُ الْمَبادي» يعني نتيجه‎ها مقدمات را تجويز مي‎كنند؛ همين‎قدر كه هدف، هدف درستي بود، ديگر به مقدمه نگاه نكن. چنين اصلي مطرود است. ما اگر بخواهيم براي يك هدف مقدس قدم برداريم، از يك وسيلة مقدس و حداقل از يك وسيلة مشروع مي‎توانيم استفاده كنيم. اگر وسيله نامشروع بود، نبايد به طرف آن برويم.
البته، گاهي بين مصلحت يك حكم با مصلحت حكمي ديگر، تزاحم به وجود مي آيد كه انجام دادن يكي مستلزم باز ماندن از انجام ديگري است و يا ترك يكي از آن دو، مقدمه انجام ديگري خواهد بود. در اين صورت، اگر يكي از آن دو، مهم تر از ديگري باشد و تزاحم بين اهم و مهم باشد، نبايد اهم را فداي مهم كنيم، بلكه به حكم عقل و شرع بايد مهم فداي اهم شود؛ زيرا حكم اهم، مصالح بيشتري در بر دارد و تقديم اهم بر مهم، يك حكم بديهي عقلي است؛ مثلاً كسي در خطر غرق شدن در دريا است و تنها قايقي كه در دسترس است، مال كسي است كه اجازه استفاده از آن را نمي دهد؛ در اين جا ما حق نداريم براي احترام به مالكيت، بگذاريم او غرق شود و در قايق تصرف نكنيم؛ زيرا حفظ جان مسلمان مهم تر از احترام به مالكيت ديگران است. در اين صورت، تصرف غاصبانه قايق جايز خواهد بود و ارزش اخلاقي منفي ندارد؛ زيرا مقدمه منحصر به فرد براي تأمين يك مصلحت مهم تر، كه حفظ جان مسلمان است، خواهد بود.
اين در صورتي است كه يا به حكم قطعي عقل و يا به وسيله نص و حكم شرع، پي به اهميت بيش تر يكي از دو حكم برده باشيم؛ اما اگر در اين كه كدام يك از اين دو مصلحت، اهميت بيش تري دارد، شك داشته باشيم يا راه ديگري براي تحقق هدف مهم تر وجود داشته باشد، در اين صورت نمي توانيم بگوييم كه هدف، وسيله را توجيه مي كند و به بهانه آن، مرتكب يك عمل غير اخلاقي شويم.
بنا بر اين، دو تفاوت عمده هست بين قاعده «اهم و مهم» كه بر مبناي آن، مهم را فداي اهم مي كنيم و آن چه به عنوان »هدف، وسيله را توجيه مي كند« از آن ياد مي شود:
نخست، اين كه دايره قاعده اهم و مهم، بسيار محدودتر است و حكم به توجيه هر وسيله، براي رسيدن به هر هدفي نمي كند كه از كليت »هدف، وسيله را توجيه مي كند« بر مي آيد. دوم آن كه اهدافي كه ما در اين جا در نظر داريم، منحصر در اهداف مادي نيستند و نوعاً اهدافي الهي و معنوي هستند.
بنابراين توجيه شدن وسيله به خاطر هدف و يا نشدن آن قضيه‏اى كلى نيست كه بتوان حكم قاطعى براى همه موارد آن نفيا و اثباتا ارائه نمود، بلى مى‏توان گفت از ديدگاه اسلام در اغلب موارد وسيله نيز بايد مشروع باشد چرا كه تفكيك هدف و وسيله از يكديگر دشوار است، در عالم ابتلا و امتحان انتخاب وسيله‏ها هم خود نوعى هدف به شمار مى‏روند در هرصورت نمى‏توان براى انفاق كردن دزدى كرد و يا براى اصلاح وضعيت معيشتى به هر وسيله‏اى روى آورد.
دليل اين مسأله هم روشن است، زيرا روح و حقيقت شريعت به گونه اي است كه در صورت توجيه‏پذير شدن آن به وسيله و هدف چيزى از آن باقى نخواهد ماند ولى نبايد پنداشت اين قاعده كلى و سارى و جارى در همه موارد است. قانون اهم و مهم نيز از اصولى است كه در برخى موارد به ميدان مى‏آيد. مثلاً دروغ مصلحتى در برخى موارد (مانند حفظ جان يا آبروي مؤمن) مجاز شمرده شده است، در اينجا چون مسأله مهم‏ترى در كار است كه عقل و شرع بر اهم بودن آن گواهى مى‏دهند دروغ مجاز شمرده شده است. البته تشخيص اهم و مهم كارى ساده نيست بلكه نيازمند آگاهى و وقوف بر معيارها و موازين و روح شريعت است و در حقيقت مسأله‏اى اجتهادى است كه بايد منطق ويژه اجتهاد در آن منظور گردد. خلاصه اين که: براي هدف مقدس بايد از وسيله مقدس استفاده کرد. هيچ گاه هدف مقدس و متعالي, توجيه گر وسيله نامقدس و نا مشروع نيست. البته مساله «اهم و مهم» را نيز بايد در نظر گرفت.
براي آشنايي بيشتر با اين بحث مي توانيد به کتاب «سيري در سيره نبوي» از استاد شهيد مرتضي مطهري, جلسه چهارم, ص 117, مراجعه فرمائيد.پ 

منبع :پرسمان/معارف

پربازدیدها

پربحث‌ها