
اولا :
اگر بنابر توجيه روايات و محمل تراشيها و تفسيرهاى نابجا باشد با هيچ عبارتى نمى توان مطلبى را اثبات كرد. مثلا آيا اگر پيامبر(ص) به جاى كلمه مولى كلمه خليفه را بكار مى برد، آنان كه حديث غدير را با اين همه وضوح توجيه كرده اند نمى گفتند منظور از خليفه، خليفه در ردّ امانات و اداى ديون و امثال آن است؟ و يا ادعا نمى كردند منظور از خليفه، امام است ولى بالمآل و در نهايت، پس منافات با خلافت ديگران قبل از او ندارد.حقيقت آن است كه رسول خدا(ص) با هر زبانى خلافت و امامت على(ع) را بيان كرد. مگر نه آن است كه در روايات بسيارى با عنوان «خليفه من» على(ع) را معرفى كرده است، پاسخ اهل سنت به آن روايات چيست؟
به عنوان نمونه چند مورد از رواياتى كه رسول خدا(ص) در آنها على(ع) را به عنوان خليفه خود نام برده است از مصادر عامه بيان مى كنيم:
1ـ تاريخ الامم والملكوك، حافظ ابن جرير الطبرى، ج1، ص541؛
2ـ الكامل ، ابن اثير، ج2، ص62؛
3ـ كنز العمال، العلامة المتقى الهندى، ج13، ص114؛
4ـ المستدرك على الصحيحين، الحافظ الحاكم النيشابورى، ج3، ص133؛
4ـ التلخيص، الحافظ الذهبى (چاپ شده در حاشيه مستدرك حاكم)، ج3، ص133 .
اضافه بر اينها علامه امينى در روايت رسول اكرم(ص) لفظ «خليفتى» را از منابع بسيار متعدد روايى، تفسيرى و تاريخى اهل سنت نظير: مسند احمد حنبل، تفسير كشف البيان ثعلبى، جمع الجوامع سيوطى وخصائص نسائى نقل مى كند كه براي آگاهي بيشتر مي توانيد به كتاب ارزشمند الغدير ج2، ص278 مراجعه بفرماييد.
ثانيا :
دلايل وقراين بيشماري بر اينكه مراد از مولي در حديث غدير ولايت وسرپرستي است وجود دارد كه ذيلا به برخي از آنها اشاره ميكنيم تفصيل مطلب را ميتوانيد به كتاب الغدير ويا ترجمه خلاصه آن كه چاپ شده است مراجعه كنيد .أ- هيچ كدام از معاني مولي با حديث غدير مناسب نيست به جزهمان معناي ولايت يعني سرپرستي واولي به تصرف بودن يكي از معاني مولي رب و پروردگار است كه قطعا مراد نيست معناي همسايه ميهمان داماد نيز قطعا مراد نيست به دليل سبك و ناصحيح بودن آن معني ندارد كه پيامبر بفرمايد هر كه من همسايه ويا داماد اويم پس علي دامادو همسايه اوست ديگر از معاني آن دوست و ياري كننده است كه كه بسيار از اهل سنت انرا به اين معني دانسته اند اين معني نيز نميتواند مراد باشد چون دوستي ميان مسلمانان مطلب جديدي نبود كه پيامبر اكرم آن اجتماع بزرگ را در آفتاب سوزان نگه دارد واشاره به نزديك شدن مرگش بفرمايد وبعد بگويد علي را دوست بداريد دوستي ميان آحاد مسلمانان مطلب جديدي نيست كه پيامبر بخواهد آنرا در آن موقعيت بيان كند در آيات متعددي از قرآن اين مطلب قبلا به مسلمانان گوشزد شده بود و اختصاص دادن اين دوستي به امير مومنان عليه السلام هم وجه منطقي ندارد علاوه بر اينكه قراين قبل و بعد كلام نافي اين برداشت است كه به آن در مطالب بعدي اشاره ميشود
ب- پيامبر اكرم در آغاز حديث غدير ميفرمايد آيا من بر شما از خودتان سزوارتر نيستم يعني آيا من بر شما ولايت مطلقه ندارم آنگاه حضرت به دنبال اين سخن ميفرمايد پس هر كه من مولاي اويم علي مولاي اوست در حقيقت اين سخن متفرع بر جمله قبلي است كه ميفرمايد الست اولي بكم من انفسكم كه همين ولايت براي پيامبر در قرآن كريم آمده است «النَّبِيُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ» جمله اول حديث را بزرگاني از محدثان اهل سنت همچون احمد بن حنبل ابن ماجه نسائي طبري ترمذي وسيوطي نقل كرده اند .
ت- سخن پيامبر در پايان حديث غدير كه ميفرمايد الله اكبر بر كامل شدن دين وتكميل نعمت خشنودي خداوند به پيامبري من و ولايت علي بن ابي طالب .
ث- سخن حضرت پيش از بيان حديث كه ميفرمايد نزديك است كه فراخوانده شوم واجابت نمايم و يا مطابق نقلي نزديك است كه فرشته پروردگارم بيايد و من پذيراي دعوت او باشم كه با اين جملات حضرت نزديكي مرگ خود را بيان مي كنند و به مردم ميفهمانند امر مهمي از تبليغ باقي مانده بوده كه حضرت نگران بوده مبادا پيش از ابلاغ آن مرگش فرا برسد وفرصت تبليغ پيدا نكند ورسالتش نا تمام بماند .
ج- سخن پيامبر كه پس از حديث غدير ميفرمايد به من تبريك بگوييد زيرا خداوند مرا به پيامبري واهل بيتم را به امامت برگزيد اين مطلب را خركوشي نيشابوري ازاهل سنت در بشاره المصطفي آورده است ضمن آنكه پس از حديث غدير تهنيت گويي به پيامبر واميرمومنان آغاز شده و از جمله تهنيت گويان خليفه دوم بوده است كه به امير مومنان ميگويد به به اي علي گرديدي مولاي من ومولاي هر مرد وزن مومن .
ح- در شروع خطبه مطابق برخي از نقل ها پيامبر ميفرمايد اي مردم به چه چيز شهادت ميدهيد آنان گفتند شهادت به لااله الا الله فرمود پس از آن به چه؟ گفتند به اين كه محمد بنده وفرستاده اوست بعد فرمود ولي شما كيست گفتند خدا ورسولش مولاي ما هستند در اين لحظه پيامبر بازوي علي را بلند كرد وفرمود هركس خدا ورسولش مولاي اوست همانا اين علي مولاي اوست اين عبارت را ابن جرير نقل كرده است .
خ- برداشت حاضران در صحنه و ادبا و لغت شناسان بزرگي كه پس از مدت زماني آنرا شنيدند همين معني را برداشت كرده اند از جمله خود امير مومنان عليه السلام كه در ضمن اشعاري به معاويه مينويسد ولايت مرا بر شما در روز غدير رسول خدا واجب نمود اي اشعار را ابن ابي الحديد در شرح نهج البلاغه ج4 ص 122 و ابن حجر در صواعق ص133 نقل كرده اند و از جمله شاعر بزرگ حسان بن ثابت است قيس بن سعد محمد محمد بن عبد الله حميري عمر عاص كميت شاعر ودهها نفر ديگر كه جهت اطلاع بر مستندات اين مطالب از كتب اهل سنت وديگر قراين كه هيجده قرينه شمارش شده ميتوانيد به كتاب ترجمه خلاصه غدير مراجعه كنيد .
منبع : پرسمان


