
جواب از مقام معظم رهبری:
همانطور كه عرض شد: معجزه عبارت از: ارائهي يك حقيقت و يك واقعيتي است، كه بيننده، از آن واقعيت فقط خود آن پديده را ميبيند و از علل آن خبر ندارد و لذا قادر بر اين نيست كه آن علل را بشناسد. اما سحر، ارائه يك خيال و يك توهم است كه به صورت واقعيت نشان داده ميشود. مثلاً: در قضيه حضرت موسي (ع) كار حضرت موسي اين بود كه عصا را ميانداخت و آن عصا به اذن الهي تبديل به اژدهاي حقيقي ميشد. اين معجزه البته يك علتي هم دارد و همانطور كه گفتيم: نظام عليت بر او حاكم است، منتها چگونگي اين علت را ما نميشناسيم و چون در ميان سؤالها يك سؤالي هم از عليت شده، بعداً آنرا عرض ميكنم و توضيح بيشتري در ذيل آن سؤال خواهم داد، اما بهرحال آن عصاي حضرت موسي عصا بود و تبديل به اژدهاي حقيقي شد و يا عصا را وقتي به سنگ زد، آن سنگ حقيقتاً شكافته شد و از آن دوازده چشمهي جوشان آب بيرون آمد كه هركس از آن آب ميخورد احساس رفع عطش ميكرد، يعني مواد آب وارد بدنش ميشد و هيچ توهمي برايش وجود نداشت. يا آن وقتي كه عصا را به دريا زد: فاوحينا الي ام موسي ان اضرب بعصاك البحر فانفلق (شعراء - 63) آن قسمت از دريا ناگهان تبديل شد به دوازده راه، يعني دوازده را كشيده شد وسط دريا و آن راهها در زمين كف دريا بود و در كنار آن راهها هم ديوارهاي از آب حركت ميكرد و بنياسرائيل از اين راهها عبور كردند، ولذا اگر آن راهها يك چيزخيالي بود، از راه خياليي وسط دريا ممكن نبود بشود عبور كرد، پس اين معجزه است. اما سحر مثل آن ريسمانها و عصاهاي سحرهي فرعون است كه آمدند انداختند و وقتي آن عصاها و ريسمانها را روي زمين ريختند كساني كه مشاهده ميكردند به نظرشان ميرسيد آن ريسمانها و عصاها دارند حركت ميكنند، در حال كه در واقع حركت نمي كردند، لكن تأثير سحر آن ساحر در چشم بينندگان حركت ريسمانها را تداعي ميكرد، ولذا قرآن ميگويد: يخيل اليه من سحر هم انها تسعي (طه - 66) بر اثر سحر آن ساحران آنها به خيالشان ميرسيد كه اينها دارند حركت ميكنند پس معجزه يك واقعيت و يك حقيقت است و سحر يك امر خياليي باطل و يك امر دروغين است و لذا در قرآن از همين سحر، ساحران فرعوني تعبير به كيد شده: انما صنعو كيد ساحر (طه - 69) اين يك مكاري و حيلهگري، جادوگرانه بود و واقعيتي نداشت، ولا يفلح الساحر حيث اتي (طه - 69) ساحر پيروز نميشود. فرض كنيد، يك ساحري سحر ميكند و مثلاً از دهان حيواني مثل شتر وارد ميشود و از مقعد او خارج ميشود. ظاهراً شما ميبينيد كه وارد دهان شتر شد. بعد هم از مقعدش بيرون آمد، آيا او واقعاً وارد معدهي اين حيوان شد و رودهي بزرگ و رودهي كوچك را طي كرد و آمد بيرون؟! بلكه اصلاً چنين حركتي اتفاق نيفتاده اما شما اينطور تصور ميكنيد، يا با سحر خودش همانطور كه در داستانهاي تاريخي نقل شده، ساحري سر يك كسي را از گردنش جدا ميكرد بعد دوباره سر را ميگذاشت سرجايش به حال عادي برميگشت!! يعني واقعاً اين كشته شد؟ چنين چيزي ممكن نيست، و اين سحر بود. حالا اينكه خود اين سحر چگونه بدست ميآيد و آن ساحر از چه قدرتي برخوردار ميشود كه ميتواند اين تخيّل را در ذهن بينندگان ايجاد كند و خود آن يك بحث ديگري است و آن هم يكي از پديدههائي است كه يك نظام عليتي بر او حاكم است و گزافه و كتره نيست.
اين علوم غريبهاي كه وجود دارد اعم از سحر و شعبده و روشهاي گوناگون پنج علم كيميا و سيميا و هيميا و آن به اصطلاح علوم كله سر هر كدام اينها يك قوانين عليتي دارند، يعني در نظام آفرينش هيچ چيزي بدون علت بوجود نميآيد، منتها علتش از سنخ هست و يك علت مخصوصي دارد كه آن علت براي ما ناشناخته است، لكن راه تعلمش باز است و هر كس ميتواند برود ياد بگيرد، ولذا پديدهي حاصل از سحر اين تفاوت را با پديدهي حاصل از معجزه دارد، كه عرض كرديم: پديدهي ناشي از معجزه يك پديدهي واقعي و يك پديدهي حق و آن چيزي است كه وجود او حقيقت دارد. دروغ نيست، اما آن پديدهاي كه ناشي از جادو و سحر است او يك ناحق و غير واقع است. كه در تعبير قرآني به او ميگويند باطل.
منبع:پرسمان


