فرقه مذهبي آنها در خلال قرن دهم در جبال انصاريه نزدك شهر لاذقيه شكل گرفت. اينجا هنوز هم منطقه اصلي آنهاست؛ اگر چه فرايند شهرنشيني به علاوه افزايش شمار علويان در درون شبكه هاي تصميم گيري سياسي و نظامي در حضور آنها در ساير مناطق و به ويژه در دمشق مؤثر بوده است.

چهارشنبه ۴ بهمن ۱۳۹۶ - ۰۰:۰۰
ماهيت علويان كشور سوريه
در مورد ماهيت علويان كشور سوريه توضيحاتي ارائه فرماييد. و بفرماييد كه آيا با مذهب شيعه ي اماميه ارتباطي دارند يا خير؟
هويت فرهنگي ملي علويان، ترك و عرب و يا كرد است. علويان از يك گروه هم نژاد نيستند؛ آنها شكاف هاي زباني و ارزشي دارند. چهارگروه زباني مختلف در ميان آنها يافت مي شود. تركي ،عربي ،زازا و كرمانجي كه دو تاي آخري جزو ساختار زباني فارسي و كردي هستند. هويت ،عميقاً با زبان مادري هر گروه پيوند خورده است . اين واقعيت ، فقدان كامل همكاري يا ارتباطات همه جانبه را در پي دارد. درباره شمار جمعيت علويان اختلاف نظر هست. بسياري از منابع علوي ادعا مي كنند كه آنها بيش از چهل درصد جمعيت تركيه را تشكيل مي دهند؛ در حالي كه بالاترين تخمين هاي علمي نسبت آنها را در حدود بيست درصد برآورد مي كند. در اوايل دهه 1990 آنان جمعيت خود را بيست ميليون نفر اعلام كردند. ساير منابع گفتند كه بيش از پانزده ميليون نيستند. به هرحال اين به وضوح نشان مي دهد كه شمار تركان علوي نسبت به اواسط دهه 1980 زماني كه بين سه تا هشت ميليون نفر تخمين زده مي شدند رشد كرده است. علويان كرد حدود 25 درصد كردهاي تركيه (1/5 تا دو ميليون نفر) را تشكيل مي دهند. به علاوه تركيه حدود يك ميليون علوي عرب (نصيري ) دارد. بيشترين آنها نصيري هستند و پيوندهاي خودشان را با علويان سوريه حفظ كرده اند. علويان تركيه آنچنان كه قبلاً ذكرشد، خود را به هيچ عنوان با علويه سوريه پيوند نمي زنند، اگر چه هر دو ، تا حدودي با پس زمينه هاي تاريخي مشترك كه از مسيحيت به گونه اي خاص از اسلام تغيير دين داده اند ، پيوند دارند و آن را حفظ كرده اند. نمونه هاي مهم سنت هاي مسيحي مانند عيدپاك ، شرب خمر يا عدم ساخت مسجد، از اين جمله است. به نظر مي رسد هويت آنها به نوعي عميقاً به هم پيوند خورده است. ژئوپليتيك محيط قبايلي آنان با پس زمينه هاي عربي، تركي يا كردي كه از آن سرچشمه گرفته اند، به عنوان عوامل متمايز كننده و جدا كننده عمل مي كند. اين رفتارها در تركيب با استفاده از تقيه ـ يك اصطلاح اسلامي معادل پنهان كاري در رفتارهاي مذهبي تحت اجبار يا ظلم قرار مي گيرد. نصيري ها حدود دوازده تا پانزده درصد جمعيت سوريه را تشكيل مي دهند. چنانكه ذكرشد ، فرقه مذهبي آنها در خلال قرن دهم در جبال انصاريه نزدك شهر لاذقيه شكل گرفت. اينجا هنوز هم منطقه اصلي آنهاست؛ اگر چه فرايند شهرنشيني به علاوه افزايش شمار علويان در درون شبكه هاي تصميم گيري سياسي و نظامي در حضور آنها در ساير مناطق و به ويژه در دمشق مؤثر بوده است. حدود يك ميليون علوي عرب زبان نيز در تركيه هستند كه غالباً در داخل يا نزديكي استان هاي يا الكساندريه [اسكندريه] زندگي مي كنند. شايان ذكراست تركيه در يك توافقنامه در سال 1921 با فرانسه پذيرفت كه فرانسه سراسر سوريه را بر اساس قانون ملت تحت قيموميت بگيرد. استان سنجك (Sanjak) در ازاي امتيازات گسترده به جمعيت كثير ترك آن تحت حاكميت اداري قيم [فرانسه] قرارگرفت. فرانسه در 1936 پيشنهاد اعطاي استقلال به سوريه را مطرح كرد كه شامل سنجك نيز مي شد. آنكارا واكنش منفي نشان داد و در 1939 استقلال مزبور رسماً مشروط به همكاري با تركيه شد. پرسشي هنوز محل مناقشه بود. اينكه در 1939كدام يك از دو گروه تركان يا اعراب اكثريتِ [در استان مزبور] هستند ؟ كل جمعيت 220/000 نفر بود. 39 درصد عرب سني ، 8 درصد مسيحي و بقيه كرد، قفقازي و يهودي بودند. اكثر رعاياي فرودست ،علويان عرب زباني بودند كه طبقه استثمارشده به دست مالكان سني ترك معرفي مي شدند و هنگامي كه سنجك به تركيه باز گردانده شد، بسياري از آنها آنجا را ترك كردند به طوري كه پس از دو ماه حدود پنجاه هزار پناهنده وارد سوريه شدند . اينها غير از حدود ده هزار علوي نصيري پناهنده بودند. نام علويان يا پيروتن علي‌بن ابي‌طالب(ع) همواره نام نصيريه را به ذهن متبادر ميسازد. در ميان بزرگان شيعه و در زمين امام حسن عسكري(ع) و در قرن سوم هجري شخصي به نام محمدبن نصير نميري مي‌زيست، وي تغييراتي در مذهب اماميه پديد آورد و مدعي بابيت آن حضرت شد و جماعتي را پيرو خود ساخت، ياران او درتاريخ به نصيريه معروف گشتند و از غلاه شيعه به شمار رفتند. محمدبن نصير در كتب رجال شيعه محمدبن نصير نميري را شيخ طوسي در رجال خود از ياران امام محمد تقي و در كتاب غيبت وي را از ياران ابومحمد حسن عسكري شمرده است، و چون امام عسكري درگذشت دعوي بابيت و مقام محمدبن عثمان را كه از نواب اربعه و از اصحاب امام زمان بود، كرد و ابوجعفر محمدبن عثمان را لعنت نمود و از وي تبري جست. علامه حلي در قسمت دوم از رجال خود گويد: كه محمدبن نصير از بزرگان بصره بود و مردي دانشمند بشمار ميرفت و در حديث و روايت او را ضعيف شمرده است. كشي نيزدر جال خود همين مطلب را آورده است. نصيريه پندارند كه خداي تعالي بعضي اوقات در جسد علي حلول ميكرد و گويند آن زمان كه حضرت علي در بسيار سنگين خيبر را از جاي بركند به قدرت رباني بود و زماني كه خداوند در او حلول كرده بود، شهرستاني نيز در كتاب الملل و النحل، محمدبن نصير را قائل به حلول خداوند در پيامبر و علي و ديگر اشخاص دانسته است، ابن حزم اندلسي در كتاب الفصل خود مي‌نويسد در زمان ما شيعيان نصيري در اردن و شام و شهر طبريه فراوانند.

وجه تسميه نصيريه از نظر علويان:

علويان در وجه تسميه خود به نصيريه گويند: به هنگام فتح حمص و بعلبك به دست لشكريان ايلام ابوعبيده جراح براي پيشرفت لشكر خود درخواست كمك كرد و خالدبن وليد از عراق و عمرو پس عاص از مصر و جماعتي از شيعيان علي كه در بيعت غديرخم حضور داشتند و بيش از چهارصد و پنجاه تن مي‌شدند بياري ابوعبيده شتافتند، و موجب پيشرفت كار او شدند و سپس در نواحي كوهستاني شام مسكن گزيدند. اين نيروي كمكي كوچك را «نصيره» تصغير «نصره» به معني پيروزي خواندند و از آن پس اين نام بر علويان جبال لبنان و سوريه اطلاق گرديد.

اعتقادات قديم علويان يا نصيريه:

نصيريه كه ايشان را انصاريه و علويه نيز گويند منسوب به محمدبن نصير هستند و در كوهستاني به نام جبال نصيريه در شمال غربي سوريه جاي گرفتند. اصول كلام مذهب نصيريه بدست حسين بن حمدان خصيبي (درگذشته به سال 358 هجري) نهاده شد، وي به عراق رفت و نزد عبدالله بن محمد جنبلاني كه از دعاه علويان بود، معارف دين را فراگرفت و خليفه و جانشين او گشت و از بغداد به حلب آمد و در آنجا بمرد، قبر وي در شمال حلب واقع و مزار علويان است و بنام مقام شيخ بقرق معروف است. از كتب وي هدايه‌الكبري، الاخوان والمائده ميباشد عقايد اوتحت تعاليم اسماعيليه قرار گرفت. تعاليم وي عبارت بود از التقاط عناصر شيعه و مسيحيت و معتقدات مردم پيش از اسلام. به عقيده ايشان خدا ذات يگانه است مركب از سه اصل لايتجزي به نامهاي «معني» و «اسم» و «باب» اين تثليث به نوبت در وجود انبيا مجسم و متجلي گشته، آخرين تجسم با ظهور اسلام مصادف شد و آن ذات يگانه در تثليث لايتجزايي و در وجود علي و محمد و سلمان فارسي تجسم يافت بدين سبب تثليث مزبور را با حرف «عمس» معرفي ميكردند كه اشاره به سه حرف اول نامهاي علي و محمد و سلمان فارسي است. نصيريه معتقد به تناسخند وبه دو دسته جسماني و روحاني تقسيم ميشوند يكي عامه و ديگري خاصه، براي خود كتب مقدسي داند و مضمون آنها را تاويل ميكنند ولي براي عامه مكشوف نميسازند، مراسم مذهبي را روحانيان ايشان بر بلندي‌ها در بقاعي كه قبه ناميده ميشوند برگزار ميكنند: قبه‌ها معمولاُ بر مقابر اولياء قرار دارند. نصيريه در بزرگداشت عيسي افراط ميكنند و حواريون و عده‌اي از شهداي مسيحيت را احترام مي‌نهند و به تعميد و اعياد مسيح نيز توجه دارند.
بعضي از دانشمندان، فرق علي اللهي و نصيريه را يكي دانسته‌اند و اين نظر صحيح نيست زيرا تنها چيزي كه اهل حق، علي اللهيان، و نصيريه را متحد ميسازد همان قول به الوهيت علي است كه وجه مشترك همه غلاه شيعه است ولي در ديگر عقايد و تشريفات مذهبي بهيچ وجه با يكديگر يكسان نيستند. در يك رساله خطي آمده است كه نصيريه معقدند علي محمد را و محمد سلمان را و سلمان مقداد را خلق كرد.

اصول عقايد علويان امروز:

آنچه گفته شد مربوط به نصيريه است كه برخي علويان را از ايشان دانسته‌اند اما علويان فعلي اينگونه نظرات را درباره خويشتن درست نميدانند و اعتقاد دارند كه اين قبيل اتهامات ساخته و پرداخته دشمنان ايشان است. اينان مؤسس مذهب خود را چون شيعيان اثني عشري حضرت اميرالمؤمنين عليه‌السلام ميدانند و محمدبن نصير را باب امام يازدهم مي‌پندارند به اين ترتيب كه مي‌گويند پيغمبر فرمود: «انا مدينه‌العلم و علي بابها» منم شهر دانش علي‌ان در است وابواب ولايت علي را به شرح زير برميشمارند:
سلمان فارسي باب علي، قيس‌بن ورقه باب حسن مجتبي، رشيد هجري باب حسين، عبدالله غالب باب زين‌العابدين، يحيي بن معمر باب محمدباقر، جابربن يزيد جعفي باب جعفر صادق، محمدبن ابي‌زينب كاهلي باب موسي‌بن جعفر، مفضل‌بن عمرو باب علي‌الرضا، محمدبن مفصل باب محمدتقي، عمربن فرات باب علي‌الهادي، و ابو شعيب محمدبن نصير نميري باب حسن عسكري. ايشان را عقيده اينست كه ايمان كامل را مسلماناني دارند كه پيش از فداكاري حضرت اميرالمؤمنين و خوابيدن در بستر رسول خدا، بجاي او، براي حفظ جان محمدايمان آورده باشند وبراي اثبات نظر خود به آيات چندي استناد مي‌جويند از جمله :
(ان‌الذين آمنوا و هاجروا و جاهدوا باموالهم و انفسهم في سبيل‌الله و الذين اوو ونصروا اولئك بعضهم اولياء بعض والذين لم يهاجروا مالكم من ولايتهم من شي) اينان عنوان امام را ويژه ائمه دوازده گانه شيعه و ايشان را معصوم و دانا به علوم اولين و آخرين مي‌دانند.
علم باطن: علويان در باب علم باطن مي‌گويند در قرآن دو گونه آيه وجود دارد محكم و متشابه ، تشابه نيز يا از نظر لفظ است و يا به لحاظ معني، علم باطن عبارت است از تفسير متشابهات معنوي قرآن آنهم از طرف يكي از ائمه اثني عشر به عبارت روشنتر تفاسير آيات كلام‌الله مجيد و حتي احاديث نبوي بايستي از طريق عترت باشد نه سنت. علويان در دوره عثمانيها به هنگام تسلط عثماني‌ها بر سوريه با تمامي مردم آن و از جمله علويان بر طبق فقه ابوحنفيه رفتار مي‌شد. در همين دوره علويان مورد تعقيب و ضرب و شكنجه‌هاي ننگين قرار گرفتند و به امر سلطان سليم عثمان ي در يك روز شصت هزار تن را به گونه‌اي فجيع به قتل رساندند. با اينكه علويان در كوهستانها و قلاع‌خود پنهان مي‌گشتند معهذا آنانكه از ايشان بدست عثمانيها مي‌افتادند چنان بلائي بر سرشان مي‌آوردند كه مسلمان نشوند كافر نبيند. باري با تسلط فرانسويان بر سوريه و بيرون راندن عثمانيها به سال 1920 كوهستان‌هاي «نصيره» را «سرزمينهاي مستقل علويان» ناميدند، و در سال 1922 قاضي القضاتي از خودشان براي ايشان برگزيدند و قاضيان بر طبق موازين مذهب جعفري به داوري مي‌پرداختند و علويان پس از حدود چهارصد سال توانستند نسيم آزادي را استشمام كنند. از اين تاريخ است كه نصيريه به نام جديد خود علويه خوانده شدند. از سال 1946 به بعد جمعي از علاقه‌مندان به علوم ديني به نجف اشرف رفتند كه برخي از ايشان به عللي تحصيلات خود را ناتمام گذارده بازگشتند و جمعي به تحصيلات خود در اين شهر مقدس ادامه دادند. از همين تاريخ و بر اثر توجه مراجع تقليد نجف و قم چون آيت‌الله آقاي حاجي آقا حسين بروجردي و آيت‌الله آقا سيد محسن حكيم جمعيتهاي خيريه اسلامي در مناطق علويان تأسيس شد و مساجدي براي اقامت نماز برپا گرديد.

جمعيت و محل سكونت علويان:

علويان در شمال سوريه و در شهرهاي ساحلي و بيشتر در لاذقيه و بانياس و طرطوس و حمص و حما و كوههاي نصيره مسكن دارند و جمعيت ايشان در اين مناطق در حدود يك ميليون نفر است و بسياري نيز در لبنان به ويژه در طرابلس و جبيل‌اند، خود آنان بر آنند كه بالغ بر دو ميليون تن در كشور تركيه به خصوص در ادنا واسكندرون و انطاكيه، مرسين، طرسوس . كليكيه وجود دارند. توده مردم را بيشتر دهقانان و چوپانان تشكيل مي‌دهند كه از نظر اقتصادي با چند نيمه فئودال و مالك ارتباط پيدا مي‌كند. عده‌اي از جوانان اين طبقه كه تحصيلات عاليه دارند در دستگاه دولت مشاغلي گرفته و مناصبي پيدا كرده‌اند. در سال 1937 يكي از علويان بنام سليمان مرشد كه از طرف دولت فرانسه حمايت مي‌شد از ميان ايشان برخاست و مانند صوفيان حلول دعوي الوهيت كرد و گروهي از دهقانان و كشاورزان علوي را بدور خود گرد آورد و فتنه‌اي برپا كرد و بر دولت بشوريد. خود وي نخست يكي از ده نماينده علوي در مجلس سوريه بود چون تمايلات فرانسوي داشت، دولت فرانسه از وي پشتيباني ميكرد، بعد از خروج فرانسويان از سوريه و به دوران رياست جمهوري شكري قوتلي دولت سوريه سليمان مرشد را بگرفت و محاكمه و محكوم به خيانت كرد و به سال 1946 او را در ميدان مرجه دمشق به دار آويخت.
مسجد علويان: گفتيم كه علويان فعلي اعتقادات مذهبي خود را تابع امام جعفر صادق ميدانند و براي خود هيچگونه اختلافي با شيعه اثني عشري قائل نيستند، جمع بين صلاتين ميكنند و در كليه فرائض از آئين جعفري پيروي مي‌نمايند. آنان مسئله انتسابشان را به غلاه به كلي منكرند و بر طبق موازين شيعه از مراجع بزرگ جهان تشيع تقليد ميكنند، خمس و زكات مي‌دهند حج مي‌گذارند و تولا و تبرا دارند. و در روزه از فجر صادق تا مغرب شرعي از مفطرات امساك مي‌كنند و تشنه استفاده از معارف شيعه هستند، از اين رو با كمك مردم خيرانديش مساجد بزرگ و باشكوهي در مناطق خود بپا داشتند كه از جمله مساجد زير را مي‌توان نام برد:
مسجد حضرت اميرالمؤمنين علي در طرطوس، مسجد حضرت امام حسين و مسجد حضرت زهرا دربانياس، ‌مسجد حضرت رضا در جبله، مسجد حضرت امام جعفر صادق در حمص و مسجد حضرت زهرا عليها سلام در همين شهر. شبانه روز از گلدسته‌هاي اين مسجد در سه نوبت بانگ اذان سر مي‌دهند و صداي اشهد ان عليا ولي‌الله طنين مي‌افكند. باري سابقه مذهبي ايشان هرچه مي‌خواهد باشد ولي اكنون عقايد ايشان مطابق با اعتقادات شيعه جعفري است.
دكتر محمدجواد مشكور استاد دانشگاه و رايزن فرهنگي ايران در سوريه، حسن غروي اصفهاني معاون رايزني فرهنگي
منبع:پرسمان

پربازدیدها

پربحث‌ها