يکي از اساسي‏ترين مسائلي که پيامبر صلي‏الله‏عليه‏وآله در دوران رسالت خويش با آن مواجه بود، مسئله غدير بود.

سه‌شنبه ۳ بهمن ۱۳۹۶ - ۰۰:۰۰

رسالتي که با غدير کامل شد
 

يکي از اساسي‏ترين مسائلي که پيامبر صلي‏الله‏عليه‏وآله در دوران رسالت خويش با آن مواجه بود، مسئله غدير بود. آن حضرت در بازگشت از حجة‏الوداع، اين مسئله اساسي را به اطلاع همه زائران رساند؛ زيرا خداوند متعال، اين گونه به پيامبر فرمان داده بود: «اي پيامبر! آن چه را از پروردگارت بر تو نازل شده، به مردم برسان که اگر چنين نکني، امر رسالت او را ادا نکرده اي و خداوند، تو را از مردم حفظ مي‏کند. به درستي که خداوند، مردم کافر را هدايت نمي‏کند».
داستان غدير آن چنان حساس بود که پيامبر صلي‏الله‏عليه‏وآله از تمامي حاضران در آن جلسه، حتي زنان، بيعت گرفت. همچنين دستور داد تا زنان نيز به آن حضرت تبريک و تهنيت بگويند و در اجراي اين دستور، به همسران خويش تأکيد کرد.1
مسئله غدير چنان اهميت دارد که با بيان و عمل به آن، رسالت نبوي هم بيان و عمل مي‌شود و با ترک آن، رسالت نبوي نيز ناقص مي‌ماند و اين اهميت در کلام اهل بيت عليهم‏السلام بسيار روشن‌تر و گوياتري دارد.
شيخ صدوق از امام باقر عليه‏السلام اين چنين نقل کرده است:
«روزي پيامبر صلي‏الله‏عليه‏وآله به حضرت امير عليه‏السلام فرمود: يا علي! خداوند آيه «يَا أَيُهَا الرَسُولُ بَلِغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَبِكَ» را درباره ولايت تو نازل کرد. اگر آن چه به من امر شده، بيان نکنم، عملم باطل و اگر کسي خداوند را بدون ولايت تو ملاقات کند، کردارش باطل است. يا علي! من سخني جز سخن خداوند نمي‌گويم».2

حضرت زهرا عليهاالسلام و غدير

از حضرت فاطمه عليهاالسلام پرسيدند: آيا پيامبر صلي‏الله‏عليه‏وآله پيش از رحلتش درباره امامت اميرمؤمنان عليه‏السلام چيزي فرمود؟ آن حضرت فرمود: «شفگتا! آيا حادثه عظيم غدير خم را فراموش كرده‏ايد؟... خدا را گواه مي‏گيرم كه خود شنيدم که آن بزرگوار ‏فرمود: علي، بهترين كسي است كه او را در ميان شما جانشين خود قرار مي‏دهم. علي عليه‏السلام، امام و خليفه بعد از من است».3

غدير در گفتار امام مجتبي عليه‏السلام

امام مجتبي عليه‏السلام در خطبه‏هاي خود خطاب به مردم کوفه و شام ‏فرمود: شما بالاترين نعمت را که حاکميت اهل بيت عليهم‏السلام است، از دست داده‏ايد و بعد داستان غدير را بازگو کرد و اين چنين فرمود: اي مردم! آيا سخن جدم پيامبر صلي‏الله‏عليه‏وآله را به ياد نداريد؟ آن حضرت مي‏فرمود: هر گاه مردم كسي را به رهبري خويش برگزينند، در حالي كه لايق‏تر و آگاه‏تر از آن فرد وجود داشته باشد، براي خويش، تيره¬بختي خريده‏اند؛ مگر اين كه دوباره به آن چه رها كردند و به فراموشي سپردند، بازگردند و آن چه را كه از پيامبرشان درباره پدرم شنيده‏اند، دنبال كنند. رسول خدا صلي‏الله‏عليه‏وآله مي‏فرمود: اي علي! تو بعد از من، مانند هارون پس از موسي هستي. او، جانشين برادرش موسي بود و تو نيز جانشين و خليفه مني؛ تنها تفاوت [ميان آنها و ما] اين است كه بعد از من، پيامبري و نبوت نخواهد بود. امام مجتبي عليه‏السلام سپس فرمود: اين مردم، پيامبر خود را ديدند و سخنانش را در«غدير خم‏» شنيدند. در آن روز، جدم رسول خدا صلي‏الله‏عليه‏وآله، دست پدرم علي عليه‏السلام را گرفت و در برابر آنان گفت: هر كس من مولا و سرپرست او هستم، علي، مولاي او خواهد بود؛ خدايا! دوست ‏بدار، هر كس او را دوست دارد و دشمن بدار هر كس او را دشمن دارد... سپس جدم، پيامبر صلي‏الله‏عليه‏وآله دستور داد كه حاضران، مطالب غدير را به غايبان برسانند.4

غدير در گفتار امام حسين عليه‏السلام

در سال آخر عمر معاويه، امام حسين عليه‏السلام به زيارت خانه خدا رفت. در آن سال، عده زيادي از بني‏هاشم، امام را همراهي مي‌کردند. امام آنان را در سرزمين منا جمع کرد. در آن اجتماع عظيم، بيش از هفتصد نفر از تابعين و دويست نفر از صحابه پيامبر صلي‏الله‏عليه‏وآله، حضور داشتند. امام حسين عليه السلام در اين اجتماع عظيم فرمود: «شما شاهد و ناظر تجاوزات معاويه جنايتكار نسبت ‏به ما و شيعيان هستيد و از آنها اطلاع داريد. سخنان مرا گوش كنيد و بنويسيد تا براي آيندگان بماند و به ديگران برسانيد و از آنان بخواهيد که حق ما اهل بيت را ادا کنند؛ زيرا مي‏ترسم وقتش بگذرد و حقوق ما به وسيله ستم‏گران پايمال شود؛ گر چه خداوند، بالاترين پشتيبان است. سپس فرمود: شما را به خدا سوگند! به ياد نمي‏آوريد كه پيامبر خدا صلي‏الله‏عليه‏وآله روز غديرخم، پدرم، علي عليه‏السلام را وصي و امام بعد از خود قرار داد و حديث ولايت را براي شما خواند و فرمود: همگي بايد اين پيام را به ديگران برسانيد؟ پاسخ دادند: آري، ما به ياد داريم».5

غدير در گفتار امام سجاد عليه‏السلام

ابن اسحاق مي‌گويد: از امام سجاد عليه‏السلام در مورد «مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ، فعَلِي مَوْلاهُ»، سؤال کردم. آن حضرت فرمود: به آنها خبر داد که اوست امام بعد از خودش.6

غدير در گفتار امام صادق عليه‏السلام

حسان جمال مي‏گويد: همراه امام صادق عليه‏السلام از مدينه به مكه مسافرت كردم. در نزديكي ميقات جحفه، وقتي به مسجد غدير رسيديم، امام عليه‏السلام به جانب چپ مسجد نگريست و فرمود: اين مكاني است كه پيامبر خدا صلي‏الله‏عليه‏وآله، در روز غدير، علي [عليه‏السلام] را جانشين خود معرفي كرد و فرمود: «مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ، فعَلِي مَوْلاهُ». آن گاه امام عليه‏السلام به جانب ديگر نگاه كرد و جايگاه خيمه‏هاي ديگران را نشان داد و فرمود: سالم، غلام ابوخذيفه و ابوعبيده جراح نيز در آن جا بودند و گروهي از مردم، چون علي عليه‏السلام را بر روي دست پيامبر صلي‏الله‏عليه‏وآله ديدند، با حسادت به وي نگريستند و به يكديگر مي‏گفتند: به دو چشم او [پيامبر] نگاه كنيد؛ چگونه همانند ديوانه به اطراف خويش مي‏نگرد و قرار ندارد. در اين هنگام، جبرئيل نازل شد و آيات 51 و 52 سوره قلم را براي پيامبر خدا صلي‏الله‏عليه‏وآله قرائت كرد.7

غدير در گفتار امام هادي عليه¬السلام

امام هادي عليه‏السلام مي‏فرمايد: پدرم، امام جواد عليه‏السلام در روز عيد غدير، حضرت علي عليه‏السلام را زيارت کرد و فرمود: «شهادت مي‏دهم که مدح خدا، به تو اختصاص دارد و در طاعت او، مخلصي». سپس فرمود: خداوند مي‏فرمايد: «يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليک من ربک و ان لم تفعل فمابلغت رسالته و الله يعصمک من الناس». آن گاه فرمود: پيامبر صلي‏الله‏عليه‏وآله از مردم پرسيد: آيا آن چه را برعهده داشتم، ابلاغ کردم؟ همگي گفتند: آري. فرمود: خدايا! گواه باش و بعد از آن فرمود: آيا من به مؤمنان از خود آنها سزاوارتر نيستم؟ گفتند: بله. پس از آن، دست علي عليه‏السلام را گرفت و فرمود: هر کس من مولاي اويم، اين علي، مولاي اوست.8

غدير در گفتار امام عسکري عليه‏السلام

حسن بن ظريف از امام حسن عسکري عليه‏السلام پرسيد: جمله «مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ، فَهذا عَلِيُ مَولاهُ» به چه معناست؟ آن حضرت در پاسخ فرمود: «خداوند اراده فرمود که اين جمله، نشان و پرچمي باشد؛ تا حزب خدا هنگام اختلاف‏ها با آن شناخته شود».
امام عسکري عليه‏السلام به ابراهيم چنين نوشت: «خداوند متعال با منت و رحمت خويش، واجبات را بر شما مقرر کرد. اين کار، به سبب نياز او نبود؛ بلکه رحمت او بود که متوجه شما شد. هيچ معبودي جز او وجود ندارد. او چنان کرد؛ تا ناپاک را از پاک، جدا سازد و اندرون شما را بيازمايد؛ تا به سوي رحمت او پيش بگيرد و منازل شما در بهشت، معين شود. از اين رو، حج و عمره، اقامه نماز، پرداخت زکات، روزه و ولايت را به شما واگذار کرد و دري را فرا راهتان قرار داد؛ تا درهاي ديگر واجبات را باز کنيد و کليدي را براي يافتن راه خود قرار داد. اگر محمد صلي‏الله‏عليه‏وآله و جانشينان او، يعني فرزندان فاطمه عليهاالسلام نبودند، شما مانند حيوانات، سرگردان مي‏مانديد و هيچ واجبي از واجبات را فرا نمي‏گرفتيد. مگر مي‏توان از غير در، وارد مکاني شد؟ وقتي خداوند به سبب تعيين اولياي پس از پيامبر صلي‏الله‏عليه‏وآله، نعمت خود را بر شما تمام کرد، فرمود: «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتي وَ رَضيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ ديناً؛ امروز، دينتان را کامل و نعمت خود را بر شما تمام کردم و راضي شدم که اسلام دين شما باشد». سپس براي اولياي خود، بر گردن شما حقوقي قرار داد و به شما فرمان داد که حقوق آنها را ادا کنيد؛ تا زنان و اموال و خوراکي‏ها و آشاميدني‌ها بر شما حلال باشند و به واسطه آن، برکت و رشد و ثروت را به شما بشناساند و اطاعت کنندگان، شما را به واسطه غيبت بشناساند».9

پي ‏نوشت:

1. سنن الترمذي، ج 5، ص591
2. سنن النسائي، ج 5، ص45
3. شيخ صدوق، امالي، ج 1، ص342
4. مجلسي، بحارالانوار، ج ‏36، ص‏353
5. همان، ج 10، ص 138-144
6. اميني، الغدير، ج 1، ص 198
7. بحارالانوار، ج 37، ص 223
8. معجم معالم الحجاز، ج 2، ص 124
9. بحارالانوار، ج 100، ص 363

منبع : پرسمان


پربازدیدها

پربحث‌ها