
برخى گفتهاند؛ به دليل اينكه خداوند نعمتهاى متعددى را در اين سوره مطرح كرده است، هر بار كه آيه شريفه فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ تلاوت مىشود اعتراف و اقرار نسبت به نعمت جديدى مىباشد و هيچكدام تكرار نيست.
اما برخى ديگر از بزرگان گفتهاند؛ اگرچه نعمتها متعدد است اما همگى شكرگذارى و اقرار در برابر خداوند يكتاست و همگى تكرار و تأكيد بر يك حقيقت است تا به خوبى اين اعتراف و اقرار در اعماق وجودى انسان تأثيرگذار باشد، لذا اين نوع تكرار، نه تنها منافاتى با فصاحت و بلاغت ندارد، بلكه خود يكى از فنون فصاحت است. اين درست مانند آن است كه پدرى فرزند فراموش كار خود را مخاطب ساخته، مىگويد: آيا فراموش كردى كودكى خرد و ناتوان بودى. من چه خون جگرها براى پرورش تو خوردم؟! آيا فراموش كردى هنگامى كه به مرحله جوانى رسيدى و نياز به همسر داشتى، پاكترين همسر را برايت انتخاب كردم؟! آيا فراموش كردى نياز به خانه و وسايل زندگى داشتى، برايت فراهم كردم؟ اما در پى اين پرسشها، يك اعتراف و اقرار را از فرزندش مىخواهد، پس اين سركشى و بىمهرى از چيست؟! خداوند مهربان نيز نعمتهاى گوناگونش را به اين بشر فراموشكار يادآور مىشود و به دنبال هر بخش از آنها، از او سؤال مىپرسد: «كدام يك از اينها را انكار مىكنى؟!»
پس اين نافرمانى و طغيان براى چيست؟! در حالى كه اطاعت من نيز رمز تكامل و پيشرفت خود شما است و از آن چيزى عايد پروردگارتان نمىشود «1».
منبع :پرسمان/معارف


