
شيعه جعفري با شيعه دوازده امامي تفاوتي ندارد. شيعه ي جعفري يا شيعه دوازده امامي ، كساني هستند كه نه تنها امامت بلافصل علي (ع) را قبول دارند ، بلكه يازده فرزند او را نيز امام مي دانند. اينها را جعفري گفته اند چون اوّلاً بيشترين معارف اين فرقه از امام جعفر صادق (ع) رسيده است و ثانياً اين مذهب ، مذهب شاگردان خاصّ امام صادق (ع) بود. امتداد همين فرقه است كه امروزه مشهورترين شاخه ي شيعه را تشكيل داده و شيعه ي جعفري يا اثناعشري يا دوزاده امامي ناميده مي شود.
دوازده امام شيعيان يعني همان اثناعشر قبل از امام حسين عليه السلام و امام محمد باقر و امام صادق عليهما السلام مطرح بوده و روايات قبل از ايشان همگي آنها را معرفي كرده اند لذا اين نامها حتي براي زمان امام باقر و امام صادق عليهما السلام هم اثناعشر نبوده است بلكه از ابتدا اين نام بوده است.
دليل اول: روايات خلفاي دوازدهگانه
از جمله دلايلي كه امامت دوازده امام(ع) را اثبات ميكنند، احاديثي هستند كه در آنها تعداد جانشينان پيامبر(ص) منحصر در دوازده نفر كه همگي از قريش هستند، ذكر شده است. اين احاديث علاوه بر منابع حديثي شيعه، در منابع حديثي اهل سنت نظير صحيح مسلم، صحيح ابن حبان، جامع ترمذي، سنن ابن داوود، سنن ابن ماجه، مسند احمد بن حنبل، مسند ابن جعد، مسند ابو يعلي، كنزالعمال و... نقل شده است.پيامبر(ص) در برخي از اين احاديث، از اين دوازده نفر با عنوان «اثناعشر خليفة» ياد كرده است، مثل حديث: «يكون من بعدي اثنا عشر خليفة كلّهم من قريش؛ پس از من دوازده خليفه خواهد بود كه همگي از قريشاند»،[۱] «لا يزال هذا الدين عزيزاً منيعاً إلي اثني عشر خليفة كلّهم من قريش؛ اين دين قدرتمند و شكست ناپذير خواهد بود تا دوازده خليفه بر آن حكومت كنند كه همه از قريشاند»،[۲] «لا يزال الدين قائماً حتي يكون اثنا عشر خليفة من قريش؛ دين اسلام بر پا خواهد بود تا اينكه دوازده خليفه حكومت كنند كه همه از قريشاند»[۳] و احاديث مشابه ديگر.
پيامبر(ص) در برخي موارد، از امامان بعد از خود با عنوان «اثنا عشر اميراً» نام برده است، مثل حديث: «يكون من بعدي اثنا عشر أميراً... كلّهم من قريش».[۴]
در چند حديث ديگر تعداد جانشينان پيامبر(ص) همان تعداد نقباي (رؤساي) بنياسرائيل براي حضرت موسي(ع)، دانسته شده است، مثل: «انّ عدة الخلفاء بعدي عدة نقباء موسي»[۵] و «الخلفاء بعدي اثنا عشر كعدد نقباء بني اسرائيل».[۶] نقباي بنياسرائيل نيز دوازده نفر بودهاند.
عدم تطابق اين روايات بر غير اهلبيت
بعضي از محققان اهل سنت نيز اذعان كردهاند كه مراد از اين دوازده نفر در احاديث نبوي، دوازده نفر از اهل بيت است؛ زيرا اين احاديث بر كسان ديگر قابل تطبيق نيست، نه بر خلفاي بعد از پيامبر(ص) چون تعداد آنان كمتر از دوازده نفر است، و نه بر حاكمان بني اميه چون تعداد آنان بيشتر از دوازده نفر است. علاوه بر اينكه حاكمان بنياميه شديداً ظالم بودند و هاشمي هم نبودند.اين دوازده نفر همچنين بر خلفاي بني عباس قابل تطبيق نيست؛ زيرا تعداد آنان نيز بيشتر از دوازده نفر بوده است.
بنابراين ناگزير اين احاديث نبوي بايد بر ائمه دوازدهگانه كه اهلبيت پيامبر(ص) هستند تطبيق شود؛ زيرا آنان از نظر علم و جلالت و وَرَع و تقوا و نَسَب، برتر از همگان بودهاند. حديث ثقلين و احاديث مشابه آن نيز مؤيد و شاهد اين مدعاست كه مراد پيامبر(ص) از امامان دوازدهگانه، دوازده نفر از اهلبيت آن حضرت بوده است.[۷]
دليل دوم: رواياتِ مشتمل بر اسامي ائمه(ع)
نوع دوم احاديثي است كه پيامبر(ص) ضمن تأكيد بر دوازده نفر بودن جانشينان خود، به معرفي اين دوازده نفر پرداخته و آنان را از اهلبيت خود دانسته است.اين نوع روايات خود بر چند دستهاند:۱. در يك دسته از اين احاديث، اميرمؤمنان علي(ع)، اولين نفر از ائمه و امام مهدي(ع) آخرين آنان ذكر شده است؛ چنانكه از پيامبر(ص) نقل شده است: امامان بعد از من دوازده نفرند. اولين آنان علي بنابيطالب و آخرين آنان قائم است. اطاعت از آنان، اطاعت از من و نافرماني از آنان، نافرماني از من است. هر كس آنان را انكار كند، مرا انكار كرده است.[۸]
آن حضرت در جاي ديگر ميفرمايد: امامان بعد از من دوازده نفرند. اولين آنان علي بنابيطالب و آخرين آنان حضرت قائم است. آنان جانشينان من و اوصيا و اولياي من و حجتهاي الهي بر امت من بعد از من هستند. اقراركنندگان به امامت آنان، مؤمن و انكاركنندگان آنان كافرند.[۹]
۲. در دسته ديگر از احاديث، پيامبر(ص) نه نفر از دوازده امام بعد از خود را از نسل امام حسين (عليهالسلام) ذكر كرده است كه آخرين آنان حضرت قائم است.
ابوذر از پيامبر(ص) نقل ميكند كه فرمود: «الأئمة من بعدي اثنا عشر، تسعة من صلب الحسين تاسعهم قائمهم، ثم قال: ألا انّ مثلهم فيكم مثل سفينة نوح من ركبها نجي ومن تخلف عنها هلك»[۱۰] (ترجمه: امامان بعد از من دوازده نفرند. نه نفر آنان از نسل حسيناند كه نهمين آنان قائم آنان است. آگاه باشيد كه امامان دوازدهگانه در ميان شما همانند كشتي نوح هستند؛ هر كس بر آن سوار شود نجات مييابد و هر كس از آن دوري گزيند، هلاك ميشود.)
۳. در دسته ديگر احاديث، پيامبر(ص) فقط اسامي مشترك ميان امامان(ع) را بيان كرده است، مثل حديث: «الأئمة بعدي اثنا عشر أوّلهم علي ورابعهم علي وثامنهم علي وعاشرهم علي وآخرهم مهدي(عج)»:[۱۱] (ترجمه: امامان بعد از من دوازده نفرند اولين آنان علي و چهارمين آنان علي و هشتمين آنان علي و دهمين آنان علي و آخرين آنان مهدي است.)
يا حديث: «انّ الأئمة من بعدي اثني عشر من اهل بيتي علي أوّلهم وأوسطهم محمد وآخرهم محمد ومهدي هذا الأُمّة الذي سيصلي خلفه عيسي بن مريم»:[۱۲] (ترجمه: امامان بعد از من دوازده نفر از اهلبيت مناند كه اولين آنان علي و وسط آنان محمد و آخر آنان محمد و مهدي اين امت است كسي كه عيسيبنمريم در نماز بر او اقتدا ميكند.)
۴. در دسته ديگر هم پيامبر(ص)، امامان دوازدهگانه را با ذكر اسامي و القاب به طور كامل معرفي كرده است.[۱۳]
در حديث معروف به حديث لوح نيز اسامي امامان دوازدهگانه با توصيفات خاص هر كدام ذكر شده است.[۱۴]
ارجاع ها:
مسند احمد، ج۵، ص۹۲؛ مسند ابنجعد، ص۳۹۰؛ صحيح ابنحبان، ج۵، ص۴۴.
صحيح مسلم، ج۶، ص ۴؛ مسند ابوداود، ص۱۰۵؛ ابنابيعاصم، الآحاد والمثاني، ج۳، ص۱۲۶.
مسند احمد، ج۵، ص۸۶؛ مسند ابويعلي، ج۱۳، ص۴۵۶.
صحيح بخاري، ج۸، ص۱۲۷؛ مسند احمد، ج۵، ص۹۴؛ سنن ترمذي، ج۳، ص۳۴۰.
سيوطي، الجامع الصغير، ج۱، ص۳۵۰؛ متقي هندي، كنزالعمال، ج۶، ص۸۹
قندوزي، ينابيع الموده، ج۲، ص۳۱۵؛ صدوق، امالي، ص۳۸۷؛ سيدهاشم بحراني، غاية المرام، ج۲، ص۲۷۱.
قندوزي، ينابيع الموده، ج۳، ص۲۹۲ ۲۹۳.
صدوق، الاعتقادات في دين الإماميه، ص۱۰۴؛ همو، عيون اخبار الرضا (عليهالسلام)، ج۲، ص۶۲.
صدوق، من لا يحضره الفقيه، ج۴، ص۱۸۰.
سيدهاشم بحراني، غاية المرام، ج۳، ص۲۲.
سبزواري، معارج اليقين، ص۶۲.
سيدهاشم بحراني، غاية المرام، ج۲، ص۲۳۸.
صدوق، كمال الدين و تمام النعمه، ص۲۵۸؛ طبرسي، الاحتجاج، ج۱، ص۸۷؛ خزاز قمي، كفاية الاثر، ص۱۴۵.
منبع:پرسمان


