
«آشكار ساختن انتهاى مدت و زمان حكم و پايان عمل به آن» «1».
حكمت نسخ
حكمت نسخ، به شيوه وضع احكام و نزول قرآن بر مىگردد. حكمت اساسى تدريج در تشريع و نزول آيات، تعليم و تربيت مخاطبان بوده است.
خداى متعال براى تثبيت معارف و نظامهاى ارزشى جاودانه اسلام، شرايط عينى و واقعيتهاى خارجى معرفتى و توان علمى و عملى مخاطبان را در نظر گرفته است. بنابر مصالح مورد نظر، احكام الهى همه يكسان و يكنواخت نيست.
برخى احكام به حسب شرايط و موقعيت اجتماعى عصر نزول، داراى مصلحت موقت بوده و در نتيجه حكم خاص آن موارد از همان آغاز نيز در نزد خداوند، قلمروى محدود داشت؛ ولى بنا بر حكمتهايى از مردم پوشيده داشته شده است «2».
تعداد آيات نسخ شده
برخى در اين باره نظر افراطى داشته و آيات زيادى را منسوخ دانستهاند.
اما با ضابطهمند شدن تعريف نسخ و شرايط آن از سوى قرآنشناسان، دايره
نسخ محدود گرديده است و تعداد آن از نظر بيشتر محققان، از ده آيه تجاوز نمىكند. «1»
در آيه 106 سوره «بقره» خداوند مىفرمايد: هر آيهاى را كه ما نسخ كنيم يا آن را به تأخير اندازيم، بهتر از آن يا همانند آن را مىآوريم.
از نظر عقلى هم مانعى ندارد كه حكمى نازل شود و بعد بنا به مصالحى آن حكم عوض گردد. بهطور نمونه در آيات نجوا «2» خداوند مسلمانان را نهى مىكند از اين كه در گوشى با پيامبر صلى الله عليه و آله صحبت كنند؛ مگر اين كه قبل از آن صدقه بدهند، اما هيچكس به اين آيه عمل نمىكند مگر اميرالمؤمنين عليه السلام. بعد آيه نازل مىشود كه مىتوانيد با پيامبر صلى الله عليه و آله نجوا كنيد و نيازى به دادن صدقه نيست. چه بسا در تشريع دستور اول و نسخ آن، امتحانى براى مسلمانان بوده است و فضيلت امام على عليه السلام بر ديگران در طول تاريخ ثبت شود.
نمونه ديگر؛ نماز خواندن مسلمانان تا سال دوم هجرى به طرف بيتالمقدس بود اما آيه تغيير قبله نازل شد و به پيامبر صلى الله عليه و آله و مسلمانان دستور داده شد، به سوى كعبه نماز بخوانند. «3»
و مسجدى به نام «ذوقبلتين» در آن محل ساخته شد كه تا هماكنون مورد استقبال زائران مدينه مىباشد، چه بسا تغيير قبله نيز به جهت جداسازى صف مسلمانان از بدخواهان و منافقان و دورى از زخم زبان يهوديان بوده باشد.
علاوه بر اينكه احياء اولين عبادتگاه از زمان حضرت آدم عليه السلام به بعد را نيز به ارمغان آورد.
خلاصه در اصل نسخ شدن برخى احكام، بنا بر مصلحت زمان و اشخاص يا مصالح ديگر، جاى سخن و ترديد نيست. اما بسيارى از آيات هستند كه عدهاى مدعى نسخ آن شدهاند؛ در حالى كه اين چنين نيست و هر آيه حكم خاصى را بيان مىكند و مدعيان نسخ چون نتوانستهاند هر آيه را در جايگاه خودش معنا كنند، بين دو آيه تنافى ديده و حكم به نسخ كردهاند.
بهطور مثال در آيات تحريم خمر، هيچگونه نسخى وجود ندارد بلكه حكم تحريم شراب در اديان گذشته نيز بوده و در اسلام نيز حرام بوده است اما اعلام آن به ترتيب و در چند مرحله انجام گرفته است. روايات هم مؤيد اين مطلب است.
منبع : پرسمان/ معارف


