
با ادامه فعاليت کسروي و همفکرانش، نواب صفوي که با کمک گروهي از طلاب جوان تشکيلات فدائيان اسلام را به وجود آورده بود اقدام به ترور کسروي نمود و سيدحسين امامي در ساختمان عدليه، به کسروي حمله کرد و در بيستم اسفند 1324 او را کشت.
درباره اين که فدائيان با اجازه برخي مراجع وقت دست به اين اقدام زدند، ترديدي وجود ندارد. در اين زمينه گفته ميشود که از مراجع و علمايي مانند آيات عظام حاج سيدابوالحسن اصفهاني، حاج آقا حسين قمي، شيخ محمد تهراني، حاج شيخ ابوالقاسم کاشاني، علامه اميني و حتي سيدمحمد بهبهاني اجازه داشتند. کسروي زماني ترور شد که از هر سو، تحت فشارهاي گسترده بود و تمامي محافل ديني و حتي بخشي از مجلس و دولت عليه اقدامات او با يکديگر متحد شده بودند.[3]
فدائيان اسلام در ادامه فعاليتهاي خود، سياست ترور انقلابي افراد فاسد رژيم شاهنشاهي را پي گرفته و هژير، وزير دربار، به دست سيدحسين امامي در سال 1328 ترور شد. امامي پس از آن به اعدام محکوم شد.
آنان در ادامه کار در نهضت ملي شدن نفت مشارکت فعالي داشته و يکي از موانع اصلي ملي شدن نفت را که رزم آرا بود توسط خليل طهماسبي به قتل رساندند. در پي اين حادثه با تصويب مجلس شوراي ملي و سنا، صنعت نفت ملي شد. پس از رزم آرا، حسين علاء نخست وزير شد؛ اما به دليل مخالفت آيت الله کاشاني و نواب صفوي کنار رفت و دکتر محمد مصدق دولت را به دست گرفت.
اما دولت مصدق با افکار و انديشههاي فدائيان فاصله داشت از جمله اينکه دولت مصدق برخلاف فدائيان اسلام، دغدغه تشکيل حکومت اسلامي را نداشت. دغدغه اصلي دولت مصدق نجات کشور از سلطه انگليس و خلع يد از شرکت نفت انگليس و ايران بود دکتر مصدق گفت: «من نه مرد مدعي حکومت اسلامي هستم و نه ميخواهم هميشه حاکم و نخست وزير شما باشم، مجال دهيد و بگذاريد تا قضيه نفت را حل کنم.»[4]
تيرگي روابط فدائيان با دولت مصدق موجب شد تا نواب به زندان بيفتد و مدت بيست ماه از بيست و هشت ماه نخست وزيري مصدق را در زندان به سر برد. فدائيان که دکتر سيدحسين فاطمي وزير امورخارجه دکتر مصدق را در دور کردن دولت ملي از دين و آيين مؤثر ميدانستند و علت سخت گيري بر فدائيان و نواب را وي ميدانستند، اقدام به ترور وي نمودند که اين کار به دست محمدمهدي عبدخدايي صورت گرفت و منجر به زخمي شدن وي شد و عبدخدايي و جمعي از فدائيان به زندان افتادند.[5]
روابط فدائيان اسلام با آيت الله کاشاني نيز در اين زمان به دليل حمايت آيت الله کاشاني از مصدق به دليل اولويت مسئله نفت و قطع دست انگلستان از تسلط بر منابع نفتي کشور، تيره شد.
با شکل گيري کودتاي 28 مرداد 1332 نواب به موضعگيري در قبال دولت زاهدي پرداخت.
نواب در سال 1333 در کنگره اسلامي که با هدف نجات فلسطين در بيتالمقدس تشکيل شده بود، شرکت و سخنراني آتشيني در دفاع از آرمان فلسطين ايراد کرد. پس از آن عازم مصر شد و با رهبران اخوان المسلمين ديدار کرد.
او همچنين از کشورهاي لبنان، سوريه و عراق ديدار نموده، با رهبران جنبشهاي اسلامي ملاقات و براي وحدت جهان اسلام تلاش کرد.
پس از پيوستن ايران به پيمان نظامي سنتو، طرح ترور حسين علاء را که بار ديگر نخست وزيري را به دست گرفته بود، به اجرا در آورد. علاء در مجلس فاتحه آقامصطفي پسر آيت الله کاشاني در 25 آبان 1334 به دست مظفرعلي ذوالقدر ترور شد؛ اما جان سالم به در برد. در پي اين حادثه، وي و نواب صفوي، سيدمحمد واحدي و خليل طهماسبي و عبدالحسين واحدي و تعدادي ديگر از اعضاي فدائيان اسلام دستگير شدند.
عبدالحسين واحدي ضمن درگيري با تيمور بختيار فرماندار نظامي تهران به دست او به شهادت رسيد و بقيه در يک دادگاه نظامي محاکمه و به اعدام محکوم شدند و در روز 27 دي ماه 1334 نواب صفوي به همراه تعدادي از يارانش به شهادت رسيدند و برخي ديگر از اعضاي فدائيان اسلام نيز به زندان محکوم شدند.[6]
مهمترين مباني فکري فدائيان اسلام عبارت بود از:
1. اعتقاد به جامعيت اسلام و برتري آن بر همه مکاتب.
2. پيوند دين و سياست.
3. بر پايي حکومت اسلامي.
4. غيرقانوني بودن قوانين خلاف اسلام.
5. ضرورت اجراي قوانين اسلام شيعي از سوي حکومت.[7]
اصول انديشه جمعيت فدائيان اسلام در قالب يک اعلاميه در سال 1329 و 1332 منتشر گرديد،که داراي دو بخش بود؛ در بخش اول، ريشههاي مفاسد ايران و جهان در چهارده مورد بيان شده است و در بخش دوم نيز، روش اصلاح عموم طبقات و حکومت مطلوب آنان به صورت دستورالعملي براي شئون مختلف حکومت و جامعه در چهارده فصل ارائه شده بود که براساس آن نخست درباره روحانيت و سپس وزارتخانهها و از جمله وزارت دربار و شاه، ديدگاههاي خود را طرح کرده بودند[8].
فدائيان اسلام در اجراي احکام اسلام در کشور و از ميان برداشتن رجال فاسد هيچ گونه مسامحهاي به خرج نميدادند. هسته اصلي اين تشکل را گروهي از طلاب تشکيل ميدادند. به نظر آنان اگر مراجع نميتوانند دست به کارهاي انقلابي بزنند، دليلي ندارد که طلاب نيز بنشينند و سکوت کنند. شهيد نواب صفوي در بازجويي، خود را سرباز اسلام و آيت الله بروجردي را افسر اسلام خواند و اعلام کرد تا زماني که سرباز هست، افسر به ميدان نميرود.[9]
در مجموع، فدائيان اسلام يکي از گروههاي مهم تأثير گذار در دهه 40 و 50 محسوب ميگردد که مواضع و ديدگاهها و نوع عملکرد آنان الهام بخش گروههاي ديگر شد و همان گونه که مقام معظم رهبري فرمودند نخستين جرقههاي سياسي و مبارزاتي ايشان توسط مجاهد بزرگ شهيد «سيدمجتبي نواب صفوي» در ذهن ايشان زده شد.
«آن کسي که در دوره جواني من خيلي روي من اثر گذاشت، در درجه اوّل،مرحوم «نوّاب صفوي» بود. آن زماني که ايشان به مشهد آمد، حدوداً پانزده سالم بود. من بهشدّت تحت تأثير شخصيت او قرار گرفتم و بعد هم که از مشهد رفت، به فاصله چند ماه بعد، با وضع خيلي بدي شهيدش کردند. اين هم تأثير او را در ما بيشتر عميق کرد.[10] «همان وقت جرقههاي انگيزش انقلاب اسلامي به وسيله نواب صفوي در من به وجود آمده و هيچ شکي ندارم که اولين آتش را مرحوم نواب در دل ما روشن کرد.»[11]
نام سایت:پرسمان/اندیشه سیاسی


