
1. بلاء و مصيبت به هدف آزمايش و امتحان: برخي از بلاها و مصيبت ها براي آزمون انسان است تا صبر و استقامت و شكيبايي او به منصه ظهور گذاشته شود.
خداوند در قرآن كريم مي فرمايد:«ما كانَ اللّهُ لِيَذَرَ الْمُوءْمِنِينَ عَلى ما أَنْتُمْ عَلَيْهِ حَتّى يَمِيزَ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ ؛ «خدا بر آن نيست كه شما مؤمنان را بدين حال كه اكنون داريد رها كند (بلكه مي آزمايد) تا ناپاك را از پاك جدا سازد». (آل عمران، آيه 179).
2. بلاها و مصيبت هايي كه به عنوان كفاره گناه مؤمن، موجب ريزش گناهان اوست و خداوند در قرآن مي فرمايد: «فأخذناهم بذنوبهم» آنها را به خاطر گناهانشان دچار سختي و بلا نموديم.
3. بلاها و مصيبت هايي كه براي ترفيع درجه و ارتقاء كمالات انساني است، مانند بلاها و مصيبت هايي كه به انبياء و اولياء عظيم الشأن وارد مي شد.
امام علي(ع) مي فرمايند: «ان البلاء للظالم ادب و للمؤمن امتحان و للانبياء درجه» بلا براي ستمگر تأديب است و براي مؤمن امتحان و براي پيامبر، مقام و درجه است.ترجمه ميزان الحكمه، ج 2، ص 583، محمد محدي ري شهري، انتشارات دارالحديث، قم).بنابراين چنين نيست كه هر كس مبتلي به مصيبت و بلائي باشد به خاطر گناهان او بوده است بلكه ممكن است علل ديگري داشته باشد.
نكته شايان ذكر اين است كه: براي آگاهي از ديدگاه دين اسلام پيرامون موضوعي، بايد تمام متون و نصوص ديني پيرامون آن موضوع را با هم ملاحظه كرد ونتيجه قطعي را پس از ارزيابي كلي، بيان نمود.
در مورد اين روايتي كه از پيامبر اسلام(ص) بيان شد كه البته صحيح آن چنين است: «هيچ بيماري يا دردي نيست كه به مؤمن برسد، مگر اين كه كفاره گناه او باشد»(ترجمه ميزان الحكمه، ج 11، ص 5209، محمدي ري شهري، انتشارات دارالحديث قم).
بايد گفت: اين روايت را با روايات ديگري كه در اين زمينه رسيده و به آن اشاره شد مورد ملاحظه قرار داد. و به اصطلاح مقتضاي جمع بين ادله حكم مي كند كه بلاها را بايد به سه بخش تقسيم نمود. در روايت فوق از پيامبر(ص) به يك بخش از آن اشاره شده و در روايات ديگر به ساير اقسام آن نيز پرداخته شده است.
مطلب ديگر اينكه ممكن است سه تقسيم فوق از بلا و مصيبت با يكديگر تداخل داشته باشد. آنچه مهم است واكنش انسان در برابر سختي هاست و اينكه انسان چگونه با اين مشكلات و سختي ها برخورد كند و از آزمايش هاي الهي سرافراز بيرون آيد يا نه.
هنگامى كه خداوند بندهاى را دوست مىدارد او را به شدت در گرفتارىها غوطهور مىسازد (همان، ص 55). همچنين از آن حضرت نقل شده است: ان اشد الناس بلاء الانبياء ثم الذين يلونهم ثم الامثل فامثل ؛ از ميان مردم بيش از همه انبيا دچار بلاها مىشوند، سپس كسانى كه در رتبه بعد از ايشان قرار دارند و سپس هر كس كه با فضيلتتر است به ترتيب از مراتب بالا به پايين(همان، ص 53). اكنون اين سؤال پديد مىآيد كه اين چگونه دوستى و رابطهاى است كه خداوند با اولياى خود دارد و سرّ اينگونه ابتلائات چيست؟ پاسخ آن است كه بلاها و دشوارىها، فلسفههاى متعددى دارند. حداقل آن در مورد بندگان صالح خدا امور زير است: 1- وسيلهاى براى آمرزش گناه، 2- زمينه تقرب بيشتر و اعتلاى رتبه، 3- وسيلهاى براى تربيت و استكمال نفس. به عبارت ديگر در بسيارى از موارد رفاه و آسايش، آدمى را به تعلقات مادى سرگرم و از ياد خدا بازمىدارد؛ ولى دشوارىها و سختىها از سويى آدمى را به ياد خدا انداخته و به التجا و تضرع در درگاه الهى و انس با پروردگار مىكشاند. از سوى ديگر دست و پنجه نرم كردن با دشوارىها و سختىها، انسان را آبديده و اراده او را قوى و نيرومند مىسازد. به تعبير آيتاللّهحائرى زمين ساده و دست نخورده، قابليت توليد و حاصل خيرى بالايى ندارد؛ اما همين كه شخم زده شد، بذر نيكو در آن رشد و بالندگى مىيابد و حاصلى انبوه پديد مىآورد. خداوند نيز قلب مؤمن را با بلاها شخم مىزند تا بذر ايمان و اراده و محبت و ياد خدا و عمل صالح در آن رشد و بالندگى يابد و در سايه آن شخصيتهايى چون اميرالمؤمنين(ع) و حسينبن على(ع) پديد مىآيد كه نه تنها بزرگترين افتخارات بشريتاند؛ بلكه در ملكوت آسمانها نيز مورد تكريم و ستايشاند.
منبع : پرسمان/ معارف


