
[انتخابي از كد106907]
تفسيرآيه(نسايكم حرث لكم) ظاهر معناى آيه چنين است كه: «زنان كشتزارهاى شما هستند، هرگاه خواستيد به آنان نزديك شويد و براى خودعمل نيكى پيش فرستيد و از خدا بترسيد و بدانيد كه با او ملاقات خواهيد كرد». شأن نزول اين آيه بيان مىدارد كه يهود وقتهاى معينى را براى آميزش با زنان مطرح مىكردهاند. اين آيه نازل شد كه هر زمان كه خواستيد و مانعى نبود مىتوانيد نزديكى و آميزش كنيد، (مجمعالبيان). در تفسير اين آيه در نورالثقلين آمده است: هر ساعتى كه خواستيد، (نورالثقلين، ج 1، ص 215). البته تشبيه زنان به كشتزار خود زنان نيست بلكه رحم زنان و جايگاه نطفه در زن است و براى پرهيز از نام بردن مستقيم و رعايت عفت كلام در قرآن است و از اين نمونه در قرآن فراوان است از نظر اسلام، زناشويي، يك نظم اجتماعي است كه مانع روابط نامنظم و بي قاعده اجتماعي (روابط بي قاعده و آزاد دو جنس) و پيامدهاي ناپسند آن، مانند فرزندان حرام زاده و شيوع پيامدهاي جنسي و مشكلات ديگر اجتماعي مي شود. در اسلام، زناشويي عمل عبادت آميز و مقدس به شمار آمده است كه بنا بر حديث پيامبر اكرم: «من تزوج احرز نصف دينه»(2) مي تواند نصف ايمان جوان را از دستبرد شيطان حفظ كند و هدف از آن، حفظ نسل، انتقال تجربه، پرورش روحي و فكري فرزندان، انتقال فرهنگ و زبان، ايجاد آرامش رواني و هدايت غريزه و نياز جنسي است(3). تفسير آيه: در آيه شريفه 223 سوره بقره چند نكته آمده است: 1. تشبيه زنان به مزرعه؛ 2. جواز استمتاع از آنان در هر زمان يا از هر مكان يا در هر مكان (بنا بر اختلاف تفاسير)؛ 3. هدف از آميزش (پرورش فرزندان صالح و نيك) «قدموا لانفسكم»؛ 4. توجه به دستورات خداوند و تجاوز نكردن از حدود و قوانين شرعي حتي در روابط زناشويي؛ تشبيه زنان به مزرعه، ممكن است براي برخي سنگين آيد كه چرا اسلام درباره نيمي از نوع بشر چنين بياني كرده است، در حالي كه نكته باريكي در اين تشبيه نهفته است و در حقيقت قرآن كريم مي خواهد با اين بيان ضرورت وجود زن در اجتماع انساني را مجسم كند كه زن يك وسيله ارضاي شهوت ها نيست؛ بلكه وسيله اي براي حفظ حيات نوع بشر! همان طور كه انسان براي ادامه زندگي به تغذيه نياز دارد و بدون كشت و زرع مواد غذايي، حيات او تأمين نمي شود، همچنين براي ادامه نوع خود نيز نيازمند به وجود زن است(4). علامه طباطبايي در اين باره مي فرمايند: «حاصل معناي آيه اين است كه: موقعيت زنان در جامعه انساني همانند زراعتي است كه آدمي براي تحصيل غذايي كه مايه حفظ زندگاني و بقاء آن است و نيز براي ابقاء تخم بدان احتياج دارد. همچنين جامعه انساني براي دوام نوع و بقاء نسل محتاج به زنان است؛ زيرا خداوند متعال تكون انسان و مصور شدن او را به اين صورت در طبيعت رحم قرار داده و طبيعت مردان را كه جزيي از آن ماده اصلي در ايشان است مايل به زنان فرموده و ميان مردان و زنان دوستي و مهرباني برقرار كرده است»(5).
حاصل آن كه از تشبيه زن به مزرعه چند نكته مهم فهيمده مي شود: 1. از تعبير حرث، فهميده مي شود كه ارتباط مردان با زنان در اشباع غريزه منحصر نيست؛ بلكه ارتباط تنگا تنگ زمينه و محصول عمل را دارد. همان گونه كه دنيا مقدمه آخرت است. زنان نيز به نوع بشر بقاء مي دهند و آخرت انسان و فرزندان با زنان سامان مي يابد. هم چنان كه اين نكته را از ذيل آيه «قدموا لانفسكم» فهميده مي شود. 2. انتخاب همسر مناسب همچون انتخاب مزرعه مناسب است و انتخاب بذر نيز شرط توليد بهتر است. 3. بذر و زمين هر دو در توليد، نقش مهمي دارند و زن و مرد بيشتر در نسل آينده نقش دارند. 4. هدف مقدس به هر كاري قداست مي دهد. اگر هدف آميزش ذخيره روز قيامت باشد آن نيز رنگ الهي مي گيرد. 5. زن نه كالا است و نه منشأ «تاريكي» بلكه او بنيان گذار آبادي ها و سرمايه گذار تاريخ و فرستنده هداياي اخروي است(7). در واقع اين آيه سخن پندار آناني را كه زن را تنها بازيچه و وسيله هوس بازي مي دانند باطل كرده است و ارزش واقعي زن را در درجه اول حفظ نسل، انتقال تجربه و پرورش فكري و روحي فرزندان دانسته است. بخش دوم آيه نيز، جواز مطلق استمتاع را از همسر مي فهماند برخلاف برخي اديان كه قيدهايي را براي اين امر قرار داده بودند. چرا كه اگر «اني» در آيه زمانيه باشد، توسعه زماني مسأله آميزش جنسي را بيان مي كند؛ يعني در هر ساعتي از شب و روز مجاز هستيد و اگر مكانيه باشد، توسعه در مكان را مي فهماند؛ يعني در هر مكان كه خواستيد در آييد(8). اين احتمال نيز وجود دارد كه اشاره به هر دو جنبه باشد و به اين ترتيب دو همسر مي توانند هرگونه و در هر زمان و مكان، از لذت جنسي بهره بگيرند. شايد اين پرسش به ذهن خطور كند كه چرا در اين مسأله مخاطب مردان هستند و زنان چنين خطابي ندارند و تابع هوس هاي مردان قرار گرفته اند؟ پاسخ با توجه به دو نكته زير روشن مي شود: 1. با توجه به شأن نزول آيه كه در مورد استمتاع مرد از زن و نفي برخي قيدهايي كه بعضي اديان گذاشته بودند، مي باشد(9) مخاطب بودن مردان بديهي است و از اين خطاب تحت اراده مرد بودن زن و بهره نجستن زن به هنگام آميزش فهميده نمي شود. 2. اساسا قرآن كريم به خاطر حفظ حيا و عفت زن چنين خطاب هايي را به زنان نمي كند، هم چنان كه براي مردها پاداش حورالعين ذكر شد؛ اما براي زنان چنين پاداشي به صراحت نيامده است و از اين، وجودنداشتن چنين پاداشي براي زنان استنباط نمي شود.
پس معلوم شد كه وجود زن و شوهر، تنها براي اشباع غرايز نيست. لذت غرايز همانند مزد يك كارگر است، در حالي كه غرض اساسي تأمين آسايش است.فرمود: زن نسبت به آينده ـ مزرعه است.يعني زن، آن كسي است كه هم شوهر بالفعل و هم فرزند بالقوه را در نظر بگيرد.او بايد مزرعه (حرث) باشد. اگر خدا او را هم تسكين دهنده و هم مزرعه قرار داد، اولاً وظيفه مرد اين است كه در «سَكَن» خود، ساكن باشد و به جاي ديگر نرود و در مزرعه خود كشت كند نه در جاي ديگر، ثانيا ارزش مزرعه خود را هدر ندهد و بذر سالم در آن بپاشد، از اينرو، هم مزرعه بودن زن را به لحاظ نسل آينده بازگو كرد و هم شوهر را به عنوان باغبان و كشاورز اين مزرعه، هشدار داد كه بذر خوب بپاش. در اين زمينه چنان كه ياد شد، فرمود:«نسائكم حرث لكم ...» به فكر نسل آينده باشيد كه به دردتان بخورد. يك تقديم خير در نظرتان باشد و براي خود اقدام كنيد.تنها به فكر اين نباشيد كه هوا و هوس خود را تأمين كنيد. تنها به فكر اين نباشيد كه در مزرعه، بذرافشاني كنيد؛ بلكه به فكر اين باشيد كه در مزرعه، بذر سالم بپاشيد. پس نه تنها به فكر مزرعه باشيد و او را مزرعه بدانيد و بذر بپاشيد و به فكر اطفاي غريزه نباشيد، بلكه به اين فكر باشيد كه بذر سالم بپاشيد. شريك نگيريد مبادا مصداق «و شاركهم في الاموال و الاولاد ...»(7) باشيد، كه شيطان در اموال و اولاد شما شريك باشد. --------------- پي نوشت ها: 1. فصلنامه كتاب نقد، ش 17، ص 167؛ فيمينيزم عليه زنان، سيد ابراهيم حسيني. 2. شيخ صدوق، من لا يحضره الفقيه، ج 3، ص 383، انتشارات جامعه مدرسين. 3. زن، خانواده و اسلام، سيد محمد خامنه اي، همان، ص 96. 4. آيت الله مكارم شيرازي و ديگران، تفسير نمونه، دارالكتب الاسلاميه، ج 2، ص 96. 5. علامه طباطبايي، الميزان، دفتر نشر اسلامي، ج 2، ص 212. 7. ر.ك: قرائتي، محسن، تفسير نور، ذيل آيه 223 سوره بقره. 8. سيدعلي اكبر قرشي، قاموس قرآن، مدخل «اني». 9. طبرسي، مجمع البيان، منشورات دار مكتبه الحياه، ج 1، ص 215.[پايان كد انتخابي]
ديدگاه دين درباره برابري زن و مرد؛
دين مبين اسلام به عنوان آخرين و كاملترين دين بشر، به همه ابعاد مادي و معنوي و همه جنبههاي روح و جسم انسان توجه ويژه داشته است. يكي از همين موارد بيان برابري حقوق زن و مرد و تاكيد بر تساوي و نه تشابه حقوق اين دو بر محور عدالت است. درواقع اسلام براي تحقق عدالت حقيقي به ويژگيهاي فطري و ذاتي هر دو جنس مرد و زن به طور مجزا توجه دارد و بر مبناي ميزان توانايي هريك، حقوق و تكاليفي براي آنها وضع نموده است تا راه سعادت و كمال را در كنار هم بپيمايند. هنگامي كه از اختلافات فطري و طبيعي زن و مرد سخن ميرود نبايد آنرا به عنوان نقص زن و كمال مرد و چيزي كه موجب يك سلسله برخورداريها براي مرد و يك سلسله محروميتها براي زن است تلقي كرد نقص و كمال مطرح نيست، دستگاه آفرينش نخواسته يكي را كامل و ديگري را ناقص، يكي را برخوردار و ديگري را محروم و مغبون بيافريند. اتفاقاً قضيه برعكس است، عدم توجه به وضع طبيعي و فطري زن بيشتر موجب پايمال شدن حقوق او ميگردد. اگر مرد در برابر زن جبهه ببندد و بگويد تو يكي و من يكي، كارها، مسؤوليتها، بهره ها، پاداشها، كيفرها همه بايد متشابه و همشكل باشد، در كارهاي سخت و سنگين بايد با من شريك باشي، به فراخور نيروي كارت مزد بگيري، توقع احترام و حمايت از من نداشته باشي، تمام هزينه زندگيت را خودت بر عهده بگيري، در هزينه فرزندان با من شركت كني، در مقابل خطرها خودت، از خودت دفاع كني، به همان اندازه كه من براي تو خرج ميكنم تو بايد براي من خرج كني و . . . در اين وقت است كه كلاه زن، سخت پس معركه است. زيرا زن بالطبع نيروي كار و توليدش از مرد كمتر است و استهلاك ثروتش بيشتر، به علاوه بيماري ماهانه، ناراحتي ايام بارداري، سختيهاي وضع حمل و حضانت كودك شيرخوار، زن را در وضعي قرار ميدهد كه به حمايت مرد و تعهداتي كمتر و حقوقي بيشتر نيازمند است. اختصاص به انسان ندارد همه جانداراني كه به صورت زوج زندگي ميكنند چنينند، در همه اين نوع جانداران، جنس نر به حكم غريزه به حمايت جنس ماده برميخيزد. در نظر گرفتن وضع طبيعي و فطري هر يك از زن و مرد، با توجه به تساوي آنها در انسان بودن و حقوق مشترك انسانها، زن را در وضع بسيار مناسبي قرار ميدهد كه نه شخصش كوبيده شود و نه شخصيتش. آزادي و برابري آنگاه سود ميبخشد كه هيچ كدام از مدار و مسير طبيعي و فطري خويش خارج نگردند. قرآن كريم به اتفاق دوست و دشمن، احيا كننده حقوق زن است. مخالفان، لااقل اين اندازه اعتراف دارند كه قرآن در عصر نزولش گامهاي بلندي به سود زن و حقوق انساني او برداشت. ولي قرآن هرگز به نام احياي زن به عنوان انسان و شريك مرد در انسانيت و حقوق انساني، زن بودن زن و مرد بودن مرد را به فراموشي نسپرد. به عبارت ديگر، قرآن زن را همانگونه ديد كه در طبيعت هست. از اينرو هماهنگي كامل ميان فرمانهاي قرآن و فرمانهاي طبيعت برقرار است. زن در قرآن همان زن در طبيعت است. اين دو كتاب بزرگ الهي يكي تكويني و ديگري تدويني با يكديگر منطبقند. ادعاي ما اينست كه عدم تشابه حقوق زن و مرد در حدودي كه طبيعت زن و مرد را در وضع نامشابهي قرار داده است هم با عدالت و حقوق فطري بهتر تطبيق ميكند، هم سعادت خانوادگي را بهتر تأمين مينمايد، و هم اجتماع را بهتر به جلو مي برد. مساله اين است كه ما مدعي هستيم كه لازمه عدالت و حقوق فطري و انساني زن و مرد عدم تشابه آنها در پاره اي از حقوق است.
كميت غير از كيفيت است، برابري غير از يكنواختي است. آنچه مسلم است اين است كه اسلام حقوق يك جور و يك نواختي براي زن و مرد قائل نشده است. ولي اسلام هرگز امتياز و ترجيح حقوقي براي مردان نسبت به زنان قائل نيست، اسلام اصل مساوات انسانها را درباره زن و مرد نيز رعايت كرده است. اسلام با تساوي حقوق زن و مرد مخالف نيست، با تشابه حقوق آنها مخالف است. كلمه تساوي و مساوات چون مفهوم برابري و عدم امتياز در آنها گنجانيده شده است جنبه تقدس پيدا كرده اند، جاذبه دارند، احترام شنونده را جلب ميكنند، خصوصا اگر با كلمه حقوق توأم گردند.
آنچه مسلم است اينست كه اسلام در همه جا براي زن و مرد حقوق مشابهي وضع نكرده است، همچنانكه در همه موارد براي آنها تكاليف و مجازاتهاي مشابهي نيز وضع نكرده است، اما آيا مجموع حقوقي كه براي زن قرار داده ارزش كمتري دارد از آنچه براي مردان قرار داده ؟ البته خير.
منبع :پرسمان/ حقوق زن


