چراگوش دادن به صداى خوانندگان زن حرام است،اگر از آن هيچ لذتى نبريم چطور؟

دوشنبه ۴ دی ۱۳۹۶ - ۰۰:۰۰
 
آوازخوانی زن
پاسخ اجمالي:
1. آواز مطرب و مناسب مجالس لهو لعب كه اصطلاحا به آن غنا گفته مي شود حرام است و در حرمت آن فرقي بين زن و مرد ، محرم و نامحرم، تهييج شهوت و عدم تهييج شهوت و امثال آن نيست.
2. آواز غير غنايي زن در صورتي كه باعث تهييج شهوت نشود به نظر بسياري از فقها بلااشكال است.
3.قاطع ترين دليل براي حرمت گوش كردن به آواز طرب انگيز و لهوي زن يا مرد روايات و دستورات ائمه معصومين عليهم السلام است كه خداوند متعال ما را به فرمانبرداري از آنها كه همواره طالب سعادت و كمال ما هستند امر فرموده است.
بي شك علم الهي و دانش ائمه معصومين عليهم السلام به صلاح و فساد اعمال و رفتارهاي و خصوصيات احكام كامل و جامع است و همه آنها براي سعادت و رستگاري و كمال ما امر به رعايت احكام شرعي و از جمله حرمت گوش دادن به غنا و آوازهاي طرب انگيز و لهوي نموده اند.
دين اسلام، به مجموعه آموزه‏هاى قرآن، حديث و عقل گفته مى‏شود و براى دستيابى به تفسير و شرح يك موضوع از نگاه دين، بايستى همه آن مجموعه را مورد بررسى قرارداد و تنها اكتفا به ‏قرآن كافى نيست.
پاسخ تفصيلي:
قبل از اينكه به جواب پرسش فوق بپردازيم شايسته است از احكام شرعي دراين رابطه تصور درستي داشته باشيم.
به نظر مشهور فقها آواز طرب انگيز كه مناسب مجالس لهو و لعب باشد غنا محسوب شده و حرام است چه خواننده مرد باشد يا زن.
از نظر برخي فقها آوازه خواني زن چه مشمول شرايط فوق باشد يا نه به دليل اينكه باعث تهييج شهوت يا زمينه ساز شبهه است اشكال دارد. ولي از نظر بسياري از مراجع، گوش دادن به آواز زن اگر غناء نباشد و باعث التذاذ جنسي و تهييج شهوت نشود و مفسده‏اي بر آن مترتب نگردد، اشكال ندارد.[1]
پس در حرمت موسيقي، ترانه هاي غنايي و طرب انگيز و لهوي، ميان زن و مرد تفاوتي نيست. چنان كه به عكس اگر آواز طرب انگيز و غنايي نباشد و زمينه ساز مفسده و تهييج شهوت نگردد گوش دادن به آن حرمت شرعي ندارد. برخي فقها تك خواني را نيز براي زنان جايز دانسته اند.
نكته ديگر آن كه ملاك در حرمت فقط موسيقي لفظي (متن خوانده شده) نيست بلكه آهنگ بيان كلمات نيز مهم است لذا اگر قرآن را نيز به شكل غنا و طرب انگيز بخوانند حرام است.
از آنجا كه بالطبع صداي مردان با زنان تفاوت دارد، صداي مردان به طور مشخص از صداي زنان بم تر است و صداي زنان مهيج تر است.
مردان از سه سطح تقابلي، زير و بمي آهنگي برخوردارند، در حالي كه زنان داراي چهار سطح اند و اين خود سبب مي شود كه به راحتي احساسات و عواطف گوناگون را ابراز و ديگران را تحت تأثير قرار دهند (حسيني، سيد هادي، فصلنامه كتاب نقد، ش 17، ص 168).
از آن جا كه آستانه ديد و شنوايي مردان به جنس مخالف حساس است؛ از اين رو محدوديت هاي شديدتري در خواندن و حتي صحبت كردن براي زنان قرار داده شده است.
قرآن كريم، براي همسران پيامبر توصيه مي كند كه جدي و خشك و معمولي سخن گويند و با تعابير تحريك آميز كه گاه كشش خاصي دارد صحبت نكنند، مبادا كه افراد، منحصر به فكر شهوت بيفتند:
يا نساء النبي لتسن كأحد من النساء ان اتقيتن فلا تخضعن بالقول فيطمع الذي في قلبه مرض و قلن قوله معروفا؛ اي همسران پيامبر، شما مانند هيچ يك از زنان [ديگر] نيستند، اگر سر پروا داريد، پس به ناز سخن مگوييد تا آن كه در دلش بيماري است طمع ورزد، و گفتاري شايسته گوييد.
از اين آيه پيداست، موقعي كه اسلام به اين اندازه در مسايل مربوط به عفت عمومي سخت گير و موشكاف است كه حتي اجازه چنين كاري را نمي دهد پس تك خواني زنان براي مردان جاي خود دارد.
محدوديت هايي كه در اين باب هست براي حفظ سلامتي روحي و معنوي زن است كه مستلزم سلامت مرد و در نتيجه سلامت همه جامعه مي باشد و مراعات نكردن اين حدود، نه تنها سلامت معنوي زن؛ بلكه، سلامت معنوي همه جامعه را تهديد مي كند.
از نكات ياد شده، معلوم مي شود كه صرف غنايي نخواندن زن نيز، محملي براي تشويق و ترغيب آواز خواني او نمي شود؛ زيرا موسيقي برعكس چيزهاي ديگر، با حقيقتي سر و كار دارد كه همه موجوديت آدمي، سعادت و شقاوت دنيوي گذرا و اخروي جاودان خود را از آن او مي داند و آن نفس يا روح يا در شخصيت جاوداني است.
به همين جهت، هيچ صاحب نظر و متفكري كه خود را در اين زندگاني مسؤول مي داند نبايد بدون تأمل و دقت از كنار اين مسأله به سادگي بگذارد و با برخي توجيهات غير شرعي و نه چندان علمي، تكليف نفس يا روح انساني را با پديده موسيقي يك سره نمايد؛ حتي بر فرض، معلومات و تحقيقات ما درباره موسيقي به حدي رسيد كه اثبات كرديم موسيقي بر دو نوع مشروع و غيرمشروع (لهوي) تقسيم مي گردد، باز هم بايد در حركت انسان در مرز اين دو نوع احتياط كنيم، زيرا جاذبيت موسيقي - به ويژه همراه با صداي زن - مقتضي تعدي و تجاوز، از مرز به داخل منطقه ممنوعه مي باشد.
حكمت حرمت موسيقي و آواز خواني مطرب
با پژوهشى اندك در قرآن و روايات و ديدگاه برخى از روان‏شناسان و پزشكان، مى‏توان موارد ذيل را از حكمت‏هاى حرمت موسيقى و غنا دانست:
1زيان‏بخشى غنا بر اعصاب: به گواهى برخى از پزشكان، غنا و موسيقى آثار زيان‏بارى بر روى اعصاب دارد. در حقيقت يكى از عوامل مهم تخدير اعصاب به شمار مى‏رود. مواد مخدرگاهى از راه دهان و نوشيدن وارد بدن مى‏شوند (مانند شراب)؛ زمانى از راه بوييدن (مانند هروئين)؛ گاه از راه تزريق (مانند مرفين) و از راه حس شنوايى به جان و روان آدمى منتقل مى‏شود مانندغنا و موسيقى . از اين رو بعضى از آهنگ‏ها چنان افراد را در نشئه فرو مى‏برد كه حالتى شبيه به مستى به آنها دست مى‏دهد. البته گاهى به اين حد و مرحله نمى‏رسد؛ ولى تخدير خفيف ايجاد مى‏كند و در پى آن آثار زيان‏بارى روى اعصاب بر جاى مى‏گذارد و شخص را دچار افسردگى و مبتلا به فشار خون مى‏كند.
2تاثير غنا بر سيستم غدد درون ريز وخود مختار حيات انسان
بخش عمده وقابل ملاحظه اي از تنظيم حياتي بدن آدمي تحت تاثير سيسيم غدد درون ريز بدن انجام ميپذيرد.
بسياري از حالات ،رفتار وگرايشات جسمي ورواني تحت تاثير هورمونهايي است كه توسط غدد درون ريز در بدن ترشح ميشود.
هورمونها مواد تنظيم كننده اي هستند كه غدد داخلي آن را توليد واز طريق دستگاه گردش خون به يك يا چند عضو هدف اثر ميكند.
احساس گرسنگي،شهوت،درد،خواب،عصبانيت،غم،اضطراب و... همه وهمه حالاتي است كه تحت تاثير اين هورمونها ايجاد ميشود.
بعنوان مثال:ترشح هورمون آندروفين كه از نظر خواص و ساختار مولكولي مانند مورفين و300 برابر قوي تر از آن است در مواقع درد وآسيب ديدگي هاي عضلاني وموارد شبيه به آن ترشح ميشود وباعث كاهش درد وتسكين ميگردد.
يا بر انگيختگي يا رخوت جنسي تحت تاثير ونحوه ترشح هورمونهاي جنسي در جنس نر يا ماده حاصل ميگردد.
عوامل متعددي در ميزان وچگونگي ترشح هورمونهاي مختلف واختلال در آن نقش دارند حتي طرز تفكر ،تخيل وانديشيدن نيز در كيفيت تنظيم وترشح اين هورمونها موثرند.
موسيقي و آوازه خواني مطرب به عنوان يك محرك محيطي از ابعاد مختلف جسمي ،تخيلي ،رواني و...در تحريك وترشحات غدد درون ريز نقش موثري ايفا ميكند.
بديهي است كه قرار گرفتن در برابر اين گونه محركها سبب ايجاد اختلال در تنظيم خودمختار وهنجاري سيستم حياتي انسان ميشود كه نمود آن در بسياري از اختلالات روحي ورواني وحتي جسماني ظاهر ميگردد.
قرار گرفتن در معرض موسيقي و يا آوازه خواني مطرب از بين رفتن تعادل رواني و عاطفي و عقلاني شخص و نتيجتا گرايش به فساد است.
غنا و آواز مطرب و لهوى، انسان را به سوى شهوت و فساد اخلاقى مى‏كشاند و از راه پرهيزكارى باز مى‏دارد.
الغناء رقية الزنا؛ غنا زمينه ساز فحشا(زنا) است.
امام صادق‏عليه السلام فرمود: خانه‏اى كه در آن غنا باشد، از فساد و فحشا مصون نخواهد بود.
و نيز: غنا باعث پيدايش روح نفاق است.
روح نفاق همان آلودگى به فساد و كناره‏گيرى از تقوااست.
در تفسير روح‏المعانى سخن يكى از سران قبايل را نقل مى‏كند كه به آنها مى‏گفت: از غنا بپرهيزيد كه حيا را كم مى‏كند؛ شهوت را مى‏افزايد؛ شخصيت را درهم مى‏شكند؛ جانشين شراب‏ مى‏شود و همان كارى را مى‏كند كه مستى انجام مى‏دهد.
3غفلت از ياد خدا
قرآن يكى از عوامل گمراهى را »لهو الحديث» دانسته است. لهو چيزى است كه انسان را چنان مشغول كند كه باعث غفلت و بازماندن از كارهاى مهم‏تر شود.
امام صادق عليه السلام در اين رابطه مي فرمايد: »ان الملاهى تورث قساوة القلب؛ گوش دادن‏به غنا قساوت قلب مى‏آورد. و در نتيجه باعث فراموشى خدا و معنويت مى‏شود. از اين رو در روايات اسلامى از لهو الحديث به غنا تفسير شده است.
چه اينكه شنيدن غنا و موسيقى آن‏چنان اراده را سست و غريزه جنسى شخص را تحريك مى‏كند كه از ياد خدا و قيامت باز مى‏ماند. در روايتى نبى‏اكرم‏صلى الله عليه وآله وسلم فرمود: هر كس به غنا و موسيقى (لهوى) گوش فرا دهد قطعه‏اى ازسرب در روز قيامت در گوش او آب مى‏شود.
شايد اين تعبير كنايه از آن است كه گوش او از شنيدن سخن حق كر مى‏شود.
با اين توصيف ادعاي اينكه موسيقي حرام و غنا تاثيري در شخص نگذارد مانند اين است كه كسي بگويد خوردن سم تاثيري در بدن او نمي گذارد .
با اين بيان مشخص مي شود حكمت حرمت غنا و موسيقي مطرب چندان ربطي به شخصيت و شخص خواننده ندارد بلكه نفس غنا و آوازه خواني مطرب منشا فساد جسمي و رواني و معنوي است اگر چه خوانندگي زن به خاطر ساختار فيزيكي و تاثير تن صدا و ... زمينه سازي بيشتري براي تحريك و تهييج شهوت بر جا مي گذارد.
[1] . آيت الله تبريزي، استفتاءات، س‏1058 و 1049 و 1075؛ آيت الله سيستاني، sistani.org، (غناء)، ش‏6؛ آيت الله خامنه‏اي، اجوبة الاستفتاءات ، س‏1145؛ آيت الله نوري، استفتاءات، ج‏1، س‏444 و ج‏2، س‏542 و 544 و 549.
 
منبع : پرسمان/ حقوق زن

پربازدیدها

پربحث‌ها