
در اين آيه به اصل لزوم حجاب و يكي از حكمتها و فلسفههاي مهم حجاب اشاره شده است. اين سوال كه در اين آيه مخاطب خدا زنان مومنان هستند یا زنان مسلمانان؟ نشأت گرفته از خلط بين مفهوم و مصداق است. به عبارت ديگر گرچه مسلمان و مومن از حيث مفهومی با يكديگر تفاوت دارند زيرا يكي از ماده تسليم است و ديگري از ماده ايمان و اين دو از حيث معنا و مفهوم متفاوت هستند اما مصداق اين دو يعني آن افرادي كه عنوان مسلمان و مومن بر آنها منطبق میگردد در اصطلاح قرآني يكي هستند و لذا احكام و آثاري كه براي يكي از آن دو بيان شده براي ديگري هم وجود دارد. به عنوان نمونه خداوند متعال در يكي از آيات میفرمايد: «إِنَّ الْمُسْلِمينَ وَ الْمُسْلِماتِ وَ الْمُؤْمِنينَ وَ الْمُؤْمِناتِ وَ الْقانِتينَ وَ الْقانِتاتِ وَ الصَّادِقينَ وَ الصَّادِقاتِ وَ الصَّابِرينَ وَ الصَّابِراتِ وَ الْخاشِعينَ وَ الْخاشِعاتِ وَ الْمُتَصَدِّقينَ وَ الْمُتَصَدِّقاتِ وَ الصَّائِمينَ وَ الصَّائِماتِ وَ الْحافِظينَ فُرُوجَهُمْ وَ الْحافِظاتِ وَ الذَّاكِرينَ اللَّهَ كَثيراً وَ الذَّاكِراتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ مَغْفِرَةً وَ أَجْراً عَظيماً؛ به يقين، مردان مسلمان و زنان مسلمان، مردان با ايمان و زنان با ايمان، مردان مطيع فرمان خدا و زنان مطيع فرمان خدا، مردان راستگو و زنان راستگو، مردان صابر و شكيبا و زنان صابر و شكيبا، مردان با خشوع و زنان با خشوع، مردان انفاق كننده و زنان انفاق كننده، مردان روزه دار و زنان روزه دار، مردان پاكدامن و زنان پاكدامن و مردانى كه بسيار به ياد خدا هستند و زنانى كه بسيار ياد خدا مى كنند، خداوند براى همه آنان مغفرت و پاداش عظيمى فراهم ساخته است.» (احزاب/ 35)
در اين آيه گرچه مسلمان و مومن و صادق و صابر و خاشع و ...جداگانه ذكر شدهاند اما خداوند متعال براي همه آنها وعده مغفرت داده است و اين به خاطر اين است كه گرچه مفهوم تسليم و ايمان و صبر و صدق و ...با يكديگر تفاوت دارند، اما مصداق آنها يكي است.
در اينجا ممكن است اين شبهه مطرح شود كه خداوند متعال بين اسلام و ايمان فرق قائل شده و فرموده:« قالَتِ الْأَعْرابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَ لكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنا وَ لَمَّا يَدْخُلِ الْإيمانُ في قُلُوبِكُم؛ عرب هاى باديه نشين گفتند: «ايمان آورده ايم» بگو: «شما ايمان نياورده ايد، ولى بگوييد اسلام آورده ايم، اما هنوز ايمان وارد قلب شما نشده است.» (حجرات/14) طبق اين آيه ممكن است اين شبهه پيش آيد كه بين مسلمان و مومن فرق است. در پاسخ به اين شبهه بايد بگوييم كه آيه مذكور در صدد تذكر تفاوت اسلام آوردن ظاهري با ايمان آوردن است نه اين كه تعبير مسلمين با مومنين در كاربرد قرآني تفاوت داشته باشد. دليل اين امر هم اين است كه خداوند متعال در برخي آيات به نقل از پيامبران میفرمايد كه آنها میگفتند كه ما از مسلمين هستيم: مانند آيه 72 سوره مبارکه یونس یا آیه 91 سوره نمل. اگر اين تعبير مسلمين به همان معنايي باشد كه در آيه 14 حجرات آمده باشد بايد بگوييم كه ايمان داخل قلب اين پيامبران نشده كه ايشان خود را مسلمين میدانند! در این زمینه میتوان به آیات مربوط نهی استفاده از شراب یا وجوب روزه هم اشاره کرد. در هر دو آیه مورد خطاب افراد مومن است:
«یأَیهَا الَّذِینَ ءَامَنُوا لا تَقْرَبُوا الصلَوةَ وَ أَنتُمْ سکَرَی» (نساء/43)
«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیَامُ کَمَا کُتِبَ عَلَى الَّذِینَ مِن قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ» (بقره/183)
اگر این استدلال صحیح باشد باید مسلمان بتوانند شراب بخورند یا روزه فقط بر مومنان واجب شده نه مسلمانان. بنابراين تعبير مومنين كه در آيه حجاب آمده شامل همه افراد میگردد. علاوه بر اين بايد توجه داشت كه گرچه قرآن كريم منبع اساسي استنباط احكام شرعي است. اما منابع استنباط احكام شرعي منحصر به قرآن نيست و روايات معصومين (عليهم السلام) هم يكي از منابع استنباط احكام شرعي است و به همین جهت لزوم حفظ حجاب كه از قرآن و سنت استفاده شده و مورد اجماع علما نيز هست امر مسلمیاست كه با تفسير به راي قابل تشكيك و ترديد نيست.
اما براى روشن شدن فلسفه حجاب زن، توجه به مطالب ذیل لازم است:
بر اساس فرهنگ اسلامى، انسان موجودى است که براى رسیدن به کمال و معنویّت خلق گردیده است. اسلام با تنظیم و تعدیل غرایز به ویژه غریزه جنسى و توجه به هر یک از آن ها در حدّ نیاز طبیعى، سبب شکوفایى همه استعدادهاى انسان شده و او را به سوى کمال سوق داده است. پوشش مناسب براى زن و مرد عامل مهمى در تعدیل و تنظیم این غریزه است. به وسیله پوشش مناسب که در اسلام برمبنای حجاب، پیش بینی شده است، زن در جامعه فقط به عنوان یک انسان با توانمندیهایی که دارد مورد توجه و احترام قرار میگیرد و در مسیر رشد و تکامل خود و خدمت به خلق خدا و کشور و علم و ... حرکت میکند. در این حالت دیگر جاذبههای جسمی و جنسی او در معرض دید و توجه افرادی که مشکل دارند، نیست. همچنین حجاب این توجه را میدهد که مردان تا حدّ و مرز مشخصی میتوانند با این خانم ارتباط داشته باشند. یعنی حدّ و مرزی که در حیطه کاری و وظایف اجتماعی وی قرار دارد و نه بیشتر.
در واقع در این حکم به ساختار فیزیولوژى انسان توجه شده است. نوع پوشش زن و تفاوت آن با لباس مرد رابطه اى مستقیم با تفاوت هاى جسمى و روحى زن و مرد دارد. در تحقیقات علمى در مورد فیزیولوژى و نیز روان شناسى زن و مرد ثابت شده که مردان نسبت به محرّک هاى چشمىِ شهوت انگیز حساس ترند و چون تأثیر حس بینایى زیادتر است و چشم از فاصله دور و میدان وسیعى قادر به دیدن است، از سوى دیگر ترشّح هورمون ها در مرد صورتى یکنواخت و بدون انقطاع دارد، مردان به صورتى گسترده تحت تأثیر محرک هاى شهوانى قرار مى گیرند اما زنان نسبت به حس لمس و درد حساس ترند و به محرک هاى حسى پاسخ مى دهند. حس لامسه بروز زیادى ندارد و فعالیتش محدود به تماس نزدیک است. از این گذشته چون هورمون هاى جنسى زن به صورت دوره اى ترشح مى شوند و به طور متفاوت عمل مى کنند، تأثیر محرک هاى شهوانى بر زن صورتى بسیار محدود دارد و نسبت به مردان بسیار کمتر است.
با توجه به مطالب فوق مى توان گفت: حجاب در اسلام از یک مسئله کلّى و اساسى ریشه گرفته است. اسلام مى خواهد انواع التذاذهاى جنسى (چه بصرى و لمسى و چه نوع دیگر) به محیط خانواده و در چهارچوب شرع و قانون اختصاص یابد و اجتماع تنها براى کار و فعالیت باشد، بر خلاف سیستم غربى که حضور در جامعه را با لذت جویى جنسى به هم مى آمیزد و تعدیل و تنظیم امور جنسى را به هم مى ریزد. اسلام قائل به تفکیک میان این دو محیط است و براى تأمین این هدف، پوشش و حجاب را توصیه نموده است، زیرا بى بند و بارى در پوشش به معناى عدم ضابطه در تحریک غریزه و عدم محدودیت در رابطه جنسى است که آثار شوم آن بر کسى پوشیده نیست. در جامعه ما نیز بسیاری از زنان در مورد توجه همسران خود به دختران و زنان بدحجاب شاکی هستند و از این گلایه میکنند که در مجامع عمومی، گاه همسر آنان به زنانی که حجاب درستی نداشته و دارای آرایش و لباس نامناسب هستند، نگاه میکنند. این حکم حجاب در صورتی که توسط خود زنان رعایت شود، این نوع گلایه نیز وجود نخواهد داشت. زن به طور غریزی درک میکند که جلب توجه مرد به زنان بدحجاب، ارکان خانواده و نیز محبت شوهر را متزلزل میکند اما به اشتباه به همسر خود اشکال وارد میکند. البته دستور صریح شرع و آیه قرآن بر لزوم رعایت نگاه در مردان تاکید دارد اما اگر زنان نیز وظیفه خود را انجام دهند، راهی برای مردان در این زمینه وجود نخواهد داشت.
آثار و فواید رعایت حجاب و پوشش دینى را میتوان در چند بخش خلاصه کرد:
1-بهداشت روانى اجتماع و کاهش هیجان ها و التهاب جنسى که سبب کاهش عطش سیرى ناپذیرى شهوت است.
2-تحکیم روابط خانوادگى و برقرارى صمیمیت کامل زوجین. با رواج بى حجابى و جلوه گرى زن، جوانان مجرد، ازدواج را نوعى محدودیت و پایان آزادى هاى جنسی خود تلقّى مى کنند و افراد متأهل هر روز در مقایسه اى خطرناک میان آن چه دارند و ندارند، قرار مى گیرند. این مقایسه ها، هوس را دامن زده و ریشه زندگى را مى سوزاند.
3-استوارى اجتماعى و استیفاى نیروى کار و فعالیّت ؛ دختر و پسرى که در محیط کار و دانشگاه تحریک شهوانى شوند، از تمرکز و کارآیى آن ها کاسته مى شود و حکومت شهوت بر اجتماع سبب هدر رفتن نیروى فکرى و کارى است.
4-بالارفتن ارزش واقعیت زن و جبران ضعف جسمانى او. حیا، عفاف و حجاب زن مى تواند در نقش عاطفى او و تأثیرگذارى بر مرد مؤثر باشد. لباس زن سبب تقویت تخیّل و عشق در مرد است و حریم نگه داشتن یکى از وسائل مرموز براى حفظ مقام و موقعیّت زن در برابر مرد است.
اسلام حجاب را براى محدودیّت و حبس زن نیاورده، بلکه براى مصونیّت او توصیه کرده است، زیرا اسلام راضى به حبس، رکود و سرکوبى استعدادهاى زن نیست، بلکه با رعایت عفاف و حفظ حریم، اجازه حضور زن را در اجتماع داده اما از سوءاستفاده شهوانى و تجارى منع کرده است. در واقع حجاب موجب محدودیت، مردان هرزه مى باشد که در صدد کام جویى هاى آزاد و بى حد و حصر هستند و مصونیت زنان از دست این گروه از مردان منظور است. علاوه بر مطالب فوق استاد مطهری در بیان این که چرا حجاب به زنان اختصاص یافته میگوید: «اما علت این که در اسلام دستور پوشش، اختصاص به زنان یافته، این است که میل به خود نمایى و خودآرایى مخصوص زنان است. از نظر تصاحب قلب ها و دل ها مرد شکار است و زن شکارچى، همچنان که از نظر تصاحب جسم و تن، زن شکار است و مرد شکارچى. میل زن به خود آرایى از حس شکارچى گرى او ناشى مى شود. در هیچ جاى دنیا سابقه ندارد که مردان لباس هاى بدن نما و آرایش هاى تحریک کننده به کار برند. این زن است که به حکم طبیعت خاص خود مى خواهد دلبرى کند و مرد را دل باخته و در دام علاقه خود اسیر سازد. بنابراین انحراف تبرّج و برهنگى، از انحراف هاى مخصوص زنان است و دستور پوشش هم براى آنان مقرر گردیده است». (مرتضى مطهرى، مجموعه آثار، ج 19، ص 436، با تلخیص) به عبارت دیگر: جاذبه و کشش جنسى و زیبایى خاص زنانه و تحریک پذیرى جنس مردانه، یکى از علت هاى این حکم است. توصیه و دستور الهى به پوشش و حجاب براى زنان، به منظور ایجاد محدودیت و محرومیت و چیزهایى از این قبیل که تنها فریب شیطانى اند نیست، بلکه در واقع براى آگاهى دادن به گوهر ارزشمند در وجود زنان است که باید از آن مراقبت شده و حفظ شود و به تاراج نرود. این کاملاً معقول است که هر چیزى ارزشمندتر باشد، مراقبت و محافظت بیشترى را مى طلبد تا از دست راهزنان در امان باشد و به شکل یک ابزار براى مطامع سودپرستان در نیاید.
به یاد داشته باشیم که غریزه جنسى، نیرومند و عمیق است. هر چه بیشتر اطاعت شود، سرکش تر مى گردد، همچون آتش که هر چه به آن بیشتر هیزم بدهند، شعله ورتر مى شود، و شهوت خود را به صورت یک عطش روحى و خواست اشباع نشدنى در مى آورد.( (مرتضى مطهرى، مجموعه آثار، ج 19، ص 434) و وضعیت جهان معاصر و کشانده شدن عده اى به همجنس بازى نشانه آشکارى از این حالت است.
بنابراین رعایت نکردن پوشش اسلامى توسط زنان نه تنها از بین رفتن حساسیت مردان را به دنبال ندارد، بلکه موجب طغیان غریزه جنسى آنان نیز مى گردد و پس از مدتى باعث دلزدگى و بى معنایى آن خواهد شد. البته در مورد مردان نیز این گونه نیست که بتوانند با هر نوع لباسی از خانه بیرون آیند و نوع پوشش آنها میتواند به هر صورتی باشد بلکه مردان نیز در این جهت با محدودیتهای خاص خود نسبت به پوشش مواجه هستند اما محدوده پوشش آنان به جهت حضور بیشتر در اجتماع و کارهای سخت و به جهاتی که در بالا ذکر شد با زنان متفاوت است.
در نهایت خوبست که توجه داشت که اصل حجاب برای زن و مرد وضع شده و هدف آن ایجاد فضایی سالم برای حضور اجتماعی زن است. در ذیل اصل حجاب زن فرصت پیدا میکند تا با توانمندیهای خود در جامعه حضور یافته و مورد ارزیابی قرار بگیرد. یعنی زن بودن و جنسیت و جذابیتهای جنسی او جلب توجه نکند. فلسفه حجاب، ایجاد فضای امن برای حضور اجتماعی زن است و نه محدودیت. اگر خداوند یا دین اسلام بنابر محدودیت زن داشت، بسیار راحت تر بود که حضور زن در جامعه و هر گونه فعالیت اجتماعی مانند تحصیل و اشتغال را برای وی حرام اعلام کند! اما خداوند برای زن به عنوان یک انسان ارزش و حرمت قرار داده، پس خواستار حضور فعال اجتماعی وی به صورت سالم است. البته زنان بسیاری این سوال را مطرح میکنند که اصلا چرا مرد به زن این قدر حساس است و خوب بود که خداوند از ابتدا مرد را طوری خلق میکرد که نسبت به زن حساس و تحریک پذیر نباشد. جواب این پرسش را این گونه میتوان داد که در این صورت مرد انگیزه ای برای ازدواج و تشکیل خانواده، تامین نفقه زن، گسترش زندگی و مواردی این چنینی نداشت. لازمه تشکیل خانواده و قبول زحمت برای همسر، وجود یک انگیزه قوی در مرد است. خداوند این انگیزه قوی را در مرد قرار داده تا اساس هستی و دنیا در جهت ادامه نسل بشر و آرامش انسان، بگردد. اما این حساسیت مرد با حجاب قابل کنترل است. یعنی خداوند انگیزه را در مرد قرار داده و سپس از زنان خواسته تا برای حفظ ارکان خانواده خود، حجاب را رعایت کنند.
علاقه مندان جهت کسب اطلاعات کامل و جامع در مورد حجاب و فلسفه آن می توانند کتاب فلسفه حجاب از استاد مرتضی مطهری را مطالعه نمایند.
منبع : پرسمان/ حقوق زن


