در ١٣ مهرماه سال ١٣٢٦ محمود جم وزیر جنگ ایران و جرج آلن سفیر امریكا در تهران یك پیمان نظامی امضا كردند. به موجب این پیمان ایران تعهد كرد پیش از جلب موافقت امریكا از سایر كشورها كمك نظامی دریافت نكند. همچنین مقرر شد شما
محمود جم وزیر جنگ یا نماینده ی صلح؟
در ١٣ مهرماه سال ١٣٢٦ محمود جم وزیر جنگ ایران و جرج آلن سفیر امریكا در تهران یك پیمان نظامی امضا كردند. به موجب این پیمان ایران تعهد كرد پیش از جلب موافقت امریكا از سایر كشورها كمك نظامی دریافت نكند. همچنین مقرر شد شماری از افسران امریكایی برای بهبود وضع ارتش ایران عازم ایران شوند.
فرآوری: فهیمه السادات آقامیری-بخش تاریخ ایران و جهان تبیان
نگاهی گذرا به زندگی محمود جم
محمود جم ملقب به مدیرالملک فرزند، محمد صادق(خواجگان جم) که کنیه خواجگان چند نسل در نیاکان آنها بود؛ ولی پس از رسیدن به وزارت کلمه (خواجگان) را از فامیل خود حذف کردند. خاندان جم، شجرهنامه و نسبشان را به شیخ محمود شبستری میرسد. وی در سال 1261ش. در تبریز متولد شد. پدرش از کارمندان دولت بود که از کرمان به تبریز مهاجرت کرد. برای پیشرفت و ترقی فرزندان خود توجه کافی مبذول میداشت. او با توجه مخصوص پدرش با تحصیلات متداول و صرف و نحو و ادبیات فارسی را در مدارس رشدیه و کمالیه به پایان رساند و علاوه بر طی دوره مدارس جدید که تازه در تبریز دائر شده بود، در حسن خط و شیوه نگارش و آموختن زبان فرانسوی، کوشش بسیار نمود. او در تبریز داروخانهای را اداره میکرد و به عنوان طبیب، ولیعهد به دربار قاجار راه یافت و با سمت مترجم دکتر «کوپن» رئیس داروخانه سلطنتی در اوایل 1280ش. مشغول به خدمت در دربار ولیعهد محمدعلی میرزا وارد شد. او مدتی مترجم سفارت فرانسه و سپس مترجم اداره گمرکات شد.
او در کابینه وثوقالدوله وارد کارهای دولتی شد و به ریاست انبار غله منصوب شد و بعد خزانه دار شد و مدتی هم والی کرمان و با کمک تیمورتاش وزیر دربار، به استانداری خراسان رسید. شوهر خواهرش حسینقلی نواب وزیر خارجه کابینه مستوفیالممالک منشی ایرانی سفارت فرانسه شد، او بین رجال ایران و سفیر فرانسه نقش واسطه و پیغامبر داشت.
محمود جم در ابتدا به توصیههای دکتر فرانسوی(دکتر کوپن) در تهران مستخدم دولت شد و به ریاست کابینه گمرکات ارتقاء مقام یافت. در سال 1298ش. توسط وثوقالدوله به وزارت دارایی آمد و رئیس انبار غله دولتی شد. در بحبوحه کودتای سوم اسفند 1299 رئیس کل خزانه و دارایی کشور بود که با سردار سپه(رضاخان) و سیدضیاءالدین طباطبایی همکاری میکرد به همین خاطر عضو دولت شد. او در بهمن 1300 به توصیه سردار سپه به وزارت مالیه رسید.
دور اصلی زندگی سیاسی محمود جم
اما به باور بسیاری، دور اصلی زندگی سیاسی محمود جم از زمان کودتای سوم اسفند 1299 آغاز شد. او در جریان کودتا بازداشت ، اما به دلیل حمایت از دولت کودتا آزاد شد و در دولت سیدضیاءالدین طباطبایی ، سمت وزیر امور خارجه را برعهده گرفت. این همکاری بعدها کمی برای وی دردسرساز شد وآن هنگامی که میرزا حسن خان مشیرالدوله می خواست جم و نیرالملک هدایت را به عنوان وزیر به مجلس معرفی کند، نمایندگان به علت اینکه آن دو از اعضای کابینه سیدضیاءالدین بودند، اعتراض کردند؛ ولی با وساطت مشیرالدوله مخالفت ها خنثی شد و او در بهمن 1300 به توصیه سردار سپه به وزارت مالیه رسید.
وزارت مالیه در دو دولت رضاخان، معاونت نخست وزیری دولت های محمدعلی فروغی و میرزا حسن مستوفی الممالک ، استانداری کرمان و خراسان، وزارت فوائد عامه در دولت مخبرالسلطنه هدایت و وزارت داخله در دولت دوم محمدعلی فروغی از دیگر سمت های وی تا پیش از ریاست کابینه بود.
در پی سقوط دولت محمدعلی فروغی، رضا شاه محمود جم را عهده دار تشکیل دولت کرد و او در روز 13 آذر 1314 برنامه دولت و اعضای کابینه پیشنهادی خود را به مجلس معرفی کرد و در همان روز از مجلس شورای ملی وقت ، رأی اعتماد گرفت.
دوره نخست وزیری جم یکی از طولانی ترین دوره های دولت در حکومت رضاشاه
جم از 1314 تا 1318 شمسی نخست وزیر بود و در این دوران دو هیات دولت را به مجلس معرفی کرد. دولت دوم در پی پایان یافتن دوره دهم قانونگذاری در خرداد 1316 و آغاز به کار دوره یازدهم در مهر 1316 به مجلس معرفی شد. دوره نخست وزیری او یکی از طولانی ترین دوره های دولت در حکومت رضاشاه بود و طی آن رخدادهای سیاسی و اجتماعی بسیاری در کشور اتفاق افتاد. واقعه کشف حجاب، واداشتن روحانیون به گرفتن جواز عمامه، دستگیری گروه سیاسی 53 نفر، خودکشی علی اکبر داور، انعقاد پیمان سعدآباد، بسته شدن قرارداد تقسیم آب رود هیرمند میان ایران و افغانستان در 1317 شمسی، شهادت سیدحسن مدرس، اتمام کار احداث راه آهن سراسری ایران از جمله این وقایع بود.
در آبان 1318، به دستور رضاشاه ، احمد متین دفتری مأمور تشکیل دولت شد و جم نیز وزارت دربار را عهده دار شد. با پایان یافتن حکومت رضاشاه در شهریور 1320 و اشغال ایران توسط متفقین ، جم مأمور شد تا رضاشاه و همراهان او را برای خروج از مملکت تا بندرعباس بدرقه نماید. وی در اسفند 1320 به عنوان سفیر ایران به مصر اعزام شد و تا خرداد 1326 در این سمت بود.
جم در تیر 1326 به ایران احضار شد و در دولتی که احمد قوام در شهریور همان سال به مجلس معرفی کرده بود به عنوان وزیر جنگ منصوب شد.
در 13 مهرماه سال 1326 محمود جم وزیر جنگ ایران و جرج آلن سفیر امریكا در تهران یك پیمان نظامی امضا كردند. به موجب این پیمان ایران تعهد كرد پیش از جلب موافقت امریكا از سایر كشورها كمك نظامی دریافت نكند. همچنین مقرر شد شماری از افسران امریكایی برای بهبود وضع ارتش ایران عازم ایران شوند.
در آذر 1326 دولت قوام سقوط کرد و جم بار دیگر وزیر دربار شد و تا مهر 1328 در همین سمت بود تا اینکه سفیر ایران در ایتالیا و عازم رم شد. دوران ماموریت او در رم تا تیر 1329 ادامه یافت . او در مرداد 1329 به ایران بازگشت و در دوره کوتاهی در سال 1333 شمسی استاندار آذربایجان شد و سپس در دومین دوره مجلس سنا به عنوان نماینده کرمان به مجلس شورای ملی رفت.
در سال 1336 شمسی و در پی کوشش محمدرضا پهلوی برای ایجاد احزاب پارلمانی در ایران ، جم به ریاست شورای مرکزی حزب جدیدالتأسیس ملّیون انتخاب و مأمور تهیه اساسنامه این حزب شد. عضویت در دوره های سوم ، چهارم و پنجم مجلس سنا آخرین فعالیت سیاسی او بود که تا پایان عمر، در مرداد 1348 به آن اشتغال داشت.
بخش اعظم حیات سیاسی جم در دوره حکومت پهلوی سپری شد. در این سال ها، جم یکی از وفادار ترین شخصیت های سیاسی به رضاشاه و سپس محمدرضا پهلوی بود. محمود جم دو بار ازدواج کرد، همسر اولش ملکه زمان بود و حاصل این ازدواج فریدون جم و پروین جم بود که اولی بعدها داماد پهلوی اول شد و با شمس پهلوی پیمان زناشویی بست. جم پسر دیگری به نام منوچهر هم داشت که در ایام جوانی فوت کرد. همسر دوم او عزت الملوک نام داشت که هرچند از او صاحب فرزندی نشد اما تا پایان عمر با او زندگی کرد.
جم در سال های پایان عمر عضو مجلس سنا بود، روز ها به مجلس می رفت و غالباً ریاست کمیسیون های کشور و امور خارجه سنا را برعهده داشت. در همان دوران بود که خاطراتی از فعالیت های سیاسی خود را در قالب مقالاتی در شماره هایی از سالنامه دنیا به چاپ رساند.
سرانجام اوایل سال 1348 محمود جم یک روز در هنگام ورود به سنا بر زمین افتاد و لگن خاصره اش شکست. او را پس از مدتی درمان و بستری بودن در خانه، برای معالجه به انگلستان فرستادند ولی معالجات موثر واقع نشد و در هنگام مراجعت به ایران در روز 19 مرداد 1348 در سن 84 سالگی درگذشت.
منابع: سایت تاریخ ایرانی، موسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی، سایت پژوهشکده باقرالعلوم


