هیچ وقت تعداد مهمان ها مشخص نبود. باید حسابی تدارك می دیدیم. پدر و مادر هر دو سید بودند و مرد و زن برای تبریك عید به آنها و شاید هم به ما به خانه مان می آمدند؛

دوشنبه ۲۹ شهریور ۱۳۹۵ - ۰۰:۰۰
مزّه مسلمانی
مزّه مسلمانی هیچ وقت تعداد مهمان‌ها مشخص نبود. باید حسابی تدارك می‌دیدیم. پدر و مادر هر دو سید بودند و مرد و زن برای تبریك عید به آنها و شاید هم به ما به خانه‌مان می‌آمدند؛ مهم نبود دوست و آشنا و فامیل هستند یا غریبه‌هایی كه نمی‌شناسیم. خانه‌مان روزهای عید مثل مسجد موقع نماز بود كه هر كسی می‌تواند واردش بشود. بوی چای تازه دم در خانه جاری بود و ظرف‌ها از میوه و شیرینی پروخالی می‌شد. مهمان‌ها می‌آمدند و چند دقیقه‌ای می‌نشستند و پذیرایی می‌شدند و موقع رفتن از پدر عیدی می‌گرفتند. پدر از قبل اسكناس‌های نو را آماده می‌كرد و صبح عید دعا می‌خواند و لای قرآن می‌گذاشت. هركسی كه بلند می‌شد برای خداحافظی و رفتن، پدر قرآن را جلویش می‌گرفت تا به تعداد اعضای خانواده‌اش عیدی بردارد. شب كه می‌شد و همه كه می‌رفتند و ظرف‌ها را جمع و جور و خانه را مرتب می‌كردیم نوبت عیدی گرفتن خودمان می‌شد. عیدی‌هایی كه پدر به مادر و ما بچه‌ها می‌داد چرب‌تر از بقیه عیدی‌ها بود و خستگی روز شلوغمان را از تنمان درمی‌آورد. غدیر فارغ از این رسوم و آیین‌های بزرگداشتی كه از قدیم تا هنوز ادامه دارد و فارغ از همه اهمیتی كه دیدار سادات در این روز برایمان دارد و حتی فارغ از اعتقادی كه به تبرك پول دعا خوانده عیدی آن داریم یادآور یك موهبت بزرگ است؛ موهبتی كه من و خیلی‌ها به آن می‌بالیم و خدا را به خاطرش شاكریم. این موهبت ولایت علی‌بن‌ابیطالب است كه بركت جاری زندگی مان و من فكر می‌كنم همه مزه مسلمانی‌مان است؛ مزه‌ای كه خدا لذت دركش را به منكران این ولایت نداده و نمی‌دهد. در كل سال دو روز پیامك مناسبتی «سند‌تو‌‌آل» می‌كنم. یكی از این روزها غدیر است. متن پیامك جمله‌ای است تكراری كه در 12 سال گذشته به دوستانم عیدی داده‌ام. این جمله تكراری 12ساله من و هزار و400ساله شیعه نه‌تنها برایم تكراری نمی‌شود بلكه با هربار تكرارش احساس غرور می‌كنم: الحمدلله الذی جعلنا من المتمسكین بولایه علی بن ابی طالب علیه‌السلام. یكی دو ساعت قبل از نوشتن این یادداشت، خواهر سمیرا همكاری كه 2سال پیش در 29سالگی بر اثر سرطان درگذشت، پیام داد. گفت اسكناسی چند سال پیش به مناسبت غدیر به سمیرا عیدی داده بودم كه برایش بركت داشت و همیشه همراهش بود. روزهای آخر در بیمارستان از خواهرش خواسته كه بعد از فوتش آن را به فرد مستحقی بدهد. حالا خواهرش می‌خواست من اسكناس دیگری به سمیرا عیدی بدهم تا آن را صدقه بدهد و این یكی را لابه‌لای وسایل مانده از خواهر دلبندش نگه دارد. حالم بد شد. خیلی سال است كه به دوستان و همكارانم عیدی عید غدیر می‌دهم اما این یكی انگار قسمت عجیبی داشت. دوست دارم حالا برای سمیرا و همه كسانی كه دستشان از دنیا و از درك روزهای عید غدیر و سپاس خداوند به‌خاطر ولایت علی(ع) و پول دعا خوانده ته كیسه كوتاه است فاتحه بخوانم. شما هم بخوانید لطفا. غدیرتان مبارك. منبع: همشهری انلاین

برچسب‌ها

پربازدیدها

پربحث‌ها