شوک سرافراز
پنجمین رئیس در چه شرایطی صدا و سیما را تحویل می گیرد؟

٢٢ اردیبهشت 1395 پایان ماموریت مردی است كه 18 ماه پیش ریاستش بر سازمان صدا و سیما سرآغاز گشایش در بزرگترین سازمان رسانه ای كشور تعبیر می شد. محمد سرافراز اما خیلی زود كم آورد و استعفا داد. این كه او با میل خود رفت یا مجبور به رفتن شد مهم نیست، باید به انتظار اثرات شوكی كه سرافراز با این آمد و شد بر جام جم وارد كرد، نشست. رئیس سابق توفانی شروع كرد؛ خیلی از نیروهای صدا و سیما را كنار گذاشت و دیری نپایید كه شبكه های دیجتیال یكی یكی حذف و ادغام شدند. صدای اعتراض ساكنان بی شمار جام جم در حمایت تمام قد رسانه ها از سرافراز گم شد و حتی تضرع اهالی شبكه حذف شده «شما» در آستانه سال نو گوش خریداری نداشت. خروجی این تحول اما روی آنتن دیده نمی شد؛ بینندهِ بی خبر از تغیرات درون سازمانی، از تلویزیون سرگرمی می خواست و برایش «چابك سازی» مهم نبود. از آن طرف اهل فن معتقد بودند باید به تیم جدید فرصت داد.....
زمان گذشت اما نه در روزهای روتین، آنتن تلویزیون شاهد رونق بود و نه تایم های طلایی نوروز و ماه رمضان تبدیل به برگ برنده رئیس جدید شدند. سرافراز سه بزنگاه حساس پیش رو داشت: دو نوروز و یك رمضان. قاعدتا عصاره فكر او و تیمش باید در نوروز 95 به بار می نسشت چرا كه در دو برهه دیگر، نطفه خیلی از برنامه ها و سریال ها در دوره مدیریت پیشین بسته شده بود.
سرافراز اما فرصت طلایی را از دست داد تا تلوزیون در نوروز 95 تبدیل به كم رمق ترین نوروز در 10 سال اخیر شود. او در تصمیمی لجوجانه در آخرین لحظه «دودكش 2» را كنار گذاشت و «بیمار استاندارد» را روی آنتن فرستاد بلكه به مركز گسترش فیلمنامه نویسی كه خودش بنا نهاده بود بها دهد....
چالش های رئیس جدید
حتما مسیر رئیس جدید با آن چه سرافراز در پیش رو داشت، متفاوت است اما معنای این جمله هرگز این نیست كه علی عسگری شرایط بهتری دارد. اگر این گونه بود كه محمد سرافراز می ماند و به كارش ادامه می داد. عبدالعلی علی عسگری مشكلات ریز و درشتی در پیش دارد. رئیس جدید سازمان صدا و سیما خوب می داند كه شبكه ها در حال تجریه شرایط بدی هستند و تا رسیدن به نقطه مطلوب فاصله ای بسیار هست.
از بین رفتن هویت شبكه ها
در دوره ریاست محمد سرافراز بر سازمان صدا و سیما، شبكه ها بازتعریف شدند. اتفاقا ایده او به مذاق كارشناسان تلویزیون خوش آمد اما آن چه پاشنه آشیل این طرح شد، قوام نیافتن «ایده» بود. نتیجه این كه بعد از 18 ماه حالا شبكه ها نه هویت تازه یافته اند و نه همان شمایل تثبیت شده قبل را دارند. اگر مخاطب حرفه ای و پی گیر تلویزیون باشید، متوجه شده اید كه رویكرد كلی شبكه ها مثل هم است و متوجه نمی شوید مثلا الان پای شبكه دو نشسته اید یا یك! یكی از مهم ترین چالش های رئیس جایگزین در صدا و سیما بازگرداندن هویت به شبكه ها است.
ضعف آنتن
تلویزیون مدتی است یكی از برگ برنده هایش یعنی خرید و پخش فیلم های سینمایی را از دست داده. از نوروز به این طرف هر چه پخش می كند تكراری است و بدتر این كه آفتش به شبكه تخصصی نمایش هم رسیده. وضع وقتی بدتر است كه بخواهیم سری به سریال ها بزنیم؛ شبكه سه بعد از نوروز هیچ سریالی پخش نكرده و شبكه دو سراغ بازپخش دو مجموعه رفته. «دوردست ها» تنها سریال جدید شبكه یك است كه آن هم توان جذب بیننده نداشته. تلویزیون حتی سراغ خرید سریال های خوب خارجی مثل «خانه پوشالی»، «فرار از زندان»، «اتاق خبر» و ... هم نرفته.
موازی کاری
محمد سرافراز با شعار چابك سازی آمد اما خودش خلاف آن را در پیش گرفت. نمونه بارزش راه اندازی مركز گسترش فیلمنامه نویسی بود آن هم در حالی كه سرافراز پیش از آن قدرت را از گروه فیلم و سریال شبكه ها گرفت و خواست همه تمركز تولیدات نمایشی در اداره كل سیما جمع آوری شود. خروجی مركز مشتی سریال ضعیف بود كه «همه» از آن انتقاد كردند. نمونه دیگر هم عرضی را می توان در موازی كاری شبكه های مختلف و نیز كپی كاری های ناشیانه شان دید؛ مثل برنامه های آشپزی وآکادمی های استعداد یابی.
لزوم حمایت از برنامه ها و بِرندها
قطعا هیچ كس در راس صدا و سیما مصون از فشارهای بیرونی نیست اما اگر رئیس و به تبع آن مدیران تدبیر نكنند، برنامه سازان حاشیه امن نخواهند داشت. در 18 ماه گذشته فشارهای بیرونی بود اما آن چه تاسف داشت، رفتار مدیران در قبال آن ها بود. از جمله نامه تند معاون سیما علیه احسان علیخانی و علی ضیا. در ماجرای اخیر «اكسیر» هنوز معلوم نیست چه سرنوشتی در انتظار فرزاد حسنی است. از آن طرف گویا تلویزیون قدر بِرندهای خود را نمی داند. نمونه متاخرش در سریال سازی شخصیت های سریال «پایتخت» است. كاراكترهایی كه در این سریال خلق شده تا ابد گنجایش همراهی مردم را دارند. از آن سو نبود كلاه قرمزی در نوروز 95، از سوی غالب رسانه ها و كاربران فضای مجازی پتكی بود بر سر تلویزیون.


