هفته پیش رو هفته وحدت است؛ اصل وحدت در فرهنگ اسلامی از مهمترین اصول تفکری است. به این در این مقاله به وحدت در هنرهای سنتی پرداخته ایم؛ چراکه این هنرها از دل فرهنگهای جاری در جامعه رشد کرده اند و بالطبع اصول اصلی دینی و تقدسی را بازتاب می دهند.

یکشنبه ۶ دی ۱۳۹۴ - ۰۰:۰۰
اصل وحدت در هنرهای سنتی
اصل وحدت در هنرهای سنتی هفته پیش رو هفته وحدت است؛ اصل وحدت در فرهنگ اسلامی از مهمترین اصول تفکری است. به این در این مقاله به وحدت در هنرهای سنتی پرداخته ایم؛ چراکه این هنرها از دل فرهنگهای جاری در جامعه رشد کرده اند و بالطبع اصول اصلی دینی و تقدسی را بازتاب می دهند. سمیه رمضان ماهی/ بخش هنری تبیان واژه هنرهای سنتی، واژه ای آشنا و در عین حال گنگ است. پرسش اصلی آن است که اصولا و به طور کلی چه هنرهایی را هنر سنتی می نامیم؟ آیا هنر سنتی همان هنر دینی است؟ آیا هنر دینی همان هنر قدسی است؟ مرز میان این سه (یعنی هنر سنتی، هنر دینی و هنر قدسی) به واقع چگونه قابل تفکیک است؟ و اگر این سه به یک مفهوم اشاره دارند چرا از واژه های متفاوت برای آنها استفاده می گردد؟ باید گفت هرچند این سه مفهوم ، وجوه مشترکی با یکدیگر دارند اما یکی نیستند. هنر دینی به هنرهایی گفته می شود که موضوع آن، برآمده از مناسبات دینی است. مثلا تابلویی رئالیستی که صحنه به صلیب کشیدن حضرت مسیح را به تصویر می کشد، به دلیل موضوع، دینی است اما به هیچ عنوان نمی توان آن را هنر سنتی و یا هنر قدسی نامید. کوتاه کلام آن که هنر دینی، در بستر دوران مدرن معنا می یابد. اما هنر سنتی و هنر قدسی هر دو برآمده از جامعه و تفکر سنتی هستند و با دوران مدرن ارتباطی ندارند. برای روشنتر شدن بحث بهتر است ابتدا به بیان معنای سنت بپردازیم. به واقع سنت چیست؟ سنت اصلی است که در میان تمامی تمدن های گذشته مشترک است. "سنت در معنای درست کلمه، رشته ای است که تمدن را به وحی می پیوندد" 1 . قدیس آگوستین از "حکمت نامخلوق، که اکنون به همان حال است که همواره بوده و همواره به همان حال خواهد بود" سخن می گوید. این حکمت بی زمان را با نام هایی مانند قانون ازلی و ابدی، حکمت مقدس، دین الحق، و فلسفه جاویدان نیز می شناسیم. به عبارتی این حقیقت، فی نفسه و به خودی خود، بی صورت و ورای همه مفهوم سازی ها است. به قول "کنت الدمو" در کتاب "سنتگرایی: دین در پرتو فلسفه جاویدان" هر گونه تلاش برای تعریف سنت، در مَثَل بسان سعی در گرفتن باد در دست است.2 سنت، حکمتی است که میراث معنویِ کلِ نوع بشر است و به همین جهت ازلی و ابدی است. و از همین رو همه تعالیم عظیم دینی، ولو در واژگان متفاوت باشند، در ریشه یکی هستند و از یک حقیقت سخن می گویند. سنت، حکمتی است که میراث معنویِ کلِ نوع بشر است و به همین جهت ازلی و ابدی است. و از همین رو همه تعالیم عظیم دینی، ولو در واژگان متفاوت باشند، در ریشه یکی هستند و از یک حقیقت سخن می گویند بنابراین منبع و منشاء سنت، حقیقت ازلی و ماورایی است. حال اگر هنرمندی دلبسته این حکمت قدسی باشد و با نگرشی چنین آیه ای به جهان کون و مکان بنگرد، اثری که خلق می کند هنر سنتی است؛ خواه غلاف شمشیر باشد یا کوزه ای سفالین. در چنین بینشی، خداوند ساری و جاری در همه چیز است؛ همه چیز از اوست و اوست که در هر شیء جلوه می کند. زیبایی ماده از اوست. اوست که جلوه گر می شود و تجلی می یابد. در چنین نگرشی هرچند عالَم، محل کثرت است اما تنها به واسطه وحدت، وجود می باید. هدف در چنین اندیشه ای، نه خلق اثر هنری برای لذت، و نه خلق برای نمایش زیبایی و به رُخ کشیدن مهارت انسانی، بلکه تنها و تنها برای ساختن بستری است که خداوند در آن به جلوه درآید. به همین سبب هنرهای برآمده از سنت، جولانگاه فخر و فضل فروشی هنرمند نمی شود. بالواقع هنرمندی نیست! فقط خداست که در کار است. خداست که خلق می کند. خداست که جلوه می کند و زیبایی می بخشد. این نکته از ظریف ترین نکاتی است که در مواجهه با آثار سنتی می باید مورد توجه و تأمل قرار گیرد. جامعه سنتی بدین دلیل کتابی در وصف شاعران ونقاشان و معماران ندارد که منشا همه را نه در فرد، بلکه در وحدت بنده با خالق می بیند و در کنار خالق، مخلوق محلی از اعراب ندارد. حال که تا حدودی معنای هنر سنتی و تفکرات برآمده از آن مشخص گردید به تفاوت هنر سنتی با هنر قدسی نیز اشاره کوچکی می کنیم. هنر قدسی ، در دل هنر سنتی جای می گیرد و در واقع عصاره و جانمایه هنر سنتی است. بناهای مذهبی که با هدف ساخته شدن محلی برای عشق ورزی با معشوق ازلی ساخته می شوند، هنر قدسی است . اما اگر همان معمار کاخی برای پادشاه دوران ساخته باشد، آن کاخ هنر سنتی است. کوتاه سخن آنکه اصل وحدت، هدف غایی تمامی هنرهای سنتی و قدسی است. هنرمند جامعه سنتی، که دل در گرو مبانی عظیم دین الهی دارد، دستی است که به واسطه آن خلقی اتفاق می افتد ؛ خلقی که سر رشته همه به وحدت با آن یگانه عالم ساز می رسد، و قطعا هنر اسلامی هنری برآمده از چنین اندیشه ای است. پی نوشت: 1- جمله ای مشهور از لرد نورثبورن، فیلسوف سنتگرا 2- برای اطلاع بیشتر ر.ک: کنت الدمدو (1389) سنت گرایی: دین در پرتو فلسفه جاویدان، ترجمه رضا کورنگ بهشتی، موسسه انتشارات حکمت

برچسب‌ها

پربازدیدها

پربحث‌ها