ازدواجی که خدا پشتش بود
داستان جوان 27 ساله ای که منتظر محقق شدن وعده خداوند بود و...
هدی سادات پاک نهاد -بخش اجتماعی تبیان
تعداد خانه های خالی روز به روز در حال افزایش چشمگیری است . خانه هایی که یا صاحب خانه اش در خارج از کشور به سر میبرد و یا در خروارها خاک است و وراث هم در خارج از کشور به سر می برند و یا خانه های خالی که صاحبانش منتظر مستاجران مرفه ای هستند تا اجاره ای نان و آبدار گیرشان بیاید! آمارهای متفاوتی از تعداد خانه های خالی شهر تهران ارائه شده که صرف نظر از اختلاف فاحش آنها، نشان می دهد تنها در شهر تهران (بدون احتساب شهرهای جدید) حداقل 400 هزار خانه خالی وجود دارد اما در کنار افزایش این خانه های خالی، هستند زوج های جوانی که سالیان سال است بخاطر نداشتن خانه در دوران شیرین عقد کردگی به سر میبرند که این درازا آن دوران شیرین را به کامشان تلخ کرده است. مانند دوران تلخ و شیرین جوان 27 ساله ای که می گوید: همه به من می گفتند چرا ازدواج نمی کنی؟! میگفتم بخاطر نداشتن موقعیت مالی؟! میگفتند تو ازدواج کن خداوند خودش وعده داده است که جوانان را در امر ازدواج یاری میکند و خداوند روزی دهنده است.همه چیز جور میشود نگران نباش.
با توکل بر خدا قدم برداشتم و آخر های سال 89 بود که به خواستگاری دختر متدین و خوبی رفتم که با شرایط من کنار آمد و با وجود اینکه شغل آنچنان پر درآمدی نداشتم و از خانه و ماشین و عروسی هم خبری نبود ،قبول کرد که با من
کمک کردن به دیگران و گذشتن از امور دنیوی بخاطر رضای خدا دلی بزرگ میخواهد و اینکه کسی بتواند دستی دهنده داشته باشد یک لطف الهی است که خداوند این لطف و عنایت را نصیب هر کسی نمی کند . چه بسا افرادی که با وجود توان مالی بسیار به قدری تنگ دستند که خیرشان به احدی نمی رسد و در آخر هم همه اموالشان را برای وراث میگذارند و از دنیا می روند ، بدون اینکه کارنیکی را از خود باقی گذارند ودعای خیر پشت سرشان باشد
ازدواج کند اما پدر عروس برای من یک شرطی گذاشت که تا یکسال و نیم دیگر هر طور شده است یک خانه را رهن یا اجاره کنم تا برویم سر خونه و زندگیمان . از آن سال تا الآن 5 سال میگذرد. هر کاری کردم تا پولی را برای رهن خانه جور کنم نتوانستم. برای گرفتن وام هم نیاز به ضامن کارمند و 10برگه چک داشتم که نه چکی داشتم و نه ضامن کارمندی!. فشار های خانواده ی همسرم روز به روز بیشتر می شد و اختلافات بین ما هم به مراتب بیشتر.از همه جا نا امید شده بودم. خیلی دلم گرفته بود. رفتم با یکی از دوستانم درد و دل کنم تا اینکه به من گفت مردی در جنوب تهران هست به نام حاج محمد قاسمی. خیلی آدم خیری است. تو که این همه راه را رفته ای و به بن بست خورده ای این راه هم امتحان کن، ضرر ندارد یک سر برو پیش اش شاید مشکلت را حل کند. صبح علی الطلوع رفتم مغازه حاج قاسمی.البته دیدن حاج قاسمی هم به این راحتی نبود. چند ساعتی منتظرش ماندم تا اینکه توانستم با ایشون دیدار کنم . شرایطم را برایش گفتم. حاج قاسمی گفت :من چهارده سال پیش یک کارگاه موزاییکی داشتم و خودم در یک سوپر مارکتی در خاوران کار میکردم.چند باری می شد که از طریق اهالی متوجه شدم که تعدادی زوج جوان هستند که چندین سال است بخاطر نداشتن مسکن عقد کرده مانده اند و مشکلاتشان مثل شما هر روز بیشتر می شود. بعد از مدتی به فکر فرو رفتم تا آن کارگاهی را که داشتم کلنگ بزنم و یک ساختمانی را بسازم و وقف زوج های جوانی که وسعت مالی خوبی ندارند ، کنم.از آن روزها تا امروز 14 سال میگذردو تا به امروز توانستم پذیرای 126 زوج تازه عروس و داماد شوم.
این ساختمان 9 واحد است که هر سال در تیر ماه قرعه کشی را بین 30 نفر انجام می دهم و از بین آنها 9 نفر را انتخاب میکنم تا از شهریور همان سال تا سال دیگر به مدت یکسال زندگی مشترکشان را آغاز کنند.
آمارهای متفاوتی از تعداد خانه های خالی شهر تهران ارایه شده که صرف نظر از اختلاف فاحش آنها، نشان می دهد تنها در شهر تهران (بدون احتساب شهرهای جدید) حداقل 400 هزار خانه خالی وجود دارد اما در کنار افزایش این خانه های خالی، هستند زوج های جوانی که سالیان سال است بخاطر نداشتن خانه در دوران شیرین عقد کردگی به سر میبرند که این درازا آن دوران شیرین را به کامشان تلخ کرده است
وقتی صحبت های حاج قاسمی را شنیدم با خودم گفتم عجب مردی است که بخاطر رضای خدا و شاد کردن دل یک عده جوان حاضر شده کارگاهش را بسازد و وقف زوج های جوان کند اما از طرف دیگر هم با وجود صحبت های ایشان درباره قرعه کشی بین زوج های جوان باز هم امیدم را از دست دادم!و با خودم گفتم بین 30 نفری که از مدت ها قبل در لیست خانه هستند مگر می شود قرعه به نام منی که تازه آمده ام بیفتد! اما اواخر تیر بود که حاج قاسمی با من تماس گرفت و گفت یکی از زوج ها گفته ما توانایی اجاره ی یک خانه کوچک را پیدا کرده ایم فرصت ما را به کسی که نیازمند تر است بدهید و حالا قرعه به اسم شما افتاده است. آنجا بود که حضور خدا را کنار خودم احساس کردم و با وجود اینکه سختی های بسیاری کشیدم اما به این واقعیت پی بردم که راست میگویند که خدا خودش جوانها را در امر ازدواج یاری میکند. اما کمک کردن به دیگران و گذشتن از امور دنیوی بخاطر رضای خدا دلی بزرگ میخواهد و اینکه کسی بتواند دستی دهنده داشته باشد یک لطف الهی است که خداوند این لطف و عنایت را نصیب هر کسی نمی کند . چه بسا افرادی که با وجود توان مالی بسیار به قدری تنگ دستند که خیرشان به احدی نمی رسد و در آخر هم همه اموالشان را برای وراث میگذارند و از دنیا می روند ، بدون اینکه کار نیکی را از خود باقی گذارند و دعای خیر پشت سرشان باشد... ای کاش روز به روز زیاد شوند کسانی همچون حاج محمد قاسمی که بخاطر رضایت خدا و دستگیری از عده ای برای انجام کار خیر دست از پول و ثروت خود می کشند تا دنیا و آخرت خود را آباد کنند و به راستی که چنین افرادی خوشبخت واقعی هستند چرا که اعمالشان در این دنیا به گونه ای است که موجب خوشنودی و رضایت خدا و بندگان اوست. "رسول خدا(ص) فرموده اند : به راستی خداوند، مؤمن را تا زمانی که برادر مؤمن خود را یاری رساند، یاری می کند و کسی که یک گرفتاری از گرفتاری های برادر مؤمنش را در دنیا برطرف کند، خداوند هفتاد گرفتاری، از گرفتاری های آخرت او را برطرف می کند."(1)
پی نوشت:
1-بحارالانوار، ج 71، ص 312، ح 69.