هیس! مادرها اعتراض نمی کنند...
بعد از جشن گرفتن به مناسبت شگفتن گلها و بوی بهار اکنون نوبت مهمترین جشن برای مادرانی است که تنها با حضور خود به زندگی رنگ و بو می بخشند و حالا این روز بزرگ فرارسیده است و همه در تکاپوی خریدبرای روز مادر هستند و شهر حال و هوای خاصی به خود گرفته است
هدی سادات پاکنهاد - بخش اجتماعی تبیان
روز مادر فرصت نابی است که در این روز می توان گوشه ای از محبت های بی دریغ مادر را جبران کرد. روزی که روز کرامت و بزر گداشت مقام زن و مادر است.مادر! کلمه ای که از ابهت ویژه ای برخوردار است و مانند هر واژه ی دیگری زمانی نیازش بیشتر احساس می شود که در دسترس نباشد درست مثل وجود نازنین مادر که زمانی قدرشان را می دانیم که خیلی دیر است. بعد از جشن گرفتن به مناسبت شگفتن گلها و بوی بهار اکنون نوبت مهمترین جشن برای مادرانی است که تنها با حضور خود به زندگی رنگ و بو می بخشند و حالا این روز بزرگ فرارسیده است و همه در تکاپوی خریدبرای روز مادر هستند و شهر حال و هوای خاصی به خود گرفته است.همه خود را آماده کرده اند تا با هدایای هرچند کوچک از زحمات مادران و زنان قدردانی کنند و هیچ چیز برای مادران که رنج های بسیاری را برای رشد و اعتلای فرزندانشان کشیده اند شیرین تر از قدردانی در این روز نیست.ما هم به مناسبت این روز بزرگ تنها می توانیم قدردان زحمات این زنان و مادران با ارزش سرزمینمان باشیم. مادرانی که تمام رنج و مشقت های زندگی را به جان و دل می خرند تا فرزندانشان در ناز و نعمت باشند. مادران سرزمین من!مادرانی هستند که فریاد نمیزنند و تنها تحمل می کنند تمام ناملایمات و سختی های زندگیشان را.مادرانی که اعتراض نمی کنند به حقی که پایمال شد،به دلی که شکست،به درک نشدنشان تا مبادا فرزندانشان نگران شوند.
مادران سرزمین من!مادرانی هستند که فریاد نمیزنند و تنها تحمل می کنند تمام ناملایمات و سختی های زندگیشان را.مادرانی که اعتراض نمی کنند به حقی که پایمال شد،به دلی که شکست،به درک نشدنشان تا مبادا فرزندانشان نگران شوند
برخی از این مادران سرزمین من! زنانی هستند که این روزها فقط جنسشان زن است و وجودی مردانه دارند. زنانی که دیگر تنها رنج خانه را به دوش نمی کشند بلکه پا به پای همسران خود در خرج های خانه شریکند. از صبح تا عصر در شیفت های مختلف مشغول به کار هستند بدون اینکه کوچکترین گله ای داشته باشند از اینکه چرا روزهایشان به کار بیرون خانه،تربیت فرزندان،خانه داری و همراهی با همسر می گذرد. برخی دیگر از این مادران سرزمین من! زنانی هستند که انقدر حیا و شرافت دارند تا سختی های زندگی را به دوش بکشند و در اوج حیا و پاکدامنی دست فروشی کند تا دختر دبستانی اش در ارزوی یک جفت کفش نباشد و پسر نوجوانش چشم اش به دنبال پول توجیبی پسر همشاگردی اش نباشد. و اما مادر سرزمین من زنی است که با آغاز سال نو چشم به راه بود تا جگر گوشه اش در را باز کند و او را در آغوش بکشد اما عید گذشت و آن مادر جز چند قطره اشک که بر پهنای صورتش خشک شده گرمای دیگری را احساس نکرد و حالا باز هم در انتظار است تا فقط یکبار دیگر جمله ی مادرم روزت مبارک را بشنود! زندگی این روزهای ما کمی متفاوت شده است.این روزها هستند کسانی که خیلی راحت خیلی چیزها را به زبان می آورند بدون اینکه به عاقبت کارشان فکر کنند .خیلی راحت کار و زندگیشان را به بودن در کنار کسی که زندگیشان را مدیون او هستند ترجیح می دهند و در نهایت به بهانه ی مشغله های زندگی دست مادر و پدرانشان را می گیرند او را به آخر دنیا می برند! آری اخر دنیای این مادران خانه سالمندان است ! اینجا برای بسیاری از این مادران آخر دنیاست. اینجا منتظر نشسته اند تا یا فرزندانشان سری به آنها بزنند و یا مرگشان فرابرسد. دنیای این مادران در انتظار خلاصه میشوند؛ مادری که چه شب ها که نخوابید و لالایی های شبانه اش را برای کودکی خواند که درس محبت را خوب یاد نگرفت! خوب است که این را بخاطر بسپاریم که حق مادرانمان این است تنها بدانیم او به گونه ای ما را حمل کرد که هیچ کس چنین لطفی به دیگری نمی کرد،باکی نداشت از اینکه گرسنه باشد تا ما را سیر سازد،و خود در معرض تابش آفتاب باشد ولی برای تو سایه ای از محبت ایجاد کند و خود رنج بیداری بکشد تاما راحت بخوابیم، حق این مادران این نیست تا حالا که قد علم کردیم و به جایی رسیدیم وجودشان را با مشغله های کاری معاوضه کنیم و لطف و محبت های آنها ر ا فراموش! سلامتی تمام مادران، زنان و شیر زنان سرزمینم که هیچ گاه در مادری خود نسیه ندارند، محبت خود را قرض نمی دهند، برای عشق و ایثار خود چک و سفته نمی گیرند، زنانی که بی ریاترین انسان های زمین اند و فراتر از آن،هر چه دارند می بخشند تا اثبات کنند عشق یعنی مادر.
مطالب مرتبط: زنان باید مادر باشند یا شاغل؟ ارمغان مادران معتاد مادران شاغل و کودکانشان