زمین خشک است و تشنه آب، آسمان تیره و تار و در حسرت بارشی است که غبار از تنش بشوید و مردمان چشم انتظار بارانی که نوید رحمت و گشایش باشد و در این میان از باران خبری نیست که نیست. آیا ما مقصریم که باران نمی بارد؟
گناهانی که مانع باراش باران می شوند!
زمین خشک است و تشنه آب، آسمان تیره و تار و در حسرت بارشی است که غبار از تنش بشوید و مردمان چشم انتظار بارانی که نوید رحمت و گشایش باشد و در این میان از باران خبری نیست که نیست. آیا ما مقصریم که باران نمی بارد؟
در مورد فلسفه بلاها و آفات، سخن بسیار گفته اند. آنچه از بسیارى از آیات قرآن و روایات اسلامى استفاده مى شود، یکى از علل آفات و حوادث سخت زندگى، آلودگى به گناهان است که پیرامون رابطه این دو با یکدیگر بسیار سخن گفته شده است، حتى از بعضى از روایات استفاده مى شود کدام گناه با کدام نوع از بلا رابطه دارد، امام باقر علیه السّلام نقل مىنماید كه رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم فرمودند: پنج چیز است كه اگر به آنها رسیدید، از آنها به خداوند عزّ و جلّ پناه برید:«گناهان بصورت آشكار در جامعهاى رواج پیدا نكرده است، مگر این كه طاعون و امراضى كه در میان پیشینیان آنها كه از دنیا رفتهاند، وجود نداشته است، در میان آنها رواج پیدا مىكند؛ و كمفروشى نكردهاند، مگر این كه با قحطى و تنگدستى و ستم سلطان مجازات شدهاند؛ زكات پرداخت نكردهاند، مگر این كه از باران محروم شدهاند و اگر چهارپایان نبودند باران بر آنها نمىبارید؛ پیمان خداوند عزّ و جلّ و پیمان رسولش را نشكستهاند، مگر این كه خداوند دشمنانشان را بر آنها مسلط نموده و آنان مقدارى از مالشان را گرفتهاند؛ و به غیر احكام الهى قضاوت ننمودهاند، مگر این كه خداوند عذابشان را در میان خودشان قرار داده است. (ثواب الأعمال و عقاب الأعمال/ترجمه بندرریگى؛ص545)
دلیل عقل، نیز این معنا را تأیید مى کند که در میان گناه و قطع نعمت ها رابطه اى وجود دارد زیرا فیض خداوند بر طبق شایستگى ها و لیاقت هاست، هنگامى که انسانها با گناه، عدم شایستگى خودرا اثبات کنند، قطع فیض الهى از آنها طبیعى است.
از قرآن مجید، به خوبى استفاده مى شود که همراه ظهور پیامبران الهى خداوند، مشکلاتى براى امّتها فراهم مى کرد تا آنها را بیدار کند. حوادث دردناک در طول تاریخ امّتها و هنگام بروز غفلت ها از سوى خداوند پیش مى آمده، تا پرده هاى غفلت را کنار بزند و امتها بیدار شوند. به این ترتیب به خوبى روشن مى شود که یکى از طرق تربیت الهى همین حوادث ناگوار طبیعى یا اجتماعى است.
مسأله خشکسالى و عدم نزول باران نیز مى تواند یکى از آنها بوده باشد، امام باقر علیه السّلام فرمودند: بدانید كه هیچ سالى پربارانتر از سال دیگر نیست. تنها چیزى كه هست این است كه نزول باران در هر منطقهاى بستگى به خواست خداوند دارد. بدون تردید هنگامى كه جامعهاى مرتكب گناهان گردند، خداوند عزّ و جلّ بارانى را كه براى آنها قرار داده بود، در آن جا نبارانیده و در بیابانهاى وسیع، دریاها و كوههاى دیگرى نازل مىگرداند. و بدون شک خداوند «جعل» را در لانهاش بخاطر گناهان مردمى كه در كنار آن هستند، با نبارانیدن باران عذاب مىنماید. زیرا كه او مىتواند به مكانى كه در آنجا معصیت نمىشود، برود. (ثواب الأعمال و عقاب الأعمال/ترجمه بندرریگى؛ص543)
خداوند سبحان استغفار از گناه را سبب فزونى رزق، و مایه رحمت خلق قرار داده است و چنین فرموده است: از پروردگار خود آمرزش بطلبید که او بسیار آمرزنده است، برکات خویش را از آسمان بر شما فرو مى فرستد...
در روایتی گناهانی را که از نزول باران جلوگیری می کند از این قرارند: حكم به ناحق قاضیان و شهادت دروغ و كتمان شهادت و منع زكات و منع از قرض اثاث البیت و سنگدلى بر اهل فقر و حاجت و ستم بر یتیم و بیوه زنان نمودن وسائل را رد كردن و رد كردن سائل در شب كه از همه این گناهان به لطف و كرم خداى تعالى پناه مىبریم. (آداب راز ونیاز به درگاه بى نیاز (ترجمه عدة الداعی)؛ج1؛ص175)
راه چاره چیست؟
برای باز گرداندن نعمت ها و برکات الهی چه باید کرد؟ هنگامى که درهاى رحمت الهى بر اثر کثرت گناهان بسته شود، چاره اى جز بازگشت به درگاه او و گشودن درهاى رحمت به وسیله استغفار و توبه حقیقى نیست، امام علی علیه السلام در خطبه 143 نهج البلاغه می فرمایند: «خداوند بندگان خویش را به هنگامى که اعمال بد انجام مى دهند به کمبود میوه ها و جلوگیرى از نزول برکات آسمان و بستن درهاى گنج هاى خیرات مبتلا مى سازد، تا توبه کاران توبه کنند، گنهکاران دست از گناه بکشند، پندپذیران پند گیرند و عاصیان از گناه باز ایستند».
سپس امام(علیه السلام) همچون طبیبى حاذق که پس از تشخیص درد، راه درمان را نشان مى دهد چنین مى فرماید: «خداوند سبحان استغفار از گناه را سبب فزونى رزق، و مایه رحمت خلق قرار داده است و (در سوره نوح آیات 10 و 11 و 12) چنین فرموده است: از پروردگار خود آمرزش بطلبید که او بسیار آمرزنده است، برکات خویش را از آسمان بر شما فرو مى فرستد، با بخشش اموال و فرزندان، شما را کمک مى کند، و باغ هاى سرسبز و نهرهاى جارى در اختیارتان قرار مى دهد!» در حدیث پر معنایى از امام على(علیه السلام) چنین مى خوانیم: کسى نزد امیرمومنان (علیه السلام) آمد عرض کرد: یا امیرالمومنین (علیه السلام) ! گناهان فراوان کرده ام، دعا کنید خدا مرا ببخشد، فرمود: «برو استغفار کن». دیگرى آمد عرض کرد: مزارع ما از کم آبى خشک شده، دعا کنید خدا باران بفرستد، فرمود: «برو استغفار کن».(پیام امیرالمومنین علیه السلام ج5)
یک سوال
چرا در کشورهای دیگر که از نظر ما مسلمانان کافر قلمداد می شوند شاهد برکات آسمانی و نعمت های فراوان هستیم در حالی که فسق و فجور در بینشان بیداد می کند؟ برای پاسخ روایتی از امام صادق علیه السّلام را نقل می کنیم که فرمود: سخت ترین مردم از لحاظ بلا كشیدن پیغمبرانند، سپس اوصیاء آنها، و سپس هر كه از مردم نمونه آنهاست بترتیب، و مومن فقط به اندازه اعمال نیكش مبتلا شود، پس هر كه دینش درست و عملش نیكو باشد بلایش سخت است، و این براى آنست كه خداى عز و جل دنیا را پاداش مومن و كیفر كافر قرار نداده است، و هر كه دینش نادرست و عملش ضعیف باشد، بلایش اندك است، بلا به مومن پرهیزگار از باران به زمین شب زودتر میرسد. (أصول الكافی/ترجمه مصطفوى؛ج3؛ ص358)
در روایتی گناهانی را که از نزول باران جلوگیری می کند از این قرارند: حكم به ناحق قاضیان و شهادت دروغ و كتمان شهادت و منع زكات و منع از قرض اثاث البیت و سنگدلى بر اهل فقر و حاجت و ستم بر یتیم و بیوه زنان نمودن وسائل را رد كردن و رد كردن سائل در شب كه از همه این گناهان به لطف و كرم خداى تعالى پناه مىبریم
بلا در این دنیا برای مومن نشان لطف و رحمت پروردگار اوست تا بدین وسیله هم غبار از دل او بزداید و او را از عذاب اخروی رها سازد و نیز با امتحانات سخت رتبه و منزلت او را نزد خویش ارتقا بخشد. اگر انسانی در گناهان خویش غوطه ور شده و هرگونه گناهی را مرتکب می شود ولی با این حال در ناز و نعمت به سر می برد، این نشانه دینداری او نیست بلکه نشان دهنده این است که خداوند او را رها کرده و کم کم او را در عذاب خود فرو می برد. به بیان دیگر می توان اینگونه تعبیر کرد: خشکسالی نشانه گناهکاری است اما فراوانی نشانه دینداری نیست.
بله عدم نزول باران اثر وضعی گناهانی است که هر یک از ما مرتکب شده ایم و از آن غافلیم و پدیده خشکسالی زنگ هشداری است تا ما را به خود آورده و از خواب غفلت بیدار کند تا حقیقت وجودی فراموش شدیمان را دریابیم .
به چشم خویش دیدم در گذرگاه/ که زد بر جان موری مرغکی راه
هنوز از صید منقارش نپرداخت/ که مرغی دیگر آمد کار او ساخت
چو بد کردی مباش ایمن ز آفات/ که واجب شد طبیعت را مکافات
مریم پناهنده
کارشناس ارشد فلسفه
بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان
مطالب مرتبط:
5 گناهی که پرده عصمت را می درند!
پیامدهای اُخروی و معنوی غیبت!
از مکافات عمل غافل مشو !
گناهان کوچک بخشیده نمیشود



