در تاریخ زندگى پیامبران آمده است كه نام پدر حضرت ابراهیم(ع) «تارخ» بوده است. اما در قرآن آمده كه ابراهیم پدرش «آزر» را از بتپرستى نهى مىكند و پرستش بتها را دلیل بر گمراهى او و قومش مىداند.
سوره ی انعام - آیات 74 الی 83
آزر چه كسى بود
در تاریخ زندگى پیامبران آمده است كه نام پدر حضرت ابراهیم(ع) «تارخ» بوده است. اما در قرآن آمده كه ابراهیم پدرش «آزر» را از بتپرستى نهى مىكند و پرستش بتها را دلیل بر گمراهى او و قومش مىداند. البته این در صورتى است كه كلمه «اب» را پدر معنى كنیم. اما در زبان عربى این كلمه تنها به معنى پدر نیست و به پدر بزرگ، عمو، مربى، معلم و كسانى كه براى انسان زحمت كشیدهاند نیز «اب» گفته مىشود. به هر حال، از آنجا كه نیاكان حضرت محمد(ص) خداپرست بودند و حضرت ابراهیم(ع) نیز از نیاكان رسول اكرم(ص) است، و با استفاده از روایات، چنین به نظر مىرسد كه آزر بزرگ قبیله خود بوده و حضرت ابراهیم(ع) تلاش مىكرد تا او را به راه راست هدایت كند. زیرا به این ترتیب قوم او نیز بهتر و آسانتر هدایت مىشدند.
ترجمه آیه قرآن، این موضوع را روشنتر مىسازد:
و هنگامى كه ابراهیم به پدرش آزر گفت: آیا بتان را به خدایى مىگیرى؟ به راستى كه تو و قومت را در گمراهى آشكارى مىبینم.
آیه 74
این پروردگار من است
حضرت ابراهیم(ع) در زمانى به پیامبرى برگزیده شد كه مردم به جاى خداى یگانه، بتها، ستارگان، ماه و خورشید را مىپرستیدند. او براى هدایت مردم، بسیار تلاش مىكرد و هر گروه از آنان را به روشى خاص راهنمایى مىكرد. براى این كه به آن مردم مشرك و بتپرست بفهماند پرستش خورشید، ماه و ستارگان كارى بیهوده و باطل است، ابتدا با آنان همراه شد و بعد، با دلیل و برهان، بیهودگىِ كارشان را توضیح داد و گفت: «خدایى كه غروب مىكند و تاریك مىشود شایسته پرستش نیست، بلكه پرستش مخصوص خدایى است كه تمام موجودات را آفریده است.»
ماجراى گفتوگوى او با ستارهپرستان، ماهپرستان و خورشیدپرستان را در قرآن مىخوانیم:
و این چنین ملكوت آسمانها و زمین را به ابراهیم نشان دادیم تا اهل یقین شود. پس هنگامى كه شب او را پوشاند، ستارهاى دید؛ گفت: این پروردگار من است. پس هنگامى كه غروب كرد، گفت: من غروب كنندگان را دوست ندارم. پس وقتى ماه را دید كه طلوع كرد، گفت: این پروردگار من است. پس هنگامى كه غروب كرد، گفت: اگر پروردگارم مرا هدایت نكند، مسلماً از گروه گمراهان خواهم بود. پس وقتى خورشید را دید كه طلوع كرد، گفت: این پروردگار من است. این بزرگتر است. پس وقتى كه غروب كرد، گفت: اى قوم! من از آنچه شریك قرار مىدهید، بیزارم به یقین من با اخلاص به كسى كه آسمانها و زمین را آفریده است، روى آوردم و من از مشركان نیستم.
آیات 75 الى 79
كدام گروه باید بترسد
مردم مشرك و بتپرست، با حضرت ابراهیم(ع) بسیار بحث مىكردند و سعى داشتند او را با خود هم عقیده كنند، اما چون براى شرك و بتپرستى خود دلیل روشنى نداشتند، حضرت ابراهیم(ع) را از قهر و خشم خدایان مىترساندند و او را تهدید مىكردند كه اگر از سخنان خود دست برندارد، گرفتار عذاب و مجازات خدایان خواهد شد. پاسخ حضرت ابراهیم(ع) را به آنان در قرآن چنین مىخوانیم:
و قومش با او به گفتوگو پرداختند. گفت: آیا دربارهی خدا با من گفتوگو مىكنید؟ حال آن كه به یقین او مرا هدایت كرده؛ و از آنچه با او شریك مىسازید نمىترسم؛ مگر آن كه پروردگارم چیزى را بخواهد. دانش پروردگارم همه چیز را دربرگرفته. آیا پند نمىگیرید؟ و چگونه از آنچه شریك او مىسازید بترسم؛ و شما از این كه براى الله شریك قرار دادید نمىترسید، در حالى كه براى آن، هیچ دلیلى بر شما نازل نكرده است؟ پس كدام یك از دو گروه به ایمنى شایستهتر است اگر مىدانید؟ كسانى كه ایمان آوردند و ایمان خود را با ظلم نپوشاندند؛ آنان ایمنى دارند و آنان هدایت یافتهاند، و این دلیل ماست كه به ابراهیم در برابر قومش بخشیدیم. درجات هر كس را كه بخواهیم، بالا مىبریم. به راستى كه پروردگارت حكیم داناست.
آیات 80 الى 83
فرزانه زنبقی
نشر لک لک
منبع: آشنایی با قرآن کریم برای نوجوانان جزء هفتم - سورهی انعام
مطالب مرتبط:
سورهی انعام - آیات 63 الی ٧٣
سورهی انعام - آیات ٥٢ الی ٦٢
سورهی انعام - آیات ٤٦ الی ٥١


