صندوق عهد، صندوقى بود كه مادر موسى(ع)، او را در آن گذاشت و به آب افكند. صندوق به وسیله ی فرعونیان از آب گرفته شد و موسى (ع) را از آن بیرون آوردند. از آن هنگام صندوق در دستگاه فرعون نگهدارى مىشد و سپس به دست بنىاسرائیل افتاد.
داستان طالوت و جالوت
صندوق عهد، صندوقى بود كه مادر موسى(ع)، او را در آن گذاشت و به آب افكند. صندوق به وسیلهی فرعونیان از آب گرفته شد و موسى (ع) را از آن بیرون آوردند. از آن هنگام صندوق در دستگاه فرعون نگهدارى مىشد و سپس به دست بنىاسرائیل افتاد.
حضرت موسى(ع)، لوحهاى مقدس كه احكام خدا بر آن نوشته شده بود و زره و یادگارهاى دیگرى را در صندوق گذاشت و آن را به جانشین خود «یوشع بن نون» سپرد.
بنىاسرائیل، این صندوق خاطرهانگیز را محترم و مقدس مىشمردند. صندوق در جنگها به آنان آرامش مىبخشید و سبب پایداریشان مىشد؛ ولى كمكم ایمانشان ضعیف شد و سرپیچى و قانون شكنى را آغاز كردند. قوم یهود چنان ضعیف شد كه در برابر كوچكترین دشمنانش هم قدرت دفاع نداشتند تا آن كه دشمنان، آنان را از سرزمین خود بیرون كردند و فرزندانشان را به اسارت گرفتند.
سالها به این وضع گذشت. خداوند پیامبرى به نام «شموئیل» براى راهنمایى آنان فرستاد. قوم یهود كه از ظلم و ستم دشمنان خسته شده بودند، دور او جمع شدند و از او خواستند تا برایشان فرمانروایى انتخاب كند كه همگى تحت فرمان او باشند و با وحدت و یكدلى بر دشمنان پیروز شوند.
شموئیل كه قوم یهود راخوب مىشناخت و مىدانست كه مردمِ وفادارى نیستند، به آنان گفت: مىترسم اگر برایتان فرماندهى انتخاب كنم، به شما فرمان جنگ بدهد و شما از او اطاعت نكنید.
گفتند: چگونه ممكن است ما از فرمان جنگ سرپیچى كنیم، در حالى كه دشمن، سرزمین ما را اشغال كرده و فرزندان ما را به اسارت گرفته است؟
شموئیل به درگاه خداوند دعا كرد و از او خواست تا براى مردمش، پادشاهى انتخاب كند. بر او وحى آمد كه طالوت را به فرمانروایى ایشان برگزیدم. شموئیل گفت: خداوندا من طالوت را ندیدهام و نمىشناسم. وحى آمد: ما او را به جانب تو خواهیم فرستاد. هنگامى كه او نزد تو آمد، فرماندهى سپاه و پرچم جهاد را به دست او بسپار.
طالوت، بلند قامت، تنومند، خوش اندام، نیرومند، بسیار زیرك، دانشمند و با تدبیر بود. او شهرتى نداشت و با پدرش در یكى از دهكدهها در ساحل رودخانهاى زندگى مىكرد. چهارپایان را به چرا مىبرد و كشاورزى مىكرد.
روزى، تعدادى از چهارپایان او در بیابان گم شدند. طالوت همراه یكى از دوستانش به جستجوى آنها رفت. چند روزى جستجو كردند تا این كه به نزدیكى شهر «صوف» رسیدند. وارد شهر شدند و نزد پیامبر رفتند. بر پیامبر وحى آمد كه این همان شخصى است كه دربارهاش به تو فرمان دادهایم. هنگامى كه طالوت سرگذشت خود را براى پیامبر شرح داد، او فرمود: چهارپایان تو، هم اكنون در راه دهكده به سوى باغستان پدرت روانه هستند؛ نگران نباش، اما من تو را به كار بسیار بزرگى دعوت مىكنم. خداوند تو را مأمور نجات بنىاسرائیل ساخته است. شموئیل او را به قوم خود معرفى كرد. اما قوم بنىاسرائیل زبان به اعتراض گشودند و گفتند: چگونه او مىتواند بر ما حكومت كند در حالى كه ما از او برتریم. او شهرت خانوادگى و مال و ثروت ندارد.
شموئیل گفت: شایستگى فرماندهى به نیروى جسمى و قدرت روحى است نه به مال و ثروت. خدا او را انتخاب كرده و نشانهاش این است كه «صندوق عهد» به سوى شما بازمىگردد.
چیزى نگذشت كه صندوق عهد بر آنان ظاهر شد و با دیدن این نشانه، فرماندهى طالوت را پذیرفتند. داستان را در قرآن چنین مىخوانیم:
آیا از بزرگان بنىاسرائیل بعد از موسى خبر ندارى! آنگاه كه به پیامبرشان گفتند: براى ما فرمانده انتخاب كن كه در راه خدا بجنگیم. گفت: آیا اگر بر شما جنگ واجب شود، از پیكار سرپیچى نمىكنید؟ گفتند: چرا در راه خدا نجنگیم در حالى كه از دیارمان و فرزندانمان رانده شدهایم؟
پس هنگامى كه جنگ بر آنان واجب شد، به جز عدهی كمى از ایشان، پشت كردند و خداوند به ستمكاران داناست. و پیامبرشان به آنان گفت: خداوند، طالوت را براى فرماندهى شما برگزیده است. گفتند: چگونه او بر ما فرماندهى كند، با آن كه ما به فرماندهى از او شایستهتریم و مال زیادى به او داده نشده؟ گفت: خداوند او را بر شما برگزیده و بر دانش و توان او افزوده است. خداوند فرمانروایىِ خود را به هر كس كه بخواهد مىدهد و خدا گشایش دهندهی داناست.
و پیامبرشان به آنان گفت: نشانهی فرماندهى او این است كه آن صندوق كه آرامش از جانب پروردگارتان و یادگارىهاى خاندان موسى و خاندان هارون در آن است در حالى كه فرشتگان حملش مىكنند، نزد شما مىآید. به راستى كه اگر مومن باشید، در آن نشانهاى براى شماست.
آیات 246 الى 248
فرزانه زنبقی
نشر لک لک
آشنایی با قرآن کریم برای نوجوانان جزء دوم قرآن، آیات 142 الی 252 سوره ی بقره


