روزی مردی پیش پیغمبر آمد و شکایت کرد که همسایه اش او را اذیت می کند، پیغمبر فرمود صبرکن

جمعه ۲۸ آذر ۱۳۹۳ - ۰۰:۰۰
همسایه مزاحم
امربه معروف و نهی از منکر مرد مزاحم که متوجه بردباری و تحمل همسایه اش شد، شرمنده شد و پشیمان گردید و نزد او رفت و به او گفت دیگر تو را اذیت و ناراحت نخواهم کرد. همسایه مزاحم روزی مردی پیش پیغمبر آمد و شکایت کرد که همسایه اش او را اذیت می کند، پیغمبر فرمود صبرکن، مرد چند بار به پیغمبر مراجعه کرد و هر بار پیامبر (ص) از او خواست که صبر کند. مرد مزاحم که متوجه بردباری و تحمل همسایه اش شد، شرمنده شد و پشیمان گردید و نزد او رفت و به او گفت دیگر تو را اذیت و ناراحت نخواهم کرد. مقصود نعیمی ذاکر نشر لک لک منبع: آموزش مفاهیم دینی به خردسالان، کتاب راهنمای آموزش قصه

برچسب‌ها

پربازدیدها

پربحث‌ها