چگونه جامعه ما از نزدیکی هنرمندان و ورزشکاران سود می برد؟
پتانسیلی که بی بهره باقی مانده
ورزش و هنر دو مقوله ای به شمار می روند که همواره نگاه ها و حواشی فراوانی را به همراه داشته است.
رابطه ورزش و هنر از همان ابتدا روی یک فرمول ساده و ثابت بنا شد. در کشور ما هم روال تقریبا همانگونه بود که در بقیه نقاط جهان جریان داشت.قبل از پیروزی انقلاب،هنرمندان و فوتبالیست ها رابطه بسیار نزدیکی را داشتند و در این بین نقل و انتقالاتی هم صورت گرفت. محمد علی فردین از کشتی گیران سرشناس تیم ملی بود که وارد سینما شد و توانست به مهمترین هنرمند عصر خود مبدل شود.اما پس از پیروزی انقلاب و با توجه به باز تولید هنجارها و باید و نباید ها یک وقفه تقریبا طولانی در این رابطه به وجود آمد. به عنوان مثال در دهه شصت و هفتاد کمتر شاهد مراوده نزدیک ورزشکاران و هنرمندان بودیم یا اگر وجود داشت در عرصه رسانه ها نبود. اما با تغییراتی که در ورزش کشور رخ داد و همچنین وضعیت سینما، حالا شاهد نزدیکی بی سابقه این دو قشر هستیم. هنرمندان سینما و موسیقی دوستان نزدیک ستاره های ورزش و مخصوصا فوتبال به حساب می آیند. دیگر برای هنرمندان بد نیست در مورد ورزش اظهار نظر کنند و برعکس انها تا جایی که می شود خود را به ورزش و فوتبال نزدیک می کنند.
کدام ورزشکاران،هنرمند شدند؟
نگاهی به لیست بلند بالای هنرمندان و بازیگران نشان می دهد ورود ورزشی ها به سینما چندان موفقیت آمیز نبوده است. شاید پژمان جمشیدی تنها نمونه کاملا موفق این انتقال محسوب شود. البته او به واسطه یک سریال، فوتبال محور وارد این دنیا شد که فیلنامه قوی و کارگردانی خوب در این موفقیت نقش بسزایی را داشت. پژمان جمشیدی در دومین کار هنری اش که یک تله فیلم هم بود به خوبی توانست از نقشش بر بیاید و حالا وارد دنیای تئاتر شده است.
روزی که تختی کتش را در آورد و یک تنه برای زلزله زدگان بوئین زهرا کمک مالی جمع کرد فضای رسانه و اطلاع رسانی به هیچ وجه شکل امروز نبود.اگرچه چهره ای شبیه به کاریزمای تختی امروز در عالم ورزش نیست اما از تجمیع هنرمندان و ورزشکاران می شود همان سودی را برد که 4 دهه قبل تختی یک تنه آن را به جامعه ما ارزانی داشت
علی انصاریان هم به تازگی در یک فیلم نقش ایفا کرده . او پیش از این شانسش را در مراوده با مردان موسیقی ازمود اما در انجا موفقیتی حاصل نشد و حالا می خواهد در دنیای سینما بختش را امتحان کند. اما فوتبالیست ها و ورزشکاران دیگر فعلا ترجیح می دهند بیشتر از راه موسیقی به دنیای هنر وارد شوند. بازیکنانی مثل رضا عنایتی، نیما نکیسا از پیشگامان این راه به حساب می آیند اما موفقیت انها چندان زیاد نبود. در بین بسکتبالیست ها هم یک بار حامد حدادی در پروژه مختار نامه هنرنمایی کرد که با توجه به نقشش که رابطه مستقیمی با فیزیک مناسبش داشت بعید به نظر می رسد حامد باز هم بخواهد کاری هنری انجام دهد. در مابقی موارد دیگر نمونه چندان بزرگی که کار موفقیت آمیزی داشته باشد وجود ندارد جز چند نقش کوتاه که بازیکنانی آرش برهانی ، کریم باقری ، خسرو حیدری در چند سریال به عهده گرفتند.
اول بازیگر بعد هنرمند؟
اما بر خلاف ورزشی ها که وارد سینما شدند و همچنان می شوند هیچ نمونه ای از دنیایی هنرمندان سراغ نداریم که ابتدا وارد هنر شده باشند و سپس به ورزش حرفه ای روی اورده باشند.با این وجود در طول یک دهه اخیر روند علاقه هنرمندان به ورزش و فوتبال سرعت بسیار بالایی به خود گرفته است. با توجه به ذات ورزش که سن و سال در ان اولویت نخست به حساب می آید(بر عکس سینما) این عدم ورود به دنیای ورزش چندان هم عجیب نیست اما چرا بر خلاف دو دهه قبل حالا هنرمندان علاقه بیشتری به ورزش پیدا کردند؟ در اینجا نقش اسپانسرها بسیار پر رنگ است. وقتی پول به انداره کاقی وارد فوتبال شد،هنرمندان جوان ترجیح دادند بر خلاف پیشکسوتان خود در بیست سال گذشته روی خوش به فوتبال نشان بدهند. به طوری که حالا تیم هنرمندان را داریم که به صورت کاملا جدی کارش را پیش می برد. اگرچه اهداف انها کاملا خیرخواهانه است و هدف غایی خود را روی امور عام المنفعه بنا نهادند اما اگر قرار بود این تیم مثلا در سال 60 یا 70 تشکیل شود قطعا با استقبال کمتری مواجه می شد. حالا اسپانسرها وارد کارزار شدند و بستر مناسبی مهیا شده تا جامعه ما بیشترین سود را از نزدیکی این دو قشر ببرد.
تفکر دو دهه قبل که کلا فوتبال و فوتبال دوستی را امری چیپ و دم دستی می پنداشت حالا کاملا دگرگون شده و هنرمندان نه تنها از ورزش استقبال می کنند که حتی بهترین دوستان آنها از بین ورزشکاران سرشناس است. با توجه به محبوبیت این دو قشر(هنرمند و ورزشکار) می شود تبلیغ بسیاری از امور اجتماعی و فرهنگی را به عهده تیم آنها گذاشت. همانطور که مردان اقتصادی و اسپانسرها بیش از این از سودمند بودن نزدیکی این دو قشر پرده برداشتند حالا در بسیاری از امور انسان دوستانه می شود از این تلفیق بیشترین بهره را برد. روزی که تختی کتش را در آورد و یک تنه برای زلزله زدگان بوئین زهرا کمک مالی جمع کرد فضای رسانه و اطلاع رسانی به هیچ وجه شکل امروز نبود.اگرچه چهره ای شبیه به کاریزمای تختی امروز در عالم ورزش نیست اما از تجمیع هنرمندان و ورزشکاران می شود همان سودی را برد که 4 دهه قبل تختی یک تنه آن را به جامعه ما ارزانی داشت.
طاهرخانی
بخش ورزشی تبیان



