شرط كمال آن است كه حتى اگر همه مردم او را كامل بدانند، او خود را كامل نداند. در ماجراى حضرت یوسف، برادران، همسر عزیز مصر، شاهد، پادشاه، شیطان، زندانیان همه گواهى به كمال او مى‏دهند، ولى خودش مى‏گوید: «ما أُبَرِّئُ نَفْسِی».

سه‌شنبه ۲۰ خرداد ۱۳۹۳ - ۰۰:۰۰
چگونه انسانی کامل باشیم؟
چگونه انسانی کامل باشیم؟ شرط كمال آن است كه حتى اگر همه مردم او را كامل بدانند، او خود را كامل نداند. در ماجراى حضرت یوسف(ع)، برادران، همسر عزیز مصر، شاهد، پادشاه، شیطان، زندانیان همه گواهى به كمال او مى‏دهند، ولى خودش مى‏گوید: «من هرگز خودم را تبرئه نمی کنم». «من هرگز خودم را تبرئه نمى‏كنم، زیرا نفس (سركش) بسیار به بدیها امر مى‏كند مگر آنکه پروردگارم رحم كند! زیرا پروردگار من آمرزنده و مهربان است» - سوره یوسف (ع)، آیه 53. طبق این آیه، حضرت یوسف علیه السلام عدم خیانت و سربلندى خود را در آزمایش خطیر الهی، مرهون لطف و رحم خداوند مى‏داند و به عنوان یك انسان كه داراى طبیعت انسانى است، خود را تبرئه نمى‏كند. برای دریافت بهره‌ی بیشتر از مفاهیم این آیه شریفه به برخی تفاسیر علما رجوع می کنیم. معنای «أُبَرِّئُ نَفْسىِ» «تبرئه» از مادّه «بَرَءَ» و به معنى رفع نقص و ضعفی می باشد كه به قصد تكمیل، تسویه و اصلاح صورت گیرد. [بر همین اساس] «بارء» که از أسماى حسنى إلهى است، [پس] از تكوین و تقدیر، به عنوان تكمیل کننده موضوع می‌باشد. و «تبرئه از جانب خود انسان» عبارت مى‏شود از تنزیه و دور كردن وجود خود از نواقص و عیوب، یا عملاً و در خارج یا در قول و اظهار و ادّعاء. «نفس» عبارتست از فرد متشخصى كه ذاتى باشد، خواه به تشخص مادى و یا روحانى و یا اعم و مطلق. تبرئه كردن خود به طور مطلق هرگز با مقام حقیقت بینى، حق جویى، توجه به حق و واقعیت مناسب نیست، زیرا انسان ذاتاً در عالم ماده و از عالم ماده بوده و از ملكوت نیست كه بتواند ادعای نزاهت و طهارت مطلق داشته باشد. پس انسان [بر اساس طبیعتش] خواسته‏ها، تمایلات و نیازهایى در زندگى مادى خود پیدا مى‏كند، و قهراً ممكن است با اموری كه از نظر روحى مطلوب نباشد برخورد كند. از این جهت كسى نمی تواند بطور مطلق ادعا كند كه هیچگونه عمل یا فكر سویى در وجود او صورت نگرفته، و از هر نظر از هر گونه نواقص منزه می باشد. [در نتیجه] لازمست به طور كلى توجه به خداوند متعال پیدا كرده و از او یارى و توفیق خواست تا از آفات مختلف محفوظ باشد. و در هر حال باید خود را مقصر دیده و از خداوند متعال درخواست مغفرت و رحمت داشته باشیم. مراحل نفس علماى اخلاق براى نفس (احساسات و غرائز و عواطف آدمى) سه مرحله قائلند كه در قرآن مجید به آنها اشاره شده است: 1ـ نخست «نفس امّاره» یا نفس سركش است كه انسان را به گناه فرمان مى‏دهد و به هر سو مى‏كشاند و به همین دلیل به آن امّاره‏ گفته‏اند. در این مرحله هنوز عقل و ایمان، آن قدرت را نیافته كه نفس سركش را مهار زند و آن را رام كند بلكه در بسیارى از موارد در برابر او تسلیم مى‏گردد و یا اگر بخواهد گلاویز شود، نفس سركش او را بر زمین مى‏كوبد و شكست مى‏دهد. خطر هواى نفس جدّى است، آن را ساده ننگرید. «إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ» در آیه، چهار نوع تأكید بكار رفته است. (انّ، لام تأكید، صیغه‏ى مبالغه و جمله‏ى اسمیه) این مرحله همان است كه در آیه فوق به آن اشاره شده است و همه بدبختی‌هاى انسان از آن است. خطر هواى نفس جدّى است، آن را ساده ننگرید. «إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ» در یه، چهار نوع تأكید بكار رفته است. (انّ، لام تأكید، صیغه‏ى مبالغه و جمله‏ى اسمیه) 2ـ مرحله دوم «نفس لوّامه» است كه پس از تعلیم و تربیت و مجاهدت، انسان به آن ارتقاء مى‏یابد. در این مرحله ممكن است [انسان] بر اثر طغیان غرائز، گهگاه مرتكب خلافهایى بشود اما فورا پشیمان مى‏گردد، به ملامت و سرزنش خویش مى‏پردازد، تصمیم بر جبران گناه مى‏گیرد و دل و جان را با آب توبه مى‏شوید. به تعبیر دیگر در مبارزه عقل و نفس گاهى عقل پیروز مى‏شود و گاهى نفس، ولى به هر حال كفه سنگین از آن عقل و ایمان است. البته براى رسیدن به این مرحله جهاد اكبر، تمرین كافى، تربیت در مكتب استاد و الهام گرفتن از سخن خدا و سنت پیشوایان لازم است. این مرحله همان است كه قرآن مجید در سوره «قیامت» به آن سوگند یاد كرده است؛ سوگندى كه نشانه عظمت آن است «لا أُقْسِمُ بِیَوْمِ الْقِیامَةِ وَ لا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَةِ» سوگند به روز رستاخیز و سوگند به نفس سرزنشگر! 3ـ مرحله سوم «نفس مطمئنه» است و آن مرحله‏اى است كه پس از تصفیه و تهذیب و تربیت كامل، انسان به مرحله‏اى مى‏رسد كه غرائز سركش در برابر او رام مى‏شوند و سپر مى‏اندازند و توانایى پیكار با عقل و ایمان در خود نمى‏بینند چرا كه عقل و ایمان آن قدر نیرومند شده‏اند كه غرائز نفسانى در برابر آن توانایى چندانى ندارد. این همان مرحله آرامش و سكینه و مقام انبیاء و اولیا و پیروان راستین آنها است؛ آنهایى كه در مكتب مردان خدا درس ایمان و تقوا آموختند و سالها به تهذیب نفس پرداخته و جهاد اكبر را به مرحله نهایى رسانده‏اند. این همان است كه قرآن در سوره «فجر» به آن اشاره مى‏كند، آنجا كه مى‏گوید: «یا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِی إِلى‏ رَبِّكِ راضِیَةً مَرْضِیَّةً فَادْخُلِی فِی عِبادِی وَ ادْخُلِی جَنَّتِی» اى نفس مطمئن و آرام باز گرد به سوى پروردگارت كه هم تو از او خشنود هستى، و هم او از تو، و داخل در زمره بندگان خاص من شو، و در بهشتم گام نه!» پیام‏های آیه 1. هرگز خود را به پاكى نستائیم و تبرئه نكنیم: «ما أُبَرِّئُ نَفْسِی» 2ـ شرط كمال آن است كه حتى اگر همه مردم او را كامل بدانند، او خود را كامل نداند. در ماجراى حضرت یوسف برادران، همسر عزیز مصر، شاهد، پادشاه، شیطان، زندانیان همه گواهى به كمال او مى‏دهند، ولى خودش مى‏گوید: «ما أُبَرِّئُ نَفْسِی» 3ـ خطر هواى نفس جدّى است، آن را ساده ننگرید. «إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ» در آیه، چهار نوع تأكید بكار رفته است. (انّ، لام تأكید، صیغه‏ى مبالغه و جمله‏ى اسمیه) 4ـ انبیا با آنكه معصومند، اما غرائز انسانى دارند. «إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ» 5ـ هم از پاكى و عفت خود در برابر تهمت‏ها باید دفاع كرد و هم به شرور نفس اعتراف نمود و به خدا پناه برد. «إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ» 6ـ نفس، خواهش خود را تكرار مى‏كند تا انسان را گرفتار كند. «لَأَمَّارَةٌ» 7ـ اگر انسان به طور طبیعى و غریزى، در مدار لطف حقّ قرار نگیرد، گرایش منفى دارد. «لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ» 8ـ تنها رحمت خدا مایه نجات است. اگر انسان به حال خود رها شود، سقوط مى‏كند. «إِلَّا ما رَحِمَ» 9ـ یوسف، تحت تربیت مخصوص خداوند است. كلمه «رَبِّی» تكرار شده است؛ «رَحِمَ رَبىّ‏ إِنَّ رَبىّ» 10ـ مربّى باید رحمت و بخشش داشته باشد. «إِنَّ رَبِّی غَفُورٌ رَحِیمٌ» 11ـ بخشودگى، مقدمه‏ى دریافت رحمت الهى است. اول مى‏فرماید: «غَفُورٌ» بعد مى‏فرماید: «رَحِیمٌ» 12ـ على رغم تمام خطرات، از رحمت او مأیوس نشویم. «غَفُورٌ رَحِیمٌ» حرف آخر در روایات متعدد نیز خطرات نفس مطرح شده و راضى بودن از نفس را نشانه‏ى فساد عقل و بزرگ‏ترین دام شیطان دانسته‏اند. پس «پروردگارا! به ما كمك كن كه در پرتو آیات نورانى قرآنت نفس «امّاره» را به «لوّامه» و از آن به مرحله نفس «مطمئنه» ارتقاء بخشیم، روحى مطمئن و آرام پیدا كنیم كه طوفان حوادث متزلزل و مضطربش نسازد. در برابر دشمنان قوى و نیرومند و در مقابل زرق و برق دنیا بى‏اعتنا و در سختیها شكیبا و بردبار باشیم». فرآوری: لیلا علیخواه بخش خانواده ایرانی تبیان منابع: قرائتى، محسن، تفسیر نور، تهران، مركز فرهنگى درسهایى از قرآن، 1383 مصطفوى، حسن، تفسیر روشن، تهران، مركز نشر كتاب، 1380 مكارم شیرازى ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الكتب الإسلامیه، 1374 مطالب مرتبط: چقدر خودت را می شناسی؟ صادقانه با خودت روبرو شو! کمی به خودتان گیر بدهید!

برچسب‌ها

پربازدیدها

پربحث‌ها