فیلمنامه نویسی که خوب بازی می کند

او درکنار فیلمنامه نویسی هر از چندگاهی جلوی دوربین هم ظاهر می شود؛ نمونه اش فیلم در حال اکران «زندگی مشترک آقای محمودی و بانو» و البته «طبقه حساس». با قاسمخانی به این بهانه گفت و گویی انجام شده که در ادامه می خوانید:
نوع بازی و راحتی تان با دوربین این احساس را به وجود می آورد كه انگار سال ها تجربه بازیگری با كارگردان های مختلف را داشته اید. با این وجود چرا پیش از این از بازیگری كناره می گرفتید؟
به سادگی می شود گفت در زمان بازیگری به من خوش نمی گذرد. احساس نمی كنم كار خیلی خلاقانه یی انجام می دهم. فكر نمی كنم بتوانم شخصیت های متفاوت را بازی كنم. سعی می كنم به كاری كه سقف پرواز بلندی در آن ندارم، خیلی نزدیك نشوم.
مثالی كه می زنید می تواند یك تیپ باشد و مشكل شما هم همین باشد.
نه در قالب شخصیت های مختلف فرو رفتن این طور است. به عنوان یك بازیگر خوب می توانم محسن تنابنده را مثال بزنم كه می تواند در یك لحظه قاعده را عوض كند و تبدیل به یك آدم دیگر شود. همین طور فرخ نژاد كه در فیلم های مختلف انگار آدم متفاوتی است. اما من این توانایی را ندارم.
پس اگر این سال ها كمتر جلوی دوربین ظاهر شدید، دلیلش این نبود كه دوست نداشتید در قاب سینما ظاهر شوید.
یك مجموعه دلایل است. در زمان نوشتن به هم خوش می گذرد، در زمان بازی كردن به هم خوش نمی گذرد. وقتی جلوی دوربین هستم، فكر می كنم این سكانس را می شود به بی نهایت شكل بازی كرد. من یكی اش را بلدم و حداكثر زورم به دوتای دیگر می رسد. یعنی محدودیتی كه فیزیك و ظاهرم ایجاد می كند را حس می كنم. آزادی ای كه نوشتن می دهد خیلی بیشتر از بازیگری است. ضمن اینكه بازیگری عارضه یی به نام شهرت ظاهری هم دارد.
دوست ندارید در خیابان و این طرف و آن طرف شناخته شوید؟
نه.
اما عملاشناخته شده اید. چون وقتی در طبقه حساس با بهاره رهنما همبازی بودید، خنده تماشاگر در اولین برخورد با تصویر شما به عنوان یك مرده نشان می داد كه شما را به خوبی می شناسد.
این چیزی نیست كه بخواهم از آن در بروم. نیمچه شناختی كه مردم از چهره ام دارند، همیشه باعث لطف و محبت آنها شده و چیزی به جز علاقه و كمك و لطف از آنها دریافت نكرده ام. خودم این شكلی هستم كه وقتی جایی هستم، سنگینی نگاهی را روی خودم احساس كنم، معذب می شوم.
پس در همین حدش كافی است؟
بله.
پس چه عاملی باعث می شود حضوری اینقدر كوتاه در طبقه حساس داشته باشید؟
طبقه حساس فیلمنامه مورد علاقه ام بود. كلنجارهایم را با حبیب رضایی و آقای تبریزی رفتم اما درگیری هایم كمتر از سن پترزبورگ و زندگی مشترك آقای محمودی و بانو بود. نقش جنازه را در طبقه حساس قرار بود مانی حقیقی بازی كند كه نشد. اسمش را نمی شد بازیگری گذاشت، نقش جنازه بود دیگر! این برایم شكل یك یادگاری را داشت كه در فیلمی باشم كه دوستش دارم.
به عنوان نویسنده یی كه در نوشتن فیلمنامه های كمدی حرف اول را می زنید و تا جایی كه یادم هست تمام فیلمنامه هایی كه نوشته اید خوب فروخته اند و مورد توجه منتقدان هم قرار گرفته، به طور كل عامل فروش فیلمنامه های كمدی را چه چیز می دانید؟
عوامل مختلفی وجود دارد اما مهم ترین عامل این است كه مردم از یك كمدی می خواهند به اندازه كافی بامزه باشد و موقعیت های خنده دار در آن وجود داشته باشد. كسی كه كمدی می سازد باید به خوبی آن را بشناسد تا بتواند موقعیت های خوبی را طراحی كند. اگر زمانی یك كمدی نمی فروشد، مهم ترین دلیلش این است كه به اندازه كافی از تماشاگر خنده نمی گیرد.
با سروش صحت و محسن تنابنده رفته بودیم مالزی. مردم دوربین را دست محسن تنابنده می دادند تا از آنها و سروش عكس بگیرد. سروش می گفت محسن خودش بازیگر است، دو تا سیمرغ گرفته، مردم باور نمی كردند و غش غش می خندیدند! سروش می گفت اسم فیلمش هست استشهادی برای خدا. مردم بیشتر می خندیدند كه اینكه اسم فیلم نیست! می گفت اسم فیلم دیگرش هست چند كیلو خرما برای مراسم تدفین و باز مردم بیشتر می خندیدند!
بازیگر چقدر در موفقیت كمدی تاثیر دارد؟
حتما موثر است. بعضی از بازیگران كمدی را می فهمند و زمان سنجی كمدی در خون شان است و می توانند با ظرافت و بدون اغراق شوخی را دربیاورند. اما مهم تر از بازیگر، كارگردانی است كه بتواند با گرفتن بازی درست و به اندازه از بازیگر و با كمك مونتاژ درست بتواند به موقعیت كمدی جان بدهد. اگر بخواهیم اولویت بندی كنیم، بازیگر بعد از فیلمنامه و كارگردان قرار می گیرد.
لطفا به این سوال صادقانه جواب بدهید! چقدر معتقدید كه در تلویزیون و سینما ستاره سازی كرده اید؟ چون خیلی از بازیگران بودند كه توسط فیلمنامه های شما شناخته شدند. حتی بسیاری از بازیگران معروف، درخشش شان در فیلم هایی بود كه فیلمنامه آنها نوشته شما بود.
خیلی وقت ها فكر كرده ام كه تجربه همكاری ام با كارگردان هایی كه كار كرده ام، برای هر دو نفرمان نتیجه خوبی داشته است. من و كارگردانی كه با هم كار كرده ایم، هر دو همدیگر را بالابرده ایم. شانس ما هم بوده كه استعدادی مثل پژمان جمشیدی را پیدا كردیم كه چنین پتانسیلی داشت یا بهنام تشكر را پیدا كردیم كه قبلاخودش را در تئاتر ثابت كرده بود. اما كشف بازیگران و ستاره شدن آنها بیشتر به كارگردان مربوط است. درست است كه من هم نظرم را داده ام اما این كارگردان است كه بازیگر را كشف كرده و خمیرمایه او را به شكل درست درآورده است.
خاطره های دیگران چقدر در كارتان تاثیر دارد؟
مورد دقیقی یادم نمی آید ولی كلاشیوه روایت مردم و مدل قصه گویی شان برایم جذاب است. مثلاپدر بهاره وقت تعریف كردن یك خاطره، روایت جالبی دارد. خیلی خوب در زمان جلو و عقب می رود و شیوه روایتش مدرن است. گاهی فرم تعریف این خاطره ها آنقدر جالب هستند كه یادداشت می كنم تا جایی از آنها استفاده كنم. از درون این حرف ها، بیشتر از خاطره، مدل های روایت را پیدا می كنم. البته از همه استفاده نكرده ام اما همه را دارم. جنس دیالوگ ها برایم جالب تر است تا قصه. از آنجایی كه كارم فیلمنامه نویسی است، بعضی ها برایم خاطراتی تعریف می كنند كه از آنها استفاده كنم اما تا به حال چیز دندان گیری یادم نمی آید.
در مورد مصاحبه یی كه داشتید و گفتید كه با مدیری همكاری نمی كنم، مشاوره هایی به او می دهم كمی شفاف سازی كنید. همه هم مهران مدیری و هم شما را دوست دارند و از دیدن همكاری تان خوشحال می شوند.
شفاف این است كه با مهران چند جلسه داشتیم، قرار شد كه مهران در تلویزیون كار كند، قرار بود شب های برره 2 باشد كه بنا به دلایلی نشد. هر دو علاقه مند هستیم كه این همكاری اتفاق بیفتد. اما الان دلم می خواهد بعد از سال ها فیلم خودم را بسازم. الان برای هر دو نفرمان این همكاری مهم است. بنابراین با بچه ها می نشینیم و صحبت می كنیم و تا جایی كه می توانم همكاری می كنم. سرپرستی نویسندگان كاری است كه با توجه به وقت كمی كه دارم از پس آن برنمی آیم. اما وقتی این كارهایی كه در دست دارم تمام شود، احتمال شروع همكاری مان وجود دارد.
منبع:اعتماد (بخش هایی از این گفت و گو برای بازنشر حذف یا خلاصه شده است)


