طرح مسئله مرگ در طول تاریخ سینما یکی از جذاب ترین ایده ها محسوب می شده است. این همه از آن خصوصیت مایه میگیرد که هر امر ناشناخته برای بشر به خودی محل سوال و بحث تعلیق است.
هم آغوشی با مرگ
نگاهی به "طبقه هساث" ساخته کمال تبریزی
طرح مسئله مرگ در طول تاریخ سینما یکی از جذاب ترین ایده ها محسوب می شده است. این همه از آن خصوصیت مایه میگیرد که هر امر ناشناخته برای بشر به خودی محل سوال و بحث تعلیق است.
پس سینما هم از این اصل به خوبی بهره برده و سراغ گرفتن از مسئله مگر از زوایای مختلف موضع ساخت آثار بسیاری بوده است. طرح مسئله مرگ در سینما از دو وجه اصلی مورد توجه بوده است. یکی روبروی شخصیت اصلی با مسئله مرگ و سیر تحولات روحی و فکری و عقیدتی که پیش از وقوع مرگ و پس از آن بر خود سوژه می گذرد. دیگر وجه تاثیر گذار مسئله مرگ ظهور و بروز آن بر پایه اصل فقدان است. به این معنا که اشخاص و رخدادهای اطراف مرگ یک شخصیت دراثر در پی فقدان حضور فیزیکی او دچار فقدان شده و همین خصوصیت محمل وقوع نقاط عطف بسیار و گره افکنی های داستانی با هدف خلق کنش و واکنش های پیشبرنده داستان می شود.
در واقع مرگ همانطور که در گفتمان همیشگی متفکران برجسته و حتی مردم عامی بخش مهمی از زندگی روزمره را تشکیل می شده در سینما نیز محل بحث و استفاده بسیار بوده است.
کمال تبریزی و پیمان قاسم خانی در فیلمنامه "طبقه حساس" سراغ قابلیت های طرح مسئله مرگ با تکیه بر اصل فقدان رفته اند. فیلمنامه این فیلم با دستمایه قرار دادن مرگ همسر شخصیت اصلی داستان یعنی حاج آقا کمالی (رضا عطاران) به تاثیر و تثرهای این فقدان در زندگی او و سایر اعضای خانواده از منظری کمیک می پردازد. این شخصیت اصلی داستان یعنی کمالی است که می بایست از ابتدا تا انتها مسیر تحول و استخاله را پشت سر بگذارد و به سبک خودش با مسئله فقدان چند ده ساله اش کنار بیاید.گره اصلی داستان در ابتدا اما مرگ همسر کمالی نیست چه که او در بدو امر به خوبی با آن کنار آمده است.نقطه عطف داستان دفن یک مرد غریبه در طبقه دوم قبری است که او برای خود و همسرش خریده است.
حاج آقا کمالی(رضا عطاران) به عنوان نمادی از سنت و سطحی نگری و تعصب پس از پشت سرگذاردن مصیبت مرگ همسرش با مصیبتی به مراتب عظیم تر(از ظن خودش) یعنی قرار گرفتن مردی غریبه در قبر دو طبقه همسر متوفی اش روبرو می شود.
حاج آقا کمالی(رضا عطاران) به عنوان نمادی از سنت و سطحی نگری و تعصب پس از پشت سرگذاردن مصیبت مرگ همسرش با مصیبتی به مراتب عظیم تر(از ظن خودش) یعنی قرار گرفتن مردی غریبه در قبر دو طبقه همسر متوفی اش روبرو می شود. حجم تعصب و مدل فکری حاج آقا کمالی او را در موقعیت های کمیکی قرار می دهد که موتور محرک فیلم برای حرکت به سمت نقطه نهایی و همراه کردن مخاط با اثر است. یکی از دیالوگهای اصلی فیلم این جمله است که "غیرت جز اصول دین است" که از زبان کمالی مطرح می شود. میزان تعصب و کوته نظری در شخصیت کمالی آنقدر بالاست که در مصیبت مرگ همسر و از دست دادن او قطره ای اشک نمیریزد و حتی درمراسم ختم او به شوخی و بزله گوی بپردازد، ولی وقتی پای غیرت وسط می آید زنی که سالها کنج خانه کمالی به فراموشی سپرده شده بوده است، تبدیل می شود که هستی و نیستی او و سر و سامان دادن به ماجرای غیرتمندی و مرد غریبه تبدیل می شود که دغدغه بیست و چهارساعته او.
تضاد وحشتناک موقعیت ایجاد شده برای حاج کمالی و داشته ها و بایدها و نبایدهایی که در ذهن پرورانده باعث بروز موقعیت های فیلم شده است. اما همانطور که در بالا مطرح شد تلاش و دست و پا زدنهای شخصیت اصلی داستان برای رسیدن به شرایطی که پیش از وقوع گره داستان برقرار بوده راه به جایی نمی برد. از دیگر سو اما همین کشمکشها در قامت ابزار تطهیرکنندگی و اصلاح گری فکر و روح شخصیت ظاهر می شود تا در نهایت با رسیدن به درک درستی از وقایع بیرونی رجوعی دوباره به خویشتن خویش داشته باشد و از درونی و ناب ترین لایه فکر و روحش به دنیا اطراف نگاه کند.
ماهیت مالکانه رفتار کردن کمالی نسبت به همه افراد و دارایی های اطرافش باعث آن شده است که اولین واکنشش نسبت به فقدان همسر متوفی اش عصبیت ناشی از شریک شدن دیگری در دارایی او است. در نگاه نخست همسر حاج کمالی چندان تفاوتی با ماشین یا خانه ای که غصب شده باشد (اگر فرض غصب شدن همسرش به دلیل هم مزار شدن با مردی غریبه را بپذیریم) ندارد . کمالی در ظاهر نه به خاطر فقدان یار چندین و چند ساله و همسر عزیزش بلکه به دلیل از کف دادن مایملک و توهم تغییر احتمالی نوع نگاه مردم به او ، دست به رفتارهای انتحاری میزند. اما در انتها خبری از کمالی ابتدای داستان نیست و نوع نگاه او به همسرش تغییر پیدا کرده و فقدان حضور او دل کمالی را به درد آورده است.
مرگ همانطور که در گفتمان همیشگی متفکران برجسته و حتی مردم عامی بخش مهمی از زندگی روزمره را تشکیل می شده در سینما نیز محل بحث و استفاده بسیار بوده است.
در واقع اصل فقدان باعث شده تا کمالی شیوه نگاهش به اطراف و چینش وقایع بیرونی را تغییر یافته بیابد. مرگ همسر کمالی به مثابه حفره ای در زندگی او عمل میکند که در ابتدا منجر به دست و پا زدن های بیهوده او برای رهایی از حفره و در انتهای منجر به بازنگری در رفتار و رسیدن به ایستگاهی است که بپذیرد که تمام آن و دست و پا زدن ها برای فرار از این اصل بوده او همسرش را دوست دارد و حالا از دست خودش عصبانی است که چرا قدر بودن او را ندانسته و ... .در واقع مرگ در فیلمنامه "طبقه حساس" در نقش استحاله گر فکر و روح کمالی ظاهر می شود تا در نهایت و با طی کردن مسیری طولانی بازگشتش به شرایط واقعی و خروج شدن از شوک فقدان همسر کمک را شاهد باشیم.حاج کمالی متعصب و بی احساس ابتدای فیلم در نهایت به مرحله ای می رسد که تاب دلتنگی فقدان حضور همسرش را ندارد و بغض گلویش را می فشارد.
درانتها باید گفت که "طبقه حساس" جز آثار شاخص کمال تبریزی محسوب نمی شود چه که بیش ازاین نمونه های بهتر و پر از تازگی از این جنس کمدی را از او شاهد بوده ایم ...
محمدرضا مقدسیان
بخش سینما و تلویزیون تبیان
مطلب مرتبط:
جلوی رانت را بگیر



