ما مسلمانان با تکیه بر ادله عقلی و نقلی بر این باوریم که دین، یکی بیش نیست و تعدد نمی پذیرد. حقیقت دین، یکی و آن، تسلیم در برابر خداوند است

سه‌شنبه ۲۹ بهمن ۱۳۹۲ - ۰۰:۰۰
جایگاه ادیان دیگر بعد از آمدن اسلام
جایگاه ادیان دیگر بعد از آمدن اسلام نسبت به آموزه‌های بنیادی شرایع پیشین یعنی توحید، وحی و نبوت و نیز معاد (البته به معنای صحیح و به دور از تحریف و انحراف آن) باید گفت که تمامی آنها همچنان بر پا برجایند و اسلام نیز آنها را پذیرفته است؛ امّا آموزه های فرعی آنها را اگر نیازمند نسخ بوده اند، نسخ کرده است. نامسلمان‌های کافر، مقصر و مستضعف آیا اسلام نجات بخش، دین خاصی است؟ کدامیک برای خدا بیشتر می‌ارزد؟(پاسخ به نظرات کاربران) آیا یهودیان و مسیحیان به بهشت می‌روند؟ برخی بر این باورند که نزول قرآن و اعلام رسمی اسلام به عنوان خاتم ادیان الهی از سوی خداوند متعال به معنای پایان یافتن و برچیده شدن ادیان آسمانی گذشته نیست؛ در باور این عده، اسلام، نسخه جدیدی از دین آسمانی است که با ورود آن به دنیای انسانی، دیگر نسخه ها مانند یهودیت و مسیحیت همچنان تاریخ مصرف داشته و از سوی خداوند متعال پشتیبانی می شوند. برای همین نباید به نام تبلیغ اسلام عرصه را برای اشاعه دیگر ادیان بسته و یا حتی تنگ کرد. این گروه معتقدند همان مقدار که اسلام حق است دیگر ادیان الهی نیز «هم اکنون» بر حق هستند و این مردمند که به فراخور حال و سلیقه خود می توانند یکی را انتخاب کرده از آن پیروی کنند. و مهمتر اینکه هر کس به هر دین آسمانی که معتقد شد رستگار است و بهشت در انتظار اوست؛ خواه اسلام باشد؛ خواه مسیحیت و یا یهودیت. این عقیده همان اعتقاد به پلورالیسم (کثرت گرایی دینی) است که نقدهای جدی بر آن وارد است؛ اشکالاتی که هم از جنس عقلی اند و هم از جنس نقلی، گذشته از آن که با سیره رسول خدا صلی الله علیه و آله نیز سازگار نیست. پلورالیسم در دو معنا به کار می رود: یکی برداشت های متفاوت از دین و دیگر، همسنگ دانستن همه ادیان برای رسیدن به حقیقت. بنابر این معنا که آن را «كثرت‏گرایى دینى» نیز نامیده اند، ادیان مختلف، راههای گوناگونی برای رسیدن به یک حقیقت اند [1] و انسانهای طالب سعادت می توانند هر یک از ادیان الهی را که می خواهند برگزینند و به تعالیمش عمل کنند و به حقیقت متعالی برسند. مهم‌ترین علل پدید آمدن چنین باوری مواجهه با کاستی های تعالیم کتاب مقدّس، نگرانی برای یافتن راه حلّی برای زندگی مسالمت‌آمیز با پیروان مذاهب گوناگون و آرزوی سعادت برای همه افراد بشر، از مهم‌ترین علل پدید آمدن کثرت گرایی دینی اند. [2] موضع اسلام در برابر کثرت‌گرایی دینی ما مسلمانان با تکیه بر ادله عقلی و نقلی بر این باوریم که دین، یکی بیش نیست و تعدد نمی پذیرد. حقیقت دین، یکی و آن، تسلیم در برابر خداوند است؛ خداوندی که سلطه و حاکمیّت مطلق و آفریدگاری از آنِ او است و پرستش تنها او را می‌سزد؛ امّا هر امّتی بسته به توانایی، دانایی، عصر و دوره زندگی اش، به این دینِ یگانه، فراخوانده شده است. [3] از نظر اسلام، همه شریعت های پیشین در روزگار خویش حقانیّت داشته‌اند [4]؛ امّا پس از ظهور اسلام، نسخ شده و کنار رفته اند و از آن پس، حقّانیت تنها از آنِ دین اسلام است. [5] در آیه نوزده انعام می فرماید: «وَ أُوحِیَ إِلَیَّ هذَا الْقُرْآنُ لِأُنْذِرَكُمْ بِهِ وَ مَنْ بَلَغَ» این قرآن بر من وحی شده است تا شما و هر کس را که این قرآن به او برسد هشدار دهم. نکته ظریفی که در این آیه آمده تعبیر «من بلغ» است. آیه به این مطلب اشاره دارد که این دین به طور عادی و روال طبیعی به هر کسی که در هر جای دنیا به سر می‌برد برسد موظف به پذیرش و گرویدن به آن است. بنابر آیات قرآنی، پیامبر اسلام ص خاتم پیامبران و شریعت اسلام، کامل کننده شرایع پیشین است. از این رو، قوانین این شریعت هدایت بشر را تا ابد بر عهده دارد این مدّعا سه دلیل دارد که عبارت اند از: 1. دلیل عقلی بسیاری از آموزه‌های ادیان پیشین که امروز در دسترس قرار دارند، با یکدیگر در تعارض و ناسازگاری جدی اند. [6] بنابر حکم عقل، یا همه این آموزه ها برحقّ اند یا همگی بر باطل اند و یا پاره‌ای برحقّ و پاره‌ای دیگر بر باطل. فرض نخست به حکم عقل ممکن نیست؛ زیرا اجتماع نقیضین حاصل می آید. فرض دوم نیز ممکن نیست؛ زیرا به این ترتیب راه هدایت بر بشر بسته می شود و این با حکمت و هدایتگری خداوند متعال سازگار نیست. نتیجه عقلی این می شود که تنها فرض سوم درست است؛ یعنی برخی حق و برخی باطل و این یعنی بطلان کثرت گرایی دینی که همه را بر حق می داند؛ نمی شود هم مسیحیت امروز حق باشد و هم اسلام ناب. 2. سیره رسول خدا صلی الله علیه و آله ابن سعد می نویسد: در یک روز از محرم سال هفتم هجرت شش سفیر با شش نامه از مدینه خارج شدند و به دربار شش تن از زمامداران آن روز جهان رفتند. این شش زمامدار عبارت بودند از نجاشی پادشاه حبشه، قیصر امپراتور روم، خسرو پرویز امپراتور ایران، مقوقس پادشاه مصر، حارث بن ابی شمر فرمانروای شامات و هوذة بن علی فرمانروای یمامه. [7] اینکه پیامبر اسلام به سوی مردم دیگر مناطق جهان و تمدّن های مطرح روزگار، سفیرانی گسیل کرد و پیام اسلام را به گوش آنان رسانید [8]، دلیلی روشن بر جهانی بودن اسلام است و نشان می‌دهد که پیروان دیگر شرایع می باید از شریعت اسلام پیروی کنند [9] و پس از اسلام، ادیان دیگر حقانیّت خویش را از دست داده‌اند. [10] 3. دلیل نقلی از همان آغاز، اسلام خود را به عنوان دینی جهانی (برای همه کس، همه جا و برای همیشه) معرفی کرد. در آیه بیست و هشت سبأ که در مکه نازل شد آمده است: «وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلَّا كَافَّةً لِلنَّاسِ»: و ما نفرستادیم تو را مگر برای همه مردم . در آیه نوزده انعام می فرماید: «وَ أُوحِیَ إِلَیَّ هذَا الْقُرْآنُ لِأُنْذِرَكُمْ بِهِ وَ مَنْ بَلَغَ» این قرآن بر من وحی شده است تا شما و هر کس را که این قرآن به او برسد هشدار دهم. نکته ظریفی که در این آیه آمده تعبیر «من بلغ» است. آیه به این مطلب اشاره دارد که این دین به طور عادی و روال طبیعی به هر کسی که در هر جای دنیا به سر می‌برد برسد موظف به پذیرش و گرویدن به آن است. [11] بنابر آیات قرآنی، پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله خاتم پیامبران و شریعت اسلام، کامل کننده شرایع پیشین است. از این رو، قوانین این شریعت هدایت بشر را تا ابد بر عهده دارد. آیاتی مانند آیه 3 سوره مائده و آیه 33 سوره توبه عهده دار بیان این معنایند. و اما نسبت به آموزه‌های بنیادی شرایع پیشین یعنی توحید، وحی و نبوت و نیز معاد (البته به معنای صحیح و به دور از تحریف و انحراف آن) باید گفت که تمامی آنها همچنان پابرجایند و اسلام نیز آنها را پذیرفته است؛ امّا آموزه های فرعی آنها را اگر نیازمند نسخ بوده اند، نسخ کرده است. [12] ادیان مختلف، راههای گوناگونی برای رسیدن به یک حقیقت اند و انسانهای طالب سعادت می توانند هر یک از ادیان الهی را که می خواهند برگزینند و به تعالیمش عمل کنند و به حقیقت متعالی برسند برای همین بی اعتباری شریعت های موجود است که مدام از پیروان آنها می خواهد که به اسلام ایمان بیاورند و از قرآن و رسول خدا صلی الله علیه و آله پیروی کنند و این هشدار را نیز به آنها می دهد که اگر تبعیت نکنند روی سعادت را نخواهند دید: فَإِنْ آمَنُوا بِمِثْلِ ما آمَنْتُمْ بِهِ فَقَدِ اهْتَدَوْا وَ إِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّما هُمْ فی شِقاقٍ (بقره/137)؛ اگر آنها (اهل کتاب) به همین امور که شما ایمان آورده‌اید ایمان بیاورند هدایت یافته‌اند و اگر سرپیچی کنند از حق جدا شده‌اند. و تردیدی نیست کسی که از حق جدا شود هرگز روی سعادت و آبادانی آخرت را نخواهد دید . توضیح آیاتی که به ظاهر، همه ادیان را تأیید می کنند آیاتی در قرآن وجود دارد که در نگاه اول گمان می رود در صدد تایید همه ادیان است مانند آیه 69 سوره مائده: إِنَّ الَّذِینَ ءَامَنُواْ وَ الَّذِینَ هَادُواْ وَ الصَّابِئونَ وَ النَّصَارَی مَنْ ءَامَنَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الاَخِرِ وَ عَمِلَ صَالِحًا فَلَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لَا هُمْ یحزَنُونَ: بی تردید کسانی که به اسلام گرویده اند و یهودی ها و صابئان و نصارا، هر کدام که به خدا و روز قیامت ایمان آورده و کار شایسته انجام داده باشند، نه بیمی بر آنان است و نه اندوهگین می شوند . علامه طباطبایی(ره) در تفسیر این آیه می نویسد: این آیه در مقام بیان این مطلب است که در باب سعادت و نیک بختی، نامها و القاب هیچ اثری ندارند؛ بنابراین، اینکه عده‌ای خود را به نام مۆمنین و جمعی به نام یهودی و گروهی به نام صابئین و فرقه ای به نام مسیحی نام نهاده اند از این نامگذاری ها چیزی از سعادت نصیبشان نخواهد شد؛ چیزی که سبب سعادت انسان است تنها ایمان به خدا و روز جزا و عمل صالح است؛[13] ایمان و عمل صالحی که در سایر آیات مانند همین آیه (بقره/137) که گذشت بیان شده است. پی نوشت ها: 1. پلورالیسم دینی، 10 2. فرهنگ شیعه، 170 3. مدخل مسائل جدید در علم کلام، 2/ 296 4. المیزان، 1/ 253 5. مصنّفات شیخ مفید، 14/ 30 6. موازنه بین ادیان چهارگانه، 16- 14 7. الطبقات الکبری، 1/ 258 8. به نقل یعقوبی: 2/ 77 و طبری: 2/ 31 رسول خدا ص قیصر روم را دعوت به پذیرش اسلام کرد. 9. آموزش عقاید، 2/ 151 10. شریعت در آئینه معرفت، 98 11. پیام آور رحمت، ص 159 12. المیزان، 5/ 348 13. المیزان، 6/67 امید پیشگر بخش قرآن تبیان مطالب مرتبط: همه‌ی آدمهای خوب به بهشت نمی‌روند! آیا ادیسون و امثال او بهشتی می‌شوند؟ نشانه های پذیرش اعمال

برچسب‌ها

پربازدیدها

پربحث‌ها