وقف، سرمایه گذاری برای آینده
یکی از بهترین بسترهای مشارکت اجتماعی، نظام وقف است که توجه به دیگران و نیکوکاران و نادیده گرفتن تمایلات خودخواهانه و اندیشیدن به منافع گروهی را مورد تشویق قرار میدهد.

اگر بخواهیم واژهی «وقف» را به فارسی برگردانیم، «ایستادن» و «پایندگی» خواهد بود. در اصطلاح فقهی، وقف، عبارت است از: «نگهداشت عین ملک و مصرف کردن منافع آن در راه خدا» و نیز در اصطلاح قانون مدنی، وقف را «حبس عین ملک (شیء، زمین، ساختمان و...) و جاری کردن منفعت بر آن بر حسب نیت واقف (وقف کننده)» تعریف کردهاند.
در فرهنگها و اصطلاحنامههای فارسی نیز معانیای همسان این موارد، نگاشته شده است که به طور خلاصه بیان میدارند که: «وقف، نگه داشتن سرمایه، خانه، وسیله، مغازه، باغ، ساختمان یا زمین و... است برای همیشه، بدون واگذاری اختیار فروش و جابهجایی و از بین بردن آن، که حق بهرهبرداری یا سود و منفعت آن، بر حسب نظر واقف (صاحب ملک) به همه یا عدهی خاصی از مردم، تعلق خواهد گرفت.»
وقف در قرآن و سیرهی معصومان (ع)
در قرآن، آیهای که بر وقف و احکام آن صراحت داشته باشد، وجود ندارد، ولی دانشمندان اسلامی از کلیت برخی مفاهیم اخلاقی که در قرآن ذکر شده است، چنین دریافتهاند که وقف، مورد تأیید قرآن کریم است؛ چرا که اعمال خیر و صالح، همواره در آیات قرآن، ستوده شدهاند و به طور کلی، هر آیهای که بر انجام دادن کارهای نیکو یا تشویق به آنها دلالت داشته باشد، بر وقف نیز دلالت میکند که از آن جمله میتوان به موارد زیر اشاره نمود:
1. سورهی کهف، آیهی 46: «کارهای شایستهی ماندنی نزد پروردگارت، از نظر پاداش، بهتر و امید به آن بیشتر است».
2. سورهی مزمل، آیهی 20: «هر عمل نیک که برای آخرت خود پیش فرستید، پاداش آن را نزد خداوند مییابید و آن اجر و ثواب آخرت، بس بهتر و بزرگتر و بیشتر است.»
3. سورهی بقره، آیهی 177: «نیکوکاری بدان نیست که روی خود را به جانب مشرق و مغرب کنید؛ چرا که این، بیاثر است؛ لکن نیکوکار، کسی است که به خدا و روز قیامت و فرشتگان و کتاب آسمانی و پیامبران، ایمان آورد و اموال خود را در راه دوستی خدا، به خویشان و یتیمان و در راه ماندگان و مستمندان بدهد».
در سخنان پیامبر (ص) و اهل بیت (ع)، دربارهی تشویق به وقف، جملات فراوانی به چشم میخورد. این بزرگواران (که خود بهترین معلمان بشر بودهاند) در موارد زیادی به این عمل نیکو دست زدهاند. از آن جمله، در «قبا» (نزدیک مدینه) نخلستانی بود به نام «بویره» که از اموال شخصی پیامبر (ص) محسوب میشد و ایشان، آن را وقف بر فقیران و بینوایان نموده بود؛ و نیز نقل شده است که پیامبر(ص) زمینی را وقف مخارج افراد در راه مانده (ابن السبیل) نمود. امیرالمۆمنین (ع) نیز در محلی به نام «ینبع»، صد چشمه حفر کرد و آنها را وقف حاجیان خانهی خدا نمود و نیز مزرعهای داشتند که وقف نیازمندان و در راه ماندگان کرد؛ و نیز امام صادق (ع) اموالی را که برای برپایی مجالس عزاداری بعد از رحلت خودشان وقف کردند و نیز ائمهی دیگر که زمینها یا باغهایی را برای فقرا و نیازمندان وقف مینمودند.
وقف در ایران
یکی از روشهای پسندیده که نیاکان ما از دوردست روزگار (پیش از اسلام) فراپیش داشتهاند، وقف کردن خانه یا زمین و یا نهر و قنات و... بوده است که به خواست قلبی خود و یا به درخواست دیگران، آن را در راه خدا و برای مردم، از فروختن و جابهجایی برای همیشه باز میداشتند و سود و بهرهی آن را برای گشایش کار درماندگان و گرفتاران، اختصاص میدادند و با این کار شایسته و خداپسندانه، بسیاری از گرفتاریها از بین میرفت، دلهای زیادی شاد و خرم میگشت، بیپناهان بسیاری سامان مییافتند و گرسنگان و تشنگان فراوانی از خطر مرگ نجات پیدا میکردند.

مهمترین ویژگیهای اجتماعی وقف را میتوان در موارد زیر خلاصه نمود:
1. از بارزترین ویژگیهای اجتماعی نظام وقف، طبقاتی نبودن آن است. بدین معنا که سنت وقف، همواره و برای همهی اقشار جامعه، قابل دسترس است و در انحصار یک طبقهی خاص نبوده و نیست. بر این اساس، سنت وقف، پیوسته افراد زیادی را از طبقات مختلف جامعه جذب میکند که یا واقف هستند و یا از درآمد اوقاف و خدمات آن بهرهمند میشوند؛ لذا از طبقات فقیر اجتماع گرفته تا مردم متوسط الحال (همچون کشاورز و پیشهور و صنعتگر و فروشنده) تا توانگران و مسئولان بلندپایهی حکومتی، (1) همه با وقف در ارتباط بودهاند و هستند.
2. نظام وقف، عبارت است از چارچوب بنیادین مسئولیتهای متقابل و همبستگی اجتماعی میان ثروتمندان و نیازمندان. در این چارچوب بنیادین، برای رفع نیازهای ضروری طبقات محروم و صاحبان نیازهای خاص (همچون: یتیمان، بیوه زنان، پیران، آوارگان و قربانیان حوادث مختلف)، اقدامات و حمایتهای لازم در نظر گرفته شده است.
3. نظام وقف، یکی از ساز و کارها (مکانیزمهای) تحقق عدالت اجتماعی و وسیلهای صلح آمیز برای توزیع مجدد درآمد، بدون هرگونه اجبار و مداخلهی قدرت حاکمه بوده و هست. از این رو، میتوان گفت که وقف، در حمایت از وحدت ملی و اجتماعی و جلوگیری از بروز بیثباتی و خشونت و تنش میان گروههای اجتماعی با وضعیت اقتصادی متفاوت، نقش دارد.
4. وقف، نقش ملموسی در ارائهی خدمات رفاهی (به ویژه در مناسبتها و حوادث و تصمیمگیریهای مهم شخصی و خانوادگی، مانند: ازدواج، اشتغال، تحصیل، برگزاری مراسم عزا و...) دارد و از این طریق، سهم مۆثری در افزایش «امید» به زندگی و آینده در جامعه ایفا میکند.
5. وقف، در حمایت از کیان خانواده (که سنگ بنای جامعه است) و حفظ انسجام و یکپارچگی آن، از طریق حمایتهای مالی و تدارکاتی و نیز حمایت از حقوق افراد ضعیف و بیمار خانوادهها و کسانی که از توانمندیهای جسمی و روحی کمتری برخوردارند، نقش مهمی داشته و دارد.
6. وقف، فراهم کنندهی چارچوبی اساسی برای مشارکت مردم در امور اجتماعی است. بدین معنا که تصمیم یک فرد برای اختصاص داوطلبانهی بخشی از دارایی خود به امر وقف، کافی است که نهادی عامالمنفعه (چون مدرسه یا بیمارستان) را به وجود آورد.
به طور کلی، یکی از بهترین بسترهای مشارکت اجتماعی، نظام وقف است که توجه به دیگران و نیکوکاران و نادیده گرفتن تمایلات خودخواهانه و اندیشیدن به منافع گروهی را مورد تشویق قرار میدهد و چنانچه از جانب رهبران و نخبگان جامعه به سمت حیات فرهنگی و ارتقای علمی و معنوی و نیز کارآفرینی و ریشه کنی فقر، هدایت شود، در ارتقای سطح امید در جامعه و کمک به پویایی و حرکت و تلاش نسل جوان، بسیار کارآمد خواهد بود.
نقش وقف در حل مشکلات اقتصادی جامعه
وقف میتواند به اهداف اقتصادی دولتها، کمک فراوانی کند. وقف میتواند در کم کردن کسر بودجهی دولت، نقش مۆثری داشته باشد؛ زیرا کسر بودجه یا ناشی از کم شدن درآمد و یا ناشی از افزایش مخارجی است که دولت معمولاً در انجام وظایف خود مجبور به تحمل آن است، که در این دو زمینه، وقف میتواند یاریرسان باشد؛ زیرا با افزایش تولید کالا و ارتقای سطح خدمات عمومی، دولت از هزینه کردن برای این موارد، معاف میشود. مثلاً وقتی که یک ورزشگاه یا کارگاه تولیدی یا مدرسه یا بیمارستان از طریق وقف، تأسیس میشود و به جامعه خدمت میکند، در واقع، دولت را از هزینههای ایجاد و ادارهی یک ورزشگاه یا کارگاه یا مدرسه یا بیمارستان، معاف کرده است. (2)

و همچنین وقف با کمک در تأمین خدمات عمومی، هزینههای دولت را کم میکند و به تبع آن، دولت را از استفاده از وجوه استقراضی باز میدارد و لذا تا حدودی از کمبود بودجهی دولت جلوگیری میکند. از دیگر مشکلات دولت در اقتصاد، توزیع عادلانهی درآمد و ثروت است که وقف میتواند وسیلهی مناسبی برای توزیع مجدد و حمایت مستقیم و غیر مستقیم از اقشار آسیبپذیر جامعه باشد، بدون آن که هزینهای بر بودجهی دولت، تحمیل کند.
بیکاری نیز یکی از معضلات مهمی است که خیلی از کشورها به آن دچار شدهاند که در این زمینه نیز وقف میتواند کمک مۆثری به دولتها بکند؛ زیرا بر اساس سنت وقف، گروه زیادی از طبقات مختلف جامعه به گونهای با اوقاف در ارتباط هستند و یا در امور وقف، به صورت مستقیم و غیر مستقیم، نظارت دارند و یا از خدمات آن بهرهمند میشوند و یا... که تمام این موارد از میزان بیکاری در جامعه میکاهد و اگر فرهنگ وقف و اوقاف در جامعهای رونق گیرد، قطعاً درصد قابل توجهی از آمار بیكاری کاسته خواهد شد.
پینوشت:
1- بر اساس احکام فقهی اسلام، حکومتگران نمیتوانند از اموال عمومی (بیتالمال)، چیزی را وقف کنند. (ر.ک: وقف در فقه شیعه، ابو سلمان، تهران: اسوه، 1362). (ح. ز)
2- به عنوان نمونه، در سالهای اخیر، جهاد مدرسهسازی توانست از طریق وقف، کمبود کلاس درس در کشور را تقریباً برطرف نماید. همچنین ستاد اقامهی نماز، از طریق وقف، به ساخت سالنهای نمازخانهی چند منظوره (قابل استفاده برای دیگر مراسم: جشنها، مسابقات، امتحانات و...) در مدارس و نیز مساجد و سرویسهای عمومی در جادهها اقدام کرده است. (ح. ز)
منابع:
1. تاریخچهی وقف در اسلام، علی اکبر شهابی، تهران: دانشگاه تهران، 1343.
2. تاریخچهی اوقاف، عبدالحسین سپنتا، ادارهی کل اوقاف اصفهان، 1346.
3. مجلهی «وقف، میراث جاویدان»، شمارههای 2 و 27.
4. فرهنگ معارف اسلامی، سید جعفر سجادی، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1369.
5. وقف در فقه شیعه، ابو سلمان، تهران: سازمان حج و اوقاف و امور خیریه (اسوه)، 1362.
حمزه کریمخانی، نشریه حدیث زندگی


