احمد كاوری در «خودزنی» تازه ترین ساخته سینمایی خود به سراغ كتاب «دزد و سگ ها» رفته و سعی در آداپته كردن این اثر با محیط كرده است.
شنبه ۱۵ تیر ۱۳۹۲ - ۰۰:۰۰
«خودزنی»؛ اثری مانده در سطح
احمد كاوری در «خودزنی» تازه ترین ساخته سینمایی خود به سراغ كتاب «دزد و سگ ها» رفته و سعی در آداپته كردن این اثر با محیط كرده است.
«كیانوش ذبیحی» كه چند سالی را در زندان گذرانده، پس از آزادی به سراغ همسر سابقش (فرحناز) رفته و حضانت تنها فرزند خود را می خواهد كه در این راه با مشكلات بسیار مواجه می شود.
كاوری در نگارش فیلمنامه، روش غیرخطی را برای روایت داستان خود برگزیده و فیلم هم دقیقا از این نقطه ضربه خورده است.
رفت وآمدهای زمانی كه برای شناخت هرچه بیشتر «كیانوش» و آدم های اطراف وی در نظر گرفته شده، مخاطب را از نزدیكی هرچه بیشتر به قهرمان فیلم دور كرده و آشفتگی های بیشتری را به اثر وارد می كند.
شروع خوب و تاثیرگذار «خودزنی» كه در واقع صحنه پایانی فیلم نیز محسوب می شود، مدخل مناسبی برای ورود مخاطب به دنیای تیره و تار فیلم است.
اما در ادامه، «فلش بك» و «فلش فورواردهای» فیلم قصه را از ریتم انداخته و فقط مخاطب شاهد تیره روزی های كیانوشی است كه به شكلی نمادین فامیلی «ذبیحی» (به معنای ذبح شده) را یدك می كشد!
او قربانی زدوبندهای انسان های فرصت طلبی است كه به جان او افتاده و سعی در نابودی وی دارند؛ از «فرحناز» و دوست صمیمی او - امیر - گرفته تا «صدرا» یی كه سودای ورود به سیاست را دارد.
در حقیقت، قصه می توانست در دنیای دیگری فارغ از سیاست هم روایت شود بی آنكه به كلیت آن لطمه ای وارد كند.
اما این اتفاق نیفتاده و «كیانوش» بی دلیل وارد این بازی شده كه آشنایی و ازدواج او با «فرحناز» هم جزیی از آن به حساب می آید.
«كیانوش» كه با بهره گیری از كهن الگوی گیر افتادن یك بی گناه در دایره زدوبندها خلق شده، می توانست در صورت برخورداری از لایه های عمیق تر به قهرمانی با قابلیت همذات پنداری قوی تبدیل شود كه عملا شاهد چنین اتفاقی در طول داستان فیلم نیستیم.
وی بیشتر به یك ضد قهرمان خسته و عاصی شبیه است كه برای بیرون رفتن از دایره، خود را به در و دیوار می كوبد.
در این میان فقط رابطه او و «نرگس» - همسر اولش - گرم و دیدنی از كار درآمده و شباهت هایی ولو كمرنگ به فیلم های جامعه محور قدیمی سینمای ایران دارد.
«خودزنی» از آن دسته فیلم های سینمای ایران است كه فقط با اندكی دقت روی فیلمنامه و شخصیت ها می توانست از سطح فراتر رفته و لایه های بیشتری را به خود اختصاص دهد و در نهایت به ماندگاری حداقلی برسد؛ امری كه فیلم در حال اكران در رسیدن به آن ناكام مانده است
در طرف دیگر ماجرا قطب منفی فیلم شامل «صدرا»، «امیر» و دارودسته حضور دارند كه هیچ نكته تازه ای در خلق آنها به چشم نمی خورد.
«صدرا»، همان آدم فرصت طلب كلیشه ای سینمای ایران است كه نمونه های مختلفی از آن را در دو دهه اخیر شاهد بوده ایم.
بازی معمولی و قابل پیش بینی «آتیلا پسیانی» نیز در این نقش كه چند نقش مشابه آن را در سال های اخیر ایفا كرده، این امر را تشدید كرده و عملا كمكی به شخصیت یاد شده نكرده است.
دوست قدیمی «كیانوش» كه حال همسر سابق او را به دست آورده، عملا نقش چندانی در پیشبرد داستان نداشته و فقط در گوشه و كنار آن می پلكد!
حضور روح پیرمرد كفاش كه «كیانوش» سال ها پیش شاگردی او را می كرده، هیچ سنخیتی با درونمایه اثر نداشته و تاكید فیلمساز بر نورانی بودن چهره وی نیز فرصت غافلگیری نهایی را از مخاطب سلب می كند.
كاوری در «خودزنی» به لحاظ تكنیكی موفق عمل كرده و سعی بسیار در پوشاندن ضعف های فیلمنامه خود به این وسیله داشته است.
سكانس آغازین فیلم با توجه به بضاعت سینمای ایران، بسیار خوب از كار درآمده و مخاطب را كنجكاوانه بدنبال خود می كشاند.
بخش های مربوط به قبرستان نیز با توجه به نزدیكی فیلم به مولفه های گونه «نوآر» از باورپذیری مناسبی بهره گرفته و مخاطب را با دنیای آدم های تنهای خود - كیانوش و نرگس -همراه می كند.
كاوری در انتخاب بازیگران نقش های اصلی اثر خود، تلفیقی از جسارت و بهره گیری از كلیشه های سینمای تجاری را لحاظ كرده است.
«امیررضا دلاوری» انتخاب فوق العاده ای برای نقش «كیانوش» است و فراز وفرودهای نقش را به شكل مطلوبی از كار درآورده است.
اوج بازی او را در پلان های رودرویش با «لعیا زنگنه» شاهدیم كه نوید حضور بازیگری توانا را در سینمای ایران می دهد.
«لعیا زنگنه» نیز در ادامه گزیده كاری های خود در سال های اخیر، در نقش كوتاه اما به شدت تاثیرگذار «نرگس»، حضوری درخشان دارد.
تنهایی عمیق و دردناك «نرگس» كه با ورود دوباره «كیانوش» به زندگی او رنگ دیگری به خود گرفته، میدان مناسبی را در اختیار این بازیگر قرار داده تا با یك بازی كاملا متكی بر حس، مخاطب را تحت تاثیر خود قرار دهد.
«امین حیایی» نیز در نقش دوست و هم بند «كیانوش» در زندان، حضوری بلاتكلیف و پادرهوا دارد و اساسا برای گیشه پسندتر شدن فیلم با توجه به بی بهره بودن آن از ستاره استفاده شده است.
«خودزنی» از آن دسته فیلم های سینمای ایران است كه فقط با اندكی دقت روی فیلمنامه و شخصیت ها می توانست از سطح فراتر رفته و لایه های بیشتری را به خود اختصاص دهد و در نهایت به ماندگاری حداقلی برسد؛ امری كه فیلم در حال اكران در رسیدن به آن ناكام مانده است.
بخش سینما و تلویزیون تبیان
منبع:ایرنا
فاصله شما با تبیان تنها یک کلیک است! در همه شبکههای اجتماعی حاضریم و محتواهای داغ و دسته اول را با بهترین کیفیت در اختیارتان میگذاریم؛ ما را در شبکههای اجتماعی دنیال کنید.