چگونگی دعوت مأمون از حضرت رضا
مأمون برای آوردن حضرت رضا علیهالسلام از مدینه به خراسان، نامهها و پیامهای دعوت بسیار، برای آن حضرت فرستاد، امام علیهالسلام این دعوتها را رد میکرد، ولی مأمون با اصرار و پافشاری بسیار، امام رضا علیهالسلام را ناگزیر کرد که به خراسان حرکت کند.
عالم بزرگ شیخ صدوق مینویسد: «امام رضا علیهالسلام با مطرح کردن عذرهای بسیار، جواب رد میداد، سرانجام دریافت که مأمون دست بردار نیست، ناگزیر به سوی خراسان حرکت کرد و در این هنگام امام جواد علیهالسلام هفت سال داشت.» [1] .
قابل توجه اینکه: مأمون در این نامه، از حضرت خواسته بود که از راه جبل (کرمانشاه و همدان و قم) نیاید، بلکه از راه بصره و اهواز و فارس بیاید. [2] .
گروهی به فرماندهی «رجاء بن ابیضحاک» (یا جلودی) مأمور آوردن حضرت رضا علیهالسلام با همراهانش از آل ابیطالب بودند، که آن حضرت را از راه بصره و اهواز و فارس بیاورند.
علامه سید محسن امین در شرح این مطلب مینویسد: «کسانی که میخواهند از عراق به خراسان بروند، دو راه وجود داشت:
1 - راه بصره، اهواز (خوزستان)، فارس (شیراز و نواحی آن) و نیشابور.
2 - راه دیگر از طریق شهرهای کوهستانی است، یعنی کرمانشاه، همدان، قم و....
منظور مأمون این بود که حضرت رضا علیهالسلام از راه کوفه و شهرهای کوهستانی و قم نیاید، زیرا شیعیان، در این نواحی بسیار بودند، مأمون ترس آن را داشت که مبادا شیعیان در محور آن حضرت اجتماع کنند و بر ضد حکومت شورش نمایند. [3] .
حضرت رضا علیهالسلام با همراهان وارد خراسان شده، و روانه پایتخت مأمون، شهر «مرو» شدند، مأمون و اطرافیان، استقبال گرمی از امام رضا علیهالسلام نمودند و با تجلیل و احترام فراوان به آن حضرت و همراهانش خیر مقدم گفتند، برای حضرت رضا علیهالسلام خانهی جداگانهای را تعیین نموده، و آن حضرت را به آنجا وارد نمودند. [4]
پی نوشت ها :
[1] عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 149 - اصول کافی، ج 2، ص 488 ت و 489.
[2] همان مدرک.
[3] اعیان الشیعه، ج 2، ص 18 - بنابراین آنچه را که از مرحوم سید بن طاووس (وفات یافته 693 ه. ق) در کتاب فرحة الغری نقل شده که امام رضا (ع) از طریق بلاد جبل و قم به سوی خراسان حرکت کرد و در قم مورد استقبال مردم قرار گرفت و... (فرحة الغری، ص 105) با روایت فوق سازگار نیست، و با توجه به اینکه مرحوم صدوق (وفات شده سال 381 ه. ق) به زمان امامان علیهمالسلام نزدیکتر بوده و او در عیون اخبار الرضا، از آمدن آن حضرت به قم سخنی نگفته، اعتبار قول شیخ صدوق (ره) در این ماجرا تقدم دارد.
[4] کشف الغمه، ج 3، ص 101 - اعیان الشیعه، ج 2، ص 18.