برخی از حالات و سیرهی حضرت رضا(ع) / سری دوم
ما گروهی هستیم که میهمان خود را به کار نمیگیریم.
معاشرت با زیردستان
یکی از اهالی بلخ گوید: با حضرت رضا علیهالسلام در سفر خراسان بودم، روزی سفرهای انداخت و حضرت تمامی خدمتکاران را با هر مرتبهای که بودند سر سفره جمع نمود، عرض کردم: فدایت شوم،ای کاش برای اینها سفرهی جدائی میانداختی؟ حضرت فرمود: بس کن ان الرب تبارک و تعالی واحد والام واحدة والاب واحد و الجزاء بالاعمال [٧] .
یعنی: خداوند تبارک و تعالی (برای همهی ما) یکی، یکی مادر یکی و پدر یکی و جزا به اعمال است.
حضرتش وقتی یکی از خدمتکاران مشغول غذا بود به او کاری نمیداد، میگذاشت تا غدایش تمام شود، دو نفر از خادمین حضرت بنام یاسر و نادر گویند: حضرت رضا علیهالسلام به ما فرمود: اگر مشغول غذا بودید و من بالای سر شما آمدم بلند نشوید تا غذایتان تمام شود، و گاهی یکی از ما را صدا میزد و چون میفهمید مشغول غذا خوردن است میفرمود: بگذارید از غذا خوردن فارغ شوند [٨] .
و نادر خادم گوید: حضرت علیهالسلام خودشان جوزینه (چیزی که با شکر و خرما درست میکردند) روی هم میگذاشت و به من میداد [٩] .
میوهی مورد علاقه حضرت
سلیمان جعفری گوید: نزد حضرت رضا علیهالسلام رفتم در مقابل حضرت خرمائی بود و حضرت با اشتیاق از آن میخورد، و به سلیمان فرمود: بیا و بخور، سلیمان گوید: رفتم و با حضرت مشغول خوردن شدم و به ایشان گفتم: فدایت شوم، میبینم که این خرما را با اشتهاء میخورید؟ حضرت فرمود: بله، من خرما را دوست دارم.
عرض کردم: چرا؟ فرمود: رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم علاقهمند به خرما بود، امیرالمۆمنین علیهالسلام خرما دوست بود، حضرت حسن علیهالسلام خرما دوست بود، ابو عبد الله الحسین علیهالسلام خرما دوست بود، سید العابدین علیهالسلام خرما دوست بود، ابوجعفر (باقر علیهالسلام) خرما دوست بود، ابو عبدالله علیهالسلام خرما دوست بود، پدرم خرما دوست بود و من خرما دوست هستم، شیعیان ما نیز خرما را دوست دارند چون از سرشت ما آفریده شدهاند،ای سلیمان، دشمنان ما مسکر (شراب و دیگر مایعات مستکننده را) دوست دارند چون اینها از شعلهی آتش آفریده شدهاند [١٠] .
جود و سخاوت حضرت
معمر بن خلاد گوید: حضرت رضا علیهالسلام وقتی مشغول غذا خوردن میشد، ظرفی کنار سفره مینهاد و از بهترین غذای حاضر، جدا میکرد و در آن ظرف میگذارد و دستور میداد به فقرا داده شود... [١١] .
روز عرفهای بود که حضرت تمامی اموال خود را در خراسان (میان فقرا) تقسیم نمود، فضل بن سهل گفت: این کار زیان است، حضرت فرمود: بلکه این همان سود است، هرگز چیزی را که با آن پاداش و بزرگواری به دست میآوری، زیان حساب نکن [١٢] .
مردی از کنار حضرت رضا علیهالسلام گذشت و به حضرت گفت: به مقدار مروت خودت به من ببخش، حضرت فرمود: نمیتوانم، گفت: به مقدار مروت خودم بده، فرمود: اینرا میتوانم، سپس دستور داد که دویست دینار به او بدهند [١٣] .
تواضع حضرت رضا
روزی حضرت رضا علیهالسلام وارد حمام (عمومی ) شد، یکی از افرادی (که حضرت را نمی شناخت) به حضرت گفت: مرا کیسه بکش، حضرت شروع کرد به کیسه کشیدن او، در میان کار، مردم حضرت را شناختند، آن مرد که متوجه جریان شده بود، شروع کرد به عذر خواهی ولی حضرت او را دلداری داده و کار کیسه کشیدن را ادامه میداد [١٤] .
پرهیز از اسراف
یاسر خادم گوید: برخی از غلامان روزی میوهای را نیمه کاره خورده و روی زمین انداخته بودند، حضرت رضا علیهالسلام متوجه شد و فرمود: سبحان الله، اگر شما بی نیاز هستید (چرا بیهوده مصرف میکنید) هستند کسانی که نیازمند هستند، به نیازمندان برسانید [١٥] .
میزبانی حضرت
شبی میهمانی بر حضرت رضا علیهالسلام وارد شد، او با حضرت مشغول صحبت بود که چراغ منزل دگرگون شد (شعلهاش مثلا بالا رفت) مرد میهمان دستش را دراز کرد تا چراغ را درست کند، حضرت رضا علیهالسلام او را منع کرد و خودش چراغ را درست کرده سپس فرمود: ما گروهی هستیم که میهمان خود را به کار نمیگیریم [١٦] .
توجه حضرت رضا به شیعیان و دوستداران خویش
موسی بن سیار گوید: با حضرت رضا علیهالسلام بودم (در سفر به خراسان) نزدیک شهر طوس، چون دیوارهای شهر نمایان شد، صدای نوحه و عزا شنیدم، به دنبال صدا رفتم، دیدم که جنازهای است، در این هنگام حضرت ضا علیهالسلام از اسب فرود آمد و به طرف جنازه رفت و آن را برداشت و مانند آنکه بچه به مادرش پناه میبرد، به او پناه برد، آنگاه حضرت رو به من کرد و فرمود:
ای موسی بن سیار، هر که جنازهی یکی از دوستان ما را مشایعت کند، از گناهان بیرون می رود، همانگونه که از مادر متولد شده باشد.
و چون جناه را را کنار قبر نهادند، حضرت رضا علیهالسلام نزدیک آمد و مردم را کنار زد و دست مبارک بر سینهی او نهاد و فرمود:ای فلانی پسر فلانی، مژده باد تو را به بهشت، بعد از این ساعت دیگر ترسی بر تو نیست.
عرض کردم: فدایت شوم، آیا این مرد را میشناسید؟ بخدا که شما تا امروز به این سرزمین نیامده بودید؟ حضرت فرمود:ای موسی بن سیار، آیا نمیدانی که اعمال شیعیان ما در صبح و شام بر ما ائمه عرضه میشود، هر کوتاهی که در اعمال آنها باشد از خداوند متعال میخواهیم که از صاحبش در گذرد و هر چه از کارهای بلند باشد، از خداوند شکرانه را برای صاحبش درخواست میکنیم [١٧] .
پی نوشت ها:
[7] بحار: ج 49، ص 101.
[8] بحار: ج 49، ص 102.
[9] بحار: ج 49، ص 102.
[10] بحار: ج 49، ص 102.
[11] بحار: ج 49، ص 97.
[12] بحار: ج 49، ص 100.
[13] بحار: ج 49، ص 100.
[14] بحار: ج 49، ص 99.
[15] بحار: ج 49، ص 102.
[16] بحار: ج 49، ص 102.
[17] بحار: ج 49، ص 98 از مناقب آل ابیطالب.
بخش حریم رضوی