چین نمونهای بسیار خوب از اقتصادی است که به صورت خودکفا آنچه را که فکر میکرده درست است گرفته و آنچه را که فکر میکرده نادرست است قبول نکرده است....
از چین درس خودکفایی بگیریم
چین نمونهای بسیار خوب از اقتصادی است که به صورت خودکفا آنچه را که فکر میکرده درست است گرفته و آنچه را که فکر میکرده نادرست است قبول نکرده است....
اقتصاد چین تا قبل از سال 1979 اقتصادی کمونیستی بود، اقتصادی که به علت آنکه دولت در همه کارها دخالت میکرد، وضعیت اسفباری را پیدا کرده بود.
نکته مثبتی که در آن زمان در اقتصاد چین وجود داشت، شعار خودکفایی بود، در آن زمان بر این نکته تأکید داشتند. این نگاه عاملی شده بود که راه دومی برای کسب ثروت (واردات، دلالی و سفته بازی) ایجاد نشود، منتها به دلیل آنکه این حرف درست با حرفهای نادرست دیگر توأم شده بود، نتوانست رشد و خودکفایی را در عمل محقق سازد؛ چراکه ساختار دستوری دولت سبب شده بود انگیزههای مولد از بین برود و هر چند که راه دومی برای پولدار شدن وجود نداشت ولی مردم به سمت تولید نیز روی نمیآوردند و این عاملی شده بود که بیش از 30 میلیون نفر در چین به علت تفکر سوسیالیست رهبر چینیها از فقر بمیرند و این در شرایطی بود که دولت بیشترین سرمایهگذاریها را انجام میداد؛ سرمایهگذاریهایی که نتیجهای جز فقر در برنداشت. چرا؟
در اواخر دهه 70 میلادی که شروع اصلاحات چین بود، دولتهای چینی آمدند چند کار آن هم به صورت تدریجی انجام دادند. آنها آمدند آنچه را که در اقتصاد آزاد خوب بود، قبول کردند. بسته کامل اقتصاد آزاد را نپذیرفتند بلکه موارد خوب آن را پذیرفتند.
به عنوان مثال کنترل قیمتی را کنار زدند، این امر برای اقتصاد چین که بازار نامولدها نداشت، بسیار مثبت تمام شد؛ چراکه انگیزههای بقای مولدان را در جامعه زنده کرد. به بیان سادهتر دولت تا قبل از انجام اصلاحات به علت سیاستهای کنترلی خود، سرمایهگذاری را دچار انحراف کرده بود به این معنا که دیگر کسی واژه تولید را در کنار واژه سرمایهگذاری استفاده نمیکرد؛ چراکه انگیزههای سرمایهگذاری وجود نداشت. دولت هم به علت آنکه انگیزههای سرمایهگذاری وجود نداشت، خود مجبور به سرمایهگذاری شده بود و این امر از آن جهت بینتیجه بود که امری که هیچ انگیزهای در آن نباشد تنها به شکل صوری انجام خواهد شد.
دولت چین با احتیاط به سمت تجارت آزاد حرکت کرد و در این تجارت به منظور کسب سود بیشتر دنبال دانش خارجی بود نه دریافت بیشتر رانتهای نفتی و کسب بیشتر سهم از توزیع درآمدهای نفتی! و دولت تمام هم و غم خود را در این امر گذاشته بود به گونهای که مناطق آزادی را برای این امر به کار بسته بود
همانطور که امروز در اقتصاد ایران سرمایهگذاریهای دولت دردی از دردهای اقتصاد ایران را دوا نمیکند و این به این علت است که این سرمایهگذاریها در بستری است که انگیزههای مولدگری از بین رفته است. در چنین شرایطی دولت باید اقداماتی برای برگرداندن انگیزههای مولدان برای سرمایهگذاری انجام دهد، تشویق، حمایت، آزاد گذاشتن آنها و...
ولی بعد از اعمال اصلاحات به علت اینکه کنترل قیمتی برداشته شده بود و بازار نامولدها نبود که بخواهد سوء استفاده از گرانی در داخل کند، بخش خصوصی عهدهدار سرمایهگذاریهای مولد شد و دولت مشغول به تقویت بخش خصوصی از طریق جذب دانش خارجی گردید.
دولت چین با احتیاط به سمت تجارت آزاد حرکت کرد و در این تجارت به منظور کسب سود بیشتر دنبال دانش خارجی بود نه دریافت بیشتر رانتهای نفتی و کسب بیشتر سهم از توزیع درآمدهای نفتی! و دولت تمام هم و غم خود را در این امر گذاشته بود به گونهای که مناطق آزادی را برای این امر به کار بسته بود؛ مناطقی که سرمایهگذاریهای تولیدی درآن به خوبی صورت گرفته بود و میتوانستند مکان خوبی برای جذب دانش ناشی از تجارت باشند. اینگونه سیاستهای دولت، عاملی برای ایجاد انگیزههای سودآوری در تولید شد و صرفههای ناشی از مقیاس را پدید آورد، به گونهای که امروز 50 درصد رشد چین ناشی از بهرهوری است.
بعد از اعمال اصلاحات به علت اینکه کنترل قیمتی برداشته شده بود و بازار نامولدها نبود که بخواهد سوء استفاده از گرانی در داخل کند، بخش خصوصی عهدهدار سرمایهگذاریهای مولد شد و دولت مشغول به تقویت بخش خصوصی از طریق جذب دانش خارجی گردید
چین زمانی که به شرایط رقابتی دست یافت به دلیل اینکه نمیخواست شرایط رقابتی خود را از دست دهد و از سویی بنگاههای چینی دوست داشتند با افزایش مقیاس خود، بیشتر از صرفههای ناشی از مقیاس خود استفاده کنند و بیشتر لذت داشتن ابزار بهرهوری را بچشند، به بازارهای کشورهای دیگر فکر کردند؛ چراکه این امر هم صرفههای ناشی از مقیاس چین را بلااستفاده قرار نمیداد و هم بازار رقابتی چین را از خطر تبدیل شدن به بازار انحصاری حفظ میکرد. لذا چون در شرایط انحصاری مانند نمیشد از بهرهوری و صرفههای ناشی از مقیاس سود برد به طور معمول بنگاههایی که دوست دارند از صرفههای ناشی از مقیاس لذت ببرند به جنگ با یکدیگر در داخل نرفته و بازارهای کشورهای دیگر را اشغال میکردند.
تهدیدی که این شیوه تولید کشور چین را در برگرفت این بود که شکاف بین نقدینگی و تولید ایجاد شد؛ چراکه تولید در کشورهای دیگر بود و پول در کشور چین. این امر تورم را افزایش داد و به رغم آنکه درآمد سرانه چینیها را نسبت به 30 سال پیش 14 برابر کرده بود، اما قدرت خرید آنها را کم کرده بود به گونهای که سهم مصرف در رشد چین را کاهش داد و خانههای غیر استاندارد که حتی به 4 متر هم میرسد، هدیهای است که این رویکرد تولید به آنها داده است. این مشکل را دولت چین باید از طریق توجه به داخل حل کند به این معنا که تولید در سطح تقاضای داخل باشد ولی این امر اولاً فرصت شکوفایی بیشتر بنگاههای تولیدی چین را از آنها میگیرد و از سویی امکان جنگ قیمتی و گذار از اقتصاد رقابتی به اقتصاد انحصاری را در چین افزایش میدهد، لذا باید راه دیگری برای کشور چین پیدا کرد. شاید بتوان تبدیل کردن پولهای به دست آمده از صادرات چین به طلا و ارز را گزینه خوبی دانست. به هر حال آنچه گفته شد همه برای این بود که از تجربه چین برای اقتصاد ایران استفاده کنیم. چین که خود در امر تجارت بسیار محتاط عمل میکرد و از تجارت، مزایای آن را دنبال میکرد، آیا در قبال ایران نیز این رویه را دارد، امروز محصولات وارداتی از چین بازار ایران را اشغال کرده است. ایران اگر میخواهد راه نامولدگری را از بین ببرد اول از همه باید به سمت ایجاد انگیزههای مولدگری حرکت کند و در کنار آن با شعار خودکفایی، میتواند از تجارت فقط برای انتقال دانش استفاده کند نه سودجویی چینیها و نامولدان ایرانی.
اقتصاد آزاد همهاش بد نیست ولی اگر بازار علاوه بر مولدان، نامولدان را هم در خود جای داده باشد باید بدانیم که با آزادگذاشتن اقتصاد راه را برای مولدان سختتر میکنیم. لذا عدم کنترل قیمتی مولدان در صورتی میتواند خوب باشد که تورم داخلی، به وارد کنندگان قدرت برای جولان ندهد. لذا بهتر است که دولت از طریق حمایت مادی، کنترل قیمتی بر محصولات داخلی انجام دهد (به میزانی که جلوی درآمد فروش مولدان را از طریق کاهش قیمتها میگیرد، نقدینگی به مولدان بدهد) چراکه با این کار نه اثر مخرب کنترل دستوری ایجاد میشود و نه به نامولدان اجازه قدرتنمایی میدهد. قدمهای بعدی تغییر در سرمایهگذاریهای دولت است، توجه به شرکتهای دانش بنیان تمرکز بر تحقیق و توسعه و تقویت بنیههای تولیدی.
بخش اقتصاد تبیان
منبع : جوان آنلاین



