پیامبر اسلام صلی الله علیه  و آله: از نشانه های بدبختی و شقاوت، خشک شدن اشک چشم ، سنگدلی، حرص زیاد در طلب دنیا و پافشاری بر گناه است.

سه‌شنبه ۲۲ اسفند ۱۳۹۱ - ۰۰:۰۰
نشانه های بدبختی و شقاوت !!
خشکی چشم اشک چشم همراه با معرفت دل اشک خیلی ارزش دارد اما به شرطی که اشک بر اساس معرفت باشد. قرآن یک آیه دارد می‏گوید: «تفیض من الدمع»، «دمع» یعنی اشک «مما عرفوا» این آیه قرآن است و اشک از معرفت یعنی اشکی که برخاسته باشد از معرفت. حدیث داریم حضرت فرمود: «لا یغرنک بکائهم» اگر کسی هم خیلی گریه می‌کند و اشک می‌ریزد ببینید تقوایش چه جور است؟ به مردم چک می‏‌دهد، پول مردم را نمی‏دهد، همسایه‌‏آزاری می‏‌کند. هزار رقم خلاف می‏‌کند اما مثلاً یک… این اشکی که اینقدر ارزش دارد روضه‏‌ای که اینقدر ارزش دارد عزیزان حیف است این عزاداری مقدس را با یک سری کارها خراب کنیم، حیف است. رسولُ اللّه (صلی الله علیه وآله) فرمودند: "مِن عَلاماتِ الشَّقاءِ جُمودُ العَینِ: "از نشانه‏‌هاى شقاوت و بدبختى خشكیدگى چشم است". همچنین امیرالمۆمنین علیٌّ علیه‏السلام فرمودند: "ما جَفَّتِ الدُّموعُ إلاّ لقَسوةِ القلوبِ، وما قَسَتِ القلوبُ إلاّ لِكَثْرةِ الذُّنوبِ". " چشم‌ها نخشكید مگر بر اثر سخت‌ دلى و دل‌ها سخت نشد مگر به سبب گناه زیاد ".( بحارالأنوار: 70 / 52 / 11 منتخب میزان الحكمة: 78 / بحارالأنوار: 73 / 354 /60 منتخب میزان الحكمة: 78) عامل مهمی كه از نظر روایات در خشك بودن چشم و گریه نكردن نقش مهمی دارد و مانع اصلی اشک ریزی در مصیبت و محبت اهل بیت ع است، گناه و معصیت است كه موجب قساوت قلب و خشكیدن چشنه اشك می شود . حضرت علی (علیه السلام) می فرمایند: اشكها خشكیده نشد مگر به خاطر سنگدلی ها و قساوت قلب ها و قلوب با قساوت نشد مگر به خاطر زیادی گناهان بنابراین ریشه اشك نداشتن قساوت قلب است و ریشه قساوت قلب گناه است پس ریشه اشك داشتن رقت قلب است و ریشه رقت قلب پرهیز از گناه است. اصرار بر گناه ولو صغیره از گناهان کبیره بوده، سم مهلکی بر پیکره روح و روان انسان است که حالت بندگی را از او ربوده، نام و یاد خدای تعالی هم ثمره‌ای نمی‌بخشد حرص به دنیا حقیقت حرص اگر با دقت عقلى و بصیرت قلبى، و نور جان كه شعله اى از نور خداست به مسئله حرص بنگریم، به این حقیقت واقف مى شویم كه حرص در اصل یك مایه فطرى و یك سرمایه الهى در وجود تمام انسانها است، و این صفت در كارگاه هستى بشر از عنایات خاصه حضرت ربّ العزّه، و از الطاف پروردگار بزرگ عالم است. اگر وجود انسان خالى از حرص بود ، بدون تردید دنبال هیچ برنامه اى نمى رفت، و براى جلب هیچ خیرى و دفع هیچ شرى قدم بر نمى‌داشت! مسئله مهم در اینجا این است، كه در درجه اوّل اولیاء خانه و مدرسه و مكتب، و در درجه دوّم خود انسان باید در جهت دادن به این صفت بیدار باشد، كه خداى نخواسته این خصلت با عظمت و این نعمت شگفت انگیز رنگ شیطانى به خود نگیرد، و سبب انحراف انسان از تمام حقایق نشود! حرص بخودى خود بد نیست ، وقتى بد مى شود كه انسان آن را بد كند، و درست تدبیر نكند، در هر جا كه پیش آمد مصرف كند، چه سزاوار باشد و چه نباشد، چه حق باشد و چه غیر حق، و این انحراف در سایر صفات انسانى نیز هست، هر صفت نفسانى گرا در حد اعتدال نگاه داشته شود فضیلت است، و اگر به طرف افراط یا تفریط منحرف گردد، رذیله و مذموم مى شود. قالَ الصادق (علیه السلام) : لا تَحْرِصْ عَلى شَیء لَوْ تَرَكْتَهُ وَصَلَ إلَیْكَ وَكُنْتَ عِنْدَ اللهِ مُسْتَریحاً مُحْمُوداً بِتَرْكِهِ ، وَمَذْمُوماً بِاسْتِعْجالِكَ فی طَلَبِهِ وَتَرْكِ التَّوَكُّلِ عَلَیْهِ وَالرِّضا بِالْقِسْمِ. امام صادق (علیه السلام) مى فرماید: در تحصیل چیزى كه اگر براى بدست آوردنش جان نكنى و به طور طبیعى حركت نمائى به تو مى رسد، حرص نزن، كه اگر براى بدست آوردن مقدّر حریص نباشى فكرت راحت و در پیشگاه حضرت حق مورد توجّه و لطف خواهى بود. اصرار بر گناه یا ناشى از تباهى و خواری یكى از دو قوه (شهوت و غضب) و خروج یكى از این دو از اطاعت قوه عاقله است یا از فساد هر دو قوه با هم پدید مى‏آید و در این صورت از رذائل هر دو قوه به شمار می آید و هر چه دلالت بر نکوهش مطلق گناه یا بر ذم هر یك از افراد معیّن آن داشته باشد بطریق أولى و با تأكید بیشتر بر نکوهش اصرار بر گناه دلالت دارد اما براى بدست آوردن برنامه هاى دنیائى اگر حرص بورزى و حدود حضرت دوست را مراعات نكنى، به سه علّت در حریم حضرت او مورد مؤاخذه خواهى بود: 1 ـ شتاب و حرص در آنچه كه براى یافتنش حرص لازم نیست. 2 ـ عدم اعتماد و توكّل بر وود مقدّس حق، آن هم خداوندى كه موجودى از موجوداتش را از هیچ نظر در جهان غیب و شهود از یاد نمى برد. 3 ـ عدم رضایت به داده حق، و پشت كردن به قسمت و روزى خدا، كه این عدم رضایت به داده حق، همیشه باعث تجاوز از حدود، و فرو رفتن در بسیارى از گناهان شده، اگر انسان از دریچه ایمان و اطمینان و یقین و معرفت به تمام زوایاى این جهان بنگرد، به این نتیجه مى رسد، كه هر چیزى در این عالم به جاى مخصوص خود قرار گرفته، و این در و آن در زدن براى بدست آوردن آنچه لازم نیست و جز بار سنگین در زندگى دنیا، و عذاب سخت در آخرت ثمرى ندارد ، كارى باطل و عملى شیطانى است. حرص در امور دنیائى، و در زمینه هاى مادى كه به حقیقت خارج از نیازهاى انسان است و تنها به درد تماشا كردن و گذاشتن و از دنیا رفتن مى خورد، مورث شكستن حدود الهى و پایمال كردن حقوِ بندگان مظلوم و ضعیف خداست . راستى چه بدبخت و بیچاره اند آنان كه دچار مرض حرص مال و جاهند ، و چه خوشبخت و سعادتمند آنان كه در حرص با ملاقات و لقاء حضرت رب العزه هستند. پافشاری بر گناه اصرار بر گناه یعنی چه؟ اصرار بر گناه به دو معنی به کار می رود: 1. تکرار گناه: قدر مسلم از معنی اصرار، تکرار عملی گناه است بدون پشیمان شدن به طوری که در عرف گفته شود مداومت بر آن گناه نموده و پر واضح است کسی که بر گناه اصرار می‌ورزد، از ارتکاب آن پشیمان نیست. 2. ارتکاب گناه (حتی یک بار) بدون عزم و تصمیم و اراده بر توبه و استغفار از آن. در روایتی از امام باقر (علیه السلام) آمده است: اصرار بر گناه این است که انسان گناه کند و استغفار نکند و تصمیم بر توبه و بازگشت نگیرد.[ کلینی، کافی، ج 2، ص 288، بابُ الْإِصْرَارِ عَلَى الذَّنْبِ، حدیث 2] و روایتی دیگر از پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) چنین است: اصرار بر گناه ندارد کسی که استغفار می کند، اگرچه در روز هفتاد بار یک گناه را انجام بدهد.[ انوار التنزیل، ج 1، ص 182] با توجه به این احادیث و احادیث دیگر معلوم می شود که اصرار بر گناه وقتی معنی پیدا می کند که توبه و استغفار در پی ارتکاب گناه نباشد. منشأ اصرار بر گناه چیست؟ اصرار بر گناه یا ناشى از تباهى و خواری یكى از دو قوه (شهوت و غضب) و خروج یكى از این دو از اطاعت قوه عاقله است یا از فساد هر دو قوه با هم پدید مى‏آید و در این صورت از رذائل هر دو قوه به شمار می آید و هر چه دلالت بر نکوهش مطلق گناه یا بر ذم هر یك از افراد معیّن آن داشته باشد بطریق أولى و با تأكید بیشتر بر نکوهش اصرار بر گناه دلالت دارد.[ مجتبوى‏، سید جلال الدین؛ علم اخلاق اسلامى،‏ انتشارات حكمت، چاپ: چهارم‏، 1377 ش،ج: 4 ص: 63] اثرات اصرار بر گناه اصرار بر گناه در آیات و روایات شدیداً مورد مذمت واقع شده و بعضی از آثار سوء آن بیان شده است که عبارتند از: 1. تبدیل شدن گناه صغیره به کبیره: در روایتی آمده است، هیچ گناه صغیره ای همراه با اصرار نیست و هیچ گناه کبیره ای همراه با استغفار نیست.[ کافی، ج 2، ص 282، بابُ الْإِصْرَارِ عَلَى الذَّنْبِ، حدیث 1] یعنی اگر کسی اصرار بر گناه داشت اگر چه گناهش صغیره باشد تبدیل به کبیره می شود و اگر کسی توبه و استغفار کند اگر گناهش کبیره هم باشد از کبیره بودن خارج می شود. 2. خروج از دایره تقوا: قرآن در شرح حال متقین می فرماید: و آنها کسانی هستند که وقتی مرتکب گناه زشتی می شوند یا به خود ستم می کنند به یاد خدا می افتند و برای گناهان خود طلب آمرزش می کنند (و کیست جز خدا که گناهان را ببخشد؟) و بر گناه خود اصرار نمی ورزدند. [ آل عمران،135] حضرت علی (علیه‌السلام) می‌فرمایند: اشكها خشكیده نشد مگر به خاطر سنگدلی ها و قساوت قلب ها و قلوب با قساوت نشد مگر به خاطر زیادی گناهان بنابراین ریشه اشك نداشتن قساوت قلب است و ریشه قساوت قلب گناه است پس ریشه اشك داشتن رقت قلب است و ریشه رقت قلب پرهیز از گناه است 3. عدم قبول طاعت: امام صادق (علیه السلام) فرمود: به خدا سوگند که خداوند چیزی از طاعت بنده ای را با اصرارش بر گناه نمی پذیرد.[کافی، ج 2، ص 288، َبابُ الْإِصْرَارِ عَلَى الذَّنْبِ حدیث 3] 4. بدبختی: امام صادق (علیه السلام) فرمود: پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) فرمود: علامات بدبختی عبارتند از: خشک بودن چشم (نداشتن اشک و گریه)، قساوت قلب (سنگ دلی)، حرص شدید بر دنیا و اصرار بر گناه. [شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج 15، ص 337، حدیث 20680] 5. کم شدن قبح گناه. 6. کشاندن انسان به مرز کفر و الحاد: قرآن می فرماید: سرانجام کسانی که به گناه اصرار می ورزند به تکذیب آیات خدا و مسخره کردن آن می رسند.[روم، 10] 7. تشدید مجازات و عقوبت های دنیوی و اخروی گناه: در روایات آمده است کسانی که مرتکب گناه کبیره می شوند و دوبار حد بر آن ها جاری شده بار سوم کشته می شوند.[کافی، ج 7، ص 191، حدیث 2] همچنین در روایات در مورد عمل زشت و شنیع زنا آمده است که زنا کاری که سه بار شلاق خورده بار چهارم کشته می شود.[همان، حدیث 1] بنابراین بعد از ارتکاب هر گناهی هر چند کوچک باید سریعاً توبه کرده و قصد بازگشت دوباره به آن را نداشته باشیم چرا که اصرار بر گناه و تکرار آن رفته رفته بنده را از خدا دور می کند و دلش را سیاه می نماید و در این صورت است که توفیق توبه از انسان سلب می شود نتیجه اینکه اصرار بر گناه ولو صغیره از گناهان کبیره بوده، سم مهلکی بر پیکره روح و روان انسان است که حالت بندگی را از او ربوده، نام و یاد خدای تعالی هم ثمره‌ای نمی‌بخشد. منابع: کتاب عرفان اسلامی، ج 8 وبلاگ سمت خدا سایت حوزه سایت عرفان بیانات حجت الاسلام ضیاء آبادی بیانات حجت الاسلام ماندگاری

برچسب‌ها

پربازدیدها

پربحث‌ها