معنای تولد فرزند از یك موجود در حقیقت جداساختن یك موجود زنده ـ مادی ـ است به این صورت كه جزئی از اجزاء وجود شخصی خود را، پس از انفصال، و ‎دهد

چهارشنبه ۱۶ اسفند ۱۳۹۱ - ۰۰:۰۰
خداوند هیچگاه فرزند نداشته و ندارد
خداوند هیچ گاه فرزند نداشته و ندارد معنای تولد فرزند از یك موجود در حقیقت جداساختن یك موجود زنده ـ مادی ـ است به این صورت كه جزئی از اجزاء وجود شخصی خود را، پس از انفصال، و تربیت او، فرد دیگری كه هم‎نوع خود اوست قرار می‎دهد مانند: حیوان و گیاه كه از وجود شخصی خود نطفه و لقاح را جدا كرده، سپس با تربیت تدریجی، آن را حیوان یا گیاه دیگری كه شبیه خود آنهاست قرار می‎هند. چرا داشتن فرزند برخدا نقص است؟ چنین معنائی در مورد خداوند متعال از چند جهت محال است: 1. این معنا مستلزم جسمیت و مادیت است و ساحت مقدس الهی از ماده و لوازم آن منزه است. در توضیح اینكه «مستلزم جسمیت و مادیت است» باید گفت: داشتن جزء و قابلیت جداشدن آن جزء از خصوصیت ماده و مادیات است و اصولاً امور مجرد ـ حتی غیر خداوند هم ـ فاقد اجزاء مادی و جسمانی هستند . به علاوه داشتن جزء به معنای تركب است كه خود نقص و نیاز بوده به ساحت الهی راه ندارد، ضمن اینكه هنگامی كه جزئی از یك مركب جدا می‎شود آن مركب سابق از بین می‎رود به این معنا كه مركب چند جزئی سابق اكنون یك جزء كمتر داشته و موجودی دیگر است كما اینكه در همه مجردات جسمیت و مادیت راه ندارد و فرض فرزند برای آنها هم بی‎معناست. 2. چون ذات باری تعالی در خالقیت، ربوبیت و الوهیت مطلق است بنابراین هر چه غیر او فرض شود نیازمند به او و تحت قیومیت الهی خواهند بود، با این وصف چگونه ممكن است آن شیء كه از او زائیده می‎شود مثل و شبیه و فرزند او باشد، به عبارت دیگر موجود مستقل و بی‎نیازی نخواهد بود. پس با این اوصاف دیگر فرزند واجب نخواهد بود بلكه مخلوق اوست . 3. اگر زائیدن و استیلاد در مورد حق تعالی ممكن باشد، مستلزم آن است كه فعل تدریجی برای حضرتش صحیح باشد، در حالی كه فعل تدریجی از ویژگی‎های امور مادی است. در حالی كه آنچه به اراده و مشیت خداوند واقع می‎شود، بدون تدریج و به اصطلاح به صورت دفعی است. [ طباطبائی، محمد حسین، قم، انتشارات اسلامی، تفسیرالمبزان، ج 3، صفحة 485 ـ 489، همان ج 20، صفحة 273.] كما اینكه در سایر مجردات هم تدریج بی‎معناست چنانكه در آیه كریمه متعددی از قرآن به این معنا كه خداوند فرزند ندارد اشاره شده است از آن جمله آیه 171 سوره نساء كه می‎فرماید: (سُبْحانَهُ أَنْ یَكُونَ لَهُ وَلَدٌ) خداوند منزه است از اینكه فرزند داشته باشد و نیز سوره توحید را می‎توان نام برد؛ یادآور می‎شویم كه نفی مادیت و جسمانیت از ساحت الهی ـ چنانكه اكثر قریب به اتفاق مسلمانان به آن معتقدند ـ دلائل مختلفی دارد كه از جمله بهترین دلائل بر سلب جسمیت و مادیت خداوند عبارت است از آن كه: جسم و امر مادی ـ به هر معنایی كه گرفته شود ـ دارای ابعاد سه‎گانه، یعنی طول و عرض و ارتفاع است و از این رو،‌قطعاً از اجزای مقداری تركیب شده است. از زبان عیسی می فرماید: خدا پروردگار من است و پروردگار شماست. پس همگی او را عبادت کنید که راه مستقیم کمال و سعادت همین است بنابراین هر جسمی مركب است و خداوند از هرگونه تركیب مبرا است؛ چرا كه هر موجود مركبی نیازمند اجزاء است و با فقدان یك جزء ناقص می‎شود و نیاز و نقص در خداوند راه ندارد. بنابراین خداوند جسم و مادی نیست، بلكه مجرد است و هیچ یك از احكام جسم بر حضرتش جاری نمی‎شود.[ سعیدی مهر، محمد، آموزشی كلام اسلامی، انتشارات طه، قم، ج 1، صفحة 275] حقیقت داستان حضرت عیسی علیه السلام و مریم سلام الله علیها آیه 34 - 36 سوره مریم ذَلِكَ عِیسَى ابْنُ مَرْیَمَ قَوْلَ الْحَقِّ الَّذِی فِیهِ یَمْتَرُونَ (34) مَا كَانَ لِلَّهِ أَن یَتَّخِذَ مِن وَلَدٍ سُبْحَانَهُ إِذَا قَضَى أَمْرًا فَإِنَّمَا یَقُولُ لَهُ كُن فَیَكُونُ (35) وَ إِنَّ اللَّهَ رَبِّی وَرَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِیمٌ (36) این است [ماجراى] عیسى پسر مریم [همان] گفتار درستى كه در آن شك می‏كنند (34) خدا را نسزد كه فرزندى برگیرد منزه است او چون كارى را اراده كند همین قدر به آن میگوید موجود شو پس بیدرنگ موجود میشود (35) و در حقیقت‏ خداست كه پروردگار من و پروردگار شماست پس او را بپرستید این است راه راست (36) اگر زائیدن و استیلاد در مورد حق تعالی ممكن باشد، مستلزم آن است كه فعل تدریجی برای حضرتش صحیح باشد، در حالی كه فعل تدریجی از ویژگی‎های امور مادی است. در حالی كه آنچه به اراده و مشیت خداوند واقع می‎شود، بدون تدریج و به اصطلاح به صورت دفعی است *در اینجا خداوند می فرماید: اگر در داستان زندگی عیسی شک و تردید و رد و انکاری دارید بدانید که حقیقت داستان همین است که پروردگارتان بیان کرده است و آن خدای سبحان هرگز کسی را به فرزندی نگرفته و خلقت او چنان است که هرگاه چیزی را اراده کند به صرف آنکه بگوید باش موجود می شود. *و از زبان عیسی می فرماید: خدا پروردگار من است و پروردگار شماست. پس همگی او را عبادت کنید که راه مستقیم کمال و سعادت همین است. *داستان عیسی و مریم یک حقیقت گسترده مستمر دارد و آن این است که در این جهان علی الدوام مریمان استعداد و ظرفیت و پذیرندگان صورتهای غیبی توسط ارواح قدسی حامله می شوند و مسیحانی پر از عشق و محبت از موسیقی و نقاشی و شعر به دنیا می اورند که به محض تولد با شما سخن می گویند. فرآوری: زهرا اجلال بخش قرآن تبیان منابع : تفسیر المیزان، علامه طباطبائی ذیل آیات 171، ج 3، صفحة 485 ـ 492، سوره نساء، 30، سوره توبه، ج 9، صفحة 326 و سوره توحید، ج 20، صفحة 273. تفسیر نمونه، ناصر مكارم شیرازی و همكاران، ذیل آیات 171 سوره نساء و سوره توحید. سایت فارس سایت پرسمان

برچسب‌ها

پربازدیدها

پربحث‌ها